تولد یک اثر جامعه‌شناسی موسیقی (III)

آنچه او را قادر می‌سازد که چنین تحلیل‌هایی به‌دست دهد بیش از همه درک او و فراستش برای تشخیص رابطه‌ی قدرت و تنازع‌های درونی جامعه‌ی موسیقی و چگونگی پیوند خوردنشان با منابع قدرت-منزلت سیاسی، اقتصادی و/یا اجتماعی است. یکی از بهترین نمونه‌های این گونه تحلیل را به هنگام بحث درباره‌ی رقابت‌های «زوج وزیری-خالقی» با «زوج مین باشیان-آژنگ» برسر مباحث مدیریتی در رادیو و … (ص ۱۶۳) می‌توان دید، جایی که نویسنده با تیزبینی از افتادن به دام ساده‌انگارانه‌ی «شرق-غرب» می‌گریزد (۳) و به خوبی نشان می‌دهد که اولا چگونه به‌رغم تفاوت‌های ظاهری در بعضی جاها اینها نزدیک‌تر از آنند که خود می‌پنداشتند و ثانیا چطور رقابت ممکن است علاوه بر رویه‌ی نظری دلایلی ملموس‌تر نیز داشته باشد.

این نوع داده‌ها برای اولین بار نیست که ارایه می‌شوند، قبلا در مقالات و کتاب‌های تاریخی به برخی ازآنها اشاره شده اما کم‌تر با این سطح از بی‌طرفی و ذکاوت در کانون توجه جامعه‌شناسانه قرار گرفته‌اند. شگفت نیست، زیرا در جایی که گفتمان غالب بر دوگانه‌سازی سیاه و سفید تکیه داشته، هرگونه تحلیلی که حجاب فروکاست‌نگرانه‌ی دوگانه‌ها را به کناری بزند خودبه‌خود موجب بروز سطحی از آگاهی‌بخشی خواهد بود.

از این ویژگی‌های عمومی که بگذریم یکی دو شاخه‌ی تقریبا حاشیه‌ای (نسبت به هدف اصلی کتاب) هست که آن را باید طلیعه‌ی نوعی پژوهش جامعه‌شناسی موسیقی به معنای امروزینش در جهان در نظر گرفت؛ اگر این سرپل‌ها با مطالعه‌ی عمیق‌تر بعدی تکمیل شوند. از همه مهم‌تر مساله‌ی هویت موسیقایی است و نقشی که در تاسیس دولت-ملت می‌توانسته بازی کرده باشد، که فیاض با بهره‌گیری از ادبیات تحلیلی مطالعات پسااستعماری و با دو اصطلاح راهگشای «خود» و «دیگری» بدان پرداخته است (و شگفت آن که در ادبیات موسیقی فارسی جز در چند مقاله که هیچکدام خصلتی کلی ندارند اثری از این رویکرد روزآمد نمی‌یابیم). با این‌حال هنوز مطالعه‌ی هویت موسیقایی ما ایرانیان، با همه ی رنگارنگی و چندپارگی‌های احتمالی، ذهن دانشوران موسیقی ما را به خود معطوف نکرده است.

اما در کتاب حاضر سکوهایی برای پرش به یک پژوهش کامل‌تر در این زمینه‌ها (ولو در باره‌ی دگرگونی هویت موسیقایی در یک دوره یا یک مکتب خاص) به چشم می‌خورد. مطالعه‌ی نقش موسیقی در پروژه‌های دولت-ملت‌سازی و برعکس، یا رابطه‌اش با ملی‌گرایی قرن نوزدهم-بیستمی، همچنین موضوعی است آشنا برای جامعه‌شناسی یا مطالعات اجتماعی موسیقی در یکی دو دهه‌ی گذشته، چون نقش «سیبلیوس» در تولد ملت فنلاند یا ملیت فنلاندی، نقش «اسمتانا» و «دورژاک» در چک و از این دست.

باز هم در کتاب تحلیلی دقیق از این موضوع را در دوره‌ی رضاشاه که اتفاقا عصر تاسیس دولت-ملت مدرن ایرانی است، در پرتو سوژه‌ی نهانی (رادیو) می‌بینیم. اینجا هم آغازگاه‌ها برای مطالعات گسترده‌تر و ژرف‌تر آماده شده‌اند.
پی نوشت
۳- بد نیست به یاد آوریم نقدش را بر کتاب «نگاه به غرب» «محمدرضا درویشی» در دهه‌ی ۱۳۷۰، و ببینیم که او حتا در روزگاری که تقابل شرق و غرب بسی بیش از امروز رسم اندیشه‌ی روزگار بود، می‌توانسته از آن دوری کند و راهی میانه بجوید.

ارسال دیدگاه

رایانامهٔ شما نمایش داده نخواهد شد.

پوریا رمضانیان: تسکینِ ۷۵۰ نفر؟!

