طرّاحی دیتیل برای نی و تنبک (IV)

حسین عمومی
حسین عمومی
در مورد من امّا، تجربیاتی که در معماری داشته‌ام، در موسیقی بیشتر به کمکم آمده است. موسیقی خیلی انتزاعی است و دست‌و‌بالِ آدم برای خلّاقیّت خیلی باز است؛ یعنی محدودیت‌هایی که در معماری هست، از جمله اقتصاد، مسائل سیاسی و اجتماعی و مصالح، نظریات کارفرما و «من می‌خواهم»‌هایش، دست تو را خیلی می‌بندند، امّا در موسیقی تو خود می‌گویی «من می‌خواهم». من تغییراتی روی سازها داده‌ام، مثلاً دامنۀ صوتی نی را گسترش داده‌ام و به شش دانگ رسانده‌ام.

نی استاندارد، یعنی نی‌ای که وقتی همۀ انگشت‌ها را ببندی صدای «دو» می‌دهد، نتِ «سی‌کرن» ندارد! اگر دیده باشی نوازنده‌های نی با لب‌هایشان خیلی بازی می‌کنند به این خاطر است که بتوانند به نت‌های مورد نظرشان برسند و نت‌ها را تصحیح کنند. نوازندۀ نی می‌تواند با لب‌هایش نت لا را به سی‌بمل برساند، امّا دیگر سی‌کرن را نمی‌تواند؛ یعنی این‌طور می‌شود: دو، ر، می، فا، سل، لا، و در رجیسْتْرْ بالاتر دوباره دو تا لا.

در رجیستر سوم که یک فاصلۀ پنجم بالاتر می‌رود، تازه یک «سی» پیدا می‌شود، و سل، لا، سی، دو، ر، می نواخته می‌شود، و در رجیستر چهارم هم از دو تا فادیز بالا می‌رود. این‌جا یک پلۀ نردبان انگار خالی است و من آن پایین یک کلید گذاشته‌ام و نی‌های من از سی شروع می‌شوند و چهار‌نت چهار‌نت می‌شود بالا رفت و به شش دانگ پیوسته رسید، و من اسم این نی را «نی شش‌‌دانگ» گذاشته‌ام که گستره‌اش مانند تار و سه‌تار شش دانگ شد.

تنبک را هم کوکی کرده‌ام، و این‌طور تنبک می‌تواند راحتْ با نتِ شاهد یا هر فاصله‌ای با شاهد کوک شود. خیلی نوازنده‌ها بوده‌اند که احتیاج به کوکی‌کردن تنبک را حس کرده‌اند، کما این‌که استاد [حسین] تهرانی به استاد قنبری[مهر] گفته بودند که تنبکی بساز که کوک شود. موسیقی ما هم مانند موسیقی هندی ظریف است و مثلاً با موسیقی آفریقایی که بزن و بکوب است خیلی متفاوت است.

مثلاً می‌بینی شاهد «سل» است امّا نت تنبک جایی میان «فا» و «فا‌دیز» است! گاهی اتّفاقی در نواخته‌های شهناز یا محجوبی یا بدیعی یا دیگران می‌شنویم که تنبک کوک است، و جالب این‌جاست که مثلاً [امیرناصر] افتتاح کنار شهناز نشسته و ساز می‌زند؛ امّا صدای تنبک از میکروفون شهناز می‌آید، چون صدای تنبک آن‌قدر صدابردار را اذیت می‌کرده که میکروفون را خاموش کرده است و در میکروفون تار انگار صدای تنبک از دور می‌آید. صدای تنبک ناخودآگاه صدابردار را اذیت می‌کرده و انگار کسی توجیهی برای این مسئله نداشته است و او صدای مزاحم تنبک را کم می‌کرده و وقتی کوک بوده صدای تنبک را ناخودآگاه زیاد می‌کرده! من این را شخصاً تجربه کرده‌ام و به این مسئله رسیده‌ام.

