گفتگوی هارمونیک | Harmony Talk

شما ببینید آقای عبادی که سه تار می‌زدند، آدم منقلب می شود. این بنا به آن تجربه و آن کار دراز مدتی است که او انجام داده است. شاگردان من اکثراً خوب هستند یعنی اگر من شاگردی را می دیدم که کار نمی‌کرده رد کرده‌ام، یعنی شاگردی که پیش من کار کرده است واقعاً خوب بوده است. من شاگردان خیلی خوبی الآن تربیت کرده‌ام که در جاهای مختلف در حال تدریس هستند در آموزشگاه‌های مختلف در هنرستان ها، خودم در هنرستان پسران یکی از پسرهایم {شاگردان پسر} را گذاشته ام، (یعنی شاگردانم، پسرهایم را، بچه‌های موسیقی را می گویم فرزندان هنری‌ام هستند!) در هنرستان دخترها هم در کنار خودم هستند.

شما ببینید آقای عبادی که سه تار می‌زدند، آدم منقلب می شود. این بنا به آن تجربه و آن کار دراز مدتی است که او انجام داده است. شاگردان من اکثراً خوب هستند یعنی اگر من شاگردی را می دیدم که کار نمی‌کرده رد کرده‌ام، یعنی شاگردی که پیش من کار کرده است واقعاً خوب بوده است. من شاگردان خیلی خوبی الآن تربیت کرده‌ام که در جاهای مختلف در حال تدریس هستند در آموزشگاه‌های مختلف در هنرستان ها، خودم در هنرستان پسران یکی از پسرهایم {شاگردان پسر} را گذاشته ام، (یعنی شاگردانم، پسرهایم را، بچه‌های موسیقی را می گویم فرزندان هنری‌ام هستند!) در هنرستان دخترها هم در کنار خودم هستند.

من الآن در حال حاضر در هنرستان دختران هفته‌ای یک روز می‌روم و تدریس می‌کنم. گفتم یک مقدار کارهای اضافه بر سازمان دارم و اگر اجازه بدهید من دیگر نیایم، من نمی‌خواستم از سالهای گذشته بروم ولی خیلی از من خواهش کردند و خواستند که خودتان حالا بالای سر این ساز باید باشید و خب حالا دو تا معلم دیگر هستند که شاگردان من برای قانون بودند ولی مطمئن باشید نه تنها من نه هیچ‌کس دیگر، نمی تواند جا پای استادش بگذارد همانطور که شاگردان آقای شهنازی نتوانستند جا پای ایشان بگذارد، هرگز نمی‌توانند.

شاگرد آقای کسایی می‌تواند؟ نمی‌تواند. شاگرد استاد پایور هم نمی‌تواند…
یعنی اصولاً آدم‌ها تکرار نمی‌شوند.

هرکسی… ممکن است اصلاً شاگرد یک استاد از خود او بهتر بشود. می دانید چون نیروی جوان است ممکن است خیلی هم خوب بزند ولی آن تجربه و آن لطافت اجرا و آن احساس، تکرار نمی شود، هرکسی یک حسی برسد. من ساز ویولون کلاسیک هم زده ام، در این ساز نوازنده می تواند مثلاً هشت ساعت، ده ساعت در روز کار کند و تکنیک اش را بالا ببرد و پیشرفت کند ولی در موسیقی ایرانی اصلاً اینطور نیست. موسیقی ایرانی حال و هوا و حس خودش را دارد و انسان باید به آن نگاه و به آن دید و به آن تجربه برسد تا بتواند کارش را خوب ارائه دهد.

در آن دوره که در حال نوشتن کتاب بودید مثل اینکه از کمک آقای دهلوی استفاده کردید.

بله! من از قبل خیلی قطعات مختلف و مطالب مختلف چه از نظر تاریخچه چه از نظر اپیزودهایی که نوشته بودم، قطعه‌هایی که نوشته بودم، داشتم. منتهی نمی‌دانستم اینها را چه‌کار کنم و چه طوری سرانجام بدهم. برای کتاب اولم چون اولین کتابی بود که در زمینه‌ی ساز قانون نوشته می‌شد، آقای دهلوی به من کمک کردند.

استاد دهلوی گفتند که اینها را یک نظم بندی بکنید و به خاطر همین هم من از ایشان خیلی سپاسگذارم.

سجاد پورقناد

سجاد پورقناد متولد ۱۳۶۰ تهران
نوازنده تار و سه تار، خواننده آواز اپراتیک و سردبیر مجله گفتگوی هارمونیک
sadjad.p@gmail.com

۱ نظر

بیشتر بحث شده است