این زرنگ‌بازی است که من بگویم به‌خاطر تسکین مردم‌ام کنسرت می‌دهم. تسکینِ ۷۵۰ نفر فقط؟ تکلیف دست‌کم ۵۰ ملیون نفر آدم چیست؟ پس این حرف بدترین دروغ است. سوماً، باز حتی اگر حق با شما باشد و بهبودِ حالِ همان هفتصد نفر را هم غنیمتی بدانیم، چرا باید بلیط بفروشم؟ قطعاً در این شرایط بهتر است کنسرت را رایگان کنم که لااقل کمترین خیری رسانده باشم. و درنهایت این‌که، بماند که در جای دیگر می‌شود مفصل‌تر در این مورد سخن گفت که اصلاً رسالت «موسیقی جدی» تسکین نیست، بلکه تربیت است.

بیانیه گروه کر شانته درباره عدم حضور در جشنواره موسیقی فجر

هنر برای هنرمند اعتراض است. او این اعتراض را نثار هرچیزی می‌کند که مانع رشد است و سلامت. تراژدی یونانی با سرنوشت انسان دست‌وپنجه نرم می‌کند، موسیقی بتهوون بر روزمرگی می‌تازد، شعر حافظ از تزویر و ریا می‌نالد، و نقاشی‌های کاراواجو تا اعماق درون شخصیت‌هایش را به‌مبارزه می‌کشد.

از روزهای گذشته…

پهلوگرفته بر ساحل اقیانوس موسیقی ایران (V)

پهلوگرفته بر ساحل اقیانوس موسیقی ایران (V)

موسیقی ایران موسیقی بی‌نهایت وسیعی است. به خاطر اینکه موسیقی ایران یک سیستم دوگانه «دوآل‌سیستم» (Dual System) دارد که از قرن‌های متوالی به ما رسیده است. بخشی از این سیستم که قدیمی‌تر است سیستم «مقام» است که از قرن هشتم میلادی تا قرن نوزدهم میلادی در ایران رواج داشته است. و به خاطر شرایطی تاریخی که من از آن آگاه نیستم، به علت اینکه موزیکولوگ نیستم، سیستم جدیدتری به اسم «دستگاه» در ایران رشد می‌کند ولیکن مقام از بین نمی‌رود و در موسیقی نواحی ایران هنوز با سیستم مقام سروکار داریم و هنوز مقام به زندگی خودش ادامه می‌دهد. درنتیجه با دو سیستم در موسیقی ایران مواجه هستیم. به همین خاطر وسعت این سیستم دوگانه بی‌نهایت زیاد است. نمی‌خواهم به مسائل تکنیکی بروم اما مثل اقیانوسی است که می‌شود از هر کجایش آب برداشت. هر نوع موسیقی‌ای که بخواهیم می‌شود از این سیستم درست کرد.
عروض در موسیقی ردیف (I)

عروض در موسیقی ردیف (I)

در انواع موسیقیِ ایرانی، شیوه ها و شگردهای متنوعی برای تلفیق شعر و موسیقی وجود دارد. ازین میان، گرچه تلفیق شعر(فارسی) و موسیقی ردیف دستگاهی قدیمی ترین آن ها نیست؛ (در انواع موسیقی های نواحی ایران و نیز صورت احتمالی آن در موسیقی مقامی قدیم ایران -به ویژه- قدیمی ترند.) با این وجود پیشینه دارترین “هنجار” (نورم) مستند ترکیب شعر و موسیقی در ایران است.
به مناسبت بیستمین سال فعالیت مجله هنر موسیقی

به مناسبت بیستمین سال فعالیت مجله هنر موسیقی

حضور من در اولین کلاس سه تار و تئوری موسیقی نزد استادانم مسعود شعاری و هوشنگ کامکار همزمان بود با تاسیس مجله هنر موسیقی. خوشبختانه در آموزشگاه کامکارها اولین شماره های این مجله را دیدم و یکی از خوانندگان پر و پاقرص آن شدم. در آن سالها نشریات مربوط به موسیقی کم شمار بود و هنوز سایت ها و وبلاگ های مربوط به موسیقی، فعالیت زیادی نداشتند.
بانوی بزرگ بلوز

بانوی بزرگ بلوز

اتا جیمز (Etta James) با نام جمیستا هاوکینز (Jamesetta Hawkins) در تاریخ ۲۵ ژانویه ۱۹۳۸ در لوس آنجلس به دنیا آمد. منتقدین و بزرگان موسیقی از او اینگونه یاد می کنند، یکی از عظیم ترین قدرتها در موسیقی آمریکا، بزرگترین خواننده پس از بیلی هالیدی، اتا جیمز قلب و روح موسیقی R&B، پر احساس ترین خواننده ایست که خداوند آفریده، بزرگترین خواننده بلوز مدرن که تا به حال به وجود آمده که شکی در آن نیست و …
در نقد کتاب «مقدمه‌ای بر آنالیز موسیقی آتنال» (III)

در نقد کتاب «مقدمه‌ای بر آنالیز موسیقی آتنال» (III)

