ضرابی: کسی که در دوره عالی پایور است باید بتواند قطعات اردوان کامکار را بنوازد

سامان ضرابی
سامان ضرابی
این سونوریته چقدر متفاوت است؟
سونوریته ها فرق زیادی دارند، به نظر من بیش از ۵۰درصد! اگر دقت کنیم تفاوت زیاد است. سنتور شباهت زیادی به پیانو دارد از نظر مکانیسم؛ اگر دو نوازنده سطح بالای پیانو یک قطعه را بنوازند یکی با ظرافت بیشتر و یکی کمتر بنوازد با گوش دقیق اختلاف مشخص است ولی در سنتور به این خاطر که ارتباط نوازنده و ساز نزدیکتر است و مستقیم تر است، این تفاوت بیشتر شنیده میشود.

ولی نسبت به سازهایی مثل سه تار، شنیدن اختلاف سونوریته نوازندگان سنتور مشکلتر است و حتی میتوانم به جرات بگویم که بسیاری از نوازندگان سنتور که حتی ده سال در حال نوازندگی این ساز بودند قادر به تشخیص اختلاف سونوریته سازهای اردوان کامکار، پرویز مشکاتیان، فرامرز پایور، منصور صارمی و حتی قدیمی تر ها هم نیستند!

شاید با کمک قطعات آنها بتوانند تشخیصی کلی بدهند. توانایی تفکیک بسیاری از آنها در حد تشخیص پایور از ورزنده است که در آنها هم تا حدی مربوط به خود ساز و صدابرداری آنها هست نه تکنیک نوازندگی که منجر به تولید نوعی خاص از سونوریته مضراب زدنهایشان میشود.

در نوازندگی تار هم که این سونوریته بسیار قابل تشخیص است، دیده ام که نوازندگانی که لیسانس این ساز دارند میگویند سبک “شهناز-شریف”! واقعا خجالت آور است که توانایی تفکیک یک دانشجوی لیسانس در این حد باشد…
ولی کسی که خیلی خوب دوره عالی پایور را تمام کرده باشد میتواند قطعه اردوان بزند، نه دشیفر ولی بر اساس استعداد، دو سه روز تا یکی دو هفته میتواند بزند. من فکر میکنم “ماهی برای سال نو” را میتواند در دو هفته بزند البته همانطور که گفتم باید استعداد را داشته باشد؛ آقای اردوان کامکار استعداد بسیار بالایی دارند که میتوانند این قطعات را بسازند و با این سونوریته درخشان اجرا کنند. با کیفیتی که آقای اردوان کامکار سنتور میزنند، نوازندگی بسیار مشکل است؛ بسیاری از نوازندگان شلوغ و کثیف ساز میزنند.

پس کسی که مثلا “رهگذر” را با کیفیت بالایی که آقای نادر سینکی زده، میتواند در دو هفته “رقص باد” را بزند؟
نفرش خیلی مهم است، مثلا آقای نادر یوسفی سینکی احتمالا آن زمان، “رهگذر” را با آن کیفیت در یکی دو هفته ضبط کرده اند ولی یکی از نوازندگان دیگر همان قطعه را با آن کیفیت در دو ماه میتواند دربیاورد، خوب طبیعتا این فرد “رقص باد” را هم دیرتر مینوازد. سه نوازنده که در حال نواختن قطعات دوره عالی هستند یکی “رهگذر” را دو هفته ای میزند، یکی دو روزه، یکی دشیفر!

یک هوش خاصی است که تفاوت بین این نوازندگان ایجاد میکند، این استعداد خدادادی است که یکی دارد یکی ندارد ولی با هوش متوسط، میانگین باید بین یک یا دو هفته، نوازنده دوره عالی پایور بتواند قطعه اردوان را بنوازد ولی اینکه سونوریته شبیه اردوان میشود یا نه جای شک و شبهه است.

شما سالها با آقای پایور ساز زدید، خود شما چقدر طول کشید “دریا” یا “رقص باد” را بزنید؟
من فکر میکنم در کلاس جز استعداد های متوسط رو به خوب بودم و از پنج نمره چهار بودم، استعداد فوق العاده ای نداشتم ولی به هر حال میزدم قطعه را. در دوره ای که من بودم استعداد خیلی استثنایی در کلاس نداشتیم، اختلافها کم بود.

