خواننده ای که شناخته نشد (I)

جمال صفوی اهل اصفهان بوده که در تهران صدایش با کمپانی کلمبیا به ضبط رسیده است و آثار بسیار با ارزشی را از خود به یادگار گذاشته وی در زمان ضبط صفحات ۲۰ ساله بوده. در سال ۱۳۰۷ ش که ملک الشعرای بهار راهبری هنرمندان موسیقی را به عهده داشته است جمال صفوی را انتخاب کرده و آثاری از ساخته های درویش خان، نی داود و آثار خودش را به ضبط رسانده است؛ کلیه آثاری جمال صفوی در پاییز ۱۳۰۷ ش در تهران با صدابرداری فرانک آرتور فلوید برای کمپانی کلمبیا بوده است. وی اولین هنرمندی است که در اولین سری ضبط صفحات کمپانی کلمبیا می خواند همچنین جزو جوانترین خواننده های موسیقی زمان خود است که آثارش به ضبط می رسد.

نمایندگی کلمبیا در ایران نزد برادران ارسطو زاده است که آقای موسی ارسطوزاده با ملک اشعرای بهار قرارداد می بندد دکتر هدایت نیر سینا در خاطراتی که از بهار که در نشریه فصل نامه ره آورد شماره ۹ پاییز و زمستان ۱۳۶۴ش به چاپ رسیده می نویسد، شوری که در تصنیف ملک ایران و عروس در دل ها افکنده یود همه شرکتهای صفحه سازی را به تکاپو و کوشش در آورد که بیشتر تصنیف های خود را از ملک الشعرای بهار بدست آورند که در این میان کمپانی کلمبیا در رقابت از همه پیشی گرفت و چون شهرت و درخشندگی بهار در عالم سیاست و فرهنگ و همچنین مقام ترانه سرایی یا به اصطلاح آنروزها تصنیف سازی او سراسر ایران را فراگرفته بود و با توجه به اینکه در سرمایه گذاری و مصرف پول کافی دستش نمی لرزید پیش از آنکه نماینده کمپانی هیزمسترویس (محمود امین) و نماینده شرکت بدافون (آقای مبین) محضر بهار را دریابند، کمپانی کلمبیا به بهار مراجعه کرده و مبلغ چهار هزار تومان پول آن زمان را بابت یک ترانه به عنوان پیش پرداخت به آن استاد تقدیم می کند و… کمپانی کلمبیا نیز اعلانی بلند بالا هم بر دیوار محل نصب کرده بدین مضمون که کمپانی کلمبیا بهترین صفحات را عرضه و تقدیم می دارد.

چنین تبلیغاتی برای ملک الشعرای بهار و ضبط آثار از صدای جمال صفوی به اهمیت و جایگاه هنری او در میان هنرمندان معاصر خود را می رساند. اولین اثر ضبط شده از جمال صفوی به شماره کاتولوگ ۴۰۲۱۶-M -1 و ۰۲ ماهور سرود ملی مصنف ملک الشعرای بهار که با تار یحیی زرپنجه (هارون جزاسند ۱۳۱۱-۱۲۷۳ ش) که تنها اثر ضبط شده از تار یحیی زرپنجه با صدای جمال صفوی است. از جمله تصانیف زیبا که باصدای ایشان به ضبط رسیده تصنیف ماندگار نسیم سحر است، با شماره کاتولوگ ۴۰۴-M- 1 و ۲ که در دوره اخیر بوسیله هنرمند ارجمند جناب صدیق تعریف بازخوانی شده که بسیار به حال و هوای ضبط اولیه نزدیک است. تصنیف نسیم سحر در سال ۱۳۰۷ ش چند ماه بعد از ضبط جمال صفوی به وسیله خانم اشرف السلطنه بازخوانی شده به شماره کاتولوگ ۱۲۰۷۲-با گروه چهار نفره پیانو: استوار، تار: سالاری، ویلن: منصوری و ضرب: مهدی غیاثی.

audio file بشنوید قسمتی از سرود ملی در ماهور را توسط جمال صفوی

این گروه ۴ نفره در کلیه آثار جمال صفوی نیز نواخته و حضور دارند. در میان آثار جمال صفوی یک اثر نیز از اشعار وحید دستگردی موجود است به نام تصنیف ماهور «دل پسند خوب»، به شماره کاتولوگ ۴۰۲۴۵ –M که با گروه چهار نفره است.

