نقشه‌برداری موسیقایی (VI)

خسرو جعفرزاده
خسرو جعفرزاده
شناسایی کامل دستگاه خانه آن‌گاه لازم می‌شود که خریدارْ خانه را برای سکونت و زندگی خود و خانواده و نسل‌های آینده‌اش بخواهد. در این صورت علاوه بر جدول‌های گفته شده، لازم است که یک کارشناس مهندس ساختمان خانه را بررسی کند، گچکاری‌ ها و سقف‌های کاذب را بشکافد، تا جنس مصالح و سازۀ ساختمان شناخته شود و معلوم شود که کدام دیوارها و ستون‌ها حمال هستند و کدام اندام‌ ها تزئینی و قابل جابجایی، چه امکاناتی برای تغییر و تکامل احتمالی موجود است تا نسل‌های جوان بتوانند فضاهایی مطابق با خواسته‌های خودشان ایجاد کنند تا ایشان هم بتوانند در آن خانه در رفاهْ سکونت کنند و مجبور به نقل مکان به آپارتمان‌های نوساز – [یا مثلاً گام‌های] ماژور و مینور – نباشند.

در این نوع شناسایی، فضاهای موجود و دستگاه‌ها و ردیف‌های موسیقی، پدیده‌های جامد و غیرقابل‌تغییر نیستند. ساکنین خانه می‌توانند هنرمندان خلّاقی باشند که در همین خانۀ قدیمی فضاها و آثاری نو و معاصرکه جواب‌گوی نیازهای نسل جوان است، عرضه کنند، بدون اینکه خانه منهدم شود و من تلاش کرده‌ام نمونۀ این نوع پژوهش را درکتاب «موسیقی ایرانی‌شناسی» ارائه دهم.

این دو نوع پژوهش و شناسایی که اوّلی نوعی قوم‌موسیقی‌شناسی (اتنوموزیکولوژی) و دومی موسیقی‌شناسی سیستماتیک بود، متاسفانه کم‌ترین فضا را در پژوهش به خود اختصاص داده‌اند. فضای اصلی و عمدۀ شناسایی در تصرّف ساکنین خانه است.

در وهلۀ اوّل کاملاً منطقی به نظر می‌رسد که خریدار برای شناسایی خانه از ساکنین خانه که عمری در آن خانه بسر برده‌اند و از همه‌کس به آن نزدیک‌تر هستند پرس‌وجو کند. مراجعه به آرا و نظریات ساکنین خانه یا موسیقی‌سازان و ردیف‌نوازان و استادانِ اهل فن برای شناسایی «دستگاه موسیقی» در هرحال و برای هر نوع شیوۀ پژوهش لازم است، امّا ساکنین خانه طبیعتاً با خانه رابطه‌ای عاطفی و عاشقانه دارند.

بنابراین عجیب نیست که در این حیطه با گزارش‌های متنوّع، ضدّونقیض، احساسی، عامیانه و غیرکارشناسانه روبرو می‌شویم. اصولاً ساکنین خانه بر این باورند که خانه را – البته هریک به نوعی –دقیقاً می‌شناسند. بنابراین به دنبال پژوهش نیستند.

آن‌دسته که توانسته‌اند نظریّات خودشان را – دربارۀ شناسایی خانه – بنویسند، تا حدوی به آنها نظم و ترتیبی هم بدهند و احتمالاً برای بهبودی فضاهایی که – به نظر ایشان – کم‌وکسری دارد، پیشنهادهایی هم بدهند، این نظرپردازی (با نظریه‌ پردازی – به معنای تئوری‌ پردازی – متفاوت است) را با عنوان‌هایی مانند «مبانی نظری»، «تجزیه و تحلیل»، «تئوری»، یا «دستور» در نوشته‌هایی چاپ و منتشر کرده‌اند.

این نوشته‌ها در عین حال که نشانۀ عشق و علاقۀ عاطفی و احساسی نویسندگان به خانه هستند، نشانۀ کم‌اطلاعی ایشان از پژوهش و مبانی علم و تئوری‌پردازی هم هست.

