نقشه‌برداری موسیقایی (V)

خسرو جعفرزاده
خسرو جعفرزاده
بنابراین رابطه‌هایی بین موسیقی و معماری وجود دارد که آنها را تطبیق‌پذیری نمی‌توان نامید؛ از سوی دیگر، بهره‌بردن از معماری برای موسیقی و برعکس، کافی نیست؛ هنرمند باید در پیِ شناخت کلّی و جامع از اوضاع زمان و مکان خودش باشد.

من از سواد معماری‌ام برای دسترسی به شیوۀ پژوهش در تئوری موسیقی ایرانی استفاده کرده‌ام که نتیجۀ آن یک تئوری‌پردازی است و اثری هنری نیست. در ادامه با نگاهی به شیوه‌های ممکن برای پژوهش در موسیقی، شیوۀ خودم را معرفی می‌کنم و در این شیوه به گونه‌ای دیگر از مقایسۀ بین معماری و موسیقی کمک گرفته‌ام.

موسیقی پدیده‌ای ا‌ست انتزاعی، بدونِ معنی و تصویر و تنها شنیدنی.

واژۀ «دستگاه شور» هیچ تصویری در ذهن ما ایجاد نمی‌کند. اما واژۀ «یک دستگاهْ ساختمان مسکونی» حاوی یک تصویر است؛ هرچند این تصویر در ذهن‌های مختلف، متفاوت است. اگر به یک دستگاهْ ساختمان مسکونی خاص، مانند عمارت واقع در باغ‌فردوس تهران که در اواخر دوران قاجار ساخته شده و اینک موزۀه سینماست اشاره شود، در اغلب اذهان که آن خانه را دیده‌اند، شکل و تصویری خاص پدیدار می‌شود. از راه مقایسۀ این دو «دستگاه» در پی شناسایی شیوه‌های مختلف و متفاوتِ پژوهش برای شناخت دقیق آنها خواهیم بود. این دو پدیده جنبه‌ های مشترک و مشابه دارند:
۱- هر دو «دستگاه» هستند. دستگاه به معنی مجموعه‌ای مفصّل، کامل و به‌هم‌پیوسته.
۲- هر دو در اواخر دوران قاجار ساخته شده‌اند و از سازندگانشان اطلاع چندانی نداریم.
۳- هر دو با تغییراتی جزئی تا دوران ما دوام آورده و مورد استفاده هستند.

شیوۀ پژوهش برای شناسایی این دو پدیده بستگی دارد به این مسئله که شناسایی‌کنندگان چه کسانی هستند و شناسایی برای چه منظوری است. اگر علتْ خریدِ خانه برای سرمایه‌گذاری باشد و خریدار قصد سکونت در آن خانه را نداشته باشد، یک کارشناس امور سرمایه‌گذاری مسکن را مأمور می‌کند تا گزارشی دربارۀ خانه تهیّه کند. این کارشناس مساحت‌های زمین و زیربنا و بعد تک‌تکِ اتاق‌ها و فضاها را اندازه‌گیری می‌کند، تعداد اتاق‌ها و فضاها را می‌شمرد ، بعد وضعیت فضاها را بررسی می‌کند که چه کف‌پوش و چه مصالح و چه اجزایی دارند.

اگر در اتاقی از گچبری تکه‌ای کنده و ریخته شده باشد عیناً ضبط و ثبت می‌شود. این اطلاعات در جدول‌هایی ثبت می‌شوند و بر اساس آنها می‌توان خانه را قیمت‌گذاری کرد. در این مورد خریدار از وضع موجود خانه مطلّع است؛ اما قصد تعمیر یا تغییری ندارد تا بتواند هر گاه لازم شد آن را به قیمت روز بفروشد.

