سعیدی: در ابتدا سبک نوازندگی ایرانی ها عربی بود

ملیحه سعیدی
ملیحه سعیدی
نوازندگان ایرانی قانون تحت تاثیر شیوه نوازندگی اعراب دوباره نواختن قانون را در ایران از سر گرفتند مانند رحیم قانونی و جلال قانونی و بعد از آن استاد خودم زنده یاد مهدی مفتاح و خانم سیمین آقارضی همه اینها به همان سبک و شیوه‌ی تکنیک موسیقی عربی با نوای موسیقی ایرانی می نواختند. یکی از این اساتید هم که هنوز هستند ولی به دلیل کهولت سن نوازندگی نمی کنند آقای اکبر صدیف هستند که الآن در تگزاس زندگی می کنند. از نواخته های آقای صدیف هم فایل شنیداری دارم.

از نظر نوع اجرا با چند انگشت می نواختند؟ با کدام انگشت‌ها ریز می‌زنند؟
با انگشت نشانه اجرا می‌کردند و در واقع همان تکنیک عربی را اجرا می کردند که بر اساس سؤال و جوابت دست راست و چپ است و گلیساندو های زیاد یعنی سبکی که خانم سیمین اجرا کرد را اگر شنیده باشید آن تکنیک عربی است با نوای موسیقی ایرانی، آقای مفتاح هم همین طور بودند.

من در هنرستان قانون را به عنوان ساز دوم انتخاب کردم، چون در آن زمان اصلاً ساز قانون به عنوان یک ساز تخصصی در سیستم آموزشی نبود، اما در حال حاضر مدرک تخصصی کارشناسی ارشد به این ساز می‌دهند یعنی بالاترین مدرکی که ما داریم، (دکتری اینجا نداریم ولی کارشناسی ارشد داریم) خیلی از شاگردهای من، در مقطع کارشناسی ارشد مدرک گرفتند و کار کردند.

خودتان هم در مقطع کارشناسی ارشد تدریس می کنید؟
بله. بعضی از شاگردانم هم تدریس می کنند در این مقطع مثل خانم مریم ابراهیم که در ارکستر آقای شجریان هم می نواختند. ایشان دانشگاه هنر هم درس اش را تمام کرده است و من هم جزء ژوری امتحانی‌شان بودم.

از زمانی که من شروع کردم به کار کردن و کتاب نوشتم و کتاب متدهایم چاپ شد و بعد قطعه‌هایی ساختم، قطعه‌هایی از اساتید مختلف تنظیم کردم، این ساز از طرف اساتید به رسمیت شناخته شد و الان به چنین جایگاهی رسیده است.

ساز اول ویولون بود ولی می خواستم لیسانس قانون داشته باشم، به همین خاطر مجبور بودم هر دو را امتحان بدهم. دکتر داریوش صفوت که ایشان استاد من بودند گفتند که شما می‌توانید چون من قانون را کاملاً با سبکی که آقای مفتاح به ما درس داده بودند اجرا نمی‌کردم ولی ایشان گفتند که شما دانشگاه قانون را ادامه بدهید، من مطمئن هستم که این قانون دست شما کاملاً به سبک ایرانی در می آید، چون الآن فرمی که دارید می‌زنید کاملاً نوای موسیقی ایرانی را ما از آن می‌شنویم؛ از آن به بعد شد که دیگر به طور کلی قانون در گروه‌های مختلف جا پیدا کرد چون دیگر می‌شد که همه نوع رپرتواری با آن زد؛ پیش درآمد یا چهارمضراب هر قطعه‌ای را می‌شود کاملاً به سبک ایرانی زد بعد من از سال ۶۸ ۶۷ شروع کردم. ۶۷ که البته یک قطعه‌ای هم دارم در نوار و سی دی دلنوا که اولین تک‌نوازی قانون من بود که از انگشت‌های مختلف استفاده کردم؛ چون من پیانو هم زدم به همین دلیل احساس کردم، به طور کلی با موسیقی کلاسیک هم آشنایی دارم. فکر کردم یک چیزهای خاصی را می‌شود روی قانون اجرا کرد که جدا از اینکه با دو انگشت می‌شود استفاده کرد از انگشت‌های مختلف هم می‌شود استفاده کرد. به همین ترتیب قطعه‌ای که اجرا کردم در آن سی دی هم اجرای من هست.

درسته پس تکنیک عربی را با چهار انگشت می‌زنند؟
نه با دو انگشت، دو انگشت نشانه.
بعد انگشت شصت چی؟
نه شصت اجرا نمی‌کردند.