برای ساخت این تنبک، چوبش از اندونزی می‌آید و قسمت فلزی‌اش از چین و کارگر مکزیکی و روس به کمک من آمده‌اند تا صدایش را درست کنند!خوشبختانه از سوی نوازنده‌ها ااستقبال خیلی خوبی از این تجربه شد. بحث من این است که تجربۀ کارِ معماری انجام‌دادن و با دیتیل‌ها سر و کلّه زدن که فلان مصالح، مثلاً چوب با فلز چگونه کار می‌کند و کشش‌شان چطور می‌شود و این‌ها، به طرّاحی و اصلاحِ این سازها بسیار کمک کرده.

من در سخنرانی‌ای که در همین مرکز مطالعات و فرهنگ ایرانی در دانشگاه ایرواین نیز داشتم به موضوع رابطۀ معماری و موسیقی ایرانی و شباهت کیفیّت‌هایشان پرداختم. به خاطر دارم که هشت یا نه پارامتر را در نظر گرفتم و آن‌ها را در هر دو هنر بررسی کردم، ازجمله محور، تقارن، تضاد، تداوم و رشد ارگانیک، تزیینات، ریتم، و عنوان‌های این‌چنینی و با قرار دادن نمونه‌هایی مثلاً از ساز شهناز و کسایی و عبادی یا مسجد جامع شاه‌عباسی [امام] و نمونه‌های معماری ایرانی آن‌ها را هم مقایسه کرده‌ام. مثلاً در مورد بحث رشد ارگانیک، اگر دقّت کنید می‌بینید که خانه‌هایی تاریخی ما معمولاً تغییر می‌کردند، فضاهایی به آن‌ها افزوده می‌شد، مثلاً پسر خانواده زن می‌گرفت و پدر زمین بغلی را می‌خرید و فضاهایی با خانه اضافه می‌کرد یا موارد این‌چنینی، انگار که یک پلان کاملاً از پیش تعیین شده و غیر قابل تغییر وجود نداشت.

در موسیقی ما هم این حالت بسیار پیش می‌آید؛ مثلاً در بداهه‌نوازی‌ها که بر اساس طرح و پلان قبلی نیست، من با خانم پریسا پنج شب کنسرت گذاشتم و هر شب یک چیز متفاوت و بداهه اجرا کردیم؛ یا در بحث تزیینات می‌بینید که تزیینات در موسیقی و اجراهای ما بسیار پررنگ است و به همین نسبت هم در معماری ما به جزییات و رنگ‌ها و نقوش تزیینی توجه می‌شود.

ارسال دیدگاه

رایانامهٔ شما نمایش داده نخواهد شد.

همه حق اظهارنظر دارند

با این جمله لابد بارها برخورد کرده‌ایم. وقتی از آن استفاده می‌کنیم که کسی به نظر کس دیگری اعتراض کرده باشد. مثلاً وقتی‌که کسی بگوید «این چه مطلب بیراهی است که فلانی نوشته». جمله‌ی لیبرال‌منشانه‌ای است که این روزها طرفدارهایش از گذشته هم خیلی خیلی بیشتر شده و به‌سختی ممکن است بتوانیم با آن مخالفت کنیم.

مروری بر آلبوم «سایه وار»

مسعود شعاری از آن دسته نوازندگان برجسته‌ای است که بخشی از همِّ حرفه‌ای خود را معطوف سبک‌شناسی و اجرای مجدد آثار دیگر استادان بزرگ موسیقی ایرانی برای سه‌تار کرده است. نتیجه‌ی این کندوکاوِ او را پیش‌تر از یک سو در قالب سمینارها و اجراهای زنده‌ی آشنایی با شیوه‌ی نوازندگان قدیم (این که تا چه اندازه موفقیت‌آمیز بوده جایگاهی دیگر می‌خواهد) و از سوی دیگر دست‌کم یک آلبوم با عنوان «کاروان صبا» با تمرکز بر انتقال به سه‌تار و اجرای آثار صبا دیده‌ایم. آلبوم تازه‌ی «سایه‌وار» تداوم همین راه است و از آن رو که اجرای تفسیرمند و هنرمندانه‌ی آثار کارگان کلاسیک موسیقی ایرانی در برهه‌ی حاضر اهمیت فراوان دارد، شایسته‌ی توجه.

