کلاف سردرگم (IV) – گفتگوی هارمونیک Harmony Talk

کلاف سردرگم (IV)

پری ملکی در حال اجرای کنسرت با گروه خنیا
پری ملکی در حال اجرای کنسرت با گروه خنیا
جشنواره‌های متعدد استانی با موضوعات مختلف و گستره‌های گوناگون را نیز نباید از نظر دور داشت هر چند که به دلیل جریان مرکزگرای موجود در جامعه‌ی ایران، آن‌ها هم مانند همتایان تهرانی‌شان بودند با همان سردرگمی و گرفتاری‌هایی که شرح داده شد. از جمله‌ی این جشنواره‌ها به برگزاری جشنواره موسیقی استانی و شب‌های موسیقی ایران در شیراز، جشنواره‌ی موسیقی نواحی در کرمان اشاره کرد.

جشنواره‌های موضوعی یا غیر موضوعی جداگانه مانند «گل یاس» (جشنواره‌ی مخصوص بانوان) یا جشنواره‌ی مخصوص موسیقی پاپ هم تقریبا نمونه‌های کوچک شده ای از همان رویداد فجر هستند با همان گرفتاری‌ها و مشکلات.

شاید تنها جدا شدن و محدود شدن آن‌ها باعث می‌شود این مسائل کمتر دیده شود.

در سال‌های اخیر جشنواره‌های دانش‌جویی و چند رویداد موسیقایی که فصل مشترک دانشگاه و نیروهای بیرون از دانشگاه است (مانند دوسالانه‌های موسیقی نو) با اهداف روشن‌تر و نظام‌نامه‌های شفاف‌تر پا به میدان گذاشته‌اند.

این‌ها اگر چه بنیه‌ی مالی و فیزیکی جشنواره‌هایی را که شرحشان رفت، ندارند؛ اما به دلیل حضور نیروهای متخصص و کوچک‌تر شدن حوزه‌ی فعالیت‌شان موفقیت بیشتری کسب کرده‌اند.

بررسی اجمالی اهداف مختلف جشنواره‌ها که در بخش اول این مقاله آمد و مقایسه‌ی آن با جشنواره‌ی فجر نشان می‌دهد که در این‌جا نه فقط هیچ‌یک از آن اهداف به تنهایی مد نظر نبوده است بلکه ترکیب مشخص و از پیش اندیشیده‌ای نیز از آن در ذهن گردانندگان موجود نبوده است. شاید علت اصلی این باشد در ایران حتا کارکردهای ایدئولوژیک هم به سادگی امکان‌پذیر نبود.

همین امر و نیاز به اعاده‌ی حیثیت و آوردن دلایل بی‌شمار و گاه نیز حضور نیروهای غیر متخصص در مراکز تصمیم‌گیری و اعتنا نکردن به نظر مشاوران متخصص، باعث می‌شد که برنامه‌ریزی بلند مدت و هدف‌دار هنری برای چنین جشنواره‌ای اگر نه غیر ممکن، لااقل خیلی دشوار باشد.

نقد یا تایید نگاه عصر هم در بیشتر این جشنواره‌ها به چشم نمی‌خورد، چرا که جریان‌های اصلی موسیقی ایرانی (و حتا غیر ایرانی) در جایی خارج از شمول این جشنواره اتفاق می‌افتد. در طول سال‌های برگزاری، کمتر اثری از جریانات موسیقی مهم در جامعه می‌یابیم مگر آن‌که مهم‌ترین جریان عصر را سردرگمی و کلافگی هنری بدانیم.


کنسرت گروه آریان در جشنواره فجر (عکس از فارس نیوز)
این بدان معنا نیست که جشنواره در نقد جریان‌های موسیقایی عصر می‌کوشد بلکه بیشتر به معنای نوعی بی‌نگاهی و عمل‌کرد خنثا است (۱۱). این عملکرد خنثا و عدم برخورد آرا و شیوه‌های گوناگون شاید مهم‌ترین عاملی باشد که چنین بعضی از جشنواره‌‌ها را بی‌رنگ و بو (و شاید خاصیت) کرده است.