همگونۀ این نوع بررسی برای شناخت یک دستگاه در موسیقی، شیوه‌های پژوهشی در «اتنوموزیکولوژی» است و بهترین نمونۀ آن کتاب «ردیف موسیقی دستگاهی ایران» نوشته برونو نتل است. در آن نوشته، برای شناسایی هر یک از دستگاه‌های موسیقی ایرانی چندین ردیف بررسی و مقایسه شده‌اند. در هر ردیف، گوشه‌ها شمرده و در جدول‌هایی ثبت شده‌اند.

تفاوت ردیف‌ها به علّت تعداد یا نوع تسلسل گوشه‌ها بررسی شده است و… حاصل این پژوهش گزارشی است مانند یک نقشه‌برداری از وضع موجود که مهمّ و لازم است اما کافی نیست چرا که در این گزارش، موسیقی ایرانی پدیده‌ای است شامل یک مجموعۀ نسبتاً مفصّل از آهنگ‌هایی که در خاطره و ذهن افرادی موسیقی‌ساز و اهل فن موجود است، شفاهی منتقل می‌شود و در بستر یک جریان تاریخی و علمی قرار ندارد و در آن جایگاهی برای تحوّل یا تکامل پیش‌بینی نشده.

از این دیدگاه، گرایش به چنین توهمّی پیدا می‌شود که دستگاه‌های خانه و موسیقی همچون یادگارهای قومی باید با وضع موجودشان بدون دخل و تصرف نگهداری شوند. ساکنین خانه و اجراکنندگان موسیقی، تنها باید موظّف به نگهداری وضع موجود که یک میراث فرهنگی است، باشند؛ در حالی‌که خانه (و موسیقی) محلّ زندگی است.

ارسال دیدگاه

رایانامهٔ شما نمایش داده نخواهد شد.

تحقیقی درباره باربد؛ موسیقیدان دوره ساسانی (VII)

نخچیرگان به مجموع الحان سی گانه ی باربد شامل می شد. باربد آفریننده ترانه های نوروزی نیز به شمار می رود. از این ترانه ها می توان به فرخ روز، سروستان، ارغنون، لبینا اشاره کرد. آثار باربد را موسیقیدانان قرون بعدی چون شعبه، جنس، آوازه، و شاخه های مهم مقام ها توضیح و توصیف کرده اند، عبدالقادر مراغه ای در مقاصد الالحان ماهیت تاریخی و موسیقی لحن و آثار باربد را خاطرنشان نموده و آن را زمینه دوره اول تشکیل مقام ها شمرده است.

گزارشی از سخنرانی آروین صداقت کیش در سمینار «موسیقی و امر دراماتیک» (IV)

صداقت‌کیش ادامه داد: در امر دراماتیک اما این گونه نیست و درون و بیرون با هم یکی می‌شوند. اگر اجازه دهید مثالی در مورد امر هنری بزنم. کسانی که تئاتر بازی می‌کنند رابطه‌شان با متن نمایشی درونی است. یعنی نمی‌توانیم این رابطه را به درونی و بیرونی تقسیم کنیم و بگوییم این شخصیت واقعا وجود دارد و آن شخصیت فقط روی صحنه وجود دارد، همه‌شان وجود دارند. بنابراین این نظام باید با یکدیگر یکی و ادغام شده باشد. اگر به موضوع دادن پول به فروشنده به عنوان یک کنش برگردم، نمی‌توانیم بگوییم الان بیرون این نظام ارتباطی هستیم و نظام داخلی آن با نظام بیرونی‌اش متفاوت است. اگر کسی هم از بیرون به این رویداد نگاه کند فقط در حال نگاه کردن به یک کنش است و مانند موضوع داستان نیست که نتواند داخل آن شود، او هم می‌تواند وارد این کنش شود و مرزی ندارد.

