نکوداشت استاد جواد معروفی در تالار وحدت برگزار می شود

فرهنگ و هنر ایران زمین، هنرمندان بزرگ بسیاری را در دامان خود پرورانده است که هر یک با نوایی و کلامی و نقشی روح ایرانیان و جهانیان را جلا بخشیده‌اند. استاد جواد معروفی یکی از این بزرگان است که با خلق ملودی‌ها و تنظیم‌های زیبا و دلنشین خویش و همچنین نوازندگی منحصر بفرد و تربیت شاگردان بسیار، همواره در یاد و خاطره هنردوستان خواهد ماند.

مؤسسه فرهنگی هنری رادنواندیش مراسم “نکوداشت استاد جواد معروفی” را به منظور تجلیل از این هنرمند بزرگ برگزار می نماید.

استاد جواد معروفی آهنگساز، پیانیست بزرگ و رهبر ارکستر در تهران بدنیا آمد. در سن ۱۴ سالگی وارد مدرسه عالی موسیقی شد و پس از گرفتن دیپلم، مدت ۱۰ سال نیز نزد استاد علینقی وزیری ردیفهای موسیقی ایرانی را آموخت و چندین سال نیز نزد خانم خاراطیان موسیقی کلاسیک اروپایی را فرا گرفت.

جواد معروفی از بدو تاسیس رادیو با آن سازمان همکاری داشت. نوازنده و سولیست پیانو، سرپرست موسیقی رادیو، رهبر ارکستر گلها، تنظیم کننده آهنگ برای ارکستر و آهنگسازی برای پیانو و ارکستر را در کارنامه خود دارد.

در این مراسم که به همت مؤسسه فرهنگی و هنری رادنواندیش در روز جمعه ۱۵ بهمن ماه ساعت ۱۸ در تالار وحدت برگزار می گردد، دکتر پویان آزاده و سامان احتشامی از شاگردان استاد جواد معروفی قطعاتی از این هنرمند را اجرا خواهند نمود. همچنین مزدا انصاری به همراهی مسعود یکتا آهنگی را که به یاد این استاد بزرگ با شعری از فریدون مشیری ساخته است، اجرا خواهند نمود.

پایان بخش این مراسم اجرای ارکستر مهر به رهبری ناصر ایزدی است که دو آهنگ از ساخته های استاد جواد معروفی و همچنین دو آهنگ دیگر از قطعاتی را که این هنرمند در زمان حیات خود تنظیم و اجرا نموده بودند را با خوانندگی محمد صرفه جو و امیر رفعتی اجرا خواهند کرد.

لازم به ذکر است که بر اساس اظهار ناصر ایزدی، رهبر ارکستر مهر در این برنامه سعی خواهد شد که حداکثر امانتداری نسبت به اصل اجرا حفظ و آهنگها کاملا به شکل اصل خود اجرا شود.

علاقمندان به شرکت در این مراسم می توانند با شماره تلفن های دفتر مؤسسه فرهنگی و هنری رادنواندیش تماس و برای دریافت کارت ورود به این برنامه هماهنگ نمایند.

ارسال دیدگاه

رایانامهٔ شما نمایش داده نخواهد شد.

نگاهی اجمالی به شیوه‌ی کار واروژان (II)

گویی نام او دچار همان «نسیانی» شده است که «خورخه لوئیس بورخس»، نویسنده‌ی بزرگ آرژانتینی در آرزویش بود؛ یعنی واروژان و آثارش به‌گونه‌ای واقعی وارد فرهنگ و زندگی روزمره‌ی ما شده که این ورود مثل هوایی که هر لحظه تنفس می‌کنیم، آن‌قدر طبیعی و واقعی بوده که برای بیشتر ما ملموس نیست. از طرف دیگر عوامل متعدد که از‌جمله‌ی آن بی‌تمایلی خود واروژان به عکس‌انداختن و مصاحبه‌کردن، باعث شده تا «نسیانِ افسانه‌ای» درباره‌اش اتفاق بیفتد.

جایگاه علم و هنر در روند جهانی شدن (VII)

پس هرچه علم میدان مشترک جهان آینده را می آفریند، هنر با ایجاد حیطه های فردی و منطقه یی معرفت شناسی خود، زمینه را برای گریز از هیچ انگاری این نوع از استحاله فردی فراهم می آورد. علم به همان اندازه که عقل جمعی می آ فریند، ناچار است هنر را برای توان زایش ارزش های فردی اش پاس بدارد. بنابراین جهانی شدن به معنی استحاله فردیت ها در فرهنگ جهانی نیست، بلکه برعکس به معنی امکان بیشتر حضور خلاق و زاینده فردیت ها در میدان گسترده و جذاب تر است. هرچه علم پیشرفت کند به همان اندازه نیاز ما به هنر نیز بیشتر می شود.

