روش سوزوکی (قسمت چهل و دوم)

تجربه‌های من بر روی وجود هنر
قطعاتی را که کلینگر به من می‌داد می‌نواختم و او مرا تصحیح می‌کرد. زمان کلاس طبق معمول دو ساعت طول می‌کشید. او به این مسئله توجه داشت که به من قطعاتی از دوران‌های مختلف را برای نواختن بدهد. احتمالا با این روش می‌خواست که اشتباهات مرا پیدا و تصحیح کند. هرگز به زمانی که صرف آموختن به من می کرد، توجهی نداشت، اما در مقابل برای من که می توان گفت آدمی تنبل بودم و می بایست تمام این قطعات را یکسره اجرا می کردم، این زمان رنج و عذابی مضاعف محسوب می شد. من از ابتدا می‌دانستم که فکر سلیست شدن را باید از ذهنم دور کنم، البته در آن موقع نمی‌دانستم که این مسئله ارتباطی به استعداد ندارد و تنها به میزان تکرار و تمرین مربوط می شود.

همینطور نمی‌دانستم که چهار صد بار تکرار یک تمرین کار را به گونه ای پیش می برد که از آن اثری هنری پدید می آید. من در نزد کلینگر نگاه و شناخت ارزشمند از موسیقی را می‌آموختم. خواسته واقعی من این نبود که یک هنرمند بشوم بلکه تنها این بود که هنر را به زیبایی درک کنم که در این خصوص کلینگر به من خیلی آموخته است.

ما چهار سال اول را روی کنسرتها، سوناتها و آثار موسیقی مجلسی صرف کرده بودیم، رفته رفته من علاقه و شوق خاصی نسبت به این نوع از موسیقی پیدا کردم و پروفسور کلینگر در آن بر جایگاه رفیعی ایستاده بود، آری زمان آن رسیده بود که کاری که همیشه در پی آن بودم را به انجام برسانم.

هنگامی که تصمیم گرفتم که در برلین بمانم و از کلینگر درس بگیرم، اطاقی در خانه خانمی‌ تنها کرایه کردم. در آنجا خانم دیگری به کارها رسیدگی می کرد. هر دو نفر آنها شنوایی گوشهایشان ضعیف بود به این خاطر هرگز به تمرینهای من در منزل اعتراضی نداشتند در کنار این شانسی که نصیب من شده بود خوش شانسی دیگری هم نصیب من شده بود و آن آشنایی با دکتر میشاالیس (Michaelis) پروفسور در علم پزشکی بود. هنگامیکه با او و خانواده اش آشنا شدم از من به خوبی استقبال کردند و در سفری که دکتر میشاالیس به ژاپن داشت بارها به خانه ما دعوت شد به همین دلیل در دل محبت زیادی نسبت به من داشت. وقتی که دکتر میشاالیس برای گرفتن پست ریاست در دانشگاه جان –‌هایکیز راهی آمریکا شد. به من گفت: “متاسفانه حالا دیگر من نمی‌توانم که از تو مواظبت کنم اما از دوستم خواهش کرده ام که به جای من مواظبت تو را برعهده بگیرد” این دوست کسی نبود جز دکتر آلبرت اینشتین کاشف تئوری نسبیت است! به این گونه بطور ناگهانی آشنایی و دوستی من با چندین اندیشمند و انسان برجسته و عالی مقام جهانی فراهم گردید. این دیگر به عالیترین بخش زندگی من تعلق داشت! بعد از سالهای زیاد این جمع دوستانه نیروی محرکه‌ای برای من شد و تمام این مشاهدات و نوع زندگی با این جمع مرا بر آن داشت که ایده تعلیم و تربیت استعداد کودکان بدون شک و شبهه باید توسط من به اجرا درآید. دکتر اینشتین این انسان بزرگ مرا برای عملی کردن این ایده ها به آگاهی رساند.

ارسال دیدگاه

رایانامهٔ شما نمایش داده نخواهد شد.