از جمال صفوی مجموعا ۳۸ روی صفحه ۱۹ عدد صفحه گرامافون به ضبط رسیده است که تصانیف شیدا هم چون: الاساقیا، دوش دوش و از درویش خان باد خزان و از نی داود مرغ سحر و از حسام السلطنه تصنیف کبوتر را می خواند. در تصنیف دوش دوش ساخته علی اکبر شیدا در آخر تصنیف از کلمه«ای نگار من »، «گلعذار من» استفاده می کند که در بازخوانی های اخیر این کلمه وجود ندارد که یک نکته را گوشزد می کند که جمال صفوی در زمان حیات آهنگسازان و ترانه سرایان و با اندکی پس از فوت درویش خان (آذر ۱۳۰۵ ش) تصانیف را که می خواند در واقع با همان حال و هوای صاحبان اثر و لحن زمانه خود که مورد پسند ترانه سرا و آهنگسازان بوده می خوانده است که نشان می دهد خواننده از امتیاز ویژه ای برخوردار بوده است؛ دیگر آنکه در زمان خود هنرمندی مطرح بوده و خواننده درجه یک برای تصانیف بوده است.

یک دیدگاه

  • ارسال شده در دی ۱۵, ۱۳۹۵ در ۱:۳۵ ب.ظ

    تصنیف های ملک الشعرا بخودی خود زیبا هستن، امیدوارم زیبا هم اجرا شده باشن

ارسال دیدگاه

رایانامهٔ شما نمایش داده نخواهد شد.

نگرشی به تجدد طلبی در هنر و فرهنگ ایرانِ قرن بیستم (IV)

شکل و هیئت معماری مدرن، بیادآوردنده هیچ فرمی از گذشته و تاریخ یا خاطره ای قومی یا ملی نیست، بلکه نشان دهنده دیدگاه و تفکر «مدرن» ی است که با واقعیت گرایی در پی شناخت حقیقتِ فرم و مصالح است. جمله معروف «کمتر، بیشتر است» معرف برنامه معماری مدرن شد.

پیرگلو: برای انتخاب اجباری سنتور خوشحالم

من ۲۶ آبان هزار و سیصد و سی نه در تهران بدنیا آمده ام و موسیقی را از کتاب خانه کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان در واقع در پارک نیاوران (گمان می کنم سال ۱۳۴۸ یا ۴۹) شروع کرده ام. در آن مقطع مربیان زیادی می آمدند و می رفتند از جمله خانم ابراهیمی، آقای راسخ ولی تنها کسی که روی من تاثیر به سزابی گذاشتند و راهم را در زندگی عوض کردند، آقای محمد رضا درویشی بوده اند و اولین قطعه ای هم که راه من را مشخص کرده است، سونات اول بتهوون، سونات پاتیتیک بوده است که آن آکورد اول راه بنده را در زندگی عوض کرده و تا امروز هم ادامه دارد.