از روزهای گذشته…

گفت و شنودی درباره سازهای ابداعی (XIII)

گفت و شنودی درباره سازهای ابداعی (XIII)

آقای شجریان گفته اند: «با این سازها اینجا در امریکا چند نوازنده برجسته زیر نظر یک پروفسور موسیقی، صداهای عالی ایجاد کرده اند، این سازها برای اجرای آثار باروک (موسیقی قرن هفدهم اروپا) خیلی عالی هستند. (استاد شجریان قطعاتی را با لپ تاپ خودشان برایم پخش کردند که کوارتت زهی متشکل از همین سازها قطعات باروک میوزیک را مینواختند که صدایی فوق العاده زیبا داشت و کاملا با آن موسیقی همخوانی داشت.» طبیعی است که این ساز برای اجرای موسیقی بدوی تر بهتر صدا می دهد، چراکه سازهای آن دوره نیز مانند امروز تکامل یافته نبوده اند.
زیبایی‌شناسی ناعادلانه‌ی مردم نروژ بر دوشِ ادوارد گریگ (I)

زیبایی‌شناسی ناعادلانه‌ی مردم نروژ بر دوشِ ادوارد گریگ (I)

«ادوارد گریگ» (Edvard Grieg)، یکی از مشهورترین موسیقی‌دانان نروژی، پانزدهم ژوئن سال ۱۸۴۳ به‌دنیا آمد. پدربزرگ ادوارد اهل اسکاتلند بود که پس از نبرد کالودن (نبردی در سال ۱۷۴۶ بین نیروهای انگلیسی و اسکاتلندی در محلی به همین نام) به اسکاندیناوی مهاجرت کرده بود. ادوارد فراگیری پیانو را نزد مادرش آغاز کرد و در نوجوانی به مهارتی چشمگیر در نوازندگی دست یافت. او در مدرسه از سوی همکلاسی‌هایش اذیت و آزار می‌شد و همین سبب شده بود از مدرسه‌رفتن ناامید شود. دیداری اتفاقی با دوستی خانوادگی به‌نام «اول بول» (Ole Bull)، همان نوازنده‌ی ویرتئوز ویلن، خیلی زود به فرستادن ادوارد پانزده‌ساله به کنسرواتوار لایپزیگ انجامید. ادوارد در پایان تحصیلاتش در کنسرواتوار، معتقد بود که تحصیل در آنجا چیزی به دانشش نیفزوده است: «همان اندازه که پیش از آمدن به اینجا نادان بودم، الان هم هستم.»
گوران: از تک تک اعضای ارکستر تشکر می کنم

گوران: از تک تک اعضای ارکستر تشکر می کنم

ممکن است همه نوازندگان ما در این سطح نباشند ولی پتانسیل رسیدن به این توانایی را دارند. بعضی از نوازندگان ایرانی مثل آقای فریوسفی این امکان برایش فراهم شده که در ارکسترهای درجه یک جهانی نوازندگی کند و ثابت کند که این توانایی را داشته ولی خیلی های دیگر این امکان برایشان فراهم نشده ولی شاید این توانایی را هم امروز داشته باشند.
تور پاییزی گروه مضراب

تور پاییزی گروه مضراب

گروه مضراب به سرپرستی حمید متبسم پاییز امسال در شهرهای تورنتو، آتاوا و مونترال کانادا و بسیاری از شهرهای اروپایی به روی صحنه می رود. گروه مضراب یکی از پروژه های جدید حمید متبسم، نوازنده تار و سه تار و آهنگساز است که سالهاست در اروپا اقامت دارد.
زنگار؛ فصلنامه اى براى تحلیل و نقد موسیقى

زنگار؛ فصلنامه اى براى تحلیل و نقد موسیقى

فصلنامه موسیقی زنگار که نخستین شماره اش در ۳۱ خردادماه ۱۳۹۵ شمسی منتشر شد، نخستین و تنها نشریه رسمی منتشر شده در استان فارس در حوزه موسیقی است. این نشریه برای تحلیل و نقد موسیقی هر سه ماه یک بار منتشر میشود و پخش سراسرى دارد. اولین شماره آن با ۱۲۰ صفحه در قطع خشتی و تیراژ ۱۰۰۰ جلدی، با قیمت ۱۵ هزارتومان از طریق کتابفروشی های معتبر موسیقی در دسترس علاقمندان قرار گرفته است.
جوزف تال (I)

