سرگذشت ارکستر سمفونیک تهران (I)

مرتضی حنانه در کنار جمعی از نوازندگان ارکستر سمفونیک تهران
مرتضی حنانه در کنار جمعی از نوازندگان ارکستر سمفونیک تهران
نوشته ای که پیش رو دارید، حاوی اطلاعاتی تاریخی درباره شکل گیری و فعالیت های ارکستر سمفونیک تهران است و تمامی وقایع این نوشته بر پایه نوشته های مرتضی حنانه هنرآموز هنرستان عالی موسیقی و دیده های او می باشد و همینطور از جراید و مطبوعات آن سالها بهره برده شده است.
***
پرده سن کنار رفت و برای دومین بار ارکستر سمفونیکی که با همت و بدست جوانان تشکیل شده بود روی صحنه نمایان شد. این کنسرت که نمونه ای از مبارزه علمی چند نفر از جوانانی بود که واقعا خواهان اصلاح موسیقی ایران هستند برای دومین بار ثابت کرد که آنها با ثبات قدم و تصمیم قوی به سمت هدف خودشان که سخنران ارکستر قبل از شروع برنامه تذکر داده بود می رفتند: «هنرهای زیبا به خصوص موسیقی نمونه روحیات یک ملت است، ما سعی می کنیم با مبارزه هنری که در پیش رو داریم، موسیقی ملی ایران را که روح ملت ماست و در اثر اغراض یک عده بیسواد از بین رفته را زنده کنیم.»

در اینجا به مناسبت ساخته شدن مارشی، از پرویز محمود تشکر خاصی به عمل آمد و گلدان نقره ای به عنوان جایزه به او دادند.

پس از شرح مختصری از زندگی پرویز محمود به عموم موسیقیدانان جوان ایران این اطمینان داده شد که با کنار رفتن شارلاتان های موسیقی باید پست های حساس موسیقی را که از روی منافع اشغال کرده اند را تخلیه کنند و از این به بعد باید پرویز محمود رهبر موسیقی ایران شده و برای ما موسیقی واقعی بوجود بیاورد.

مرتضی حنانه، این موسیقیدان جوان، با وجود اینکه مدت چندسالی بیش نیست که در رشته موسیقی کار می کند، آنهم در ایران، به طوری با قدرت دنبال هدف خود می دود و به اندازه ای در کار خود موفقیت حاصل کرده که ما می توانیم امیدوار باشیم که (موسیقی ایران) در آینده با داشتن حنانه صاحب یک شخصیت بزرگ موسیقی خواهد بود. علت این موفقیت حنانه نبوغ و استعداد بزرگ او می باشد.

البته او هنوز یک رهبر ارکستر کامل نیست ولی چیزی که باعث خوشبختی ماست، جسارت و ایمان این موسیقیدان جوان ایست که با جدیت فوق العاده بکار خود ادامه می دهد. ما انتظار داریم که در آینده این موسیقیدانان جوان بتوانند قدمهای بزرگتری در راه اصلاح موسیقی ایران بردارند و آن را از این خمودگی و بیابانی شان نجات بدهند. (۱)
***
بدین ترتیب «ارکستر سمفونیک تهران» از سال ۱۳۲۵ جان می گیرد ولی با پول و فاینانس ضعیف (۲) بوسیله اسپانسرهای مالی غیر دولتی (۳) نوازندگان تمرین های خود را انجام می دادند.

پی نوشت
۱- اول تیر ۱۳۲۵ مجله «آب و خاک» (بخش هنری تحت نظر غلامحسین غریب و مرتضی حنانه) مقاله ای به قلم غلامحسین غریب (قریب) گرکانی
۲- یعنی منبع مالی موثقی وجود نداشته، در حالی که محمود گزارش می داده که فلان جا برای هنر و ادمه کارمان اینقدر پول داده اند که حنانه این خبر را هرگز باور نکرد.
۳- ارکستر در این زمان زیر چتر حمایتی وزارت خانه نبود، حال به هر دلیلی در آن دوران نمی خواستند زیر بار این مسئولیت بروند.

یک دیدگاه

  • امیر آهنگ
    ارسال شده در بهمن ۱۱, ۱۳۹۵ در ۳:۰۷ ق.ظ

    بسیار عالی. با تشکر از جناب امیر علی حنانه. امیر آهنگ

ارسال دیدگاه

رایانامهٔ شما نمایش داده نخواهد شد.

فرهنگ اسلامی و پیدایش موسیقی چند صدائی در اروپا (I)

در ضمن بررسی منابعی برای تهیه مقاله ای درباره نقد تاریخنگاری موسیقی ایرانی به این مقاله جالب بر خوردم که برای روشنگری تاریخی درباره مبادلات فرهنگی و موسیقایی شرق و غرب لازم و مفید است؛ و با مقاله های «نقد تاریخنگاری موسیقی ایرانی» و جستارِ پیوست «درباره عقب ماندگی و پیشرفت» ارتباط دارد.