مرور آلبوم «مثنوی صبا»

بازنویسی/تنظیم آثار برای سازهای دیگر در اولین سطح به کار گستراندن کارگان (رپرتوار) می‌آید، حال با هدف آموزش باشد یا دسترسی‌پذیری قطعات برای نوازندگان آموزش دیده. از این رو نفس حضور آلبوم «مثنوی صبا» (و بیش از آن کتاب نغمه‌نگاری‌‌اش) مغتنم است. آنچه در خود آلبوم شنیده می‌شود ۲۱ قطعه و نواخته از «ابوالحسن صبا» موسیقیدان افسانه‌ای و پرجاذبه‌ی تاریخ ماست که اگر از سطح نخست برگذریم ابعادی از مساله‌ی کارهای مشابه را بر ما هویدا می‌کند.

دسته بندی و زمان بندی: ادراک متر (I)

تمپرلی در مقاله اش با نام «متر و دسته بندی در موسیقی آفریقایی» این سوالات را مطرح می کند: «چگونه می توان ریتم آفریقایی را با دید رایج تئوریک ریتم مطابقت داد؟»، «چه شباهت ها و تفاوت های بین ریتم آفریقایی و ریتم غربی وجود دارد؟ با توجه به این که ریتم غربی در بر اساس تئوری موسیقی سنجش می شود.» دیدگاه من در این مقاله نیز تفاوت چندانی با سوالات مطرح شده ندارد. مانند تمپرلی من نیز می خواهم مفاهیم تئوری های اخیر ریتم و متر را با توجه به موسیقی غربی مورد بحث قرار دهم. با این حال، من صرفا موسیقی آمریکایی را مد نظر قرار نمی دهم.

از روزهای گذشته…

موسیقی کانتری (II)

موسیقی کانتری (II)

هنرمندانی چون جرج جونز (George Jones)، پورتر واگنور (Porter Wagoner) و لورتا لاین (Loretta Lynn) موسیقی دانان دوران عصر طلایی بودند و بسیاری از آهنگهای آنان تا به امروز خوانده و اجرا می شود. در سالهای ۱۹۳۰ و ۴۰ موسیقی وسترن و آوازهای کابویی که از سالهای ۱۹۲۰ضبط شده بود، در فیلمهای مشهور هالیوود استفاده شد.
مقایسه‌ی روش‌های آموزش ساز عود در موسیقی ترکی (III)

مقایسه‌ی روش‌های آموزش ساز عود در موسیقی ترکی (III)

نام ساز عود مأخوذ از نام درخت Agalloch است که در عربی به آن «العود» (El-oud) گفته می‌شود. ترک‌ها واژه‌ی «oud» را بر اساس ساختار زبانی و رسم‌الخط خود تغییر دادند و آن را به صورت Ud می‌نویسند. غربیان با این ساز در زمان جنگ‌های صلیبی، میان قرن‌های پنجم تا هفتم قمری (سده‌های ۱۱ تا ۱۳ میلادی) آشنا شدند و آن را «لوت» نامیدند (در زبان انگلیسیlute، در زبان فرانسوی luth، در زبان آلمانی laute و در زبان ایتالیایی liuto).
“رازهای” استرادیواری (XIV)

“رازهای” استرادیواری (XIV)

به غیر از قالب ساخته شده از چوب درخت بید برای نخستین ویولای کنترالتو ساخت استرادیواری در سال ۱۶۷۲ و نیز قالب مورد استفاده برای ویلن ۴/۱ به نام Aiglon که از چوب سپیدار ساخته شده بود، تمام قالبهای ویلن، کنترآلتو و ویولای تنور از چوب گردو درست شدند. (ضخامت قالب ویولا کنترآلتو ۱۷ میلی متر و ضخامت قالب ویلن Aiglon 13 تا ۱۵ میلی متر می باشد).
علینقی وزیری؛ ناسیونالیسم دولتی و روشنفکر موسیقی (III)

علینقی وزیری؛ ناسیونالیسم دولتی و روشنفکر موسیقی (III)

معلوم می‌شود ژنی ایرانی در اختراع و ایجاد آثار صنعتی در قدیم خیلی بیشتر به کار می‌افتاده […] یک روح سستی و تنبلی در ما حکم‌فرماست. چه خود را قادر به تهیۀ وسائل زندگی نمی‌دانیم و همه را واگذار به بخت تقدیر می‌کنیم. […] باید […] تکان سختی به خود بدهیم. این غبار بدبختی را از روی خود برطرف کنیم و با انسان امروز همدوش و برابر راه برویم.»
نگاهی به قوانین تولید و نشر موسیقی در آمریکا