یک دیدگاه

  • سنتور نی
    ارسال شده در آذر ۲۴, ۱۳۹۵ در ۷:۰۸ ب.ظ

    سلام
    با تشکر از زحمات شما بنده پیشنهاد می کنم با استاد سرکار خانم پریچهر خواجه نوازنده توانا و صاحب سبک ساز قانون هم گفتگویی داشته باشید تا خوانندگان محترم و جویندگان هنر با دیدگاه های ایشان هم در رابطه با این ساز آشنا شوند.
    سپاسگزارم

ارسال دیدگاه

رایانامهٔ شما نمایش داده نخواهد شد.

دسته بندی و زمان بندی: ادراک متر (IX)

«یادداشتی در مورد استفاده از کلمه ی هم طول در این مقاله: واضح است که در اجرا، زمان بندی های متریک به ندرت هم طولند و هدف تغییرات بیانی قرار می گیرند برای مثال می توانید نوشته های گبریلسون، سلوبودا، کلارک، شافر و تاد را ببینید. از طرف دیگر، این موضوع حائز اهمیت است که تفاوت های بین الگوهای زمانی که داری مدت زمان های مساوی هستند و اقسام دیگر که مدت زمان های متفاوتی دارند را باز شناخت. بنابراین، وقتی من کلمه ی هم طول را به کار می برم، منظور من این است: “بازنمود بنیادین یک سری مدت زمان هم طول که در اجرا می توانند هدف تغییر بیانی قرار بگیرند.»

بررسی برخی ویژگی های ساختاری آثار پرویز مشکاتیان (VIII)

طلوع: این قطعه به عنوان یکی از زیباترین و تاثیرگزارترین آثار ساخته شده در دهۀ ۶۰ در موسیقی ایرانی مطرح می شود. شنیدن این قطعه و آثار ساخته شده در مجموعۀ هنری نوا مرکب خوانی، شنونده را ناخودآگاه به فضای آن سال ها می برد. قطعۀ از سه بخش متفاوت تشکیل شده که بخش اول از نظر وزن به صورت دوضربی ترکیبی بوده که دارای سرضرب های متفاوتی می باشد. بخش دوم از گوشۀ نهفت آغاز شده و در ادامه وارد فضای گوشۀ گوشت می شود و دارای ضرباهنگی آرام و کند می باشد.

از روزهای گذشته…

تعزیه خوانی (I)

تعزیه خوانی (I)

“تعزیه گردانی”، “شبیه خوانی” یا “تعزیه” ریشه در مراسم “سوگ سیاوش” دارد. این نمایش در اصل مربوط به مصیبت هایی است که بر خاندان پیغمبر و خاص امام حسین (ع) در عاشورا رفته است. ولی به زودی گسترش می یابد. به طوری که در دوره قاجار تعزیه های کمیک و شاد هم اجرا می شد.
مد، نمایان و محسوس در موسیقی ایرانی (IV)

مد، نمایان و محسوس در موسیقی ایرانی (IV)

وزیری دلایلی را متذکر می شود که اثبات کند در شور بالا رونده درجه ی چهارم مهم تر از درجه ی پنجم است و آن را باید نمایان در نظر گرفت. هدف از بیان تفاوت ارزشها در درجات گام های موسیقی کلاسیک و موسیقی ایرانی این مطلب است که ماهیت ساختار درونی و اجرایی موسیقی ایرانی متفاوت از موسیقی کلاسیک است. پس از دانستن مختصری در مورد مد و نمایان نگاهی هم به تشریح مفهوم محسوس در موسیقی ایرانی بیندازیم.
نقدی بر نوشته‌ی «وهم یا نبوغ»: زنجیره‌ی تقلیل، جبر و انفعال

نقدی بر نوشته‌ی «وهم یا نبوغ»: زنجیره‌ی تقلیل، جبر و انفعال

نوشته‌ «وهم یا نبوغ» دوست خوبم سعید یعقوبیان که در گفتگوی هارمونیک انتشار یافت با واکنش‌های مختلفی مواجه شد. عمده‌ی این واکنش‌ها معطوف به گزاره‌ی مبنایی نوشته یعنی پایین بودن ضریب هوش ایرانی‌ها در قیاس با مردمان سایر کشورهای جهان بود که از نظر نویسنده باعث افت کیفی آثار موسیقایی ایران می‌شود. مقصود نوشته‌ی حاضر امّا ردّ گزاره‌هایی مانند پایین بودن ضریب هوش ایرانیان نیست و مفروض من این است که نتایج اشاره ‌شده در نوشته‌ی «وهم یا نبوغ» قابل‌اطمینان‌ترین یافته‌ها در زمینه‌ی ضریب هوشی کشورهای مختلف هستند. آنچه به نقد آن خواهم پرداخت لایه‌ای دیگر – و به‌زعم من مهم‌تر – در تحلیل موجود در نوشته‌ی «وهم یا نبوغ» است.
سرگشته در تودرتوی زمان (I)