خود آقای پایور چطور؟ آیا اگر هنوز ساز میزدند فکر میکنید میکنید چطور مینواختند این قطعات اردوان را؟
اجازه بدهید در مورد ایشان اینجا صحبتی نکنم چون بررسی ساز استاد پایور مجال اختصاصی میطلبد، من به خودم چنین اجازه ای نمیدهم که وارد این بحث شوم! من به قدرت نوازندگی ایشان ایمان کامل دارم.

19 دیدگاه

  • ترانه
    ارسال شده در دی ۱۵, ۱۳۸۷ در ۱۲:۵۲ ب.ظ

    جالبه!!!!آقای سامان ضرابی که شاگرد استاد نادر سینکی بوده!!!الان از دوره ی کلاس استاد پایور خاطره میگه؟؟؟

  • مطلبی
    ارسال شده در دی ۱۵, ۱۳۸۷ در ۱۰:۱۴ ب.ظ

    خانم ترانه، از اون جالب تر نظر شماست! به نظر شما یک نفر نمیتونه دوره های مختلفی رو نزد اساتید متفاوت طی کنه؟

  • ارسال شده در دی ۱۵, ۱۳۸۷ در ۱۱:۵۴ ب.ظ

    ترانه سلام
    من ۴ سال با آقای ثابت ۸ سال با آقای سینکی و مابقی (۴ یا ۵ سال)را با استاد پایور کار کرده ام.
    در طی ۱۲ سال یادگیری در خدمت آقای ثابت و سینکی حداقل بیش از شش دوره ی سه ماهه زیر نظر استاد پایور ساز زده ام.

  • کامران
    ارسال شده در دی ۱۹, ۱۳۸۷ در ۴:۳۲ ب.ظ

    اردوان کامکار

    با عرضه سلام و خسته نباشید می‌خواستم بدونم که نوت اثر‌های آقای اردوان کامکار که برای سنتور سولو اجرا شده در حال حاضر از طرف ایشان منتشر شده یا نه؟

    بعد این که اگر منتشر شده از کجا می‌شه اونهارو تهیه کرد و از کدام انتشارت منتشر شده؟

    قبلا از شما تشکر می‌کنم

  • Mehdi
    ارسال شده در دی ۳۰, ۱۳۸۷ در ۱۲:۵۶ ق.ظ

    Mr. Zarabi,
    You did not finally answer the question that “How long it took you to play “Dance of Wind”
    I don’t think you have played it at all.
    If you have not played it how could you claim that a musician could play it in 2 or 3 weeks?

    The notation has not been published and you could have only inquire it by Ardavan Kamkar himself.

    I haven’t met a student of Master Payvar who could play any piece by Ardavan Kamkar
    If you could claim so then put your video in internet as a proof to your words

  • ارسال شده در بهمن ۴, ۱۳۸۷ در ۸:۲۱ ب.ظ

    مهدی سلام
    تصمیم دارم با وجود مشغولیات زیاد تمام قطعات آقای اردوان کامکار را که اجرا شده اجرا کنم که هم به صورت صوتی و هم بصورت تصویری در این سایت و سایتهای مشابه بگذارم.اما در مورد اینکه چطور میتوان تخمین زد که یک نوازنده چه مدت طول میکشد تا قطعه ای را اجرا کند فکر میکنم بر اساس تجربه است و من میانه ی راهم.
    نوازندگان بسیار قوی و ناشناسی را دیدم و بعضا دورادور میشناسم که قطعات استاد پایور و آقای مشکاتیان و کامکار را تا سطح تشخیص من به خوبی مینوازند تا نظر اساتید چه باشد؟

  • ارسال شده در بهمن ۶, ۱۳۸۷ در ۵:۱۶ ب.ظ

    آقای ضرابی طبق گفته ی خودتان در اینجا و بروشور آثار درویشخان شمااز سال ۶۴ تا ۷۶ نزد آقایان ثابت و سینکی ساز زده اید.بیماری استاد پایور هم از سال ۷۶ شروع شده است.مگر میشود شمااز۷۶ تاسال ۸۰_۸۱ نزد ایشان ساز زده باشید؟اصلا با عقل جور درنمیاد.در این مدت فقط عده ای بسیار اندکی به خانه اش می رفته و برای استاد ساز می زدند( تدریسی در کار نبوده).
    دوما:شما می گویید که استعداد من از پنج نمره چهار است آن وقت درطول ۱۷ سال مکتب پایور را یاد گرفته اید؟ من کسانی را می شناسم که نصف این مدت ساز زدند بعدش در حال زدن ردیف چپ کوک نزد استاد پایور بودند.

