صداسازی در آواز (III)

در هنگام تنفس شکمی تصور کنید بادکنکی در داخل محوطه شکمی قرار گرفته که هوای درون آن در هنگام عمل دم و بازدم به توسط فشار دیواره های اطراف محوطه شکم، پر و خالی می شود و مجموعه قفسه سینه و مجرای تنفسی را صرفا به عنوان یک کانال برای عبور و هدایت جریان هوا از دهان به سمت شکم و بالعکس تلقی کنید. این بدان معنی است که وقتی در مقابل آینه نفس گیری می کنید نباید درناحیه قفسه سینه حرکت محسوسی دیده شود یا شانه ها به سمت بالا و پایین حرکت کنند. بر عکس در ناحیه شکم شاهد آن خواهید بود که پهلوها به طرف جناحین جابجا شده و قسمت جلوی شکم نیز به سمت بیرون و یا به داخل حرکت می کنند.

حال اگرمحوطه شکمی دربرگیرنده بادکنک بالا را به شکل یک مکعب ایستاده تصور کنید، سطوح آن از عضلات مختلفی تشکیل شده که عبارتند از:
۱- عضله دیافراگم، سقف آن را می سازد و محوطه شکمی را از قفسه سینه جدا می کند.
۲- قائده این مکعب بوسیله عضلات کف لگن پوشیده شده است.
۳- قسمت جلو را عضلات شکمی در برگرفته اند.
۴- قسمت پشت توسط عضلات پشت کمر یا فیله احاطه گردیده است.
۵- طرفین این مکعب به وسیله عضلات پهلوها محافظت می شوند.

در مجموع این عضلات با انبساط و انقباض خود باعث تغییر حالت در این مکعب و در نتیجه تغییر در مقدار حجم هوای موجود در بادکنک مورد اشاره می گردند.


وضعیت عضلات در هنگام دم و بازدم

عضلات تشکیل دهنده قائده یا کف مکعب شکمی تنها عضلاتی هستند که باید در هر دو حالت دم و بازدم به صورت منقبض باقی بمانند؛ این کار ضمن کمک به روند نفس گیری شکمی باعث می شود تا به لحاظ ذهنی از فرم مناسب برای نفس گیری خارج نشوید. برای تشخیص بهتر، اینها همان عضلاتی هستند که امکان کنترل و قطع ارادی جریان ادرار را به شما می دهند.

عضلات تشکیل دهنده سطوح جلو شکم و همچنین پهلوها در حالت دم در راستای افقی به سمت بیرون حرکت کرده که در نتیجه فضای داخل مکعب افزایش می یابد. در حالت بازدم این عضلات در جهت عکس و به سمت داخل فشار می آورند بنابراین باعث کاهش حجم مکعب می شوند.به خاطر داشته باشید که عضلات پهلوها مهمترین نقش را در هنگام دم ایفا می کنند.

عضله دیافراگم در هنگام دم به سمت پایین کشیده شده و در نتیجه فضای بیشتری برای ورود هوا به ریه ها ایجاد می گردد و در حالت بازدم به سمت بالا فشار آورده که باعث خروج هوا می شود.

2 دیدگاه

  • Shayan
    ارسال شده در دی ۲۳, ۱۳۹۵ در ۱:۵۵ ب.ظ

    مطالبتون عالیه.خواهشمندم ادامه بدین

  • Shayan
    ارسال شده در دی ۲۳, ۱۳۹۵ در ۱:۵۶ ب.ظ

    مطالبتون عالیه..خواهشمندم ادامه بدین

ارسال دیدگاه

رایانامهٔ شما نمایش داده نخواهد شد.

روی دانوب زیبای آبی (II)

یوهان اشتراوس این والس را کـه اصـلا بـرای آواز جمعی‌ و ارکستر‌ نوشته بود و به «انجمن خـوانندگان ویـن‌» تقدیم‌ کرد و آنها‌ در‌ ۱۵‌ فوریه ۱۸۶۷ در تالار‌ دیانا (محل امروز دیاناباد) {این اثر را} به‌ اجرا در آوردند. مـتن اشـعار آن را افسر پلیس یوزف وایل‌‌ سـاخته‌ و بـا این مـطلب شـروع مـی‌شد:

عمومی: مردم با نظریه های جدید در ابتدا مخالفت می کنند

من در سال ۱۳۴۲ وارد دانشگاه شدم و سال دوم دانشکده بودم که در اردوها شرکت کردم و همان موقع بود که با اساتید آشنا شدم و به دنبال آن به هنرستان رفتم و به کلاس‌های استاد محمود کریمی برای فراگیری ردیف رفتم و تئوری و سلفژ را با استاد فرهاد فخرالدینی کار کردم؛ در همان موقع بود که من به گروه آقای فرامرز پایور رفتم یعنی من حدود ۵۰ سال پیش، سال ۴۵ یا ۴۶ به گروه سازهای ملی آقای پایور که تأسیس شده بود پیوستم. ایشان کنسرت من را در پایان سال تحصیلی یا هنرستان دیده بودند و از استاد کریمی خواسته بودند که من را دعوت کنند تا به گروه ایشان بپیوندم.