بنابر آن‌چه گفته شد به نظر می‌آید که جز با بازنگری در شیوه‌ی برگزاری چنین رویدادهایی امکان تغییر آن‌ها وجود ندارد. اگر اهداف اولیه‌ی چنین جشنواره‌هایی (۱۲) دوباره تعریف شود و تداوم آن دست‌کم برای میان مدت تضمین شود آن‌گاه ممکن است شاهد اثر گذاری هنری چنین رویدادی بر فضای موسیقی کشور باشیم.

پی‌نوشت
۱۱- چنان که گفته شد این معایب کمتر دامن بخش‌های مربوط به موسیقی نواحی را می‌گیرد.
۱۲- بیشتر منظور جشنواره‌ی فجر و نمونه‌های استانی است و گرنه جشنواره‌های موسیقی نواحی و … کمتر این عیب را دارند. به همین دلیل نیز برگزاری آن‌ها کمتر نیازمند بازنگری کلی در روش‌ها است.

آینه خیال شماره‌ی ۴

ارسال دیدگاه

رایانامهٔ شما نمایش داده نخواهد شد.

امامی: استقبال خوبی از برنامه ما در سوئیس شد

من علاقه زیادی به موسیقی قدیم ایران داشته ام و سعی کرده ام در حد توانم بر روی آن حوزه موسیقی کارکرده و بر روی موسیقی دوره قاجار و هم قبل از آن دوره مطالعات مختصری داشته ام و به طبع در آثارم از آن ها بهره می برده ام در این سال ها آلبوم های تولید کرده ایم با همراهی دوستانم مثل آلبوم برافشان و آلبوم چهار سو که با آهنگسازی دوست خوبم حمید شریفی بوده و همچنین آلبوم بزم ۲ با آهنگسازی دوستانم سعید کورد مافی و علی کاظمی که همه این آلبوم ها توسط انتشارات ماهور منتشر شده است و تمامی این آثار رویکردی که ما داشته ایم استفاده از امکانات بالقوه موسیقی قدیم ایران بوده است و اینکه این امکانات بالفعل کرده و امکاناتی نظیر فرم و دورها و متدهای متفاوتی که در آن موسیقی وجود داشته است و الان کمرنگ شده است و یا کمتر استفاده می شوده است. این امکانات در هر صورت به ما راهی را نشان می دهند که شاید از این طریق بتوان رنگ و بوی تازه از موسیقی ایران رو شنید، البته شاید! در هر صورت راهی است که می شود در بستر تاریخی اصالت ها را حفظ کرد و موسیقی گذشته را به این شکل منتقل کرد.

بررسی برخی ویژگی های ساختاری آثار پرویز مشکاتیان (X)

شورانگیز (چهارمضراب شور): این قطعه با الگوی ساختاری چهارمضراب طراحی و ساخته شده است. وزن اصلی قطعه دو ضربی ترکیبی بوده و از ابتدا تا انتها با سرعت ثابت و بدون تغییر ادامه می یابد. نکتۀ بارز و اصلی این اثر در استفادۀ آهنگساز از ترکیبات متفاوت و متنوع در وزن و ضرباهنگ اثر است و با اینکه وزن اثر تا انتها ثابت است ولی تغییرات درونی در سرضرب ها و استفاده از حالات متنوع آنها فضایی متفاوت به این اثر بخشیده است.

از روزهای گذشته…

نماد‌شناسی عود (VII)

نماد‌شناسی عود (VII)

ابن سینا در کتاب خود «شفا» (کتاب ریاضیات) (۲۲) بخش زیادی از فصل مربوط به آلات موسیقی را به بحث کوک و فواصل و فیزیک صدا اختصاص داده و در آن بیان کرده‌است که عود بهترینِ سازها و محبوب‌ترینِ آنها نزد مردم است. (۲۳) مضاف بر این در ادامه‌ راجع به تعداد سیم‌های عود می‌گوید که ما پیش‌تر آن را در یکی از افسانه‌هایی با نگاهی تن-نمایانه برای عود یافتیم: او می‌گوید که عود گاهی دارای ۵ جفت سیم است اما بیشتر ۴ جفت سیم دارد(۲۴) و در هر دو صورت سیم‌های این ساز معمولاً با یک فاصله‌ی چهارم نسبت به هم کوک می‌شوند.(۲۵)
آهنگ شعر معاصر (I)