  • ارسال شده در بهمن ۱۰, ۱۳۸۷ در ۷:۱۷ ب.ظ

    سلام کورش
    پاسخ شما را در بخشی دیگر از این مصاحبه داده ام لطفا ملاحظه بفرمایید.

  • فرزین. ک
    ارسال شده در اسفند ۱۹, ۱۳۸۷ در ۱۰:۴۸ ب.ظ

    برای اجرای قطعات اردوان کامکار تنها باید تکنیک سطحی قوی داشت.در حالیکه خیلی از قطعات به ظاهر ساده ی اساتیدی مثل پایور و مشکاتیان و… برای اجرای قوی نیاز به شعور بالای موسیقی دارند.قطعات اقای کامکار هم بسیار نو (از نظر تکنیکی) هستند.ولی ساختمان موسیقایی پیچیده ای ندارند.

  • kiavash
    ارسال شده در خرداد ۱۳, ۱۳۸۸ در ۸:۲۵ ب.ظ

    help me help me
    man shadidan be 2nbale note ahanghaye ostad ardavane kamkar migardam age peyda kardin maro bi nasib nazarin
    makhsoosan albume darya
    besyar mamnoOoOoOon

  • kiavash
    ارسال شده در خرداد ۱۳, ۱۳۸۸ در ۸:۲۷ ب.ظ

    email man kia_santoori@yahoo.com hast
    age peyda shod bazam mamnoonam

  • رضا
    ارسال شده در تیر ۱۶, ۱۳۸۸ در ۱۰:۵۲ ب.ظ

    به نظر من همه این حرف ها اظهار نظر های سطحی و ناشیانه ای هستند که نشان از دست و پا زدن برای پوشیدن نقصها و کمبودهاست.بجای این مقایسه های اشتباه و غلط همه ما باید تلاش کنیم و به تواناییهای خود بیافزاییم آقای ضرابی.

  • ارسال شده در شهریور ۱۵, ۱۳۸۸ در ۱۰:۰۴ ب.ظ

    رضا سلام
    در هیچ علمی نمی توان “اظهار نظرها” را حذف کرد.آنها بخشی از کار و پیشرفت هستند.
    من در حال تلاش برای بهتر شدن هستم، شما هم هستید؟ امیدوارم

  • ارسال شده در شهریور ۳۱, ۱۳۸۸ در ۳:۱۴ ب.ظ

    با سلام خدمت تمام دوستان
    ضمن احترام به نظر همه ی دوستان:
    در اینکه قطعات استاد اردوان فوق العاده زیبا(مثل رقص باد؛رگبار و …) و از نظر تکنیکی بسیار قوی است هیچ شکی نیست!!!
    در جواب آقای فرزین .ک:من فکر کنم ایشون فوقالعاده تعصبی هستند!!!
    تمام قطعات موسیقی به شعور نیاز دارد!!!
    اون چیزی که مسلمه قطعات استاد پایور و مشکاتیان نیمی از راه هستند!!!
    و بدون شک برای قوی شدن هر دو دست باید!قطعات استاد علیزاده؛ساکت؛و مخصوصاّ استاد اردوان را زد!!!
    و در پایان به قول دوستمون رضا! باید در جهت بهتر شدن خودمون قدم برداریم!!نه اینکه حرف بزنیم!!!!!!!!!!