نگاهی به قوانین تولید و نشر موسیقی در آمریکا

موسیقی صنعتی است با قوانین مختص به خود و به نظر می رسد هر یک از ما به نوعی با جنبه های مختلف آن درگیرهستیم. از یک شخص حقیقی گرفته تا اتحادیه ها و شرکت های معروف، از ناشرین گرفته تا صادر کنندگان پروانه کار، از آژانس های مسئول گردآوری قطعات موسیقی گرفته تا دفاتر کپی رایت و ثبت علائم تجاری، همه و همه درگیر این صنعت هستند.
کنسرت زمستان؛ اثری فروتر از انتظار (I)

کنسرت زمستان؛ اثری فروتر از انتظار (I)

قدم از قدم برداشتن در هوای تیره و سنگین موسیقی روزگار ما، کار توان فرسایی است. بخصوص که این قدم در راستای برگزاری کنسرت برداشته شود و این دشواری ها وقتی به مشکل تبدیل می شوند که سرپرست گروه موسیقی مرتکبِ ! انتخاب خواننده ی زن هم شده باشد. لاجرم پیش از هر گونه نگاه منتقدانه به کنسرت زمستان، باید به آقای حمید متبسم و گروه مضراب تبریک و خسته نباشید گفت. اما با وجود همه ی اینها نقد منصفانه ی آثار هنری همیشه و در هر وهله ای از شرایط اجتماعی می تواند به بهبود کیفیت آثار، از جنبه های گوناگون یاری ببخشد.
سرگذشت موسیقی کلاسیک در شوروی کمونیستی (II)

سرگذشت موسیقی کلاسیک در شوروی کمونیستی (II)

خرنیکوف زندگی تمام کسانی که نامشان را در لیست سیاه قرار داشت، تباه کرد. جلوی تمام فعالیت های آنها گرفته شد و {آنها} تا زمان مرگ استالین در انتظار دستگیری، تبعید یا اعدام بودند. جالب آنکه خرنیکوف بعد از فروپاشی شوروی هم سمت خود را حفظ کرد و تا سال ۱۹۹۱ به عنوان رئیس تحقیقات موسیقایی در روسیه به فعالیت پرداخت. الان او ۹۳ ساله است و اجازه داد ماه گذشته در مسکو با او گفت وگو کنم.
سخنرانی حمیدرضا نوربخش در مورد مکاتب آوازی

سخنرانی حمیدرضا نوربخش در مورد مکاتب آوازی

چهارم خرداد سخنرانی و کنسرتی با شرکت حمیدرضا نوربخش و بهداد بابایی در شیراز برگزار شد که گزارشی از این برنامه را که توسط آقای ایاز رزمجویی تهیه شده می خوانید.
ویلنسل (X)

ویلنسل (X)

بسیاری از ویولنسل نوازان ریزاندام نواخن با ویولنسل هفت هشتم را ترجیح می دهند، چون با این ساز کشیدگی پنجه در پوزیسون های بالای دسته دشواری کمتری برایشان می آفریند. به ندرت ویولنسل هایی بزرگتر از چهار چهارم هم وجود دارد. نوازنده هایی که دستهایی با بزرگی نامعمول دارند، ممکن است ویولنسلی را بنوازند که کمی از full-size بزرگتر باشد.
نقد تاریخ نگاری موسیقی ایرانی (II)

نقد تاریخ نگاری موسیقی ایرانی (II)

بیش از همه در تاریخ نگاری ها برای شناسایی «ایرانی» بودن موسیقی به عامل «نژاد» متوسل شده اند. تاریخ نگاران در وهله نخست مدلل نموده اند که به عنوان مثال «نژاد» عامل موسیقی دانی مانند فارابی یا ابراهیم و اسحاق موصلی ایرانی بوده اند و بعد چنین پنداشته اند که تحقیقات و تألیفات ایشان ناگزیر در حیطه ی موسیقی ایرانی و در نتیجه بخشی از تاریخ موسیقی ایرانی بوده است. چند نمونه: حسن مشحون در تاریخ موسیقی ایران: «ابراهیم پسر ماهان پسر بهمن پسر پشنک بود و (و در پاورقی توضیح داده که) ابن خردادبه می گوید چون ابراهیم در موقع مستی شعری را زیاد تکرار می کرده که در آن کلمه ی موصل بوده از این جهت به موصلی معرف شده» (جلد ۱، ص ۱۱۹)