درباره یادگار حبیب سماعی، طلیعه کامران (I)

طلیعه کامران
طلیعه کامران
دختری یافته از علم سماعی تعلیم
(پژمان بختیاری)

طلیعه کامران نقاش و نوازنده برجسته سنتور و تنها بازمانده مکتب سنتور نوازی استاد حبیب سماعی، در بستر بیماری است و در بیمارستان خانواده نیروی زمینی ارتش بستری است. طلیعه کامران پس از انتشار آلبوم «یادگار حبیب» به سرعت در میان موسیقیدانان ایران به شهرت رسید.

نوشته ای که پیش رو دارید به کوشش شهاب منا، پژوهشگر و نوازنده سنتور تهیه شده است:
از پدر و مادری اهل هنر متولد شد. پدرش، سرهنگ اسماعیل کامران، از نخستین کسانی بود که به تحصیل حقوق نظامی در فرانسه پرداخته بود و به خدمت در دادرسی ارتش و معاونت نظام‌وظیفه مشغول بود. او فردی هنردوست بود و چندی به فراگیری ویُلُن نزد حسین‌خان اسماعیل‌زاده پرداخته بود. مادر طلیعه کامران، نظیره مختاری که برادرزادۀ رکن‌الدّین‌خان مختاری بود، نیز ویُلُن می‌نواخت و علاوه بر آشنایی با موسیقی، نقاشی هنرمند محسوب می‌شد.

حبیب سماعی، استاد بزرگ سنتور، که افسر ارتش نیز محسوب می‌شد، به پیشنهاد اسماعیل کامران به بخش تحت امر وی در نظام منتقل شد. رابطۀ او با سماعی به دوستی منجر شد. او شیفتۀ هنر سماعی بود و از آنجا که مایل بود دخترش به فراگیری سنتور بپردازد، از حبیب خواست که به طلیعه کامران سنتور بیاموزد. بدین‌ترتیب، سماعی از حدود سال‌های ۲۲_ ۱۳۲۱ هر دو هفته یک‌بار به منزل سرهنگ کامران می‌‌آمد و علاوه بر مصاحبت با این پدر هنردوست، به تعلیم فرزند مستعد او، که در آن زمان سال‌های اول دبیرستان را می‌گذراند، می‌پرداخت. بدین‌ترتیب، او دستگاه‌های شور، سه‌گاه و آواز ابوعطا را چنان‌که سماعی نواخت تعلیم گرفت و پس از رحلت حبیب در سال ۱۳۲۵، از سال ۲۷-۱۳۲۶ به تکمیل آموزه‌‌های سماعی نزد دیگر شاگرد حبیب، مرتضی عبدالرسولی پرداخت و عبدالرسولی به گفتۀ خویش، تمام آنچه را از حبیب تعلیم گرفته بود به وی آموخت.

عبدالرسولی مسبّب آشنایی او با حسین تهرانی گردید و طلیعه کامران به فراگیری ضربی‌های قدیمی و همنوازی آنها با حسین تهرانی پرداخت. متعاقباً حسین تهرانی او را با زنده‌یاد روح‌الله خالقی آشنا ساخت. هنر نوازندۀ جوانْ روح‌الله خالقی را بر آن داشت تا در کنسرت‌های انجمن موسیقی ملی، که در حضور جمع برگزیده‌ای از استادان موسیقی و ادب ایران چون علی‌نقی وزیری، روح‌الله خالقی، موسی معروفی، ابوالحسن صبا، رهی معیری، دکتر گل‌گلاب و… اجرا می‌گردید، بخشی از برنامه را به همنوازی سنتور طلیعه کامران و ضرب حسین تهرانی اختصاص دهد. از جملۀ این برنامه‌ها می‌توان به همنوازی طلیعه کامران و حسین تهرانی در دستگاه همایون طی «برنامۀ کنسرت پنجشنبه ۲۹ دی ۱۳۲۸» در سالن انجمن موسیقی ملی اشاره کرد.

