روش سوزوکی (قسمت چهل و نهم)

اگر تو اراده به انجام کاری می‌کنی، به آن عمل کن
آگاهی و معرفت به چه کار می‌آید؟ صبح یکی از روزها در سال ۱۹۵۳ یک خبرنگاری به من تلفن کرد که مرا مطلع کند که ژاک تی باود (Jackues Thibaud) در هواپیمائی بر فراز کوه های آلپ جزو سرنشینان بوده سقوط کرده و او مرده است!

وحشت زده و شوکه شده بودم که به هیچ وجه در شرایطی که نبودم که اطلاع و توضیحی درباره این مردِ نامدار بدهم، در آنجا در حالی که گوشی تلفن را در دست داشتم و در حالتی قرار گرفته بودم که مثل این بود که یکی از نزدیکترین و گرانبهاترین کسانم را که دیگر غیرقابل برگشت بود از دست داده بودم؛ از شوک بی سر و صدا اشک می‌ریختم به نظرم می‌آمد که رابطه ای خیلی نزدیک با او داشتم؛ من هرگز با او روبرو نشده بودم اما او از خیلی زمانهای گذشته در قلب من زندگی می‌کرد.

نوازندگیش را خیلی دوست داشتم و یکی از تحسین کنندگانش بودم، از بیش از بیست سال همیشه به صفحه‌هایش گوش می‌دادم، بیان و شیوه اجرایش و نوازندگیش را می‌آموختم و از بینش و شخصیتش و بی‌آلایش بودنش هم بهره مند می‌شدم. موسیقی اش بوسیله صداهای اجراییش در روح و قلب من زنده بود و در درون من تحسین و مهری ماندگار بجای گذاشته بود.
چه حسی ویژه و عجیب است و در یک لحظه به این می‌اندیشیدم که انسان در عقل و خرد زندگی نمی‌کند بلکه بواسطه توانِ این زندگی و نیروی فوق العاده صدا، صوت، طنین زنده است و جانی دارد، بدون فرم من به این واژه‌ها و گفتارها در گذشته دست یافته بودم که امروز چراغ راه خط زندگی ام را تشکیل داده اند. پنجاه سال پیش «وجدان صدای خداست»ِ تولستوی راه مرا به من نشان داده بود که با این عقیده و ایمان زندگی کنم و حالا این عقیده و ایمان زندگی من شده است.

موسیقی، زبانِ زندگی
اما اصولا زندگی چیست؟
این زندگی که ما در آن سعی می‌کنیم که ادامه اش بدهیم، یک جستجو است، جستجوی رسیدن و دستیابی به خوشبختی. انسان های کمی هستند که در پی جستجوی حکمت زندگی هستند. کودکان در سلامت نفس خویش در پی جستجوی حقیقت، مهربانی و زیبایی هستند، پایه و ریشه مهر و عشق من گمان می‌کنم حقیقتِ انسانِ طبیعی، همچنان که گاوتاما بودا (Gautama Buddha) هم‌چنین وصف می‌کند و همچنین موتسارت و موسیقی اش که شادی و شعف و مهر و دوستی را به من آموخت که زوال را از بین می‌برد و باید به آن عقیده داشت و این را من از تی باود آموختم که جریان نیروی حیات در ما ارزشمندترین دارندگی ای هست که ما آن را در خودمان داریم.

ارسال دیدگاه

رایانامهٔ شما نمایش داده نخواهد شد.

مروری بر موسیقیِ متنِ فیلم «آندرانیک»

آنچه در موسیقیِ اغلب فیلم‌های گروه «هنر و تجربه» می‌توان شناسایی کرد این است که به نظر می‌رسد چنین باوری شکل گرفته‌ که فیلم‌های غیربازاری، کم‌کنش و درون‌گرایانه باید موسیقی‌ای کم‌کنش و دور از تلاطم داشته باشند. موسیقیِ «آندرانیک» گویی از چنین باوری حاصل شده‌است. درحالیکه لزوماً اینگونه نیست. به اقتضای هر فیلم این موضوع جنبه‌های متفاوتی می‌یابد و موسیقی گاه می‌تواند به جای تصویر، یک آشوب درونی را بازنمایاند.