جوزف تال (I)

جوزف تال آهنگساز اسرائیلی را به عنوان پدر موسیقی اسرائیل می شناسند و به عنوان آهنگساز از سالهای ۱۹۶۰ جایگاهی بین المللی یافته است. آثار پر بار جوزف تال شامل؛ سه اپرا به زبان عبری، چهار اپرا به زبان آلمانی، شش سمفونی، سیزده کنسرتو (concerti)، موسیقی مجلسی، سه کوارتت زهی، قطعه هایی برای سازها به طور تک یا به همراه و آثاری برای سازهای الکترونیک است. جوزف تال در شهر پنوی نزدیک امپراطوری آلمان (هم اکنون متعلق به کشور لهستان) به دنیا آمد. پس از تولد وی؛ خانواده اش به برلین نقل مکان کردند، پدرش زبان شناس بود و در دبیرستان مخصوص یهودیان به تدریس می پرداخت.
سخنرانی صداقت کیش در نقد نغمه  (I)

سخنرانی صداقت کیش در نقد نغمه (I)

مطلبی که پیش رو دارید، متن کامل سخنرانی آروین صداقت کیش در جلسه نقد نغمه، ویژه آلبوم سیمرغ به آهنگسازی حمید متبسم و آواز همایون شجریان است.
گفتگو با سارا چانگ (I)

گفتگو با سارا چانگ (I)

۴ ساله بودم زمانی که شروع به نواختن ویولون کردم و اولین کنسرت عمومیم در سن ۵ سالگی بود. من نواختن پیانو را در سن ۳ سالگی آغاز کردم. مادرم مرا به راه موسیقی آورد. در واقع زمان فوق العاده ای را با نواختن پیانو گذراندم و تا سن ۱۰ یا ۱۱ سالگی به آن ادامه دادم. پس از آن ویلون به چیزی اجتناب ناپذیر مبدل شد، بنابراین شروع به تمرکز بیشتر روی ویولن کردم و در آن مدت، زیاد در سفر بودم.
گوستاو مالر (I)

گوستاو مالر (I)

گوستاو مالر (Gustav Mahler) از بهترین رهبران ارکستر و اپرا، همچنین به عنوان مهمترین آهنگساز اواخر رومانتیک-اوایل مدرنیزم شناخته شده است. اگرچه موسیقی او هیچ گاه تا پیش از مرگش از طرف کشور اطریش به طور شایسته ای مورد توجه و قبول واقع نشد. مالر سمفونی ها و اشعار فراوانی تصنیف کرد. او در خانواده یهودی آلمانی زبان در کالیشت به دنیا آمد. دومین فرزند از چهارده فرزند خانواده بود. آنان به جیلوا (جایی که مالر کودکی اش را در آنجا سپری کرد و والدینش به استعداد او در سن ۶ سالگی پی بردند و او را به کلاس پیانو فرستادند) نقل مکان کردند.
روش سوزوکی (قسمت بیست و سوم)

روش سوزوکی (قسمت بیست و سوم)

با وجود تمرین‌های پیوسته و فشرده ی دائم او توانست از پنج تمرین، چهارتای آنها را به انجام برساند و در صورت بروز حتی یک اشتباه باید دوباره همه را از اول شروع می‌کرد و اتفاقاً همین تکرارهای مداوم بود که‌ توانست به او اطمینان و استحکام ببخشد. “در جواب سوال تو سرآرشه را می‌بینی درسته؟” همیشه جواب می‌داد “بله من می‌بینم.” این جواب چه معنی می‌داد؟ بعضی وقت‌ها واقعاً اشک در چشمان من جمع می شد وقتی که می‌دیدم از دهان کوچولوی تائیچی، کودکی که این جهان را نه می‌توانست ببیند و نه می‌شناخت، بطور ناخودآگاه چنین پاسخی برمی آید.