از روزهای گذشته…

آکاردئون

آکاردئون

آکاردئون (accordion) یکی از سازهای بادی کلید دار است که مکانیزمی شبیه به سازدهنی دارد ولی با این تفاوت که نیازی به استفاده از دهان برای دمیدن در آن نیست و با وجود بهره گیری از امکاناتی که در پائین خواهید خواند، این ساز توانایی اجرای چندین صدا بصورت همزمان را دارا می باشد و از این جهت توانایی های بیشتری نسبت به ساز دهنی دارد؛ البته ساز دهنی بخاطر ارتباط مستقیم با دم و بازدم انسان، انعطاف خاصی در اجرای ملودی ها دارد و این عامل باعث شده که هنوز به حیات خود ادامه دهد. آکاردئون شباهت زیادی نیز به ارگ های بادی کلیسا دارد ولی بخاطر داشتن کانال های صوتی ای که عینا در ساز دهنی وجود دارد صدای آن مانند سازدهنی است.
الا فیتزجرالد، بانوی اول آواز (II)

الا فیتزجرالد، بانوی اول آواز (II)

از سال ۱۹۴۶ به طور منظم به کار با ارکستر جز فیلارمونیک نورمن گرنز (Norman Granz) پرداخت. گرنز به زودی مدیربرنامه های فیتزجرالد شد. در این دوره تغییری اساسی در آوازخوانی فیتزجرالد ایجاد شده بود.
اپرای لیلی و مجنون (I)

اپرای لیلی و مجنون (I)

اپرای لیلی و مجنون اثر اوزیر حاجی بیف (Uzeyir Hajibeyov) در دوازدهم ژانویه ۱۹۰۸ میلادی برای نخستین بار در باکو اجرا شد. آذربایجانی ها افتخار می کنند که این اپرا، اولین اپرایی است که نه در کشور آذربایجان بلکه در کل جهان اسلام بر روی صحنه رفته است. علاوه بر این، این اپرا اولین اثری است که در آن بداهه نوازی های مقام (mugam) سنتی آذربایجان در قالب اپرای اروپایی گنجانده شده است.
گفت و شنودی درباره سازهای ابداعی (XII)

گفت و شنودی درباره سازهای ابداعی (XII)

آقای شجریان گفته اند: «ویلن چندصدسال قدمت دارد، روی این ساز افراد مختلف کار کرده اند تا اینکه “آنتونیو استرادیواری” در ایتالیا به شکل و صدای نهایی آن دست پیدا کرده است… اما این سازهای من مثل یک نوزاد تازه متولد شده هستند؛ باید به تدریج روی اینها کار کرد تا به کمال خود نزدیک شود و این حمایتی است که نوازندگان ایران باید انجام دهند.» به این مورد بنده بارها و بارها پاسخ داده ام مخصوصا زیر این مطلب.

شکوری: همه انسان ها یگانه هستند

شکوری: همه انسان ها یگانه هستند

خلاقیت یه مبحث بزرگ و جالب است، حالا بخواهم کوچک و خلاصه بگویم، اول اینکه جدیت زیاد خلاقیت را از بین می برد یعنی باید حتما یک طنز داشت، یک چیزی باید داشت که در آن سبکی باشد، فکر هنرجو را شلوغ نباید بکنیم، چه آن بچه ای که دارد کار هنری انجام می دهد، چه آن انسان بزرگسال، چون زمانی که شلوغ باشد اصلا فرصت نمی کند چیزی را پیدا کند و خلق کند؛ یکی از کلید اصلی خلاقیت این است که ذهن تان خلوت باشد تا بتوانید کار کنید، بتوانید فکر بکنید به چیزی جدید؛ دوم، شکایت کردن، غر زدن جایز نیست! باید نگاه کنید ببینید چه کاری می توانید بکنید، ببینید که تمام هنرمندانی که در رشته های مختلف در دنیا بوده اند و مردم دوست شان داشته اند، چه چیزی را جابجا کرده اند؛ بیشتر آنها نه از خانواده های مرفه بوده اند، نه از خانواده هایی بوده اند که امکانات تحصیلی و بهترین رفاه را داشته اند…
مروری بر آلبوم «تصنیف‌های عارف قزوینی»

مروری بر آلبوم «تصنیف‌های عارف قزوینی»

