روش سوزوکی (قسمت چهل و پنجم)

آنها چنین تصوری را هم به خود راه نمی‌دادند که من برازنده حضور در این جمع نیستم، رفتارشان با من صمیمانه بود و به من این اطمینان خاطر را می‌دادند که خودم را در بین شان خوب احساس کنم و رفتاری با ملاحظه با من داشتند. تلاش می‌کردند که مرا در گفتگوهایشان وارد کنند و اطمینان خاطری برای رسیدن به چنین هماهنگی در من ایجاد می‌کرند تا اینکه این روابط به چنین درک متقابلی برسد و چقدر فوق العاده است که انسان بتواند چنین انعطاف و لطافتی را دارا باشد. فقط در چنین وضعیتی می‌شود به هماهنگی دست یافت، این درس ها را من از اینشتین و دوستانش که به خانه اش می‌آمدند می آموختم.

همیشه خواهان این هستم که فرزندان ژاپنی به نوعی بزرگ شوند که احساس خوشحالی و سعادت را در زندگیشان بشناسند و چنین زندگی کنند.

قصد و خواسته من این است که آموزش و پرورش تنها از کودکان موسیقیدان به عمل نیاورد، بلکه موسیقیدانانی باشند که در هر شغلی که هستند بتوانند دارای مهارت باشند. دکتر میشاالیس یکی از این نمونه‌ها است، من اطمینان خاطر دارم که موفقیتی که اینشتین برای نخستین بار به آن دست یافت ریشه در توانمندی او در موسیقی داشته است!

اینشتین فقط شانزده سال داشت وقتی جرقه اولین افکارش را دنبال کرد. او خودش گفته که در ضمیرش این دریافت ناگهانی موسیقی نهفته است و موسیقی نیروی محرکه آن است. من از سن شش سالگی توسط پدر و مادرم به نواختن ویولون گماشته شدم، کشفیات من نتیجه نگرش من به موسیقی است. به این گونه من هشت سال در میان جمعی از انسانهایی با احساسات عالی و نگرش های فوق العاده سپری کردم تا اینکه در یکی از این کنسرتهای خانگی با همسر آینده ام آشنا شدم و قبل از اینکه اقامت من که نزدیک به هشت سال می‌شد به پایان برسد ازدواج کردیم.

بدین طریق حضور در کنسرتهای هنرمندان مشهور اروپایی، مرا در درک نقصان ها و کمبود های هنری ام و نا توانائی در اجراهایم یاری می کرد اما با تمام یأس و ناامیدی‌هایم به شناختی جدید از عالم حقیقی هنر می‌رسیدم. کنسرتهایی را که در برلین از آنها دیدن کردم به خاطرات تبدیل شده اند، خاطراتی فوق العاده که در درون من حک شده‌اند و جائی جاودانه برای خود یافته‌اند.

زمان می‌تواند این دریافت‌ها و مشاهدات گوناگون را به تجلی برساند و نورانی کند. گلازنوف (Glasunow) {در حال رهبری} ارکستر فیلارمونیک برلین را که اجراها از ساخته‌های خود او بود… ویولونیست صاحب نام سیسلیا هانزن (Cäcilia Hansen) و… اجراهایش… رهبری فوق‌العاده آهنگساز عالیقدر ریشارد شتراوس ( Richard Straus) و کنسرتی که ماسکانی که کری را که اعضاء آن هزار نفر بودند رهبری می‌کرد و نوازندگی پیانیست بوسونی که انسان را مدهوش می‌کرد… عطر این اجراهای شیرین و عطر آگین که یادآور رویای بوی گل های زنبق در باغی در شب هنگام یادآور می‌شد، وقتی که بوسونی کنسرت پیانو می‌داد. اجرایش بر روی پیانو رویال فیلارمونیک برلین و صدایش نوعی دیگر بود، صداهای لطیف و سحرآمیزی که گرمای قلب بتهون را که حکایت از دورافتادگی و انزوایش بود در ما زنده می‌کرد و شعله ور می‌ساخت، سلسله کنسرت های روزهای یکشنبه‌ که در آنها آرتور شنابِل بزرگ همه سونات های بتهوون را اجرا می‌کرد.

ارسال دیدگاه

رایانامهٔ شما نمایش داده نخواهد شد.