روح‌الله خالقی در جلد سوم کتاب سرگذشت موسیقی ایران طی شرح برنامه‌های انجمن موسیقی ملی ایران دربارۀ طلیعه کامران می‌نویسد: «کنسرت در سالن انجمن در ۲۹ دی ۱۳۲۸: در این شب، ‌دوشیزه طلیعه کامران برای اولین‌بار در حضور جمع سنتور نواخت و مورد تحسین قرار گرفت. او از شاگردان حبیب سماعی بود که بعد از آن استاد، هنر خود را نزد استادان دیگر، مانند ابوالحسن صبا و حسین تهرانی تعقیب کرد و ترقی شایان نمود.» از دیگر اجراهای وی می‌توان به تکرار اجرای همایون در «برنامۀ کنسرت انجمن موسیقی ملی برای جامعۀ فرهنگیان و معلمین، پنجشنبه ۲۰ بهمن ۱۳۲۸ در تالار فرهنگ»، دونوازی طلیعه کامران با حسین تهرانی به‌همراه اجرای چند آهنگ قدیمی در «برنامۀ جشن آغاز هفتمین سال تأسیس انجمن موسیقی ملی و پایان اولین سال تحصیلی هنرستان موسیقی ملی، سه‌شنبه ۱۶ خرداد ۱۳۲۹» در سالن انجمن موسیقی ملی و همنوازی او با حسین تهرانی (در آواز ابوعطا) طی برنامۀ انجمن موسیقی ملی برای استادان موسیقی عراق اشاره کرد. طلیعه کامران به اذعان خود، در این کنسرت‌ها به اجرای آموزه‌های حبیب سماعی پرداخت و به اذعان برخی مستمعین موجب شعف استادان حاضر و یادآوری یاد و خاطرۀ این استاد بی‌بدیل می‌گردید.

ارسال دیدگاه

رایانامهٔ شما نمایش داده نخواهد شد.

‌‌‌مـوسیقی‌ به چه درد ما می‌خورد؟

در یکی از جلسات بحث در یکی از دانشکده‌ها‌ ضمن‌ پرسشهای‌ گوناگون، دانشجوئی پرسـید: «مـوسیقی بـه چه درد ما می‌خورد؟» این سؤال می‌تواند در هر مورد دیگر‌ هم پیش‌آید مثل «میز به چه درد مـا می‌خورد؟» نکته این تست که معمولا این‌ سؤال بقصد آگاهی از‌ ماهیت‌ مسئله نیست بلکه پرسـش کننده اغلب خود را آمـاده رد هـمه جوابها کرده است، مثلا اگر بگویند میز هنگام غذا خوردن یا نوشتن به کار می‌آید خواهیم گفت: «روی زمین هم‌ می‌توان خورد و روی زانو هم می‌توان نوشت» و از این قبیل جوابها بسیار می‌توان جـست.

ادوارد الگار، آهنگساز انگلیسی (V)

این انتخاب، انتخابی عجیب به نظر می آمد. خانه ای در مرکز شهر بود و دیگر مناظری از دهکده و طبیعت زیبا نداشت. همچنین، برای یک شخصیت ملی بزرگ و معروف مانند الگار که نیاز زیادی برای سفرهای متعدد به لندن داشت، هیرفورد حتی دورتر از مالوِرن بود. شاید به علت جدا افتادگی هیرفورد بوده که الگار آن را برای نواختن موسیقی احتیاج داشته و برای خرید انتخاب نموده است.

