طرّاحی دیتیل برای نی و تنبک (III)

حسین عمومی
حسین عمومی
حال اگر با این شرایط قرار باشد سالنی ساخته شود، پیش از هرچیز باید سیستم صوتی آن خیلی خوب باشد؛ آقاحسینقلی و میرزاعبدالله که نمی‌دانستند سیستم صوتی چیست. اگر من امروز بخواهم سالنی بسازم، همان سالنی را می‌سازم که برای موسیقی کلاسیک غربی می‌سازند، یا فرضاً همان سالنی که برای اجرای موسیقی مجلسی طراحی می‌شود.

بعضی گروه‌های موسیقی ایرانی الان دوازده یا چهارده نوازنده دارند و ردیف می‌شوند و کنار هم می‌نشینند، مثل گروه شهناز آقای شجریان و درخشانی که به این‌جا آمده بودند. مگر می‌شود بدون توجه به آکوستیک برای این گروه‌ها و با این جمعیّت شنوندۀ هزار نفری سالن ساخت؟

پس موسیقی ما هم عوض شده. بگذار این‌طور جوابت را بدهم: من هیچ چیزی نمی‌بینم که سالن را خاصّ اجرای موسیقیامروزِ ایرانی کند. سالنی می‌سازم که کاملاً با توجه به آکوستیک طراحی شده باشد، برگشت صدا نداشته باشد، فیدبک ندهد، صندلی‌هایش راحت باشد… برای هر نوع موسیقی‌ای رعایت این‌ها لازم است.

در غرب موسیقی‌دانانی را می‌شناسیم که هم معمار بوده‌اند و هم موسیقی‌دان، مانند زناکیس و می‌دانیم که در طراحی یا ساخت موسیقی یا اثر معماری‌شان از پندارهایشان در حیطۀ هنر دیگر استفاده کرده‌اند. آیا قابلیّت امکان‌پذیری چنین رویکردی را در معماری یا موسیقی ایران هم متصوّر هستید و خود شما تا به حال در این زمینه ایده‌ای داشته‌اید؟
این رابطه‌ای است که بین تمام هنرها هست و فقط محدود به معماری و موسیقی نیست. این رابطه‌ها در مورد موسیقی ایرانی و آشپزی ایرانی یا مینیاتور ایرانی و خطّ ایرانی و غیره هست. مثلاً در یونان، کمپوزسیون‌هایی که بالای قرنیز ساختمان‌های دوریک و یونیک و این‌ها هست [بر‌اساسِ] تناسبات موسیقایی است؛ یعنی چنین رابطه‌ای از زمان یونان باستان بوده. حالا چرا چنین بوده؟ ذهنیّت هنرمند، همان ذهنیّتی بوده که موسیقی می‌ساخته. مثلاً زناکیس که گفتی، همان‌طور که ساختمان طرّاحی می‌کرده، کمپوزوسیونش [در معماری] را طرّاحی می‌کرده و صفحۀ نت‌هایش از نظر بصری طراحی شده بود و حتی رنگ استفاده می‌کرده…

و آیا چنین روشی تأثیری روی صداها دارد؟
حتماً تاثیر دارد به این دلیل که آن‌ها سمبل و راهی برای نشان دادن صدا هستند؛ مانند نقشه‌کشیدن در معماری و مثلاً کار با اتوکد. زمان ما عدّه‌ای کاغذ روی کاغذ می‌گذاشتند و از روی این خط‌ها طرحشان درمی‌آمد، امّا بعضی دیگر ابتدا فکر می‌کردند و بعد با چند خطَّ ساده طرحشان را می‌کشیدند، مانند طرح‌های لوکوربوزیه که آن موقع به نظر ما خیلی ساده می‌آمد. آهنگساز هم مانند معمار ابتدا طرح و کمپوزوسیون در ذهنش شکل می‌گیرد و بعد به کمک رنگ و کمپوزوسیون بصری به زبانی مشترک فکرهایش را انتقال می‌دهد؛ اگر زناکیس در نت‌نویسی‌اش رنگ‌بندی می‌کند، ذهنیّت‌اش را روی کاغذ آورده، ذهنیّتی که از معماری تأثیر گرفته و آن‌طور روی نت‌نویسی و درنتیجه بر موسیقی هم اثر می‌گذارد.

