ضرابی: آشنایی با قطعات مختلف هنرجو را علاقمند میکند

سامان ضرابی
سامان ضرابی
چرا سراغ افرادی مثل بیگجه خانی نمیروید که قطعات شسته رفته تری دارد؟
قطعات خالقی هم شسته رفته است منتها برای یک ساز نبوده. ببینید، هنرجویان سنتور که شروع به یادگیری این ساز میکنند حتما که قصد استاد شدن ندارند، ۸۰% هنرجویان وقتی ساز را شروع میکنند، می آیند تا ببینند که اصلا این ساز را دوست دارند، ندارند! کم کم ادامه میدهند و از هر ۲۰ یا ۳۰ هنرجو یکی می مانند، بعد از یک سال ۵۰ درصد و بعد از دو سه سال ۷۰ درصد هنرجویان ساز زدن را رها میکنند؛ بهانه ای که میشود با آن باعث لذت بردنشان از موسیقی شد، بوسیله موسیقی های خوبی است که آنها میشناسند و دوست دارند، کسی که یک سال ساز زده مثلا از آقای بیگجه خانی چند قطعه شنیده؟! یا چقدر لذت میبرد از آن قطعات؟ ولی مثلا تمایلش به “بهار دلنشین” آقای خالقی بسیار بیشتر است و دوست دارد این قطعه را بزند و بگوید این را میتوانم بزنم. حالا اگر پیشرفت کرد آن قطعات را هم میزند…

ولی این عادت میشود برای او که قطعاتی که برای ارکستر نوشته شده را با ساز بزند و این اتفاقی که الان مثلا “تا بهار دلنشین” را با یک گروه بزرگ به صورت یونیسون میزنند، تشدید میشود.
خوب این بهتر است از اینکه هیچی نباشد! باز یونسون زدن از نزدن بهتر است! ولی اگر من بیگجه خانی را بنویسم فکر میکنید چقدر تمایل دارند بزنند؟ من میتوانم سر کلاس دو سه قطعه از ایشان را درس بدهم ولی هنرجوی مبتدی باید علاقه هم داشته باشد به قطعه ای که میزند. من اعتقاد دارم تدریس زوری نیست! شاید ۲۰ ۳۰ درصدش حکم استاد باشد ولی هنرجو با علاقه به سمت ساز آمده نه با زور پس دنبال قطعاتی که علاقه دارد هم میرود.

من بیگجه خوانی را هم خواهم نوشت ولی برای هنرجویان سطح بالاتر، من اول از مبتدی ها شروع میکنم و به آنها هم میرسم. وقتی ۶ یا ۷ سال ساز زدند از قطعه ای مانند “تا بهار دلنشین” لذتشان را بردند حالا آماده اند برای زدن قطعات پیشرفته تر را اجرا میکنند؛ من میگویم باید همه جور قطعه داشته باشیم و هر کلام خورنده های خاص خودشان را دارند! به قول استادم آقای دهلوی هر کسی خوراکی دارد.

این قطعاتی که نوشتید همه برای دوره ابتدایی بوده است، قطعات دوره عالی شما چیست؟
قابل توجه به آنهایی که به موسیقی کلاسیک علاقه مند هستند، ۲۰ قطعه را که با سنتور بسیار زیبا و تکنیکی هستند تنظیم کردم که نت نویسی شان هم تمام شده است.

آیا از نظر منطق سونوریته ساز و تکنیک، تطابق لازم را با قطعه غیر ایرانی دارد؟
نه تنها بسیار زیبا روی این ساز نشسته بلکه بعضی از آنها به نظرم با سنتور زیباتر هم شده اند. البته سلیقه ای هم هست ولی فکر میکنم خیلی ها از این تنظیم بیشتر از تنظیم اصلی اش خوششان بیاید!

سنتور محدودیت های از نظر کوک دارد که به دسته تنظیم کننده را میبیندد ولی در بین آثار بی شمار آهنگسازان موسیقی کلاسیک قطعات زیادی میتوان یافت که روی سنتور زیبا باشد و واقعا سخت است، خود من هم که سالها آنها را زده ام برای ضبط باید یک روز روی یک قطعه کار کنم تا بتوانم تمیز ضبط کنم.