امیرآهنگ: شریف لطفی مرا به حنانه معرفی کرد

استاد حنانه در آن زمان یعنی در اوایل سال ۱۳۶۵ که من خدمتشان رفتم سر گرم ساختن موسیقی متن سریال تلویزیونی (هزار دستان) و موسیقی متن فیلم مستند (موج و گلیم) بودند. همچنین بر روی کتاب های پژوهشی و تالیفی خود کار می کردند. کتاب هایی همچون: گام های گمشده، تئوری موسیقی کنونی ایران، فرهنگ موسیقی ایران، رساله پولیفونی بر مبنای موسیقی ایران، ترجمه و تفسیر مقاصد الالحان از عبدالقادر مراغه ای و… کتاب های دیگر. البته نوشتن برخی از این کتاب ها را به پایان برده بودند و در حال تایپ و بازنگری و ویرایش آنها بودند. بر روی برخی دیگر هم در حال کار و تکمیل کردن شان بودند.

بررسی ساختار دستگاه شور در ردیف میرزاعبدالله» (V)

برونو نتل و کارول بابی راکی نیز در مقاله‌ی ارزشمند خود با عنوان «روابط درونی میان اجزای دستگاه شور»، گوشه‌های اصلی این دستگاه را در سه بلوک گنجانده‌اند که این بلوک‌بندی بر اساس نحوه‌ی توزیع گوشه‌های اصلی مشترک در ردیف‌ها (هجده نمونه ردیف مورد استفاده در این پژوهش) بنیان نهاده شده‌است.

از روزهای گذشته…

Neapolitan 6th

Neapolitan 6th

شاید نام آکورد ناپولیتن شش را شنیده باشید، وجه نامگذاری این آکورد به احتمال زیاد به این جهت بوده است که در قرون ۱۷ و ۱۸ بخصوص در دوران باروک به کررات در اپراهای شهر ناپل ایتالیا استفاده می شده است. این آکورد معمولا” در مواقعی که اپرا حالت درام و مهیج به خود می گرفته است کاربرد بسیار داشته.
همگون و ناهمگون (IV)

همگون و ناهمگون (IV)

تفاوت شیوه نقش‌خوانی نقش‌خوانان نسبت به نسل قبل تنها در لحن و بیان حسی است و در سایر زمینه‌ها نقش‌خوانی بدون هیچ کم و کاست و هیچ دخل و تصرف، عیناً مانند نسلهای قبل خوانده و گفته می‌شود. بخشهای غنایی نقش‌خوانی که بسیار محدود، گه‌گاه و اتفاقی است، به حافظه موسیقایی، دانش آوازخوانی، سونوریته، توانایی حنجره و مهارت خواندن بستگی دارد که کاملاً سلیقه‌ای و شهودی است و گاه چندان ادامه می‌یابد و به درازا می‌کشد که به خارج از موضوع نقش‌خوانی می‌کشد. این بخش از موسیقی قالیباف‌خانه‌ای به دلیل عدم تکرار و حسی بودنِ بیش از حد در حافظه‌ها باقی نمی‌ماند و غیرقابل انتقال است.
گذری بر صفحه گرامافون مرا ببوس (II)

گذری بر صفحه گرامافون مرا ببوس (II)

صفحه گرامافون با شماره کاتولک ۲۸۸ برای کمپانی «موزیکال ریکورد» متعلق به نصرالله عشقی است. متن روی لیبل صفحه گرامافون بدین شرح است:
داوودیان: اثرم در حصار آرشیو استاد شجریان محبوس است!

داوودیان: اثرم در حصار آرشیو استاد شجریان محبوس است!

زندگی هنری من در امریکا بسیار سخت و در تنهائی و عدم امکانات انجام میگیرد، این وضیت برای هنرمندی که بخواهد با عشق و خلوص و عمق به هنرش بدور از شارلاتان بازی و بیزینس کردن در کارش بپردازد، بسیار سنگین و آزاردهنده است و در واقع هنرمند به مانند پرنده ای در قفس زندگی میکند. هنرمند برای کار خلاقه و کلا پرداختن به موسیقی و ساز زدن و غرق شدن در کارش، نیاز به شادابی در جهت کارش و احساس درک و حمایت و قدر دانی و احترام مردم دارد.
وزن خوانی یادیاری وکاربرد آن در موسیقی (IV)

وزن خوانی یادیاری وکاربرد آن در موسیقی (IV)

ارشد طهماسبی ، محقق و نوازنده معاصر ، مدلی دیگر (همانند سیستم افاعیل و اتانین) در حیطه وزن خوانی یادیاری برای ترجمه وزن موسیقی به زبان فارسی ، ابداع کرده است. در این مدل بر اساس ۴ نوع هجا در زبان فارسی ،پایه واژه هایی معادل تعدادی از الگوهای ریتمیک ابداع شده است. او همچنین فواصل زمانی موسیقی ( سیاه ، چنگ ، …. ) را به عنوان هجاهای موسیقی فرض کرده است و طبق یک محاسبه آماری دولاچنگ را که فراوانترین فاصله زمانی کوچک در موسیقی ریتمیک ایرانی است مبنا قرارداده است. ۴ نوع هجا ازنظر طهماسبی عبارتند از :
آسیب شناسیِ کاربرد نت در موسیقی کلاسیک ایرانی (XIII)