مروری بر آلبوم «بوم خیال»

اگر اجرای موسیقی آوازیِ مو به مو مبتنی بر بلوک‌بندی و جمله‌بندی و ساختار خرد و کلان ردیف‌ها را یک سرِ طیف، و موسیقی آوازیِ آهنگسازی‌شده را، که شاید از ماحضر موسیقی کلاسیک ایرانی تنها اشل‌هایِ صوتیِ مدها را در خود داشته باشد و تمام دیگر عناصرش (از الگوهای ملودیک و ریتمیک گرفته تا نحوه و روند تغییر مدها، فرم و غیره) از چشمه‌ی خلاقیتِ سازنده/نوازنده‌اش جوشیده، سرِ دیگرِ طیفِ آن سنتی بدانیم که در قرن اخیر بداهه‌نوازی نام گرفته است، پنج تکه تکنوازیِ مجملِ صائب کاکاوند در «بوم خیال» را باید جایی نزدیک به پایانه‌ی نخستِ طیف در نظر گرفت.

از روزهای گذشته…

پاتتیک شماره یک (III)

پاتتیک شماره یک (III)

چایکوفسکی هنوز تصنیف سمفونی چهارم را آغاز نکرده بود که بار دیگر فشار ناراحتی از تنهایی و افکار رنج آور و اندوهناک، وی را به فکر ازدواج انداخت. در نامه ای که در همین اوان برای یکی از دوستانش فرستاده است چنین می نویسد: «من اکنون بسیار تغییر کرده ام. مخصوصا از لحاظ روحی و فکری حالم بدتر شده است. حتی به اندازه یک سر سوزن نیز از شادی و نشاط در دلم باقی نمانده است. زندگی برای من اکنون بسیار تهی، خسته کننده و ملال آور است. تمام فکر و حواس من اکنون متوجه ازدواج است و می خواهم سر و سامانی بگیرم و یا به هر نحو دیگری که میسر باشد رشته دوستی و ارتباط پایدار با کسی برقرار سازم.»
فخرالدینی: آهنگسازان خودشان با ما همکاری نکردند

فخرالدینی: آهنگسازان خودشان با ما همکاری نکردند

اولین پیشنهاد را آقای مهندس کاظمی که هنوز معاونت هنری وزارت فرهنگ و ارشاد را برعهده نداشتند به من دادند. من در آن زمان در فرهنگسرای بهمن بودم و زیاد اعتماد و اعتقاد به کار نداشتم و دلسرد بودم که دوباره ارکستر تشکیل دهیم تا اینکه آقای مهاجرانی و آقای خاتمی آمدند. زمانی بود که آقای مرادخانی رئیس مرکز موسیقی بودند، همه تاکید می‌کردند که من این ارکستر را تشکیل دهم تا یک ارکستر ملی داشته باشیم و چون پیشنهادشان با حسن نیت بود قبول کردم و در آذر ماه ۱۳۷۶ اقدام به راه‌اندازی ارکستر کردم و نفرات را از قبل تعیین کرده بودم و مشکل چندانی نداشتم.
چند تصویر از حضور نوازندگان در شهر تهران: ایستگاه‌های مترو (III)

چند تصویر از حضور نوازندگان در شهر تهران: ایستگاه‌های مترو (III)

ایستگاه قیطریه: ماجرای نوازندگان ایستگاه قیطریه هم در نوع خود جالب است. خودبسندگی و سیستم کمابیش پیچیدهٔ نوازندگان این نقطهٔ شهر تهران تا آن‌جا پیش رفته بود که نوازنده‌ها، که به‌ندرت یک‌نفر بودند، گاه در نوبت می‌ماندند و بین خودشان وقت تعیین می‌کردند. این‌جا برخلاف متروی انقلاب نوازنده‌ها تنها قطعات بسیار شناخته‌شده را اجرا نمی‌کردند و به‌هیچ‌وجه به سبک‌هایی خاص محدود نبودند. از سه سال پیش که رفت‌و‌آمدم به این ایستگاه شروع شد، چندوچون این اجراها تفاوت‌های زیادی کرده است. اوّلین آن‌ها معمولاً دو نوازندهٔ گیتار بودند که بیرون فضای ایستگاه می‌ایستادند.
از تحصیل تا تدریس گیتار (I)

از تحصیل تا تدریس گیتار (I)

مطلب را با داستانی شروع می کنم که اولین بار شخصا یک هنرجو مبتلا به اوتیسم روبرو شدم؛ شاید ساده ترین کار این بود که از پذیرش چنین هنرجویی سرباز زنم اما همیشه در امر تدریس چالش های متعددی را گذرانده بودم، پس آموزش شروع شد اما جزوه های سابق و آموخته ها کافی نبود. داستان را همینجا تمام می کنم.
“رازهای” استرادیواری (X)