آهنگ شعر معاصر (I)

هر دوره زبان خاص خودش را دارد و مفاهیمی مانند عشق و گرایش های متفاوت عاطفی و… اشکال مختلفی در زمانه ی خودشان می یابند. عشق امروز جنس دیگری از تغزل را بر می تابد. به تصور من ادبیات کلاسیک به طور کلی به دو بخش اصلی تقسیم می شود. یک بخش آن طنز است که بیشتر در شرایط استبداد شکل می گیرد و بخش دیگر هم تملق است. وقتی ما مدل اجتماعی و زمانه ای یک شعر را بررسی می کنیم، متوجه ظهور اجتناب ناپذیر شخصی چون نیما بعد از انقلاب مشروطه می شویم. با حضور نیما زبان و فرم دیگری برای شعر در ایران پیدا می شود و این زبان مفهوم شعر را با زمانه ای که درگیر آن بوده دگرگون می کند. همین اتفاق در مورد فرم شعر کلاسیک هم پدید می آید. شهریار نمونه ای ناب از شعر کلاسیک پس از دوره ی مشروطه است. وامداران این دو گروه نیز هر کدام سمت وسویی یافتند. ادامه دهندگان راه نیما مانند احمد شاملو به زبانی اعتراضی روی آوردند و پیروان شهریار مانند هوشنگ ابتهاج زبانی آهنگین پیدا کردند.
علی رحیمیان : دوست دارم آثارم زنده اجرا شود

علی رحیمیان : دوست دارم آثارم زنده اجرا شود

در ادامه مصاحبه با آقای علی رحیمیان راجع به فعالیت های هنری ایشان، در این مطلب قسمت سوم این مصاحبه را می خوانیم.
منبری: شعر نو بیان نو می خواهد

منبری: شعر نو بیان نو می خواهد

نکته اینجاست که شعر نو بیان نو هم می طلبد و در آواز ردیفی باید با عنصر خلاقیت تغییراتی داد تا موسیقی از شعر عقب نماند. حتی اگر لازم باشد فواصل را تغییر دهیم. اما در مورد ترانه بحث متفاوت است و آزادی عمل بیشتر. در دوره ای از موسیقی ما آهنگساز و ترانه ساز و خواننده باهم کار می کردند و روابط نزدیکی باهم داشتند. آثار بسیار همگونی خلق می شدند که آن روند ادامه پیدا نکرد. آثاری مثل من از روز ازل یا شد خزان و تو ای پری و بسیاری آثار موفق دهه های چهل و پنجاه حاصل آن دوره و آن نوع کار بودند.
بررسی اجمالی آثار شادروان <br />روح الله خالقی (قسمت چهارم)

بررسی اجمالی آثار شادروان
روح الله خالقی (قسمت چهارم)

این اثر بگفته خود خالقی در مصاحبه سال ۱۳۴۰ که قبلا از آن سخن رفت، نخستین موسیقی بدون آواز است که او آنرا پسندیده و به دور نینداخته است و آنرا “رنگارنگ۱” نامیده است. این آهنگ بعده ها بوسیله بیژن ترقی ترانه گذاری شده و بر اساس کلام او به نامهای فوق شهرت یافته اما آقای ترخی خود این اثر را “گلریزان” نامیده است.
گزارش نشست پژوهشی تنبک کوکی و نی کلیددار (II)

گزارش نشست پژوهشی تنبک کوکی و نی کلیددار (II)

نشست پژوهشی نی کلید دار و تنبک کوکی در تاریخ سوم دی ماه، در کنسرواتوار تهران برگزار شد. در این برنامه دکتر حسین عمومی نوازنده نی و استاد دانشگاه ارواین آمریکا، درباره ساخت و نحوه نوازندگی این سازها به سخنرانی پرداخت. در ادامه این برنامه شاهین مهاجری محقق و نوازنده تنبک به سخنرانی درباره تاریخچه و فیزیک ساز تنبک و بعضی از سازهای کوبه ای جهان پرداخت که در این نوشته متن این سخنرانی را می خوانید.
کنسرت گروه هیراب در خانه هنرمندان