  • رضا
    ارسال شده در بهمن ۶, ۱۳۸۸ در ۹:۲۲ ق.ظ

    در کل به نظر من اینکه بگیم فلان قطعه رو میشه در ۲ هفته زد و از این جور چیزا اظهار نظرهای بچه گانه ایست که ما هم در بدو ورود به دانشکده موسیقی درگیرش بودیم ولی خوشبختانه بعد فهمیدم که هدف چیز دیگریست.و آن رسیدن به جوهره اصلی هنر و موسیقی است.آقای ضرابی شما هم با اینگونه اظهار نظر ها نه میتونید قدر استادی رو پایین بیارین و نه بالا.آقای کامکار مرتبشون در موسیقی مشخصه و تنگ نظری یک سری از افراد هم نمیتونه خدشه ای به جایگاه ایشون وارد بکنه

  • ارسال شده در شهریور ۱۲, ۱۳۸۹ در ۱۰:۳۹ ب.ظ

    سلام رضا
    من متوجه منظورت نشدم. فرض کن که من نظری در مورد یک استاد دادم که درست نبوده، فکر می کنی تاثیر داره؟ پیشنهاد میدم خودت هم نظرات و پیشنهادهایت را عنوان کن و نترس انتقاد همیشه و برای همه کس وجود داره. و به جای مخالفت تام کمی نیز به این نردبان ترقی که همه ی ما سعی در چنگ انداختن به آن داریم متصل شو و “همراه شو عزیز”

  • سورنا
    ارسال شده در دی ۲۹, ۱۳۹۲ در ۲:۱۴ ق.ظ

    با سلام
    تمام اساتیدی که نام برده شدند ارزشمند و دارای جایگاهی رفیع در تاریخ موسیقی این سرزمین هستند. به نظر من هیچکس نمی تواند قطعه ای که توسط استادی ساخته شده و اجرا می شود را دقیقاً مانند خود سازنده بنوازد چرا که حالات درونی و روحی سازنده قطعه منحصر در وجود وی بوده و بس هرچند دارای قویترین تکنیک ها باشد. و اما هرچند قدرت نوازندگی امتیاز بالاییست ولی باید آنچه نواخته می شود با قلب و روح آدمی ارتباط برقرار کند. والا ژیمناستیک موزیکال هرچند نوعی تحدی قدرت نوازندگی است ولی هیچ دلنشین نیست . کسی مدعی است که قدرت نوازندگی استاد شهناز همپایه استاد علیزاده است؟ خیر . ولی با اولین زخمه استاد شهناز به سیم های تار قلب آدمی به لرزه در می آید و روح به رقص . ولی آیا چنین حالتی در ساز دیگران هست؟ نوازنده سنتوری را می شناسم که هفتاد سال سن دارد و ریزهایش شبیه چنگه تا سه لاچنگ و چهارلا چنگ ! آنچنان دلنشین می نوازد که از شنیدن صدای سازش سیر نمیشی . به نظر حقیر اینه که اهمیت داره .

  • محمد
    ارسال شده در بهمن ۲۳, ۱۳۹۳ در ۹:۳۲ ب.ظ

    سلام فقط میخواستم بگم همانند استاداردوان کامکارنیست ونخواهد آمد وخدمات ایشون را هیچکس تا الآن کامل درک نکرده چه درساز وچه درموسیقی……

  • محمد هوشيار
    ارسال شده در خرداد ۱۱, ۱۳۹۵ در ۱:۵۱ ب.ظ

    با عرض سلام خدمت استاد ضرابی
    از نوشته های ماثر بخش شما کلی استفاده کردم و باعث افتخار که بنده ٢ سال شاگرد شما هستم و کلی استفاده کردم .
    موفق باشین

ارسال دیدگاه

رایانامهٔ شما نمایش داده نخواهد شد.

دژآهنگ: از تدریس اشمل بسیار بهره بردم

از طرفی سونوریته ای که در صداسازی‌های هارمونیکا انجام می شود به شدت قابلیت شخصی‌سازی دارد. مثلا شما می‌توانید از تغییر پوزیشن فک پائین و زبان، جنس صداهای مختلفی را ایجاد کنید که چنین چیزی با آکاردئون قابل انجام نیست.