از روزهای گذشته…

بررسی تطبیقی سه نغمه‌نگاری مختلف ردیف میرزا عبدالله برای سنتور (II)

بررسی تطبیقی سه نغمه‌نگاری مختلف ردیف میرزا عبدالله برای سنتور (II)

ردیف میرزا عبدالله حداقل در ۴۰ سال گذشته و پس از مطرح شدن «جنبش احیا»(۱) به همت نورعلی برومند و دیگر استادان موسیقی ایرانی که در آن سال‌ها هنوز در قید حیات بودند، یکی از مهم‌ترین روایت‌ها از کارگان موسیقی دستگاهی ایران و نیز نزدیک‌ترین بخش موسیقی شهری ما به آنچه امروزه آن را هنر جدی(۲) می‌نامیم بوده، که هنوز در دسترس قرار دارد.
یادداشتی بر موسیقیِ متنِ فیلم «آشغال‌های دوست‌داشتنی»

یادداشتی بر موسیقیِ متنِ فیلم «آشغال‌های دوست‌داشتنی»

جدیتِ آغاز فیلم از جایی که گوینده‌ی شبکه‌ی ماهواره‌ای، خبری درباره‌ی «منیرخانوم» می‌گوید به یکباره رنگ عوض می‌کند و بیننده وارد خیالات او می‌شود. این اولین نمود موسیقی در فیلم است: یک هفت‌ضربیِ سرخوشانه‌، با پایه‌ای روی سه‌تار به‌صورتِ خفه (Mute) که به یاریِ تغییر فضایِ فیلم می‌آید. روی همین ملودی، طنز فیلم پررنگ‌تر می‌شود. منیر چندین بار با تغییر کانال‌های ماهواره، گیتارنوازی را می‌بیند که ترانه‌ای با کلیدواژه‌ی نام او می‌خواند. این ملودی چند بار دیگر در لحظاتی که بار کمدی فیلم بیشتر است حضور می‌یابد: صحنه‌ای که منیر دنبال بغلیِ شوهر می‌گردد یا آنجا که همه به توصیه‌ی شوهر، ظاهرِ خود را درست می‌کنند تا برای ورود مأمورین آماده باشند.
موسیقی و نلسون ماندلا (III)

موسیقی و نلسون ماندلا (III)

بیست سال پس از کنسرت استادیوم ومبلی، در ۲۷ ژوئن سال ۲۰۰۸ کنسرت دیگری برای بزرگداشت و ادای احترام به ماندلا در هاید پارک (Hyde Park) شهر لندن برگزار شد. این کنسرت تنها سه ساعت و نیم به طول انجامید ولی به اندازه کنسرت سال ۱۹۸۸ رسانه ای نشد. وفاداران به نلسون ماندلا از جمله گروه «Simple Minds»، پیتر گابریل، جونی کلِگ و جوآن بائز (Joan Baez) در این رخداد نیز حضور داشتند. همچنین امی واینهاوس (Amy Winehouse) ترانه «Free Nelson Mandela» گروه «The Specials» را اجرا کرد.
رمزگشایی آکوردها با DNA!

رمزگشایی آکوردها با DNA!

پیتر نئوبیکر، طراح نرم افزارهای موسیقی، اهل کشور آلمان، برنامه ای به نام DNA به معنای دسترسی مستقیم به نت، را ساخته است که می تواند یک آکورد را به نت های جداگانه تبدیل کند تا آکورد ترکیب جدیدی بخود بگیرد. برای تولید کنندگان موسیقی که تقریباً همگی از کامپیوتر استفاده می کنند، این برنامه نقش مهمی را در ایجاد تغییرات خواهد داشت.
دست نوشته بتهوون در کتابخانه یک مدرسه

دست نوشته بتهوون در کتابخانه یک مدرسه

در خبرهای روز گذشته داشتیم که یک قطعه موسیقی دست نویس از لودویگ وان بتهوون که شامل یکی از انقلابی ترین آثار اوست، توسط یک کتابدار که به تمیز کردن قفسه های کتابخانه یک مدرسه علوم دینی در پنسیلوانیا مشغول بود، کشف شد؛ این قطعه مدتی بیش از یک قرن بود که مفقود شده بود.
ژرف‌اندیشی درباره‌ موسیقی مردم‌پسند (I)

ژرف‌اندیشی درباره‌ موسیقی مردم‌پسند (I)