گزارشی از سخنرانی آروین صداقت کیش در سمینار «موسیقی و امر دراماتیک» (IV)

صداقت‌کیش ادامه داد: در امر دراماتیک اما این گونه نیست و درون و بیرون با هم یکی می‌شوند. اگر اجازه دهید مثالی در مورد امر هنری بزنم. کسانی که تئاتر بازی می‌کنند رابطه‌شان با متن نمایشی درونی است. یعنی نمی‌توانیم این رابطه را به درونی و بیرونی تقسیم کنیم و بگوییم این شخصیت واقعا وجود دارد و آن شخصیت فقط روی صحنه وجود دارد، همه‌شان وجود دارند. بنابراین این نظام باید با یکدیگر یکی و ادغام شده باشد. اگر به موضوع دادن پول به فروشنده به عنوان یک کنش برگردم، نمی‌توانیم بگوییم الان بیرون این نظام ارتباطی هستیم و نظام داخلی آن با نظام بیرونی‌اش متفاوت است. اگر کسی هم از بیرون به این رویداد نگاه کند فقط در حال نگاه کردن به یک کنش است و مانند موضوع داستان نیست که نتواند داخل آن شود، او هم می‌تواند وارد این کنش شود و مرزی ندارد.

شهرام صارمی از مدیریت اجرایی جشنواره موسیقی فجر استعفا کرد

در پی استعفای اعتراض آمیز علی ترابی، شهرام صارمی مدیر اجرایی سی و پنجمین جشنواره موسیقی فجر، یک روز پس انتصاب مدیر جدید دفتر موسیقی وزارت ارشاد با انتشار نامه‌ای سرگشاده از سمت خود استعفا کرد.

از روزهای گذشته…

گفتگو با سارا چانگ (V)

گفتگو با سارا چانگ (V)

به اندازه کافی افسرده کننده هستند، چرا خودم را با قرار دادن در آن حالت آزار بدهم؟ اما به هر حال موسیقی می تواند شما را غمگین کند، مسلما بسیار زیبا خواهد بود اگر تمام آنچه را که می نواختید شاد و روشن می بودند، اما اینگونه نیست. بعضی از قطعات و پاساژها بسیار ریتم پایین و افسرده کننده ای دارند و این به درون شما نیز رخنه می کند به خصوص زمانی که یک ارکستر نیز در پشت شما بنوازد و اگر هم یک رهبر فوق العاده مثل استاد ماسور(Masur) داشته باشید که او تمام آن حس را به شما منتقل می کند، شما به او نگاه می کنید و او اینجا است وقتی شما در حال نواختنید، او نیازی ندارد حرفی به شما بزند چون شما می دانید او چه می خواهد.
نئو تانگو

نئو تانگو

توسعه و پیشرفت تانگو در همین جا متوقف نمیشود. مثالهایی که خواهد آمد، در گروه تانگو جدید یا Tango Nuevo قرار داده نشده اند زیرا چنین دسته بندیهایی معمولا با شناسایی امری که انجام یافته و تمام شده صورت میگیرد نه زمانی که چیزی همچنان در حال رشد و توسعه باشد. این گرایشها و سبکهای جدید را –که در آنها تاثیرات موسیقی الکترونیک در طیفهای مختلفی از بسیار نامحسوس تا کاملا غالب، وجود دارد- میتوان با عنوان “الکترو تانگو” electro tango یا “تانگو فیوژن” tango fusion توصیف کرد.
تاثیر موسیقی درخلاقیت کودکان (I)

تاثیر موسیقی درخلاقیت کودکان (I)

درباره تاثیر موسیقی در خلقیات کودکان، پژوهش های متعددی در اقصی نقاط جهان صورت گرفته است که متاسفانه این پژوهش ها کمتر در ایران مورد توجه قرار گرفته است. اکثر کودکان از همان آغاز زندگی با لالایی مادرانشان با موسیقی آشنا می‌شود و به صورت ناخودآگاه این آوا در ذهنشان تاثیر می‌گذارد؛ کودک تمایل به آهنگ‌ها و ریتم‌ها نشان می‌دهد و از آنها تاثیر می‌پذیرد. در خارج از این فضا، موسیقی مناسب در کودکستان‌ها محیط جذابی را برای کودکان به ارمغان می‌آورد.
در باب متافیزیک موسیقی (II)

در باب متافیزیک موسیقی (II)

الفاظ برای موسیقی چیزی اضافی و بیگانه اند و چنین می مانند، چون تاثیر اصوات به طرز غیر قابل مقایسه ای نیرومند تر، پایدارتر و سریع تر از تاثیر الفاظ است. از این رو، هنگامی که الفاظ نیز در موسیقی وارد می شوند، صرفا باید موقعیتی کاملا تبعی را اشغال کنند و خود را به طور کامل با موسیقی تطبیق دهند. اما وقتی که یک قطعه موسیقی برای یک شعر خاص و لذا برای نغمات یا اشعار اپرا ساخته می شود، این رابطه جریان عکس پیدا می کند.
موسیقی اینتریتیو