ارسال دیدگاه

رایانامهٔ شما نمایش داده نخواهد شد.

جان کیج و ذن بودیسم (III)

او به زودی خود را مستغرق میان دنیای سریالیسم شوئنبرگ و نئوکلاسیسیسم «استراوینسکی» پیدا کرد و عمیق ترین تآثیرات را از کلاس های آهنگسازی «هنری کاول» پذیرفت. در ۱۹۳۴ به بهترین شاگرد کلاس شوئنبرگ بدل شد. یک بار شوئنبرگ در باره ی او گفت: او برای من نه تنها بهترین شاگردِ آهنگسازی که افتخارِ کشفِ یک نبوغ است.

میکس و مستر به زبان ساده تحت برنامه کیوبیس (V)

دینامیک در موسیقی های قدیمی بیشتر است و در موسیقی امروز محدودتر. دینامیک کار نهایی عملی است که مهندس مستر انجام می دهد.

از روزهای گذشته…

نگاهی به «اینک از امید» (V)

نگاهی به «اینک از امید» (V)

تصنیف «آغازی دیگر» با اینکه از نظر ملودیک (مخصوصا از نظر مد گردی)، دارای قوت هایی است، ضعف های اساسی در بخش چند صدایی و همچنین پیوند شعر و موسیقی دارد.
باربد

باربد

هنگامی که در تاریخ پرفراز و نشیب موسیقی ایران سیر میکنیم، به افراد مختلفی برخورد میکنیم که تاثیرات عمیقی بر آن گذارده و یا آن را از نابودی حتمی نجات داده اند ولی متاسفانه عده اندکی ایشان را میشناسند. از این دسته افراد میتوان به”باربد” موسیقیدان بی نظیر و مخترع نثر مسجع که در عصر خسروپرویز زندگی میکرده اشاره کرد که آهنگهای زیبا ی او بعد از صدها سال همچنان شنیدنی و جزو گوشه های قابل تامل در موسیقی ایران است، از داستان زندگی وی اخبار چندانی در دست نیست و آنچه در ذیل میخوانید جمع آوری تکه هایی از کتابهای مستند تاریخی با ذکر نشانی آنهاست.
ارکستر فیلارمونیک نیویورک (IV)

ارکستر فیلارمونیک نیویورک (IV)

در سال ۱۹۴۹ لئوپاد استوکوفسکی (Leopold Stokowski) و دیمیتری متروپولوس (Dimitri Mitropoulos) به طور مشترک رهبری فیلارمونیک را عهده دار شدند و در سال ۱۹۵۱ متروپولوس به عنوان کارگردان موسیقی فیلارمونیک منسوب شد. متروپولوس در زمینه های گوناگونی پیشرو بود، در برگزاری رقابتی برای انتخاب آهنگسازان جدید، برگزاری اجراهایی توسط فیلارمونیک به طور زنده بین پخش فیلمها در سینما تاتر روکسی. متروپولوس مجموعه ضبطهایی را برای کمپانی کلمبیا نیز انجام داد.
سرگذشت ارکستر سمفونیک تهران (II)

سرگذشت ارکستر سمفونیک تهران (II)

از سال ۱۳۲۵ این ارکستر با هدایت پرویز محمود رسما تحت عنوان «ارکستر سمفونیک تهران» شروع به کار می کند و مرتضی حنانه در خاطرات خودش می نویسد: «شب ها به دلیل اینکه نوازندگان هر یک برای کسب به کاباره ها روی می آوردند، من و چند تن از دوستان به زور مانع رفتن آنها به کاباره می شدیم تا آنان را جمع کنیم تا تمرین ها را بتوانیم سر وقت با محمود شروع کنیم. این شده بود دغدغه شبانه من. پرویز محمود تا سال ۱۳۲۸ ارکستر را رهبری می کند و ناگهان در یک عصر غم انگیز خزان، به ما اطلاع دادند که همه ما به مهرآباد جنوبی برویم. من و چند تن از بچه ها به مهرآباد جنوبی رفتیم و دیدیدم که محمود در آنجا از همه خداحافظی کرده و چوب رهبری را برای همیشه رها کرد.
ویژگی های یک سنتور خوب (II)

ویژگی های یک سنتور خوب (II)

