بنیادهای موسیقی (IV)

در این مرحله باید وارد مرحله گوش درونی شد که متشکل از مجاری نیم دایره ای و بخش حلزونی شکل می باشد، این دو بخش ،هر دو از مایعی انباشته هستند البته بخش مجاری نیم دایره ای تاثیری در حالت شنوایی ندارد اما وظیفه مهمتری همچون برقراری تعادل بدن را به عهده دارد.

در بین این دو بخش، دهلیزی وجود دارد با دهانه بیضی شکل که آنرا مجرای دهلیزی می نامند.

در پشت این دهانه بیضی شکل، استخوان رکابی آماده انتقال نیروی ۱۸ برابری می باشد که ازتحریک پرده صماخ دریافت شده است.

بعد از برخورد استخوان رکابی با سطح دهانه بیضی شکل، فشار مایع درون دهلیز وبخش حلزونی تغییر کرده و موجب ارتعاش می گردد.

این ارتعاش مایعات، بوسیله مژکها و تارهای صوتی که از محدوده دهلیز تا رأس قسمت حلزونی وجود دارد ( تعداد گیرنده های صوتی که تحت تاثیر قرار می گیرند به ۲۵۰۰۰ عدد می رسد) باتوجه به نوع و کیفیت ارتعاش دریافت می شوند. با دریافت ارتعاشات بوسیله این تارهای عصبی که در مایع بخش حلزونی قرار دارند،به جریان عصبی تبدیل شده و از طریق اعصاب شنوایی به مغز ارسال می گردد و مغز تشخیص می دهد که چه می شنویم.
به طور خلاصه گوش بیرونی: وظیفه دریافت امواج و انتقال آن به مجرای شنوایی تا پرده صماخ. گوش میانی: تقویت ارتعاشات پرده گوش و انتقال آن به دریچه بیضی شکل. گوش درونی : دریافت تحریکات و ارتعاشات با دقتی بالا – کیفیت جریان – واسطه تبدیل تحریکات به جریان عصبی و انتقال آن به مغز.
به راستی این مجموعه خستگی ناپذیر و پویا چگونه می تواند وظائف خود را به خوبی و دقیق انجام دهد؟ اینگونه است که با شناخت دقیق ترو فهم بهتر ، کارائی هدفمند ایجاد می شود باید به ساختار گوش بار دیگر با دقتی شایسته بنگریم تا که شاید گوشه ای دیگر از بنیادهای طبیعت را، کمی ملموس تر سازیم.

ارسال دیدگاه

رایانامهٔ شما نمایش داده نخواهد شد.

پیروزی قهرمان نامراد

هیچ مبالغه ای درکار نخواهد بود اگر بگوییم که تاریخ موسیقی کشورما، به قبل و بعد از علی نقی وزیری تقسیم می شود، تاریخی که عملا هنوز نوشته نشده است. تاریخی که از گسستگی های فراوان دوره های تاریک و خالی از هرگونه اطلاع و دوره های پربار و کم سند و کم استناد، انباشته شده است.

نگاهی اجمالی به شیوه‌ی کار واروژان (VII)

موسیقی‌های انتخاب‌شده از سوی من برای این نوشته عبارت‌اند از: «بوی خوب گندم» با آهنگ‌سازی و تنظیم واروژان، ترانه‌ی «شهیار قنبری» و صدای «داریوش اقبالی»، «پُل» با آهنگ‌سازی و تنظیم واروژان، ترانه‌سرایی «ایرج جنتی عطایی» و صدای «فائقه آتشین»، «هفته‌ی خاکستری» با آهنگ‌سازی و تنظیم واروژان، ترانه‌سرایی شهیار قنبری و صدای «فرهاد مهراد»، «اسمر اسمر‌جانم» و «بارون بارون» از ترانه‌های فولکلور ایرانی با تنظیم واروژان و صدای «پریرخ شاه‌یلانی» (پری زنگنه).