از روزهای گذشته…

گفتگو با آن سوفی موتر (I)

گفتگو با آن سوفی موتر (I)

تنها با در نظر گرفتن فعالیت های آن سوفی موتر (Anne-Sophie Mutter)، ویولونیست، نیز می توان به راحتی تحت تأثیر قرار گرفت چه برسد به تماشای نوازندگی او. موتر در دهه چهل زندگیش دیسک گرافی شگفت آوری دارد: در سی سال گذشته با ۳۵ آهنگساز در بیش از ۳۰ اثر ضبط شده همکاری کرده است. وقتی که موتر تازه شروع به کار کرده بود نامش همیشه با نام هربرت فون کارایان همراه بود. اما موتر از آن زمان به بعد با بیش تر رهبران و موزیسین های سرشناس اواخر قرن بیستم و اوایل قرن بیست و یکم همکاری کرده است.
وهم یا نبوغ‌؟! (II)

وهم یا نبوغ‌؟! (II)

بی‌تردید جمع شدن تمام این نارسایی‌هاست که باعث شده‌است، میانگین کیفی تولیدات موسیقی در ایران و سطح سلیقه‌ی عموم به شکل چشمگیری تنزل یابند. موضوعی قدیمی که در دهه‌های گذشته برخی از موسیقی‌دانان و موسیقی‌شناسانِ معاصر، بارها و بارها در مقالات و نوشته‌های مرثیه‌گونِ خود به آن پرداخته ‌اند(۵)، (۶).
درباره مشکل «شیش هشت» و «میزان های لَنگ» در وزن شناسیِ موسیقی ایرانی (III)

درباره مشکل «شیش هشت» و «میزان های لَنگ» در وزن شناسیِ موسیقی ایرانی (III)

مشکل تئوری «دوضربی ترکیبی» در تعریف وزن های ترکیبی ۵ و ۷ و ۸ و ۹ و… ضربی هم پدیدار می شود.این وزن ها در گفتمان عامیانه به «میزان های مختلط و لَنگ» مشهور شده اند. در حالیکه میزان های ۹ ضربی، در عین حال «سه ضربی ترکیبی» هم هستند و معلوم نیست چرا در این گروه «میزان های مختلط و لَنگ»، ۸ ضربی هست، اما ۶ ضربی بین ۵ و ۷ موجود نیست. (پورتراب ص ۳۱ و ۳۴) در حالیکه همانگونه که میزان ترکیبی ۴+۲+۲ = ۸، شناخته شده است میزان ترکیبی ۴+۲=۶ هم باید باشد که بویژه در موسیقی ایرانی بسیار مورد استفاده است و من در ادامه نمونه های دیگری هم نشان خواهم داد.
نوآوری و تفکر انتزاعی در موسیقی ایران (I)

نوآوری و تفکر انتزاعی در موسیقی ایران (I)

«درهم شکستن زاده رویا نیست.» اساس تفکر مدرنیسم در این جمله نهفته است. ما وارد عصری شده ایم که بر گسستن و بی حرکتی استوار شده و از زمان صفر آغاز کرده است، عصری که انسان را میان وجدان اجتماعی و طغیان های زیبایی شناسانه شقه کرده و بین او و خودش شکافی عمیق و طبقاتی آفریده است. در همین عصر است که تمامی ابهام های صوتی غیرقابل انتقال و غیرقابل توصیف به «صوت» مبدل می شود.
گفت و شنودی درباره سازهای ابداعی (VII)

گفت و شنودی درباره سازهای ابداعی (VII)