از روزهای گذشته…

دو مجموعه تازه برای فلوت نوازان

دو مجموعه تازه برای فلوت نوازان

مهدی جامعی – فلوت نواز ایرانی مقیم آلمان – اخیراً دو مجموعه با عنوان “هشت اثر برای فلوت و …” و “حفظ نواختن” در تهران منتشر کرد. مجموعه ء نخست، دربرگیرنده هشت قطعه برای تکنواز فلوت، دوفلوت، فلوت و سازهای کوبه ای و دو فلوت و صدای سوپرانو است به نام های : بر مزار صادق هدایت، شکایت، تضاد، دور، بر مزار فروغ فرخزاد، در سکوت، جداگانه و تهران ۱۹۹۴ که به احمد شاملو تقدیم شده است.
راپسودی آبی – قسمت اول

راپسودی آبی – قسمت اول

Rhapsody in Blue قطعه ای است که در سال ۱۹۲۴ توسط جورج گرشوین (George Gershwin) برای تک نوازی پیانو و ارکستر جز نوشته شده و در آن از ترکیب عناصر موسیقی کلاسیک با مفاهیم برگرفته از موسیقی جز به وضوح قابل مشاهده است.
اشتوکهاوزن، عقل گرا و عارف (III)

اشتوکهاوزن، عقل گرا و عارف (III)

رویکرد اشتوکهاوزن مانند ستاره شناسی بطلیموسی، شدیدا با امور انتزاعیِ ایده آل پیوند خورده بود و در نتیجه، این رویکرد، نمی توانست بدون اینکه صدمه ببیند با دنیای واقعی درگیر شود. همچنین وقتی شنونده به موسیقی او گوش می دهد باید پیوسته از خود دفاع کند که این مسئله در نتیجه گیری حکایت شفر مجسم شده است: «او به چسباندن نوار ها مشغول شد و با خوشحالی نزد ما برگشت. ما هم گفتیم خب حالا بیایید به این اثر گوش دهیم و نوار را به عقب برگردادندیم و تنها چیزی که شنیدیم صدای سوووت بود. این بود مطالعه اشتوکهاوزن بر روی صدا: نوعی سووووت! البته او از نتیجه کار بسیار خرسند بود…»
نگاهی به سیر تکاملی تکنیک نواختن پیانو

نگاهی به سیر تکاملی تکنیک نواختن پیانو

اگر نگاهی به کتابها و روشهای آموزش نوازندگی پیانو در مدارس، دانشگاهها و آموزشگاههای موسیقی در دنیا بیندازیم، مشاهده خواهیم کرد که در دنیای مدرن امروزی تکنیک ها و روشهای متعددی در عرصه آموزش و نحوه نوازندگی پیانو وجود دارد که دانستن سیر تکاملی این روشها برای هر نوازنده ای می تواند مفید و آموزنده باشد.
قاسمی: بدون نقص وجود ندارد!

قاسمی: بدون نقص وجود ندارد!

من گفتم باید ادبیات کرال داشته باشیم، در همین ارمنستان همسایه خودمان، کومیتاس تمام قطعات محلی را نه تنها جمع آوری کرده؛ خوب ما خیلی ها را داشته ایم که زحمت کشیدند و جمع آوری کردند- بلکه این قطعات را چهار صدایی برای کر، نوشته است. البته در موسیقی ما چون بحث مقام ها و ربع پرده ها وجود دارد و در مورد هارمونی بحث هست که اصلا موسیقی ایرانی باید هارمونیزه بشود یا نشود ولی قطعا کسانی هستند که می توانند این کار را بکنند.
اجرای هنرجویان موسیقی ایرانی بر صحنه آمستردام

اجرای هنرجویان موسیقی ایرانی بر صحنه آمستردام

یکی از هنرمندان فعال در عرصه‌ی موسیقی ایرانی در هلند حمید ‌متبسم‌ است. تک‌نواز تار و سه‌تار که البته سال‌ها در آلمان ساکن بود، ولی مدتی است که مقیم هلند شده است. حمید متبسم در کنار برنامه‌های اجرایی متعدد خود در زمینه‌‌ی آموزش هم فعالیت‌های زیادی دارد و سیزدهم دسامبر، تعداد زیادی از هنرجویانش در مرکز فرهنگی «خریفیون» وابسته به دانشگاه آزاد آمستردام، کنسرتی اجرا می‌کنند. به همین بهانه با حمید متبسم گفت‌ و گو کردم. ابتدا از پیشینه‌ی برگزاری چنین برنامه‌هایی پرسیدم.
موسیقی در ایران باستان (I)

