سعیدی: هیچ آدمی تکرار نمی شود

ملیحه سعیدی
ملیحه سعیدی
شما ببینید آقای عبادی که سه تار می‌زدند، آدم منقلب می شود. این بنا به آن تجربه و آن کار دراز مدتی است که او انجام داده است. شاگردان من اکثراً خوب هستند یعنی اگر من شاگردی را می دیدم که کار نمی‌کرده رد کرده‌ام، یعنی شاگردی که پیش من کار کرده است واقعاً خوب بوده است. من شاگردان خیلی خوبی الآن تربیت کرده‌ام که در جاهای مختلف در حال تدریس هستند در آموزشگاه‌های مختلف در هنرستان ها، خودم در هنرستان پسران یکی از پسرهایم {شاگردان پسر} را گذاشته ام، (یعنی شاگردانم، پسرهایم را، بچه‌های موسیقی را می گویم فرزندان هنری‌ام هستند!) در هنرستان دخترها هم در کنار خودم هستند.

من الآن در حال حاضر در هنرستان دختران هفته‌ای یک روز می‌روم و تدریس می‌کنم. گفتم یک مقدار کارهای اضافه بر سازمان دارم و اگر اجازه بدهید من دیگر نیایم، من نمی‌خواستم از سالهای گذشته بروم ولی خیلی از من خواهش کردند و خواستند که خودتان حالا بالای سر این ساز باید باشید و خب حالا دو تا معلم دیگر هستند که شاگردان من برای قانون بودند ولی مطمئن باشید نه تنها من نه هیچ‌کس دیگر، نمی تواند جا پای استادش بگذارد همانطور که شاگردان آقای شهنازی نتوانستند جا پای ایشان بگذارد، هرگز نمی‌توانند.

شاگرد آقای کسایی می‌تواند؟ نمی‌تواند. شاگرد استاد پایور هم نمی‌تواند… یعنی اصولاً آدم‌ها تکرار نمی‌شوند.

هرکسی… ممکن است اصلاً شاگرد یک استاد از خود او بهتر بشود. می دانید چون نیروی جوان است ممکن است خیلی هم خوب بزند ولی آن تجربه و آن لطافت اجرا و آن احساس، تکرار نمی شود، هرکسی یک حسی برسد. من ساز ویولون کلاسیک هم زده ام، در این ساز نوازنده می تواند مثلاً هشت ساعت، ده ساعت در روز کار کند و تکنیک اش را بالا ببرد و پیشرفت کند ولی در موسیقی ایرانی اصلاً اینطور نیست. موسیقی ایرانی حال و هوا و حس خودش را دارد و انسان باید به آن نگاه و به آن دید و به آن تجربه برسد تا بتواند کارش را خوب ارائه دهد.

در آن دوره که در حال نوشتن کتاب بودید مثل اینکه از کمک آقای دهلوی استفاده کردید.
بله! من از قبل خیلی قطعات مختلف و مطالب مختلف چه از نظر تاریخچه چه از نظر اپیزودهایی که نوشته بودم، قطعه‌هایی که نوشته بودم، داشتم. منتهی نمی‌دانستم اینها را چه‌کار کنم و چه طوری سرانجام بدهم. برای کتاب اولم چون اولین کتابی بود که در زمینه‌ی ساز قانون نوشته می‌شد، آقای دهلوی به من کمک کردند.

استاد دهلوی گفتند که اینها را یک نظم بندی بکنید و به خاطر همین هم من از ایشان خیلی سپاسگذارم.

ارسال دیدگاه

رایانامهٔ شما نمایش داده نخواهد شد.

پاسخ پیمان سلطانی به نامه سرگشاده سیاوش بیضایی

آقای پورقناد با من تماس گرفتند و از من خواستند تا در مورد ادعاهای (به زعم من کاذب و هیاهوی دوباره) آقای بیضایی درباره ی قطعه ی «ایران جوان» متنی را بنویسم. اینجانب اعلام‌ می کنم قطعه ی «ایران جوان» که قبلا خود من از آن به عنوان «نخستین سرود ملی ایران» نام برده ام ساخته ی اینجانب است. از آنجا که ملودی استفاده شده در بخش آوازی این اثر قدیمی است هر موزیسین علاقه مندی حق دارد و می تواند آن را برای هر آنسامبلی هارمونیزه، ارکستره و تنظیم کند کما اینکه چندین آهنگساز قبل و بعد از لومر نیز بر اساس این تم‌ قدیمی آثاری را ساخته اند لذا همین جا اعلام‌ می کنم که این ملودی متعلق به آقای لومر نیست و اسناد آن در اختیار اینجانب است.