پرسیدید: «اذعان دارید که هیچ حرکت نوگرایانه ای بی اشکال نیست ولی آیا با منکوب کردن، موسیقی ما پیشرفت می کند؟ کدام ساز اصیل ایرانی (راه چند صد ساله نمی روم) همین سی سال اخیر که اینهمه توجه به این سازها شده به من بفرمایید کدام یک از این سازها از نظر آکوستیکی پیشرفت کرده اند؟» متاسفم که هرگونه نقدی در این مملکت به کوبیدن ترجمه می شود! چطور می گویید هر تغییری را بنده کوبیده ام؟ خود من نوازندگی با تار و سه تار ۳ اکتاو را پیشنهاد می کنم و با آن می نوازم. بنده مقالاتی در مورد نی کلید دار و تنبک کوکی نوشته ام؛ شاید مطالعه کرده باشید. فکر می کنم اولین کسی که در مورد این دو ساز در اینترنت (یا شاید هم در مطبوعات کاغذی) مطلبی نوشت، من بودم؛‌ یعنی زمانی که استادان گرامی پشت این سازها صف نکشیده بودند و تنبک کوکی نایاب نشده بود! «پیشرفت خوب نیست که عالی است!» ولی پیشرفتی که بر اساس معیاری علمی باشد.
لقمان علی، درامر مسلمان (I)

لقمان علی، درامر مسلمان (I)

لقمان علی یک نمونه کامل است، یک الگوی تاریخی… موزیسینی اصیل که پیوسته در حال سفر است. با اینکه زمان و مکان به دنیا آمدنش کاملا مشخص است اما پس از آغاز فعالیت حرفه ایش خانه خود را در هر نقطه ای از دنیا می داند. او تحصیلات موسیقیایی خود را در نوجوانی یعنی در دهه های افسانه ای ۵۰ و ۶۰ قرن بیستم، در موسیقی گاسپل (Gospel Music)، بلوز، موسیقی ریتم و بلوز (R & B) و جز انجام داد.
گزارشی از جلسه نقد «پیمان عشق» و پخش مستند «هزارداستان امیرجاهد» (I)

گزارشی از جلسه نقد «پیمان عشق» و پخش مستند «هزارداستان امیرجاهد» (I)

نشست بررسی و رونمایی آلبوم «پیمان عشق» و پخش مستند «هزارداستان امیرجاهد» در روز پنجشنبه ۲۶ شهریور ماه در خانه هنرمندان برگزار شد. در ابتدای این نشست محمود توسلیان منتقد موسیقی و روزنامه نگار با اشاره به اینکه جهان امروز، جهان انتخاب هاست و کسانی که این برنامه را انتخاب کردند بی شک از روشنفکران واقعی جامعه اند، از حاضرین خواست تا آثاری از این دست را بیشتر مورد مداقه قرار دهند و حمایت کنند.
بیلی جول

بیلی جول

از آهنگسازان، نوازنده های بزرگ پیانو Rock، Jazz، Soul و Blues است که طی دو نوشته راجع به او صحبت خواهیم کرد. قبل از ادامه صحبت به قسمتهایی از کار مشترک وی با ری چارلز (Ray Charles) گوش کنید:
نقدی بر «قطعه‌ای در ماهور» (V)

نقدی بر «قطعه‌ای در ماهور» (V)

بافت کلان «قطعه‌ای در ماهور» کنترپوانتیک است مانند بیشتر آثاری که از فرامرز پایور به جای مانده است. استفاده از این تکنیک در موسیقی ایران بسیار معمول‌تر از بهره‌گیری از تکنیک هارمونی است، چرا که همراهی ملودی‌ها بهتر می‌توانند مشخصه‌های موسیقی دستگاهی را تداعی کنند تا نغمه‌های عمودی و هارمونیک که شائبه «غربی صدا دادن» را در نگاه منتقدان تشدید می‌کند البته باید توجه داشت اگر قوانین کنترپوال دقیقا مطابق قوانین کنترپوان کلاسیک استفاده شود، طبعا حال و هوای موسیقی نیز غربی می‌شود، پس باید توجه داشته باشیم که استفاده از تکنیک کنترپوان به معنی رعایت تمامی قوانین غربی کنترپوان (مخصوصا کنترپوان تنال) نیست. (۷)
گروه ریمونز (III)

گروه ریمونز (III)

آلبوم تک آهنگی “Baby I Love You با طرح جلدی از گروه دختران راک “رونتسگ” (Ronettes)، از بزرگترین موفقیتهای ریمونز بود که در رده هشتم قرار گرفت. در سال ۱۹۸۱ ششمین آلبوم ریمونز “رویاهای شیرین” (Pleasant Dreams) عرضه شد. تولیدات آنان بار دیگر رونق گرفت و این بار گراهام گولد من (Graham Gouldman) از موسیقی پاپ انگلستان بود که آنان را حمایت کرد.