کسی که دوره عالی سنتور آقای پایور را زده است چقدر طول میکشد که یک قطعه سنگین تکنیکی از آقای اردوان کامکار را خوب دربیآورد؟ مثل قطعه شور پایانی ماهی برای سال نو و …
ببینید! این که بگوییم هر کسی که دوره عالی را زده و در سطح عالی سنتور نوازی است جای شک و شبهه دارد! چراکه کسانی هستند که تمام کتابهای مربوط به هر ساز را تمام میکنند ولی آخر یک موزیسین از آب در نمیآیند. شاید آن استعداد نهای را برای اجرا خیلی خوب ندارند، درست است که تمام دوره ها را گذرانده اند و تایید استاد را هم گرفته اند ولی آخر به عنوان نوازنده شاخص شناخته نمیشوند و ادیت شخصی هم ندارند و هرچه یاد گرفته اند را فقط تحویل میدهند. تکنیک پیشرفت میکند ولی استعداد نهایی موسیقی در آنها نبوده است. حالا من کسی را میگویم که استعداد متوسطی دارد و دوره عالی را هم زده است…

خوب میتوانیم اینگونه بگوییم که کسی که قطعات را در تمپوی اصلی زده و هیچ اشکال تکنیکی ندارد…
خوب باز این سئوال مطرح است که آیا کسی که قطعه اردوان کامکار را میزند واقعا سونوریته اردوان را دارد یا نه! ممکن است کسی که به سبک پایور سنتور زده قطعه اردوان را بزند و بگوید سونوریته من بهتر از اردوان است ولی خود آقای اردوان کامکار این اعتقاد را نداشته باشند و بگویند نخیر سونوریته من بهتر است.

پس اینجا این بحث وجود دارد که با سلیقه چه کسی بسنجیم؟ چه گوشی دارد قضاوت میکند؟ گوش سنتور نواز سبک اردوان؟ گوش نوازنده ویولون؟ گوش نوازنده پیانو؟ ولی اگر منظور این باشد که قطعه آقای اردوان را با سونوریته خود ایشان اجرا کنیم، که در واقع نظر من هم همین است، دیگر سلیقه آقای اردوان ملاک است که ایشان به عنوان سازنده این قطعه باید تعیین کنند که قطعه من چگونه سونوریته ای داشته باشد. آن نتها با آن سونوریته متولد شده است و این دو جدا از هم نیستند، ایشان با تکنیک مخصوص خود این قطعات را بوجود آورده اند.

6 دیدگاه

  • فرزین کشاورز
    ارسال شده در اسفند ۲۳, ۱۳۸۷ در ۵:۳۱ ب.ظ

    ممنون از صحبتهای خوبتون.بیشتر هنرجویان سنتور به غیر از قطعات استاد پایور و احیانا مشکاتیان با اهنگهای زیبای موسیقی کلاسیک ایرانی بیگانه اند.در حالیکه مثلا در تار اینگونه نیست.این اواخر هم خانم مینا افتاده و همچنین شما آقای ضرابی کتابهای مفیدی در این زمینه منتشر کردید که بسیار مفیداست.البته منظور من “هنر جویان مبتدی و متوسطه” است.وگرنه بحث نوازندگان حرفه ای سنتور که توانایی تنظیم قطعات را دارند جداست.
    امیدواریم باز هم مقالات مفید شما را در سایت ببینیم.

  • مینا
    ارسال شده در تیر ۲۹, ۱۳۸۸ در ۹:۱۶ ق.ظ

    بسیار مفید و کارامد بود مرسی.من عاشق سنتور ودفم ودستی هم تو شعر دارم واز متن لذت بردم ولی چیزی که بیشتر توجهم رو جلب کرد تشابه اسم و فامیلم با خانم مینا ضرابی بود به هر حال ۱ افتخاره.