آسیب شناسیِ کاربرد نت در موسیقی کلاسیک ایرانی (XIII)

مثلاً اگر سرعت و زمان بندی یک مقام یا گوشه کمتر یا بیشتر شود، امکان تجلی محتوای واقعی آن موسیقی مشکل می شود. یا مثلاً اگر زمان بندی طرح ها و نقش های داخلی یا بیرونی یک گنبد تغییر کند و ابعاد آن چند برابر بزرگتر یا کوچکتر شود، تأثیر بصری و حسی متفاوتی را نسبت به اصل خود در بیننده ایجاد می کند. بنابراین: موسیقی های سنتی ما زمان-بندی و سرعت ویژه خود را داشته اند. این زمان بندی و سرعت با آنچه امروزه از سرعت استنباط می شود متفاوت است.
به بهانه انتشار کنسرت ارکستر مضرابی (I)

به بهانه انتشار کنسرت ارکستر مضرابی (I)

بالاخره پس از گذشت ۱۵ سال از اجرای ارکستر مضرابی در تالار وحدت به رهبری حسین دهلوی، دی وی دی این اثر توسط انتشارات ماهور، به انتشار رسید. اگرچه این دی وی دی نه از نظر صوت و نه تصویر در حد مطلوبی قرار دارد ولی در این کسادی بازار هنر، متاعی است، گرانبها! اولین نکته ای که پس از بالا آمدن منوی این لوح تصویری توجه بیننده را به خود جلب می کند، نامهای آشنای قطعات است، به صورتی که در اولین نگاه، متوجه می شوید که در این کنسرت قطعه جدیدی ساخته نشده بلکه همه قطعات، “تنظیم شده” برای ارکستر مضرابی هستند.
اشتین وی و پسران

اشتین وی و پسران

هنری انگل هارد اشتین وی (Henry Engelhard Steinway) در سال ۱۸۵۳ در فضای کوچک زیر شیروانی در محله منهتن آمریکا، یکی از بهترین کارخانه های سازنده پیانو را تاسیس کرد. او در اصل یک سازنده کابینت های چوبی بود و تا قبل از تاسیس Steinway & Sons به تعداد ۴۸۲ پیانو در آلمان ساخته بود، به همین دلیل اولین پیانو Steinway & Sons با شماره سریال ۴۸۳ در آمریکا تولید شد و به قیمت ۵۰۰ دلار به فروش رفت. این پیانو در حال حاضر در موزه هنر نیویورک قرار دارد.
سالی بدون همایونپور (II)

سالی بدون همایونپور (II)

نظریه­های همایون­پور در زمینه آواز و آثار آوازی وی یکی از مراجع مکتب آواز اصفهان محسوب می­شود. همایون­پور بی­آنکه بخواهد یک تئورسین آواز به تمام معنا بود.
درباره‌ی نقد نماهنگ (VII)

درباره‌ی نقد نماهنگ (VII)

در این دسته (زیباشناسی موقعیت)، اولی‌ها اغلب موقعیت‌هایی ایستایند -گرچه گاه نگاه دوربین (سوبژکتیو) در زمان و مکان حرکت کند-، و دومی‌ها پویا. خود موقعیت پویایی زمانی دارد. سلسه رویدادهای درونش زمان دارند. چون رویدادند و سلسله‌اند و سرانجام به نحوی در پی هم ردیف می‌شوند. از این سطح است که اندک اندک روایت نیز برمی‌آید. موضوع نماهنگ بعدی دیگر می‌یابد. دیگر تصویر تنها نیست که با موسیقی می‌آمیزد و از طریق اشارت‌های پنهان و آشکار، راستا و عمق نگاه زیباشناسی ربط را برآورده می‌کند. این جنبه‌ی جدید، بدنه‌ی اصلی جریان مصرفی نماهنگ‌ها را می‌سازد. نوعی «جریان اصلی» که بخش عمده‌ی محصولات در زیر چتر آن می‌گنجد. و همچون هر جریان اصلی‌ای چنان شمول عامی یافته که مترادف نام گونه‌ی خویش شده است؛ هرگاه از نماهنگ سخن به میان آید بی‌درنگ این جریان به ذهن درمی‌آید.