بنابر آنچه تجربه نشان داده است مسائل حاشیه ای که برای هنرجویان جهت خرید ساز پیش می آید نه تنها بی اهمیت نیست بلکه این موضوع متاسفانه گاهی باعث کدورت ها و ایجاد کینه ها مابین معلمین و شاگردان شده و شاگردان به محض روبرو شدن با استاد جدید، معلم پیشین خود را بخاطر انتخاب نادرست ساز (چه از روی عمد و چه از روی نا آگاهی) مورد نکوهش و انتقاد قرار می دهند و چه بسا در بیشتر موارد هیچکدام آنقدر مقصر نبوده اند که بعد ها باعث بعضی از این کدورتها شود.
جورج سولتی، آخرین فوق رهبر قرن بیستم

جورج سولتی، آخرین فوق رهبر قرن بیستم

جورج سولتی متولد مجارستان از بزرگترین رهبرهای ارکستر جهان در سال ۱۹۱۲ در بوداپست بدنیا آمد. پیانو را نزد موسیقی دانانی چون ارنست فون دونای (Ernst von Dohnanyi) و بلا بارتوک (Bela Bartok) در آکادمی فرانس لیست (Franz Liszt) در بوداپست فرا گرفت و اولین کنسرت بزرگ خود را در سن ۱۲ سالگی اجرا کرد.
عرضه آثار استاد حسین دهلوی

عرضه آثار استاد حسین دهلوی

علاقمندان رشته موسیقی می توانند پارتیتور ۱۸ اثر از ساخته های استاد حسین دهلوی را به صورت یک مجموعه، از طریق این سایت خریداری کنند.
جادوی نام زیبا  (I)

جادوی نام زیبا (I)

پشت چهره‌ی این آلبوم مسئله‌ی نام نهفته است و رابطه‌ای سبک‌شناسانه، و زیباشناسی این هر دو و نسبت‌اش با فرم. نام کلی آلبوم را آهنگساز به فارسی منظومه‌های سمفونیک نهاده، عنوانی که بیشتر با ترجمه‌ی (Poematic Symphony) (1) نزدیک است (۲). اما آن‌چه در مورد نام این اثر اهمیت دارد عنوان فارسی آن نیست -چرا که می‌توان آن را با اغماض اطلاقی شاعرانه دانست که آهنگسازی علاقه‌مند به ادبیات برگزیده تا موسیقی‌اش را شعرگونه‌ای با ابزار سمفونیک بنمایاند- بلکه ترجمه‌ی انگلیسی آن است که روی جلد حک شده است؛ Poem Symphonies به معنای پوئم سمفونی‌(ک)ها (۳) و از همین جا است که مسئله‌ای که من آن را «جادوی نام زیبا» نهاده‌ام آغاز می‌شود. برای این که بتوانیم راهی به شرح دقیق این اصطلاح بپوییم بهتر است کمی در سه قطعه‌ای که در این آلبوم جمع آمده‌ است تعمق و خصوصیاتشان را بررسی کنیم.
اشکنازى از شوستاکوویچ مى گوید

اشکنازى از شوستاکوویچ مى گوید

اگر روى شوستاکوویچ برچسب معماگونه بودن مى زنند تنها براى آسان تر کردن کارشان است او یک انسان ساده است با درجه بالایى از هوشیارى نسبت به زندگى. جان استراتفورد و جان ریلى در اکتبر ۱۹۹۱ با ولادیمیر اشکنازى این مصاحبه را انجام دادند. اندکى پس از آن بود که اشکنازى ارکستر رویال فیلارمونیک را براى اجراى سمفونى هشتم شوستاکوویچ تمرین داده بود.
گفتگو با گیل شاهام (II)

گفتگو با گیل شاهام (II)

من خیلی خوش شانس بودم که تونستم خودمو آماده کنم؛ انگار همه چیز دست به دست هم داده بود که این اتفاق بیفتد. من یک سال قبل با ارکستر سمفونیک لندن، بر روی کنسرتوD-Major پروکوفیف کار میکردم. وقتی پرلمن برنامشو لغو کرد، من تقریبا مطمئن بودم آنها قبل از من ۵۰۰ ویولونیست دیگر را نیز امتحان کرده بودند. من شانس آوردم که هیچ کدام از آنها نتونست این کار را انجام بده.