از روزهای گذشته…

تاریخ مختصر موسیقی ایران، پیش از اسلام تا صفویه (V)

تاریخ مختصر موسیقی ایران، پیش از اسلام تا صفویه (V)

اعراب به شعرشان افتخار می کردند؛ ملودی های ایرانی را روی شعر عرب اجرا می کردند. اعراب با سه روش از موسیقی ایرانی استفاده کردند: از طریق معماران ایرانی، از طریق شهر هیره که در آن دوران پایتخت هنری محسوب میشد بین ایران و عربستان و سوم از طریق برده های ایرانی که موزیسین بودند. سه موزیسین مهم این دوره، سائب خاثر که ایرانی تبار بود، دیگری نشیط فارسی شاگرد سائب و شهرت او اجرای ملودی ایرانی با شعر عرب بود، سومین نفر طویس بود، او مخنث بود و در دربار عثمان خواننده بود، به او غنا المتقن می گفتند.
تکمیل الحان منسوب به باربد (III)

تکمیل الحان منسوب به باربد (III)

نگارندهء این مقاله با تفحص برای یافتن و استخراج اصطلاحات سی لحن از منظومهء خسرو و شیرین‌ نظامی، ضمن مطالعات خود به بیتی از امیر خسرو دهلوی که در موسیقی هم‌دستی داشته است برخوردم که‌ با توجه به آن و مقایسه با ابیات نظامی می‌توان نام لحن مفقوده را در منظومهء خسرو و شیرین نظامی پیدا کرد و فهرست سی لحن را تکمیل نمود.
تفضلی: کر در ایران هنوز جوان است

تفضلی: کر در ایران هنوز جوان است

سال گذشته گروه کر تهران مجموعه ای به نام ۵ مینیاتور کرال را از من اجرا کردند که روی اشعار ۵ شاعر معاصر ایران، نیما یوشیج، مهدی اخوان ثالث، احمدرضا احمدی، سهراب سپهری و علی شریعتی بود که البته در این فستیوال تنها قطعه “سوتک” با شعر دکتر شریعتی اجرا می شود و یکی از برنامه های جالب گروه کر شهر تهران -همانطور که آقای قاسمی فرمودند- برنامه فستیوال هفته موسیقی معاصر تهران بود که آثار کرال آهنگسازهای چند نسل ایران را اجرا کردند و می توانستیم رویکردهای متفاوت را در آن آثار به خوبی مشاهده کنیم. من فقط می خواهم در مورد آثار آهنگسازهای هم نسل خودم صحبت کنم. دغدغه ها متفاوت است. دغدغه خودم، بیشتر هارمونی بود. سعی می کنم که در کارم کمی از هارمونی متعارف فاصله بگیرم و هارمونی های پیچیده تری را به کار بگیرم که البته آقای قاسمی -در آن دوره ای که تمرین می کردند- با وجود چالشهای متفاوت به خوبی از پس کار برآمدند.
دیم اثل اسمایت، آهنگسازی معترض (I)

دیم اثل اسمایت، آهنگسازی معترض (I)

دِیم اثل مری اسمایث (Dame Ethel Mary Smyth) مهم ترین بانوی آهنگساز در موسیقی اوایل قرن بیستم و همچنین یکی از معدود آهنگسازان اپرا در انگلیس بود. او به سال ۱۸۵۸ در وکنیگ، سِری (Woking, Surrey) در خانواده ای ارتشی به دنیا آمد. پدرش، آقای اسمایث، سر لشگر توپخانه ی سلطنتی بود. خانواده ی اسمایث در دوره ی کودکی او زیاد بین هند و انگلستان در سفر بودند که همین تجربه، عشق به سفر و ماجراجویی را در اثل پرورش داد.
سلطانی: مینی مالیسم کورتاژ را می توان مینی مالیسم جسورانه نامید

سلطانی: مینی مالیسم کورتاژ را می توان مینی مالیسم جسورانه نامید

مراحل اولیه ی مینی مالیسم همراه بود با روح مکاشفه و کشف مدل هایی از موسیقی خارجِ اروپا. هم زمان با یانگ که مشغول آموختن دروس هنری بود، ریچ طبالی غرب آفریقا را مطالعه کرده و در پی آن بود که بداند ساختارهای موسیقی ایجاد شده از ایده های پایه تا چه حد می توانند بسیط و گسترده شوند.
«موسیقاب» (III)