  • azadeh
    ارسال شده در آبان ۱۰, ۱۳۸۸ در ۱:۵۱ ب.ظ

    واعا جالبه دستتون درد نکنه من که از وبلاگتون لذت میبرم خیلی خیلی خیلی ممنون از مطالبی که میزارید تو سایت

  • اسماعیل بحرایی
    ارسال شده در آذر ۱۷, ۱۳۸۸ در ۳:۴۳ ب.ظ

    کاملا موافقم…باید ببینیم که شنونده سونوریته پایور را میپسندد یا اردوان….و یا اصلا نوازنده مثلا کمانچه است…..از نظر سرعت و اجرای قطعه احتمال زیادی دارد که یک فارغ التحصیل دوره استاد پایور بتواند قصعات اردوان را بنوازد…و لی در سونوریته…حتما اختلاف نظر هایی دارند…ولی در کل فکر کنم برای قطعات اردوان باید تمرینات متفاوت تری را هم انجام داد…با سپاس از دوستان

  • ناشناس
    ارسال شده در بهمن ۹, ۱۳۸۸ در ۶:۱۵ ب.ظ

    با این ایده که هنر آموزان مبتدی لازم دارند قطعاتی را که دوست دارند را هم در بین دوره کارکنند خیلی موافقم. خود من اگر اساتیدم چنین کاری را می کردند سنتور را ول نمی کردم. خسته شده بودم از اجرا های کسل کننده ای که به نظر می رسید هیچ وقت نمی رسم به جایی که یک قطعه آشنا بزنم.

  • سهراب
    ارسال شده در دی ۱۳, ۱۳۹۱ در ۱۲:۱۲ ب.ظ

    بنده بسیارعلاقهمندبه سنتور هستم حدود هفت سال هست که بیگیر میباشم و سه سال هم است که اموزش اکادمیک ان را شروع کرده ام.در عین حفظ مسیر خود در یادگیری سبک سنتی تمایل زیادی به اشنایی با سبک کلاسیک را هم دارم(شبیه سبک اقای اردوان کامکار) من استعداد درخشانی در سنتور ندارم ولی علاقه وبشتکار فراوانی برای بیشرفت در این زمینه دارم.همچنین خود را در نوع تمرین کمی سردر گم احساس میکنم.لطفا بنده را در این زمینه راهنمایی نمایید.با تشکر سهراب

ارسال دیدگاه

رایانامهٔ شما نمایش داده نخواهد شد.

نقد آرای محمدرضا درویشی (I)

از اواخر دهه‌ی شصت، ناظر و پیگیرِ اتفاقات و جریان‌های فکریِ هنر در ایران بوده‌ام. به‌نظر می‌رسد، اغلبِ کسانی که حرفی نو در حوزه‌ی نظر و اندیشه‌ی هنر در ایران داشته‌اند، آن را از اندیشمندان علوم انسانی اخذ کرده‌اند و ترجمه و برگردانش را در حیطه‌ی هنر، بسط و نشر داده‌اند. البته هنرمندان صاحب‌فکر و اندیشه هم در هنرِ ایران دیده می‌شوند، ولی انگشت‌شمارند.

شناخت کالبد گوشه‌ها (IX)

حقیقت یافتن یکی از دو سوی این متناقض‌نما دیگر بستگی به مولف و کارش ندارد بلکه بیشتر مربوط به واکنش جامعه‌ی موسیقی است و آن کسانی که کتاب را می‌خوانند و به کار می‌بندند. احتمالا آگاه بودن بر این نکته که تحلیل ردیف به عنوان نوعی دستور زبان چه کاستی‌هایی دارد یا می‌تواند به بار آورد، همان کاستی‌ها را به نقطه‌ی قوتی در دگرگونی تلقی ما از دامنه‌ی خلاقیت در موسیقی دستگاهی تبدیل خواهد کرد، حتا اگر شده با مطرح کردن پرسش‌هایی درباره‌ی حدود تفسیر و … به بیان دیگر اگر دستاوردهای تحلیلی کتاب به عنوان یک حقیقت مسلم یا یک و تنها یک تفسیر قطعی درک شوند سوی اول روی می‌دهد و اگر به عنوان یک تفسیر خاص اما معتبر از میان بسیار تفسیرها، سوی دوم.