تجزیه و تحلیل موسیقی آتنال در اغلب روش‌ها موضوعی آمیخته با ریاضیات است. از آنجا که از اولین ویژگی‌های این نوع موسیقی آزاد شدن از قید انتظام خاص و شناخته‌شده‌ی نغمه‌ها (گام‌های تنال) و دستیابی به امکان بازانتظام‌بخشی و هم‌وزن‌سازی در قالب مجموعه‌هایی به اراده‌ی آهنگساز، یعنی هم‌بندی نغمه‌ها در گروه‌هایی جز گام و بدون ترجیح یک نغمه بر دیگری است، نظریه‌ی مجموعه‌های ریاضیات جدید که آزادی عمل و قدرت زیادی در توصیف چنین پدیده‌هایی دارند به نحوی موفق برای تجزیه و تحلیل این موسیقی‌ها به کار گرفته شده است.
به قلم یک بانوی رهبر (IX)

به قلم یک بانوی رهبر (IX)

قبلا آرام تر حرف می زدم اما با صدایی بلند تر. گاهی آهنگ حرف زدنم به جای این که پایین رونده باشد بالا رونده بود. اما فهیمدم که این کار هیچ اتوریته ای برای من به ارمغان نمی آورد. در عوض صدایم را قوی کردم و زیر و بمی آن از بین رفته است.
خوزه فلیسانو

خوزه فلیسانو

خوزه فلیسانو (José Montserrate Feliciano García) را باید یکی از نامدارترین خوانندگان پاپ آمریکای لاتین نامید؛ خواننده و نوازنده گیتاریست که اجراهای مهیچ و پرشور وی توانسته است هواداران فراوانی را برای خود بدست آورد و سالنهای چندین هزار نفری همواره مملو از عاشقان وی میباشد. موزیسنی نابینا که توانست با استفاده از نبوغ و خلاقیت های خود جایگاه مناسبی را در دنیای موسیقی پاپ بدست آورد.
گیدیون بروک، فاگوت نواز بزرگ انگلیس (II)

گیدیون بروک، فاگوت نواز بزرگ انگلیس (II)

معروف ترین اجراهای بروک عبارتند از کنسرتوهای باسون وبر و موزار. منتقدان سونوریته قطعه نواخته شده را بیش از هر چیز دیگری مورد تحسین قرار دادند. پس از اجرای کنسرتو باسون موزار در سال ۱۹۵۴، یکی از منقدان بیان کرد که «وقتی بروک می نوازد صدای باسون مانند سرشیر جاری می شود؛ گاهی آدم فکر می کند که دارند ساکسیفون می نوازند».
گزارشی از نشست پایگاه های مجازی موسیقی کلاسیک ایران (III)

گزارشی از نشست پایگاه های مجازی موسیقی کلاسیک ایران (III)

دکتر محمد سریر: اخیرا بیستمین سال راه اندازی اینترنت را جشن گرفته اند، این یک قدم بزرگ بود؛ من فکر می کنم، یک کانال بسیار عمومی در سراسر دنیا باز شد که شاید مهمترین پدیده این قرن بتواند باشد. به هر حال امتیازات بسیار دارد البته به قول فرهنگی ها تکنولوژی یک ضررهای جنبی هم دارد ولی در مجموع امتیازات خیلی بیشتری دارد. زمانی فکر می کردند پیشرفتهایی وسیعی کرده اند و از ماهواره ها استفاده می شود ولی پدیده اینترنت واقعا انفجار بود که می تواند همه را در هر جا در هر لحظه به هم متصل کند و من فکر می کنم در حوزه موسیقی می تواند خدمات زیادی داشته باشد.
موسیقی شناسی فمنیستی (VI)

موسیقی شناسی فمنیستی (VI)

در گام بعد موسیقی شناسان فمینیست کوشیدند تا آهنگسازان زنی را که کارشان فراموش شده یا مورد بی اعتنایی قرار گرفته بود، کشف کنند. آثار هیلده گارد فون بن کلارا شومان، فانی مندلسون، لیلى بولانژه، سیل شامیناد، آمی بیچ، روث کرافورد سیگر، و اثل اسمیت بررسی شدند. در چند سال اخیر توجه زیادی به کارهای اثا اسمیت نشان داده شده، مارش زنان (۱۹۱۱) او مشهور شده و کوارتت زهی ( ۱۹۰۲ – ۱۲ ) و کوئینتت زهی (۱۸۸۴) او که یاد آور تأثیر یوهانس برامس هستند مهم دانسته شده اند. زنان موسیقی شناسی چون سوزان مک کلاری، مارسیا سیترون، روث سلی، کارین پندل، موانع فرهنگی ای را که مانع از راهیابی زنان به آثار مرجع موسیقی می شدند بررسی کردند. برخی هم به نظریات ضد زنی که اعلام می کردند زنان از نظر زیست شناختی موقعیتی فرودست نسبت به مردان دارند و توانایی ساختن قطعه های موسیقی ندارند، پاسخ دادند.