کنسرت گروه هیراب در خانه هنرمندان

کنسرت گروه هیراب در تاریخ ۳ و ۴ دی ماه در تالار استاد جلیل شهناز خانه هنرمندان برگزار می شود. این کنسرت دومین کنسرت پیام بحیرایی به عنوان آهنگساز می باشد که با حمایت خانه موسیقی در خانه هنرمندان تهران در دو بخش به اجرا در می آید.
۲۶اردیبهشت ماه، افتتاح نخستین نشست رسمی پایگاه های مجازی موسیقی کلاسیک ایران

۲۶اردیبهشت ماه، افتتاح نخستین نشست رسمی پایگاه های مجازی موسیقی کلاسیک ایران

نخستین نشست رسمی پایگاه های اطلاع رسانی موسیقی با حضور اعضای جامعه ی مجازی آن، در تاریخ چهارشنبه ۲۶ اردیبهشت ماه ۱۳۸۶ در شهر شیراز و در سالن “سبز کوچک” آّبنوس این شهر افتتاح خواهد شد. این نشست که به مدت سه روز برگزار خواهد شد، در یک حرکت خودجوش با هدف بررسی و تببین نقش فضای مجازی در معرفی، رشد، توسعه، اعتلای موسیقی و فرهنگ نقد و پژوهش در این زمینه انجام خواهد شد.
گفتگو با جیمز دپریست (III)

گفتگو با جیمز دپریست (III)

فکر می کنم جواب دادن به این سئوال برای بسیاری سخت باشد. برای من به عنوان رهبر ارکستر، قطعه موسیقی عالی، قطعه ای است که هیچگاه نمیرد و آنقدر توانا باشد که همیشه شما را قانع کند تا باز آن را بارها و بارها اجرا کنید. این همان قطعه ای است که می تواند توسط اجرا کنندگان گوناگونی کار شود. به یاد می آورم زمانی که به همراه فیلارمونیک اسرائیل بودم، روش آنان این است که یک برنامه را حداقل ۹ بار تکرار کنند، ۶ بار در تلاویو و ۳ بار در هایفا و احتمالا ۱ بار در اُرشلیم! خب شما بهتر است که آن کار را دوست داشته باشید، چرا که مجبور هستید چندین روز متوالی آن قطعات را تکرار کنید! به یاد می آورم که سمفونی شش بتهوون را در یک کنسرت اجرا کردم و همچنین کنسرتوی بلا بارتوک (Bela Bartok) و راخمانینوف (Rachmaninoff)! هر چقدر قطعه موسیقی بهتر باشد به دفعات بیشتری می تواند اجرا شود.
چهره ی آدرنو از قابِ اتنوموزیکولوژی (XI)

چهره ی آدرنو از قابِ اتنوموزیکولوژی (XI)

مسئله ی دیگر که آدرنو آن را در نظر نگرفته است قابلیت بالقوه ی موسیقی عامه پسند از لحاظ اقتصادی است. با تعداد انگشت شماری از نوازنده و یک خواننده، موسیقی عامه پسند این قابلیت را داشت که در مدت زمان محدودی موسیقی تولید کند. طبیعی است که در وهله ی نخست سرمایه گذارانِ صنعت موسیقی به این گروه ها تمایل داشته باشند تا یک ارکستر سمفونیک که مالر آهنگساز آن است! زیرا آنها بیشتر از هر چیز به نفع تجاری خود فکر می کردند. اگر شوئنبرگ و مالر و وبرن و… تبدیل به موسیقی روز می شدند تمامِ شهر را باید سالن های کنسرت و استدیوهایی با جعبه های صد و چند نفره می ساختند اما یک گرامافون برای شنونده و یک استدیوِ زیرزمینی برای تولید موسیقی جَز کافی بود!