موسیقی اینتریتیو

به نوعی از موسیقی بداهه یا از پیش ساخته شده گفته می شود که در آن یک سیستم هوشمند – معمولآ نرم افزار – بنا بر ویژگیهای محیطی تصمیم میگیرد که چه قسمتی از موسیقی نواخته شود. نمونه آشکار کاربرد موسیقی Interactive استفاده از آن در صنعت تولید بازیهای کامپیوتری است که روزبروز پیشرفته تر می شود. در برخی از مباحث به موسیقی از پیش نوشته و تنظیم شده موسیقی خطی و به نوع Interactive آن موسیقی غیر خطی یا Nonlinear گفته می شود.
پنجره ای موسیقی شناسانه به موسیقی آوانگارد (V)

پنجره ای موسیقی شناسانه به موسیقی آوانگارد (V)

روشن است که دشواری دوچندان می شود زیرا گونهای بسیار خاص از چیزی پیش روی ما است که نوع عامش هم چندان برایمان شناخته شده نبوده است. حال برای آن که کمی موضوع ملموس تر شود تحلیل یک فراز کوتاه اما مهم کتاب راهگشا است: «محتوای اینتناسیونی سری پیچیده و متنوع است. بررسی آن از لحاظ علمی بهتر است به چند مرحله تقسیم شود. مرحله ی ابتدایی، آشنایی با آن ویژگیهای اینتناسیونی ای است که در سطح قرار دارند و مستقیما با گوش درک می شوند. روشهای مهم تحلیل عبارت اند از: ۱- شنیدن اینتناسیون ها به صورت گروهی […] یکی از عمده ترین کارکردهای ساختاری سری، برآورده کردن تمام بافت (هم از لحاظ افقی، هم از لحاظ عمودی، هم در بعد مختلط) با یک ماتریال اینتناسیونی واحد است.
شماره‌ی ششم مهرگانی منتشر شد

شماره‌ی ششم مهرگانی منتشر شد

ششمین شماره دوفصلنامه پژوهشی مهرگانی ویژه بهار و تابستان ۱۳۹۲ منتشر شد و در وبسایت این نشریه قابل دسترسی است.
دکا (III)

دکا (III)

آرتور هدی (Arthur Haddy) تکنینک FFRR (شیوه ضبط با فرکانس بالا) را در زمان جنگ جهانی دوم برای ضبط دکا تدبیر کرد؛ این تکنولوژی مخصوص میکروفون زیرآبی هایی بود که قادر به کشف زیردریایی های آلمانی بودند و باعث تقویت کیفیت صدا برای ضبط می شدند. با آنکه سیستم FFRR مورد انتقاد شدید قرار گرفت و عده ای اعتقاد داشتند ضبطهای دکا با این تکنیک صداهای اضافه و خشهای فراوانی دارد، این تکنینک، تکنیکی استاندارد و بین المللی شناخته شد.
«موسیقاب» (IV)

«موسیقاب» (IV)

استفاده از شیوش‌های متفاوت و بدیع و به طور کلی تنوع چشم‌گیر سونوریته، در خدمت بافت چندلایه‌ی اثر است؛ رنگ هایی کمتر شنیده شده که در عرف تارنوازی حتی به بدصدایی معروف‌اند. گاه صداهایی پلشت و ناتمیز از سیم‌ها برمی‌خیزد که این اصوات را برای یک گوش تارشنیده‌ی متوسط نیز که در طول دهه‌ها، خوش‌صداترین و دلنوازترین نغمات را از این ساز شنیده است، غریب، نامأنوس و فرانمایانه جلوه می‌دهد.
جایگاه و نقش استاد ناهید در گسترش و اشاعه ساز نی

جایگاه و نقش استاد ناهید در گسترش و اشاعه ساز نی

یکی از مهم‌ترین اصولی که همواره اساتید هنر از جمله اساتید موسیقی در ایران به رسم دیرین به هنرجویان خود آموزش داده و می‌دهند رعایت اخلاق، نظم و جدیت در کار است. شاید در ابتدای امر هنرجو پی به راز این نکات و تأثیر آن در آینده‌ی هنری خود نبرد؛ ولی آنچه مسلم است این است که هنرمندانی که در تاریخ نام آنها ماندگار بوده و از آنها همیشه به نیکی یاد می‌شود در دوران زندگی خود این اصول را سرلوحه‌ی اعمال و رفتار خود قرار داده‌اند. در روزگار ما هستند اساتید و هنرمندانی که در کنار تبحر و جایگاه والای هنری خود، به عنوان یک معلم اخلاق نیز می‌توان از آنها یاد کرد.