موسیقی در ایران باستان (I)

ایرانیان نگرش خاصی به زیبایی داشتند، در ایران باستان مراسم عبادتی و پرستشی آناهیتا برگزار می شد. آناهیتا الهه ی بارندگی است و زنی است زیبا با قامتی بلند که سوار بر ارابه ای چهار اسب (باد، باران، ابر و تگرگ) است. پرواضح است که ایرانیان الهه های دیگری نیز داشتند و بیانگر این مطلب است که حس زیبایی و زیباشناسی در ایران ریشه ای کهن دارد. هنر موسیقی نیز از بدو آفرینش های هنری ایرانیان بر طبق شواهد و مدارک به دست آمده همراه و همراز آنان بوده است. در یک تقسیم بندی کلی می توان تاریخ موسیقی ایران را به سه دوره تقسیم کرد:
سه مرحله آموزش موسیقی ایرانی (I)

سه مرحله آموزش موسیقی ایرانی (I)

چندین سال است که دکتر حسین عمومی نوازنده نی و پژوهشگر موسیقی ایرانی، در برنامه ای کوتاه مدت به تدریس روشی می پردازد که بوسیله آن، گوشه های مدال ردیف به هنرجویان غربی و ایرانی آموخته می شود؛ این شیوه آموزش را او «پیش ردیف» نامیده است. دکتر حسین عمومی برای سهولت درک هنرجو در فهم ردیف، ابتدا گوشه های مدال ردیف را به عنوان «گوشه های باز» معرفی می کند و آموختن این گوشه ها را برای دانشجویان موسیقی ایرانی الزامی می شمارد، سپس به دیگر گوشه های ثبت شده می پردازد که آموزش آنها برای هنرجویان ضروری نیست و تنها به جهت آشنایی بیشتر با موسیقی ایرانی تدریس می شود؛ این گوشه ها با عنوان «گوشه های بسته» تدریس می شود.
نگاهی به زندگی هنری گرشوین (I)

نگاهی به زندگی هنری گرشوین (I)

در ۲۶ سپتامبر سال ۱۸۹۸، جورج گرشوین یکی از بزرگترین موسیقیدانان آمریکایی در نیویورک متولد شد. او به همراه برادر خود آیرا (Ira) زیباترین و ماندگار ترین ترانه های مردمی و قطعات ارکسترال آمریکایی را ساخت. اهمیت کارهای گرشوین به حدی بود که در کتابخانه بزرگ جفرسون اطاقی بنام او وجود دارد و بطور دائم نمایشگاهی از کارهای این دو برادر در آنجا دایر می باشد. امروزه آوردن نام گرشوین در محافل موسیقی یادآورد دوران شکوه موسیقی آمریکا در دهه های ۱۹۲۰ و ۱۹۳۰ می باشد.
نگاهی به سبکهای موسیقی – باروک

نگاهی به سبکهای موسیقی – باروک

در تقسیم بندی دوره های هنری – از جمله موسیقی – بعد از رونسانس چهار دوره اصلی در نظر گرفته میشود. اول سبک باروک (Baroque) که بطور تقریبی بین سالهای ۱۶۰۰ تا ۱۷۵۰ میلادی ادامه داشته، دوم دوره کلاسیک بین سالهای ۱۷۵۰ تا ۱۸۲۰ ، سوم رمانتیک بین سالهای ۱۸۲۰ تا ۱۹۱۰ و بالآخره موسیقی مدرن یا همین موسیقی عصر حاضر از ۱۹۱۰ تا به امروز.