مروری بر کتاب «بنیان های آموزش موسیقی» اثر ادگار ویلمز (IV)

ارتباط ملودیکی بین دو صدا هر چه قدر هم آرام نواخته شود همزمانی با یکدیگر پیدا می کنند و می توانند هارمونی به وجود آورند. هنگامی که سه صدا مانند دو-می-سل به صورت پیوسته و به دنیال هم خوانده شوند تصور یک آکورد را در ذهن به وجود می آورند و تمرین خوبی برای درک آکورد می باشد. فواصل هارمونیک (چهارم و پنجم) نیز در حین خواندن آکورد آن ها، شناسایی و توجه می شود. فواصل سوم و ششم را نیز در خواندن آکوردهایشان می توان درک کرد. فواصل دوم و هفتم دارای ماهیت پیوندی هستند که توسط فواصل هارمونیک قدرت و شدت می گیرند.

از روزهای گذشته…

نگاهی به موسیقی در سال ۱۳۹۴ (VI)

نگاهی به موسیقی در سال ۱۳۹۴ (VI)

اما در این سال بسیاری از هنرمندان و فعالان این عرصه به امید آنکه کلید تدبیر رئیس جمهور منتخب مردم – که از قضا مورد حمایت بسیاری از هنرمندان نیز بود – بتواند قفل مشکلات عدیده موسیقی ایرانی را بگشاید، چشم انتظار حرکتی مثبت در عرصه رفع محدودیت ها و ممنوعیتهای پیش روی هنرمندان بودند که متاسفانه نه تنها محقق نگردید که همانند سالیان گذشته هنرمندان و فعالان این عرصه با مشکلات بیشماری من جمله لغو و عدم صدور مجوز کنسرتها، عدم حمایت دولت از منتقدان خانه موسیقی و مهمتر از همه آنها ممنوع الکاری بسیاری از هنرمندان و فعالان موسیقی مواجه شدند البته در این میان سالار عقیلی که بارها پای خود را از خطوط قِرمز فراتر گذاشته و آخرین بار نیز با حضور در یکی از شبکه های ماهواره ای خبر ساز شده بود نه تنها ممنوع الکار نگشت که با حضورش در کشور مجددا وارد صحنه موسیقی شده، مجاز به اجرا در جشنواره موسیقی فجر نیز گشت و بلافاصله پس از بازگشت اش به ایران آلبوم جدیدش نیز با نام “قصه باران” و سپس “عاشق می شویم” و نسخه تصویری کنسرت مشترکش با کیوان ساکت با نام “یک خانه پر زمستان” را منتشر نمود!
خلق آهنگ دریا

خلق آهنگ دریا

دبوسی، سیبلیوس و بریت همگی سعی کردند اقیانوس را وارد موسیقی خود کنند. زمان آن رسیده است که به سودمندی این قطعه ها که از آبریزگاه برآمده اند نگاه کنیم. منظره ای بین زمین مسطح ارکنی و صخره های هوی را در نظر بگیرید. ایستاده اید و به یکی از دراماتیک ترین مناظر دریایی انگلستان نگاه می کنید. در این سحرگاه گرگ و میش عجیب، زمانی که هنوز هوا نیمه تاریک و نیمه روشن بود در وسط باد و باران که جزر و مد پرخروش به سرعت در باد می تاخت و طغیان می کرد، مواجه شدن با طبیعت این جزیره حس عجیبی را القا می نمود.
وقتی همه خوابیم (II)

وقتی همه خوابیم (II)

رهبرانی که بصورت رهبر میهمان در سالهای اخیر سکان ارکستر را به دست گرفتند، نیمی بصورت تجربی رهبری ارکستر را فراگفته بودند (اگر قبول کنیم اصلا فراگیری ای در کار بوده!) این رهبران که حتی نمیتوان عنوان رهبر آماتور را هم برای آنها جایز دانست با اجرایی از آثار خود (که متاسفانه آثارشان هم از کیفیت مطلوبی بهرمند نبود) به هیچ وجه نمیتوانستند حتی برای ارتقا شناخت سبکهای موسیقی هم برای ارکستر مفید باشند. در این میان چند رهبر هم به ارکستر دعوت شدند که دارای توانایی رهبری ارکستر بودند ولی کمبود وقت فقط میتوانستند برای همان کنسرت مفید باشند.
پیوندهایی که در آسمان “ویولون” بسته شده اند (II)

پیوندهایی که در آسمان “ویولون” بسته شده اند (II)