«موسیقاب» (III)

در اینجا مقصود از واژه‌ی اکسپرسیونیسم، نه یک سبک ویژه‌ی هنری مربوط به دهه‌ی نخست میلادی در غرب، بلکه انگاره‌ ای کلی در تاریخ هنر است. با چنین نگاهی، اکسپرسیونیسم در حکم یک نگرش کلی در زیبایی‌شناسی، مفهومی گسترده پیدا می‌کند و لازم است این واژه را در هنر امروز، از یک جنبش هنر مدرن در قرن بیستم متمایز بدانیم. بنابراین اگرچه این نوع بیان، روزگاری به منزله ی یک سبک غالب، تئوریزه و تدوین شد اما به عنوان رویکردی کلی، همواره می‌تواند در اندیشه‌ی هنری مطرح شود؛ رویکردی که با ساختارهایی گسسته و اپیزودیک در پی فرانمایی است.
شبدیز و سارنگ

شبدیز و سارنگ

همانطور که گفته شد، از خصوصیات قطعات فرامرز پایور و اردوان کامکار این است که قطعاتشان دقیقا” مخصوص سنتور است. مثلا” اگر به شیوه ساخت قطعه “فانوس” توجه کنید، متوجه می شوید که ساخت این قطعه در واقع چیدمان مینیاتور گونه الگوهای مضرابی روی ملودیهایی از گوشه های اصفهان است.
منیره خلوتی

منیره خلوتی

دوران انتقالی در تاریخ موسیقی و پس از آن (II)

دوران انتقالی در تاریخ موسیقی و پس از آن (II)

یکی از این راه‌ها شاید فرارفتن از دایره‌ی تنگ تاریخ هنر محض و نگاه‌کردن به امور مختلف اجتماعی، سیاسی و اقتصادی باشد. کیست که نداند پاگرفتن –تقریباً- هرجریانی در تاریخ هنر و موسیقی وابسته به بسترهای چندجانبه‌ی شکل‌گیری آن بوده است. نکته‌ی قابل‌توجّه امّا اینجاست که این تغییر وتحوّل در هنر همیشه کاملاً همزمان با تغییرات اجتماعی، فرهنگی، سیاسی یا اقتصادی نیست. امکانات جدید ضبط، پیشرفت‌های تکنولوژیک، یا حتّی پیشرفت «الکتریسیته»، تأثیری مشخص روی تغییرات سبکی موسیقی در غرب و حتّی تعریف خود مفاهیم موسیقایی داشته است؛ امّا این تغییرات در دنیای موسیقی معلول عواملی بوده‌اند که پیش از جهان موسیقی محض، در دنیای بیرون رخ نمایانده بود. بنابراین، اگر منتقد بخواهد به چنین توانایی‌ای دست پیدا کند، ناچار باید تا حدّ ممکن به هرچه پیرامونش می‌گذرد آگاه باشد، قدرت تحلیل و اندیشه‌ورزی درباره‌ی آن را داشته باشد و بالاخره بتواند به اثرات قریب‌الوقوع احتمالی آن در هنر و موسیقی بیاندیشد یا لااقل هنرمندان را نسبت به این وضعیت آگاه کند.
ویلنسل (IV)

ویلنسل (IV)

چسب: در ساخت و تعمیر ویولنسل از چسبی به نام چسب پنهان (Hide Glue) بکار می رود که اتصالاتی محکم و ماندگار و با این حال قابل جداسازی در موارد لازم را پدید می آورد. این چسب یکی از انواع چسب های حیوانی است که از جوشاندن بلند مدت بافت پیوندی جانوری تهیه می شود. صفحه رویی ممکن است با چسب رقیق شده چسبانده شود، چرا که برای برخی تعمیرها برداشتن بخش رویی ساز ضرورت پیدا می کند.