گفتگوی هارمونیک | Harmony Talk

مقدمه‌ای بر تجربۀ شنیداری معماری (I)

آیا تجربۀ فضاهای معماری تنها وابسته به حس بینایی است و چگونه می‌توان بناها را هم دید و هم شنید؟ در این نوشتار سعی بر این است که علاوه بر پاسخ به سؤالات فوق، مفهوم معماری شنیداری در بستر زمان و فرهنگ‌های مختلف بررسی شود. غارهای فرانسه، معابد مایا و معماری یونان در ابعاد معماری، و شهرهای فرانسۀٔ قرن نوزدهم فرانسه در ابعاد شهرسازی، در این نوشته بررسی و جنبه‌های مختلف روابط انسان، صدا و فضا تحلیل می‌شوند. شیوه‌های مختلف تعامل انسان‌ها با صوت در بناها، تأاکیدی براین موضوع دارد که درک فضای معماری تنها از‌طریق دیدن میسر نمی‌شود، بلکه، تمامی حواس از جمله حسّ شنوایی، در ارتباط با معماری فعّال هستند و بیدار.

صدای فضا را دریابیم
آیا تجربۀ فضاهای معماری تنها وابسته به حس بینایی است و چگونه می‌توان بناها را هم دید و هم شنید؟ در این نوشتار سعی بر این است که علاوه بر پاسخ به سؤالات فوق، مفهوم معماری شنیداری در بستر زمان و فرهنگ‌های مختلف بررسی شود. غارهای فرانسه، معابد مایا و معماری یونان در ابعاد معماری و شهرهای فرانسۀٔ قرن نوزدهم فرانسه در ابعاد شهرسازی، در این نوشته بررسی و جنبه‌های مختلف روابط انسان، صدا و فضا تحلیل می‌شوند. شیوه‌های مختلف تعامل انسان‌ها با صوت در بناها، تأاکیدی براین موضوع دارد که درک فضای معماری تنها از‌طریق دیدن میسر نمی‌شود، بلکه، تمامی حواس از جمله حسّ شنوایی، در ارتباط با معماری فعّال هستند و بیدار.

تجربۀ فضا تجربه‌ای است استوار بر حواس. داده‌های فضا از طریق چشم، گوش، بینی و پوست درک می‌شوند و فرد را به آگاهی از فضایی که در آن قرار دارد می‌رساند. اتّفاقات جاری در فضا و تمایزات هویتی آن از طریق همین حواس درک می‌شوند و از طریق همین حواس است که تجربه‌های دریافتی از فضا مورد ارزیابی قرار می‌گیرند. معماری شنیداری روابط متقابل بینحس شنوایی وساخته‌هایطبیعت و انسان را کشف می‌کند وتجربۀ فضایی صداهایی را بررسی می‌کندکه به‌واسطۀ فضای منتشر شده در آن تغییر کرده‌اند؛ چرا‌که تمامی صداها در فضایی مشخص منتشر می‌شوند و صدایی نیست که فضایی مختص انتشار خود نداشته باشد.

یکی از راه‌های شناخت معماری شنیداری مقایسۀ آن با معماری بصری است. با اینکه گاهی برای درک معماری شنیداری از ادبیات معماری بصری استفاده می‌شود، تذکر این نکته به جاست که نهایتاً واژگان یکسان معانی یکسانی نیز خواهند داشت. البته باید به خاطر داشت که هر گونه برداشت حسی از معماری در بیان تجربۀ ذات فضا بر دیگری برتری ارزشی ندارد. چراکه هر حسّی به کشف جنبه‌هایی ویژه از فضا می‌انجامد و چشم‌پوشی از آن توانایی طراحی و درک کامل از فضا را سلب می‌کند. هر حس انسانی دریچه‌ای جدید برای کشف فضاست. در نوشته‌ها و بررّسی‌ها، حسّی که بیش از همه مورد توجّه است، حسّ بینایی انسان‌هاست؛ این‌که مخاطب چه می‌بیند، از چه زاویه‌ای می‌بیند و چگونه می‌بیند. اما این‌که فضا چگونه درک می‌شود تنها به آنچه که دیده می‌شود وابسته نیست. فضا با تمامی ابعاد حسّی انسانی درک می‌شود و حذف حسّ شنوایی نمی‌تواند روابطی را که فرد در برخورد با بناها تجربه می‌کنند به‌کمال بیان کند.

امواج صوتی خواصّ منحصر به فردی دارند. خواصّی که تجربه‌های فضایی ویژه‌ای را رقم می‌زنند. یکی از این خواصّ قابلیّت انتشار صدا در فضاست. صدا در مسیر حرکت خود به دور موانع سر راهش می‌پیچد و وارد فضاها می‌شود.صوت از طریق بازشوها وارد فضاها می‌شود و از طریق برخورد با کالبد بنا طنین می‌افکند و یا منتقل می‌شود؛ بنابراین، فضاهای مجزا می‌توانند از طریق صوت به یکدیگر مرتبط شوند. از طرفی، شنوایی همیشه فعّال است و شنوندگان ناخواسته صوت‌های پراکنده در محیط را می‌شنوند و به اتفاقاتی که در اطرافشان رخ می‌دهد می‌پیوندند.

نیلوفر رسولی

۱ نظر

بیشتر بحث شده است