گزارشی است از مراسم رونمایی از آلبوم به‌یاد بهاری (I)

مطلبی که پیش رو دارید، گزارشی است از مراسم رونمایی از آلبوم به‌یاد بهاری: تک‌نوازی کمانچه در فرهنگسرای سرو به تاریخ سوم بهمن ۱۳۹۸ که توسط شهاب مِنا تهیه شده است:

از روزهای گذشته…

مخالف خوانی (I)

مخالف خوانی (I)

درست بعد از انتشار آگهی افتتاح “مدرسهٔ عالی موسیقی”، در سال ۱۳۰۲ دشمنان و مخالفان کلنل علینقی خان وزیری سر از تخم بیرون می آورند.
هارمونیک (V)

هارمونیک (V)

امروزه نرم افزارهای موسیقی فراوان و قدرتمندی در بازار یافت میشوند که با وجود آنها میتوانیم با کمترین هزینه بهترین اجراهای موسیقی و یا پردازشهای صوتی را انجام دهیم اما این مهم و کلآ استفاده هرچه بهتر از یک تکنولوژی نیازمند این است که با علم آن هم آشنا باشیم.
نگرشی به تجدد طلبی در هنر و فرهنگ ایرانِ قرن بیستم (XI)

نگرشی به تجدد طلبی در هنر و فرهنگ ایرانِ قرن بیستم (XI)

فرم «پیش درآمد» که توسط درویش خان و همکار دیگر او رکن الدین مختاری در این دوره ابداع شد، اهمیت ویژه ای در تاریخ موسیقی ایرانی دارد. قبلا اشاره شد که موسیقی همیشه فرعی از یک اتفاق اصلی بود و اولین بار در «کنسرت» به عنوان اتّفاق اصلی مطرح شد. علاوه بر آن موسیقی ایرانی در سنّت اجرائی خودش هم فرعی بود بر شعر و سخن. مهم ترین فرم موسیقی ایرانی، که هنوز هم غالباً قسمت اصلی هر برنامه موسیقایی را تشکیل می دهد «آواز» نام دارد که فرمی است برای خواندن شعر که در اوزان عروضی و با ساز تنها هم اجرا می شود. تصنیف هم اساس اش بر شعر و سخن استوار است و همینطور قطعات «ضربی» در دستگاه ها. «رنگ» هم فرمی است که در اصل برای همراهی رقص ساخته شده است. (۹)
رولینگ استونز، جان لنون و جیمی هندریکس

رولینگ استونز، جان لنون و جیمی هندریکس

پس از ۸ سال، در پنجم سپتامبر ۲۰۰۵، گروه رولینگ استونز اولین آلبوم استودیویی خود را به نام A Bigger Bang روانه بازار خواهند کرد. بنابر گفته آنها، “نام آلبوم برگرفته از تئوری علمی پیدایش جهان (انفجار بزرگ یا Big Bang) است که همه آنها شیفته اش هستند.” آلبوم قبلی آنها، Bridges to Babylon نام داشت و در سال ۱۹۹۷ منتشر شده بود.
گوستاو هولست، آهنگساز سرشناس انگلیسی (I)

گوستاو هولست، آهنگساز سرشناس انگلیسی (I)

گوستاو هولست (۱۹۳۴-۱۸۷۴) از آهنگسازان انگلیسی و از اعقاب سوئدی است که در انگلستان به دنیا آمد. هولست نیز مانند دوستش “ون ویلیامز” در کالج سلطنتی موسیقی نزد چارلز استنفورد آهنگسازی آموخت که از چهره های برجسته رنسانس موسیقی بریتانیا در قرن نوزدهم بود. هولست نخستین ترومبون نواز ارکستر اپرای کارل روزا و اسکاتیش ارکسترا بود. سپس در اپرای سلطنتی لندن نوازنده ارگ شد. مدیر موسیقی مدرسه دخترانه سنت پل شد و در مورلی کالج نیز به بزرگسالان درس داد (هر دو موسسه در لندن بودند). او اصیل، مستعد، با شخصیتی محکم و ذهنی کنجکاو، به تمدن شرق و ادبیات ودیک (ودیک: زبان مربوط به ودا. ودا: مجموعه متون رونویس شده توسط برهما) علاقه بسیار داشت. ارکستراتوری بی نظیر بود و گمان می رود که رساله سازبندی هکتور برلیوز، آهنگساز شهیر فرانسوی را در سیزده سالگی خوانده باشد.
کتاب‌شناسی: کتابی درباره‌ی کتاب‌ها (IV)

کتاب‌شناسی: کتابی درباره‌ی کتاب‌ها (IV)