از روزهای گذشته…

بنان، هنرمند زمان

بنان، هنرمند زمان

غلامحسین بنان در سال ۱۲۹۰ در تهران متولد شد. او در خانواده هنردوست و اعیان خود که نسبت نزدیکی با ناصرالدین شاه داشتند (مادرش برادرزاده ناصرالدین شاه بود) با آوازهای پدراولین درسهای موسیقی را آغاز کرد و پس از مدتی همراه با خواهرانش به مکتب مرتضی نی داوود نوازنده و آهنگساز نامدار ایران راه یافت که اولین معلم رسمی او در واقع نی داوود بود. او آواز را بعدها نزد ضیاء الذاکرین و ناصر صیف به روش سینه به سینه ادامه داد، او آنزمان شناختی از تئوری موسیقی و نت نداشت و آواز را به شیوه قدما و بدون توجه به جایگاه صدایش می خواند.
نامه سرگشاده یک تنبک نواز به اهالی موسیقی

نامه سرگشاده یک تنبک نواز به اهالی موسیقی

از آنجایی که سازهای کوبه ای پوستی اصلی ترین سازها برای اجرای دورهای ایقاعی (یا به تعبیری همان میزانهای گوناگون موسیقایی) است، بررسی سازهای کوبه ای پوستی ایران از اهمیت ویژه ای برخوردار می شود.
گزارش جلسه ششم «کارگاه آشنایی با نقد موسیقی» (I)

گزارش جلسه ششم «کارگاه آشنایی با نقد موسیقی» (I)

در ابتدای بازبینی و بررسی تمرین‌های انجام شده در جلسات گذشته، به دلیل آن که بعضی از شرکت‌کنندگان غایب بودند به جلسه‌ی دیگر موکول شد. اما پیش از شروع درس، مدرس با اشاره به یکی از تمرین‌های انجام شده در جلسات گذشته حاوی نکاتی درباره‌ی رنگ صوتی ویژه‌ی «گروه پایور» و مقایسه‌ی آن با رنگ صوتی گروه‌های دوره‌ی قاجار بود، یادآوری کرد که با توجه به عدم حضور نویسنده بررسی دقیق به جلسه‌ی آینده موکول می‌شود اما برای این که تصوری به دست آوریم از این که رنگ‌ صوتی قابل شنیدن در آثار «فرامرز پایور» هم در طول زمان تغییر کرده است و دوری از توهم ایستایی در موسیقی ایرانی، نمونه‌هایی از آثار پایور در دوره‌های مختلف («مارش ماهور» اثر «درویش خان» از مجموعه‌ی «آثار درویش خان»، بخش‌هایی از مجموعه‌ی هفت پیکر، «پیش‌درآمد همایون» از مجموعه‌ی «گروه‌نوازی‌های پایور»، قطعه‌ی «دردشت» از مجموعه‌ی «ارغوان») پخش کرد و گفت باید توجه داشت که گروه‌هایی که این نمونه‌ها را اجرا کرده‌اند دقیقا یکی نبوده‌اند علاوه بر این سازآرایی خاص هر یک از آهنگ‌ها هم باید در نظر گرفته شود اما با حذف همه‌ی این تفاوت‌ها هنوز هم تغییر رنگ صوتی واضح است. البته ویژگی‌هایی مانند دقت در کوک و هماهنگی نوازندگان در اغلب موارد تکرار شده است که تاثیر مستقیمی بر رنگ صوتی شاخص این گروه‌نوازی‌ها ندارد.
ویولن و آواز

ویولن و آواز

هیلاری هان ویولنیستی است درس خوانده مدرسه کرتیس و فاتح همه سالنهای پرآوازه جهان. در سی ویک سالگی هنوز همان دختر بچه‌ای است که سالها پیش، وقتی می‌گفت در پشت صحنه با سر به صفحه گانگ می‌کوبد، نابغه بندانگشتی نامش نهادم، ولی کمتر رهبر نامداری است که رؤیای همراهی با این دخترک را در سر نپروراند. در استرینگز دیدم آخرین کار ضبط شده‌اش ترانه‌هایی از باخ است. گفتم شاید خواننده گفتگوی هارمونیک دوست داشته باشد بداند.
سفری به کنسرواتوار ایالتی تفلیس در گرجستان