اجرایِ مقبولِ همه‌ی تصنیف‌های عارف در یک مجموعه، درباره‌ی شخصیت او و تصنیف‌سازی‌اش و در مورد تصنیفِ قاجاری به طور عام، فرصتِ تأملی دیگر می‌دهد. ازاین رو هر چند تصریح شده که هدف، گردآوریِ نمونه‌ای آرشیوی یا آموزشی نبوده اما می‌توان چنین کارکردی نیز برای این مجموعه قائل شد وگرنه با تمام تلاشی که در شنیدنی‌شدنِ اجرای همه‌ی بندهای تصانیف شده، هنوز شنیدن سیزده دقیقه تکرارِ تضرعِ عارف برای ماندنِ مورگان شوستر در ایران، در مقامِ یک اثر موسیقی چندان توجیهی ندارد*.
افسانه آدمکهای چوبی در معبد

افسانه آدمکهای چوبی در معبد

معبد ، و آدمک ها به دور آن در رقص ، و معبد بر زمین استوار و سر به فلک کشیده ، و زمین که معبد بر آن بنا شده است (۱). که حضور معبد آشکارش ساخته است . که از زمین های دیگر متمایزش کند و از فراموشی نجاتش بخشد . آدمک ، آدمک ، به شادیانه این حضور و آشکارگی در وجد وسماع آمده اند . در این میان بوی دود ، دود عود است که به مشام ، نه ، که به گوش میرسد ، بوی قربان که در فضا میپیچد . بوی گوشت و گیاه سوخته که راه خود را میجوید تا گوشها . چرا که در این افسانه همه چیز برای نیوشیدن است . مگر نه آنکه همه افسانه ها چنین اند .
گفت و گو با لانگ لانگ، نوازنده پیانو (II)

گفت و گو با لانگ لانگ، نوازنده پیانو (II)

لانگ لانگ نوازنده جوانی است که اجراهای عمومی زیادی دارد و همین مساله هم برای دیگران نوعی مبارزه طلبی محسوب می شود. او اعتقاد دارد که هنوز مثل یک مقاله نیمه تمام است و می خواهد از هنرمندان بزرگ چیزهایی یاد بگیرد. در برلین این پیانیست در کنسرت تولد ۶۵ سالگی استادش دنیل برنبویم برنامه اجرا کرد، و در مورد اجرای اخیرش با دومینگو ابراز خوشحالی نمود و گفت قصد دارد با چچیلیا بارتولی هم برنامه ضبط کند.“کار کردن با خواننده ها برای من مهم است.”
نکاتی در آموزش نوازندگی (I)

نکاتی در آموزش نوازندگی (I)

در رابطه با اصول آموزش نوازندگی و مسائل مرتبط با آن، همواره هنرجویان نوازندگی با سوالات و ابهاماتی روبرو هستند که می تواند باعث سردرگمی آنها گردد. هدف از ارائه این مقاله، که به شکل پرسش و پاسخ مطرح می گردد، بررسی و گشودن دریچه هایی بر روی مسائل آموزشی هنر نوازندگی است.
یادداشتی بر آلبوم «پرده‌ی بیگاه»

یادداشتی بر آلبوم «پرده‌ی بیگاه»

در دهه‌ی اخیر و پس از یک دوره غُر زدنِ همه‌گیر (که موسیقی ایرانی دچار رخوت و رکود شده) پس و پیش کردنِ وندِ اشتقاقیِ «گاه» در نام‌گذاری آلبوم‌ها و قطعات موسیقی کلاسیک ایرانی، یکی از دستمایه‌هایی بوده که نوازندگان و آهنگسازان در نشان دادنِ دغدغه‌‌شان در عبور از رکود و یا متفاوت بودنِ موسیقی‌شان به کار برده‌اند: هفتگاهِ معلق، گاه و بیگاه، چندگاه، گاهی سه‌گاهی، گاهان و غیره.