ودیم گلوزمن (Vadim Gluzman) که ویولون استرادیواری قبلی لئوپالد آئور (Leopald Auer) را که از انجمن قرض گرفته است می نوازد، نواختن آن را اینگونه توصیف می کند: “درست مثل این می ماند که پس سالها رانندگی با فورد حالا پشت لامبورگینی بنشینید!”
سیبلیوس : چرا سمفونی باید چهار موومان داشته باشد؟

سیبلیوس : چرا سمفونی باید چهار موومان داشته باشد؟

هرچند سیبلیوس یکی از بدعت گذاران تاریخ موسیقی، درزمینه ساختار سمفونی و اشعار موزون است، اما او شخصآ برای آهنگسازان کلاسیک احترام بسیاری قائل بود. Sibelius مدافع مادام العمر آثار موتزارت بود و همواره ساختار درخشان و سادگی آثار او را ستایش می کرد.
ویلنسل (VI)

ویلنسل (VI)

ویولنسل های دوره باروک با ویولنسل های امروزی از چندین نظر تفاوت داشتند. ویولنسل های امروزی دارای میله ای در انتها به عنوان تکیه گاه ساز هستند (و بخشی از صدا را از این راه به زمین منتقل می کنند)، در حالیکه ویولنسل های باروک تنها به کمک دو ساق پای نوازنده نگه داشته می شدند.
نمودی از جهان متن اثر (VIII)

نمودی از جهان متن اثر (VIII)

اما هر چقدر هم که تحلیل‌گری موفق شده باشد نمودهای ارزش‌گذاری را حذف کند، به ‌ناچار در دو نقطه داوری‌های ارزشی در کارش دخالت خواهد یافت؛ یکی از این نقاط پیش از این بررسی شد و در جریان آن به این نتیجه رسیدیم که انتخاب ویژگی‌های موسیقایی برای بررسی، حاوی نوعی ارزش‌گذاری است. این ارزش‌گذاری ممکن است مرتبط با متن خود قطعه باشد یعنی بتوان گفت «ویژگی مورد بحث در قطعه شاخص است» (۳۱)، یا مرتبط با علاقه‌مندی‌های تحلیل‌گر یا ارزش‌های تاریخی.
گفت و گو با لانگ لانگ، نوازنده پیانو (II)

گفت و گو با لانگ لانگ، نوازنده پیانو (II)

لانگ لانگ نوازنده جوانی است که اجراهای عمومی زیادی دارد و همین مساله هم برای دیگران نوعی مبارزه طلبی محسوب می شود. او اعتقاد دارد که هنوز مثل یک مقاله نیمه تمام است و می خواهد از هنرمندان بزرگ چیزهایی یاد بگیرد. در برلین این پیانیست در کنسرت تولد ۶۵ سالگی استادش دنیل برنبویم برنامه اجرا کرد، و در مورد اجرای اخیرش با دومینگو ابراز خوشحالی نمود و گفت قصد دارد با چچیلیا بارتولی هم برنامه ضبط کند.“کار کردن با خواننده ها برای من مهم است.”
پیانو ، تاریخچه اجتماعی

پیانو ، تاریخچه اجتماعی

منظور از اصطلاح تاریخچه اجتماعی پیانو، بررسی نقش این ساز در فعالیت های اجتماعی و زندگی روزمره مردم است. پیانو در اوایل قرن هجدهم اختراع شد و امروزه به عنوان سازی پرطرفدار در اقصی نقاط جهان به چشم می خورد.
مفهوم تنالیته ، قسمت دوم

مفهوم تنالیته ، قسمت دوم

در مطلب قبل (مفهوم تنالیته ، قسمت اول) راجع به تونالیته در نقاشی صحبت کردیم و با آوردن چند مثال و مقایسه موسیقی با نقاشی سعی کردیم احساس تنال بودن یک نقاشی را تعریف کنیم. اینکه نقاشی باید از زوایای مختلف مرکزیت داشته باشد، اینکه در یک کار تنال نمی توان برای کشیدن صورت یک فرد، بینی را از بغل کشید و چشمها را از جلو و … یا در نورپردازی، رنگ و … در این مطلب سعی خواهیم کرد به مفهوم نبود تنالیته در نقاشی اشاره کنیم تا در مطالب بعدی بتوانیم درک بهتری از تنالیته در موسیقی بدست بیاوریم.