سفری به کنسرواتوار ایالتی تفلیس در گرجستان

شاید به نظر عجیب برسد که شهری‌ با داشتن جمعیتی معادل تنها یک میلیون و دویست هزار نفر دارای این همه موزیسین و علاقمند به موسیقی باشد. کشوری که میزبان تولد موسیقیدان بزرگی همچون آرام خاچاتوریان بوده است. کشوری که مردمان آن موسیقی را مهمترین عامل پرورش فکر می شمارند. در شهر تفلیس پایتخت کشور گرجستان، کمتر فرد جوانی دیده می شود که دستی به ساز نداشته باشد. در دنیایی که اکثر گرایشات موسیقی به سوی سبک‌های تازه می شتابند، مردمان گرجی را می توان از معدود کسانی به شمار برد که اسالت کهن موسیقی خود را حفظ کرده اند و در مناسبت‌های فرهنگی بخصوص همچون نوادگان خود می نوازند، می خوانند و می رقصند.
درباره مشکل «شیش هشت» و «میزان های لَنگ» در وزن شناسیِ موسیقی ایرانی (VI)

درباره مشکل «شیش هشت» و «میزان های لَنگ» در وزن شناسیِ موسیقی ایرانی (VI)

اگر در میزان اول دوضربی به جای دو سیاه، ۸ دولا چنگ (میزان ۳) قرار داشته باشد، می توان گفت میزان سوم، ۸ ضربی ۴+۴ است با دو تاکید. اما چون اجزاء ترکیب کننده، زمان های یک اندازه (یک سیاه یا ۴/۱) دارند، این میزان ها همه با دو ضرب (با دوتا پا زدن یا دو ضربه مترونم) قابل اجرا هستند. یا دقیق تر واحد زمانی تعیین کننده در داخل میزان یک نت سیاه یا یک ۴/۱ است.
کنسرت شجریان در تهران و رهبری در آنکارا!

کنسرت شجریان در تهران و رهبری در آنکارا!

همانطور که در خبرها خواندید، علی رهبری رهبر دائم ارکستر سمفونیک تهران که چندی پیش با علاقه و اشتیاق فراوان به ایران آمده و سکان ارکستر را به دست گرفته بود با انتشار نامه سرگشاده خود به وزیر ارشاد، تهران را به قصد اتریش ترک کرد؛ اما شجریان که تا قبل از کنسرت اخیر خود مایل به اجرای برنامه در ایران نبود، کنسرتهایی را در تالار وزارت کشور به روی صحنه می برد!
خدایی: مرکز حفظ و اشاعه منحل شده!

خدایی: مرکز حفظ و اشاعه منحل شده!

آواز را به صورت حرفه ای از سال ۱۳۶۷ شروع کردم در مرکز حفظ و اشاعه موسیقی با استاد شاپور رحیمی که ردیف استاد کریمی را به روایت ایشان کار کردم. دقیقا به خاطر دارم زمانی که من به مرکز حفظ و اشاعه رفتم آنقدر هنرجو وجود داشت که من خودم در راه پله نشسته بودم و در اتاق جای نشستن نبود در کلاس استاد رحیمی!
نگاهی به اپرای عاشورا (IV)

نگاهی به اپرای عاشورا (IV)

این پرده با تم معروف حر آغاز میشود که تنها پرده این اپرا است که عبدی در آن از تمی غیر از ساخته های خودش استفاده کرده است. اکثرا در تعزیه هایی که در جای جای کشور ما اجرا میشود، ملودی های مختلفی به کار گرفته میشود و به ندرت چند تعزیه کاملا یکسان میتوان یافت، مگر قسمت حر که در اکثر تعزیه ها همین تم در مایه دشتی استفاده میشود؛ در این اپرا هم عبدی از همین سنت پیروی کرده است.
امیرآهنگ: کلاس استاد حنانه بسیار جذاب و مفید بود

امیرآهنگ: کلاس استاد حنانه بسیار جذاب و مفید بود

من ضمن کلاس خصوصی، در کلاس های گروهی استاد حنانه هم شرکت می کردم. آقای امیر علی حنانه هم در آن زمان، با وجود سن کم این دروس را قبلاً نزد پدرشان بطور خصوصی گذرانده و کاملا مسلط بودند با اینحال در کلاس گروهی بچه های هنرستان شرکت و به اعضای کلاس جهت تفهیم بهتر مطالب کمک می کردند.