حدود سه دهه ی پیش اولین نوشته‌ی جدی درباره‌ی موسیقی مردم‌پسند در ایران پدیدار شد و سپس همراه با ناپدید شدن این گونه موسیقی از حیات رسمی موسیقایی، آن بارقه‌ی زودگذر آغازین هم ناپدید گشت. این اولین تلاش در زبان فارسی، مقاله‌ی «مسعود یزدی» (۱)، طرحی جامعه‌شناسانه و وامدار «تئودور آدورنو» و عمیقا تحت تاثیر شرایط زمانه‌ی نگارش است. پس از آن سکوت با فاصله‌ی نزدیک به دو دهه دوباره نوشتارهای تحقیقی درباره‌ی موسیقی مردم‌پسند به صحنه بازگشتند (و اغلب در حوزه‌هایی جز موسیقی‌شناسی) (۲).
نگاهی به اپرای مولوی (XI)

نگاهی به اپرای مولوی (XI)

ارکستر با پیتزیکاتو های ظریف زهی ها و همراهی هورن،‌ در تقابل با تامبورین یک قطعه کوتاه دوضربی را به اجرا می گذارند، شمس می خواند: « مخزن انا فتحنا برگشا، سر جان مصطفی را بازگو، مستجاب آمد دعای عاشقان، ای دعاگو آن دعا را بازگو» در پاسخ مولانا با همراهی دف، رقص کنان از عاشقی می گوید: «چون دهانم خورد از حلوای او، چشم روشن گشتم و بینای او. پا نهم گستاخ چون خانه روم، پا نلرزانم نه کورانه روم» پس از این گفته مولوی از هوش می رود…
گفتگو با زوکرمن (II)

گفتگو با زوکرمن (II)

«خیلی زود به من فهمانده شد که اگر خودت را وقف یک برنامه منظم بلند مدت نکنی، به جایی نخواهی رسید و می دانید چه شد؟ این اتفاق افتاد. بله، من در خیابان های نیویورک چیزهایی آموختم. باور کنید که من خیلی خوش شانس بودم که آن اطلاعات را از محیطم جذب می کردم و نه از کتاب های درسی. بیشتر از اینکه در کلاس های مزخرف درس حاضر شوم در تمرین ها و کنسرت ها شرکت می کردم. نمی توانستم سر کلاس بشینم. [یک حس] بسیار بسیار وحشتناک داشتم… واقعا نمی توانم تحمل کنم که کسی بخواهد معنی “دو ضربدر…” را توضیح بدهد، برایم مهم نیست. این چیزی نیست که من دنبالش هستم. مشروط شدم چون بر اساس برنامه کلاس درس نمی خواندم.»
گذر از مرز ستایشِ محض (IV)

گذر از مرز ستایشِ محض (IV)

از اواخر دهه‌ی ۱۹۵۰ توجه اشتوکهاوزن به موضوع فرهنگ‌های شرق آسیا جلب شد. چنان که در روند تغییرات اندیشه‌های آهنگسازانه و فرهنگی وی مشخص است او از این دوره به تفکر عرفانی شرقی بسیار علاقه‌مند شده بود. این گرایش کلی وی به‌ویژه در دهه‌ی ۱۹۷۰ بر بخشی از جهان روشنفکری وقت سایه افکنده بود و چیزی منحصر به وی نیست (۱۰). از سوی دیگر او نوعی تفکر «گیهانی» نیز تحت تاثیر همین زمینه‌ها پیدا کرد که آن را با نوعی ماجراجویی‌ علمی-تخیلی (۱۱) در هم آمیخت و برخی از آثار هنری‌اش را بر پایه‌ی چنین تخیلات و توهماتی خلق کرد. قطعات این دوره‌اش باز هم مورد نقد هر دو جبهه‌ی نقادان گذشته قرار گرفت.
مرادی: روی گویش های مناطق مختلف ایران کار میکنم

مرادی: روی گویش های مناطق مختلف ایران کار میکنم

بله تا حدی همینطور است، شاید چون این کار تجربه نویی به حساب می آمد و ما نمی توانستیم پیش بینی دقیقی از بازخورد این آثار داشته باشیم. ما با طیف گسترده ای از مخاطبان مواجه بودیم. موسیقیدانهایی مثل آقای دکتر ریاحی؛ آقای دکتر عمران و آقای درویشی به عنوان یک اتنوموزیکولوگ تا افرادی که در آرشیو شنیداری آنها؛ موسیقی محلی جایی نداشت. به همین دلیل چیزی که شما می گویید کاملا درست است.