از بین این ۵ کتاب‌شناسی [۳] و [۵] حاوی توصیف‌هایی است، از محتویات مقاله یا کتاب معرفی شده. در [۳] اشاره شده که توصیف‌ها از روی «منابعی که توسط ناشر یا مولف در مقدمه‌‌ی کتاب آورده شده و یا در کتاب‌نامه‌های وزارت ارشاد وجود داشته» نوشته شده. با وجود این گاه در این توصیف‌ها اشاراتی وجود دارد دال بر آن که، نویسنده آن را افزوده است. این نوشته‌ها بیشتر در تایید منابع است؛ برای مثال: در [۳] ص۱۷۶، در توصیف «شعر و موسیقی و ساز و ادبیات فارسی» آمده «این کتاب از مهمترین منابع تحقیقی در مورد موسیقی ایرانی است» این گفته که معلوم نیست بر چه پایه‌ای قرار دارد حتا اگر هم درست باشد اعتبار و بی‌طرفی یک کتاب‌شناسی را مخدوش می‌کند.
موسیقی شناسی فمنیستی (VIII)

موسیقی شناسی فمنیستی (VIII)

البته یونگ درباره ی وجود کهن الگوهای مشترک در می ان انسانها نیز استدلال هایی می آورد. این کهن الگوها، نشان دهنده ی یکی شدن و توافق ناخودآگاه جمعی هستند و بیرون از ناخودآگاه، در حالت رؤیاها، که آگاهی یا هوشیاری تقلیل پیدا کرده است، دوباره ظاهر می شوند. بر اساس استدلال او آن چه را که او ذهن ابتدایی می نامد، همواره در حالتی وارد عمل می شود که سطح آگاهی پایین آمده باشد و در این حالت، کهن الگوها ساده تر خود را نشان می دهند. به خاطر وجود همین سطح تقلیل یافته ی آگاهی در انسان های ابتدایی، اسطوره ها به وجود آمده اند. اسطوره ها بازتاب کهن الگوها هستند؛ کهن الگوهایی که در انسان های «برتر» که کنترل بهتری از آگاهی و هوشیاری خود دارند، با موفقیت بیشتری سرکوب و متوقف شده اند. مشکلات تحلیل فولکلور تقریبا مشابه مسائلی است که در مطالعه ی موسیقی با آن مواجه می شویم.
مرزهای زنانگی در هنر (IV)

مرزهای زنانگی در هنر (IV)

هر هنرمندی پس از فراگیری تکنینک ها و مهارت های لازمه شروع می کند به باز آفرینی جهان از منظر خودش اما جهانی که او خلق می کند صرفاً متعلق به او نیست زیرا او با مخاطبینش در بسیاری از تجربیات حسی، مشترک است. پس او اگر سعی دارد اثری خلق کند که مطلقاً متعلق به خودش باشد باید تجربیات حسی را تا حد ممکن به یک سو نهاده و اثرش را تا حد ممکن با یاری گرفتن از دریافت های شهودی اش بسازد و این همان حد اعتلای هنر است.
متعهد بر انگاره ردیف

متعهد بر انگاره ردیف

آلبوم “نقش بندان” ، آنگونه که در دفترچه‌ی سی دی نیز نوشته شده است، مشتمل بر دو بخش است: بخش اوّل، دستگاه ماهور و بخش دوم، دستگاه (آواز) اصفهان. برای ارزیابی بهتر این اثر، رجوع به اظهارات نوازنده حیاتی‌ست. مریم تژده در مورد آلبوم چنین می‌نویسد: “اجرای آن [بخش اوّل] برخاسته از برداشت شخصی نوازنده از دستگاه ماهور است… بخش دوم بر اساس اجرای ایشان [علی‌اکبر شهنازی] … ادامه می‌یابد و به تدریج تا پایان بخش دوم به برداشت شخصی نوازنده نزدیک‌تر می‌شود.”
بررسی اجمالی آثار شادروان <br>روح الله خالقی (قسمت بیست و هفتم)

بررسی اجمالی آثار شادروان
روح الله خالقی (قسمت بیست و هفتم)

مقایسهِ پیوندِ عارفانه شمس و مولانا با دوستی خالقی و وزیری به معنای یکسان شمردن ابعاد و ثمراتِ آنها نیست؛ اما چگونه میتوان وجوهِ مشترک آنها را نادیده گرفت. هر دو تمام کمال، دوستی روحی و رابطه ای متعالی و آسمانی بوده و هر دو تأثیری عمیقاً عاطفی به جای گذارده اند.