از روزهای گذشته…

سر توماس بیچام، رهبر بزرگ انگلیس (III)

سر توماس بیچام، رهبر بزرگ انگلیس (III)

در سال ۱۹۱۱ و ۱۹۱۲ ارکستر سمفونیک بیچام باله روسیِ (Ballets Russes)، سرگئی دیاگیلف (Sergei Dioghilev) را هم در باغ کاونت و در کرولوپر (Krolloper) در برلین به رهبری بیچام و پیر مونتو (Pierre Monteux)، رهبر اصلی دیوگیلوف اجرا کرد. بیچام با رهبری موسیقی جدید و پیچیده پتروشکا (Petrushka) ی استراوینسکی (Stravinsky)، در غیاب مونتو، در حالیکه فقط دو روز قبل به او خبر داده بودند، بدون هیچ تمرینی، توانست تحسین فراوانی را از آن خود سازد.
گره‏گشایی از سطوح لکه دار

گره‏گشایی از سطوح لکه دار

«سطوح لکه دار» یا «گره»، بافتی است در مدیوم موسیقی و در قالب سی دی که جریان نوپای موسیقی الکترونیک امروز ایران را پرخروش می‏سازد. این نوشته، غوطه‏ای است در این خروش. گره، دوازده تکه دارد. دوازده قطعه. در این تکه‏ های لایه‏ لایه‏ ی صدا، از صداهای بی‏ عمق، از صداهای بی‏ هارمونیک (۱) به بافتی عمیق می‏رسیم. کاری که انگار ما خودمان هر روز می‏کنیم تا از سطوح وجود به اعماق آن برویم، تا از آنچه انگار هست، به آنچه واقعا هست برسیم. «گره»، به واقع همین سطوحِ ناچیزِ همچون‏ حبابِ کف‏ آلودی‏ بر سطحِ‏ گدازه‏ ی مذابی‏ روان‏ آمده را به لایه‏ های عمیق ذهن پیوند می‏زند.
آوازهای تلخ سرزمین من  (I)

آوازهای تلخ سرزمین من (I)

منیر وکیلی (منیر وکیلی نیکجو) به شهادت ضبط هایی که از صدایش موجود است، یکی از برترین خوانندگان اپرای ایران است. منیر وکیلی در سال ۱۳۰۰ در تبریز متولد شد؛ این شهر به خاطر نزدیکی با کشورهای همسایه ی شمالی، بارها شاهد اجرای اپرت هایی بود که ادامه دار بودن آنها در این شهر، محبوبیتی برای این رشته میان خانواده های آذربایجانی ایجاد کرده بود. خانواده ی منیر وکیلی نیز از علاقمندان این موسیقی بودند.
گفت و شنودی درباره سازهای ابداعی (II)

گفت و شنودی درباره سازهای ابداعی (II)

سازهای موسیقی ایرانی سازهای کهنی هستند و موسیقی ما نیز موسیقی کهنی است. اگر بخواهید نظر بنده را بدانید، من مطمئن هستم که در آینده نسلهای بعدی این تعصب جاهلانه را کنار خواهند زد و سازهای ما هم مثل افکار و رفتار و کردار و منش و تفکرمان پیشرفت خواهند کرد و آنروز روزی خواهد بود که مثل اروپاییان که سازهایی چون ربک و ویول و لاوویول و کلاوسن و هارپسیکورد را در موارد خاص برای شنیدن موسیقی کهن یا بهتر بگوییم، موسیقی قرون وسطایی خود استفاده می کنند، ما نیز از این سازها برای شنیدن موسیقی قرنهای گذشته ی خود استفاده کنیم… این محقق نمی شود مگر اینکه امروز به تجربیات و تلاشهای افرادی چون استاد شجریان عزیز و استاد قنبری مهر گرامی ارج نهیم و به آنها توجه کنیم و بجای کوبیدن و به سخره گرفتن و مقایسه های بی ربط، مطالعه علمی کنیم و انتقاد سازنده کنیم و محققانه آنرا تبدیل به یک علم کنیم و از آن پلی بسازیم برای به پیش رفتن و نه چسبیدن به تعصبات و توهمات کهنه…. ولی اول باید به عقاید خودمان به دیده ی”شک و تردید” بنگریم چیزی که من در استاد شجریان دیدم و به همین دلیل تا آخرش ایستاده ام…
قطعه افسانه ای از آلبنیز – قسمت دوم