نامه ای از سیاوش بیضایی درباره سرود «وطنم» یا «ایران جوان»

نوشته ای که پیش رو دارید، نامه ای از سیاوش بیضایی است که برای رعایت قانون مطبوعات در این ژورنال منتشر می شود. لازم به ذکر است که جلسه ای مطبوعاتی درباره موضوع این نامه در روز سه شنبه ۲۸ خرداد با حضور سیاوش بیضایی برگزار می گردد. بدینوسیله از پیمان سلطانی و کارشناسان قوه قضاییه دعوت می گردد که در این نشست که به منظور رونمایی از اسناد بیشتر درباره این پرونده برگزار می گردد حضور یابند. این نشست در ساعت ۱۰ بامداد در خبرگزاری ایلنا به آدرس پستی: تهران، خیابان انقلاب، خیابان دانشگاه نرسیده به روانمهر، پلاک ۱۳۲ برگزار می گردد.

از روزهای گذشته…

ارکستر فیلارمونیک مونیخ

ارکستر فیلارمونیک مونیخ

ارکستر فیلارمونیک مونیخ (Munich Philharmonic) به همراه ارکستر سمفونیک رادیو باورین و ارکستر باورین، سه ارکستر سمفونی مهم شهر مونیخ می باشند. از سال ۱۹۸۵ این ارکستر در مرکز فرهنگی گاستیگ استقرار یافت. ارکستر فیلارمونیک مونیخ در سال ۱۹۸۳ در شهر مونیخ توسط فرانز کایم (Franz Kaim) به وجود آمد. کایم فرزند کارخانه دار سازنده پیانو بود. در سال ۱۸۹۵ در تالار کنسرت شهر “تونهال”، این ارکستر کنسرتهای خود را برگزار می کرد. فیلارمونیک مونیخ، در میان ارکسترهای اروپایی بلند آوازه و غرق در سنت بود، بدین ترتیب بسیار سریع مورد توجه رهبران برجسته دنیا قرار گرفت همچون: ریچارد استرائوس، هربرت فن کارایان و نیز گوستاو مالر که برای اولین بار ارکستر را در سال ۱۸۹۷ با اجرای سمفونی شماره ۴ و شماره ۹ خود رهبری کرد.
«گام کاسته»

«گام کاسته»

از گامهای مهمی که در موسیقی جز بکار برده می شود گامی است که بنام کاسته یا Diminished معروف است. این گام بر خلاف گام ماژور معمولی که از هفت نت تشکیل شده است از از توالی هشت نت که یکی درمیان فاصله بین آنها پرده و نیم پرده است درست می شود. به بیان دیگر ترکیب نتهای C-D-Eb-F-Gb-Ab-A-B-C یک گام کاسته روی پایه C درست می کند.
نشانه های نبوغ در موتسارت

نشانه های نبوغ در موتسارت

هر چند او کودکی بیمار حال و شکننده بود، اما خوشبخت بنظر می آمد. موسیقی در مرکز فکر و دنیای او بود. در درسهای دیگر هم هوشیار و تند ذهن بود، در یادگیری زبان ایتالیایی و علم حساب استعداد درخشانی داشت.
کلد پلی پایه گذار سبک جدیدی از موسیقی راک (II)

کلد پلی پایه گذار سبک جدیدی از موسیقی راک (II)

قصه کلد پلی، سپتامبر ۱۹۹۶ در کالج دانشگاه لندن شروع شد، جایی که اعضای گروه با هم ملاقات کردند. مارتین و باکلند اولین اعضای گروه بودند که در هفته اول کالج با هم آشنا شدند و در تمام مدت سال در کالج برای تشکیل گروه خود برنامه ریزی می کردند. آنها نام “Pectoralz” را برای گروه انتخاب کردند. بعد از مدتی بریمن به گروه اضافه شد، در سال ۱۹۹۷ گروه نام خود را به “Starfish” تغییر داد و در کلاب های کوچک شروع به اجرای برنامه کردند. فیل هاروی (Phil Harvey) دوست دوران مدرسه ی مارتین به عنوان مدیر برنامه به گروه پیوست (که تا امروز هم به عنوان عضو پنجم گروه او را می شناسند). با ورود چمپیون به گروه (درامر) این بند، تکمیل شد.
ایزایی پادشاه ویولون (II)

ایزایی پادشاه ویولون (II)

در سال ۱۸۸۶ با اولین اجرای “کوارتت زهی” اثر دبوسی، ایزایی “کوارتت ایزایی” خود را ثبت نمود. از آنجایی که ناخوشی شدید فیزیکی وی وخیم تر می شد، بیشتر به تدریس، رهبری و آهنگسازی می پرداخت.
جندقی: فراگیری ساز به یادگیری آواز کمک می کند