سرگشته در تودرتوی زمان (I)

از «لالایی زیر آوار» تا «زرمان» راهی است از سبکبال رفتن جوانی تا هیمنه و شکوه بلوغ، آکنده از آن لحظه‌های ناپیدا که به چشم نمی‌آیند و هستند. همان لحظه لحظه‌های ریختن قهوه‌ی صبحگاهی یا می شامگاهان که چون پروانه‌های رنگی میان تارعنکبوت زمان از پریدن باز ایستاده‌اند. منجمد یا غیر از آن، این لحظه‌ها اکنون سپری شده و اینجاییم، مقابل آثاری امروزی از آهنگسازی که پیش‌تر از این هم اعلام کرده بود سر در پی نوجویی دارد.
موسیقی‌شناسی‌ای که نمی‌شناسیم (IX)

موسیقی‌شناسی‌ای که نمی‌شناسیم (IX)

به همین ترتیب، درایه‌هایی مانند «امپرسیونیسم» و «اکسپرسیونیسم» سَبک هستند، عناوینی مثل «دوازده‌تنی»یا «لایتموتیف»اصطلاحات فنی مرتبط با یک سبک یا روش یک آهنگساز، و مدخل‌هایی مانند «موسیقی نظامی»، «موسیقی عاشقانه» و «موسیقی سَبُک» گونه‌های موسیقایی (۳۰).
صهبایی: من به موسیقی سمفونیک ایرانی علاقمندم

صهبایی: من به موسیقی سمفونیک ایرانی علاقمندم

بدنبال تهیه مطالب “آخرین پرچمدار” ، “باید به مردم کار باکیفیت ارائه کرد” و قسمت سوم مصاحبه،در این مطلب قسمت چهارم و پایانی مصاحبه با منوچهر صهبایی موسیقیدان معاصر را میخوانید. همچنین به اطلاع می رساند که سایت شخصی منوچهر صهبایی به آدرس www.sahbai.com راه اندازی شده است.
انیمال

انیمال

در اوایل دهه ۱۹۶۰ یکی از محبوبترین و با اهمیت ترین گروههای R’nB انگلستان یعنی Animals توسط Eric Burdon شکل گرفت. طبق نظر مجله Rolling Stone این گروه دومین گروه تاثیر گذار موسیقی R’nB انگلستان است. اعضای این گروه در اوایل دهه ۱۹۶۰ در شهر New Castle تحت عنوان Kansas City Five گرد هم آمدند.
علی رحیمیان: در هنرستان چند کاپریس از پاگانینی باید می زدیم

علی رحیمیان: در هنرستان چند کاپریس از پاگانینی باید می زدیم

بدنبال تهیه مطلب رحیمیان و موسیقی سمفنیک ایران و به منظور آشنا کردن هرچه بیشتر جامعه هنری با هنرمندان بزرگ کشور، با علی رحیمیان موسیقیدان معاصر مصاحبه ای انجام دادیم که در این مطلب قسمت اول آنرا میخوانید.
بزرگترین خواننده موسیقی کلاسیک ایران در پایتخت هلند

بزرگترین خواننده موسیقی کلاسیک ایران در پایتخت هلند

۱۹ می یا ۲۹ اردیبهشت، محمد رضا شجریان، همراه با پسرش همایون، خواننده و نوازنده تمبک، مجید درخشانی، نوازنده تار، سعید فرج‌پوری، کمانچه و محمد فیروزی، بربط، در آمستردام کنسرت داشت. برنامه در تالار بزرگ موزه حاره‌ای (Tropenmuseum) برگزار شد و سازماندهی آن هم با همکاری بنیاد موسیقی ایرانی «پرنیان» در هلند صورت گرفته بود.
اینک، شناخت دستگاه‌ها (VI)

اینک، شناخت دستگاه‌ها (VI)

این موضوع که در کتاب گسترش نظری بیشتری نیافته به نگر من یکی از مهم‌ترین دیدگاه‌های موسیقی‌شناسانه و منتقدانه‌ای است که محمدرضا فیاض به طرزی که مناسب هدفش باشد، مطرح ساخته است. از این توضیحات نسبتا فنی که بگذریم مجموعه ویژگی‌های دیگری هم دارد که در میان نوشتار‌های اخیر کمیاب است. مولف مانند بسیار از ماها به موسیقی و فرهنگش ارادتی دارد. رد پای ارادت را در دیگر کتاب‌های موسیقی‌مان نیز می‌توان یافت، اما این یکی کمی فرق دارد به خودبزرگ‌بینی و خودمحوری فرهنگی آمیخته نیست.