قطعه افسانه ای از آلبنیز – قسمت دوم

Leyenda ساخته آلبنیز بعنوان یکی از مهیج ترین قطعات موسیقی، الهام بخش داستانهای بسیاری در زندگی ما انسانها بشمار می آید. این اثر می تواند یادآور داستانهای دراماتیک از وقوع توفانهایی که در کتابهای مقدس ادیان الهی از آنها نام برده شده تا بروز زلزله های مخرب در گوشه کنار جهان، افسانه های مردمان انقلابی بر علیه ظلم و ستم حاکمان و … باشد.
بررسی ساختار و نقش دانگ‌های مورد استفاده در گوشه‌های راک ردیف میرزاعبدالله (III)

بررسی ساختار و نقش دانگ‌های مورد استفاده در گوشه‌های راک ردیف میرزاعبدالله (III)

حسین مهرانی، در دیاگرام‌هایی که به تلخیص برای توضیح ساختار دانگی دو گوشه‌ی راک و سفیر (صفیر) راک ترسیم کرده، به اکثر دانگ‌های مورد اشاره در این سلسله گوشه‌ها اشاره کرده است (مهرانی ۱۳۸۹: ۳۷۹). نکات زیر در مورد تحلیل وی حائز توجه است:
توماس فتس والر، اسطوره جز (III)

توماس فتس والر، اسطوره جز (III)

گروه “Fats Waller And His Rhythm” در طی سالهای ۴۳-۱۹۳۴ پس از بستن قرارداد با شرکت ویکتوری بیش از ۱۵۰ صفحه ضبط کردند که باید به آن آثار سولوی پیانو و ارگ والر و چند اثر با گروههای مشهور را اضافه کنیم.
مروری بر «کنسرت گوتلیب والیش»

مروری بر «کنسرت گوتلیب والیش»

روزگاری ایران رسیتال نوازندگان پیانوی بزرگی را به خود می‌دید. اجرای نام‌های افسانه‌ای سده‌ی بیستم همچون «آرتور روبنشتاین» ناممکن نمی‌نمود. این جهانی دیگر بود و موسیقی کلاسیک غربی حمایت دولتی داشت و … . امروز اما دستِ تنها و درعین‌حال توانای جامعه‌ی مدنی در کار است تا به نیروی خویش برنامه‌ای مانند رسیتال «گوتلیب والیش»، نوازنده‌ای از همان تبار (گرچه هنوز کم‌تر افسانه‌ای) را برای بار چندم ممکن کند و این حتا پیش از خود موسیقی جلب توجه می‌کند اگر دیده‌ی تیزبینی باشد.
گروه ضربانگ در فستیوال کلن

گروه ضربانگ در فستیوال کلن

گروه ضربانگ دوازده نوامبر آینده، در چارچوب جشنواره ریتم کلن و در سالن فیلارمونی این شهر آلمان روی صحنه می رود. از دیگر میهمانان جشنواره امسال کلن، ذکیر حسین نوازنده بزرگ طبله هند و مارتین گروبینگر هنرمند جوان اتریشی است که در سالهای اخیر شهرت بسیار یافته است. ضربانگ که شناخته شده ترین گروه سازهای کوبه ای ایرانی در خارج از کشور است، برای برنامه خود در سالن فیلارمونی کلن ترکیبی نسبتا تازه را پیش بینی کرده است.
کمپانی آر سی ای (III)

کمپانی آر سی ای (III)

در سپتامبر ۱۹۶۵ RCA و Lear Jet Corpبه منظور انتشار نوارها کارتریج ( پیکاپ گرامافون) Track 8 که در ابتدا در سال ۱۹۶۶ در اتومبیل فورد استفاده شد و در ده های ۶۰ و ۷۰ بکلی مشهور شد، تشکیل یک گروه را دادند.