“رازهای” استرادیواری (X)

اگر عریض ترین قسمت ساز در قسمت پائین را (V-Z) تقسیم بر ۵ کنیم و حاصل را در عدد ۹ ضرب نماییم، ارتفاع یا طول (H-I) بدست می آید. بنابراین ۷/۳۶۲=۹*۵-۵/۲۰۱ برابر است با ۹ انس در واحد کرمونایی. حال اگر عریض ترین قسمت ساز در قسمت بالا را تقسیم بر چهار کنیم و سپس عدد حاصل را در عدد ۹ ضرب کنیم مجدداً ارتفاع یا طول (H-I) بدست خواهد آمد؛ بنابراین چنین میشود: ۷/۳۶۲=۹*۴-mm2/161. در ویلن ها نسبت بین این دو عرض یعنی عرض بالا و عرض پائین ۵ به ۴ است.
آتوم اگویان فیلم واگنر را میسازد

آتوم اگویان فیلم واگنر را میسازد

آتوم اگویان Atom Egoyan، فیلمسازی که برای ساختن فیلمهایی جشنواره ای، درباره لایه های تاریک رفتارهای انسانی شهرت دارد، این بار به ساختن یک اپرای بزرگ پرداخته است.
قاسمی: قطعاتی که فضای شرقی و ایرانی داشتند انتخاب شدند

قاسمی: قطعاتی که فضای شرقی و ایرانی داشتند انتخاب شدند

خبر دوم شدن گروه کر شهر تهران در فستیوال کر خاورمیانه امروز در بسیاری از خبرگزاری ها منتشر شد. این گروه با رهبری مهدی قاسمی و با اجرای آثاری از آهنگسازان ایرانی و غربی در این فستیوال شرکت کرد. گفتگویی که در پیش دارید، پیش از سفر این گروه تهیه شده است:
گزارش جلسه شانزدهم «کارگاه آشنایی با نقد موسیقی» (IV)

گزارش جلسه شانزدهم «کارگاه آشنایی با نقد موسیقی» (IV)

به این ترتیب برخی چشم‌اندازهای نقد در مواجهه با متن موسیقی را می‌توان چنین برشمرد: تحلیل محتوا، تفسیر محتوا به‌ویژه در شرایطی که صراحتی در متن نیست، لحن‌ها و خوانش‌ها، یافتن پیام متن (به این معنی که گاه صحبت از چیزی به میان می‌آید که منتقد می‌پندارد پیام سازنده است)، توافق عمومی یا درک مشابه (ادعای این که در درک آن پیام توافقی وجود دارد)، و هم‌زمانی با موسیقی.
جندقی: فراگیری ساز به یادگیری آواز کمک می کند

جندقی: فراگیری ساز به یادگیری آواز کمک می کند

بانوان خواننده در ایران در صد و اندی سال پیش پا به عرصه ضبط آواز گذاشتند که مرهون انقلاب مشروطه بوده و پس از پایان یافتن دوره استبداد صغیر، در سال ۱۲۹۱ ش در تهران اولین ضبط ها از سه بانوی پیشگام زری خانم، افتخار خانم و امجد خانم شکل گرفت و در دولتهای بعدی و تغییر سازه های اجتماعی بانوان آوازه خوان چون قمرالملوک وزیری، ملوک ضرابی، پروانه و خانم ایران الدوله و تنی چند دیگر آرام آرام جایگاه خاصی را برای آواز بانوان ایجاد کردند و شکل گیری شیوه ای به نام آواز بانوان به لحاظ تاریخی انجام یافت و در دوره های بعدی آواز روح انگیز در تداوم تاریخی و آمدن بانوان دیگر در شاخه های مختلف موسیقی هم چون ارکسترال فولکلور تصنیف و ترانه به انسجام بیشتری دست یافت اما در دوره فعلی سه بانوی آواز پریسا، هنگامه اخوان و مهرعلی آرام آرام جایگاه آوازی بانوان را حفظ و به اشاعه آن پرداختند و علیرغم معذورات و مشکلات، همچنان به تربیت شاگردان پرداخته و با تلاش خستگی ناپذیر به کار خود ادامه می دهند.
گفتمان موسیقی ایرانی در فضای عامیانگی (V)

گفتمان موسیقی ایرانی در فضای عامیانگی (V)

تئوری پردازی خود را در کتاب «نگرشی نو به تئوری موسیقی ایرانی» با این جمله شروع می کند: «رپرتوار موسیقی کلاسیک ایرانی، همراه با نظـم و ترتیب سنتی آن، ردیف نامیده می شود.» در زیر نویس آمده است که «رپرتوار به معنی مجموعه است.»