جندقی: فراگیری ساز به یادگیری آواز کمک می کند

بانوان خواننده در ایران در صد و اندی سال پیش پا به عرصه ضبط آواز گذاشتند که مرهون انقلاب مشروطه بوده و پس از پایان یافتن دوره استبداد صغیر، در سال ۱۲۹۱ ش در تهران اولین ضبط ها از سه بانوی پیشگام زری خانم، افتخار خانم و امجد خانم شکل گرفت و در دولتهای بعدی و تغییر سازه های اجتماعی بانوان آوازه خوان چون قمرالملوک وزیری، ملوک ضرابی، پروانه و خانم ایران الدوله و تنی چند دیگر آرام آرام جایگاه خاصی را برای آواز بانوان ایجاد کردند و شکل گیری شیوه ای به نام آواز بانوان به لحاظ تاریخی انجام یافت و در دوره های بعدی آواز روح انگیز در تداوم تاریخی و آمدن بانوان دیگر در شاخه های مختلف موسیقی هم چون ارکسترال فولکلور تصنیف و ترانه به انسجام بیشتری دست یافت اما در دوره فعلی سه بانوی آواز پریسا، هنگامه اخوان و مهرعلی آرام آرام جایگاه آوازی بانوان را حفظ و به اشاعه آن پرداختند و علیرغم معذورات و مشکلات، همچنان به تربیت شاگردان پرداخته و با تلاش خستگی ناپذیر به کار خود ادامه می دهند.
بحیرایی: دانستن سلفژ برای خواننده واجب است

بحیرایی: دانستن سلفژ برای خواننده واجب است

باید بگویم که صدا در خانواده ما موروثی بود و عموهای من همگی صدای خوشی داشتند و دارند. پدرم هم صوت خوبی در تلاوت قرآن داشت و همچنین علاقه زیادی به نوحه خوانی و تعزیه داشت. ولی از آنجایی که خانواده ما مثل اکثر خانواده های ایرانی خانواده ای سنتی هستند و مذهبی، متاسفانه پدرم علاقه زیادی به موسیقی نداشت و ما را منع میکرد از گوش دادن به موسیقی، چه برسد به فعالیت جدی در این زمینه!
روش سوزوکی (قسمت سی هفتم)

روش سوزوکی (قسمت سی هفتم)

طبق معمول درهای کارخانه ویولون سازی ساعت هفت صبح باز می شد، اما از نظر کارکنان توقعی نبود که پدر من و ما بچه‌ها که به مدیریت کارخانه تعلق داشتیم زودتر از ۹ صبح در آنجا دیده بشویم. از همان روز اول کار با خودم فکر کردم که در حقیقت من هم مانند بقیه یکی از کارکنان این کارگاه هستم؛ چرا باید برتری طلبی رئیس مآبانه داشته باشم؟ از نگاه انسانی به نظرم غیرعادلانه بود که اگر دیگران ساعت هفت صبح شروع به کار می‌کنند و من دو ساعت بعد از آن ساعت شروع به کار ‌کنم و تصمیم بر این کار گرفتم. گمان می‌کنم این دید و برخورد را هم از تولستوی آموخته بودم!
آموزش گیتار به کودکان (VIII)

آموزش گیتار به کودکان (VIII)

آیا تا به حال فکر کرده‌اید که عنوان قطعه عروسک و یا توپ می‌تواند تاثیر مهمی در یادگیری هنرجوی دختر یا پسر شما داشته باشد؟ حتی نوع استفاده از رنگ و ترکیب‌بندی در نقاشی کتاب آموزشی تاثیر گذار است.
شریفیان: در غرب و ایران، موسیقی دیکته می شود!

شریفیان: در غرب و ایران، موسیقی دیکته می شود!

وضعیت غرب بسیار بسیار با ایران متفاوت است. ما در ایران تسلط دولت و بودجه دولتی را بر برنامه ارکسترها داریم ولی در غرب به جز معدود مواردی، همیشه بخش خصوصی پشت ارکسترهاست؛ حتی در ارکسترهایی که نام فیلارمونیک ندارند. شما اگر بروشور یکی از ارکستر سمفونیک های انگلیس را باز کنید می بینید چقدر آیکون حامیان مالی از بانکها و شرکتهای خصوصی، در آنها دیده می شود. آنجا دنیای دیگری است و اینجا دنیایی دیگر با مشکلاتی دیگر و در این زمینه مقایسه غلط است.