ضرابی: هر قطعه باید به زبان همان ساز دربیاید

سامان ضرابی
سامان ضرابی
یکی از دلایل دیگر ساده تر کردن این قطعات بود برای هنرجویان سنتور که بتوانند به راحتی آن را اجرا کنند و در اجرای آن مشکلی نداشته باشند. این قطعات به خاطر زیبایی شان مورد علاقه هنرجویان است ولی اگر نت آنها نباشد شاگرد با گوش به شکل نادرستی آنها را مینوازد.

نتی که شما منتشر کردید با نتی که سالها پیش آقای ارشد طهماسبی منتشر کردند چند درصد تفاوت دارد؟
بدون شک اصل مطلب نباید تغییر کند و باید به نوشته درویش خان وفادار بود ولی خود به خود به خاطر تبدیلی که بوجود آمده، مضرابها مانند تار نیست، مخصوصا در زینتها. اگر شما بخواهید باید یک نگاه تفاوت را تشخیص دهید از نظر تصویری ۴۰ تا ۵۰ درصد متفاوت است با نوشته آقای طهماسبی برای تار. همانطور که گفتم این قطعات به زبان سنتور درآمده و سعی شده با سنتور خوش صدا و روان باشد. حتی گاهی به خاطر اینکه پایه چهارمضراب در جای مناسبی نبوده، گام را تغییر دادم تا شکلی طبیعی بیابد.

فکر میکنید کتابهایی که مربوط به تار و سه تار هست و در اصل برای ساز دیگری بوده و بعد برای این سازها تنظیم شده، چه نسبتی دارند به کتابهای سنتور؟
شاید دو برابر زیادتر باشند! البته نباید فراموش کرد که قطعه ای که برای ویولون ایرانی یا کمانچه نوشته شده با ۵ تا ۱۰ درصد تغییر میتواند برای تار و سه تار مناسب شود ولی کاراکتر سنتور با این سازها بسیار متفاوت است.

شما می توانید یک نت را با ریز روی سه تار بنوازید و روی آن ویبراسیون و گلیساندویی مشابه سازهای کششی ایجاد کنید ولی در سنتور این عمل به خوبی امکان پذیر نیست. به همین دلیل تبدیل این قطعات مشکل تر است از تار و سه تار.

قطعه ای که برای ساز کششی است وقتی برای سنتور تنظیم میشود به کلی باید تغییر کند تا یک قطعه با ریز ممتد و بی روح نشود؛ پایه های مخصوص باید به کار گرفته شوند تا تنوع لازم بوجود بیاید و صدای ایجاد شده مشخص باشد که برای سنتور تنظیم شده. نه اینکه صداهایی بی ارتباط با سنتور که روی این ساز خوش صدا نیستند را بشنویم و یک باز نوازی کم رمق.

البته مشکلات نوازندگان مبتدی سنتور به این ختم نمیشود؛ یک هنرجوی سه تار از سال اولی که دست به ساز میبرد میداند که مثلا شور، ر داریم، دو داریم، سل داریم… ولی یک هنرجوی سنتور تا بخواهد این دستگاه ها و کوکها را بفهمد اقلا ۷ سال از عمر نوازندگی اش گذشته! کلا مسئله کوک در سنتور مشکل بزرگی است و اینکه ما بخواهیم مدام کوک عوض کنیم، هم برای استاد و هم شاگرد سخت است، بنابراین ساز را یک کوک میکنند، تا مدتها، هنرجو آن کوک را میزند…

حالا هنرجو میخواهد یک نت را خریداری کرده و بزند که میبیند سازش کوک نیست! حالا اگر من انتقال کوک را به هنرجو بیاموزم کار چند برابر مشکل میشود، چون هنرجو هیچ اطلاعاتی در زمینه گامها و کوکهای ساز ندارد. کتابی که شما منتشر کردید از آثار درویش خان، آیا یک ورژن ساده شده از این قطعات است یا اینکه مانند کتاب آقای طهماسبی یک حد استاندارد دارند؟ نه در آن حد ساده نشده اند و حداقلی را رعایت کردم ام…

در حدی است که نوازنده آنها را کنسرت بدهد؟
کنسرت هم سطوح مختلفی دارد، تا چه کسی کنسرت بدهد، برای یک کنسرت رسمی به عنوان تکنوازی سنتور تا ۱۰ ۲۰ درصد قطعات قابل اجراست ولی بقیه را میشود تکنیکی تر هم زد. میشود باز هم سخت ترش هم کرد. قطعاتی مانند پولکا، رنگ ماهور و چهارمضراب ماهور هم در واقع ذاته مشکل تر هستند.

چه برخوردی داشتید با قطعه چهارمضراب ماهور که بعضی آنرا متعلق به صبا میدانند؟
من آن را به عنوان اثری از درویش خان نوشتم و در واقع به اعتبار رای آقای طهماسبی این قطعه را ساخته درویش خان نوشتم البته جاهای دیگر هم که جستجو کردم در این زمینه سندی پیدا نکردم و از آقای پایور هم روایتهایی شنیده بودم که باعث شد بنویسم منصوب به درویش خان. بعد از اینکه کتاب و سی دی منتشر شد، نواری را شنیدم که کسی میگفت، پایه های این چهارمضراب از درویش خان است ولی بست و گسترش از صبا است!

حالا اینکه کجا از درویش خان است کجا متعلق به صبا است هنوز مشخص نیست؛ بعضی از موسیقیدانان اعتقاد دارند هوش درویش خان در این حد نبوده که چنین پیچیدگی هایی را تولید کند بعضی دیگر هم در مورد صبا همین را میگویند! به هر حال این کار وظیفه من نیست، وظیفه من این بود که این قطعه را برای سنتور بنویسم تا هنرجویان از آن بهره ببرند. حالا ساخته درویش خان باشد یا صبا هنرجو قطعه را باید بزند و اصل آن است.

ارسال دیدگاه

رایانامهٔ شما نمایش داده نخواهد شد.

جایگاه علم و هنر در روند جهانی شدن (VIII)

هشترودی در زمانی که هنوز جهان درگیر جنگ سرد بود و مسائل مربوط به جهانی شدن مطرح نشده بود این نکته مهم را عنوان کرد که هویت اصلی یک ملت و قدرت حضور آن در جهان، بیشتر تابعی از زایش هنری و فلسفی اوست تا صرفاً پیوستگی مجرد به علم و مباحث آن. در حقیقت او به درستی روی این نکته دست می گذارد که جریان جهانی شدن جریانی سطحی و مبتذل از فروریزی فرهنگ ها در درون حوزه یی از قدرت علمی – فنی نیست. هر فرهنگی با هویت خود که همان ظرفیت هنری و فلسفی خود است وارد این میدان می شود و حضورش نیز به اندازه همین ظرفیت صاحب ارزش می شود.

مکتب و مکتب داری (IV)

نمونه ای دیگر، کنسرت گروه اساتید (به کوشش فرامرز پایور) در مایه دشتی به سال ۱۳۵۸ همراه صدای محمدرضا شجریان است. در آلبوم «پیغام اهل راز» استاد فرامرز پایور، روایتی دیگر و برداشتی خاص از تصنیف «خون جوانان وطن» اثر عارف را ارائه داده و یکی از زیبا ترین اجراهای استاد اسماعیلی در همین آلبوم است. ارتباط شنونده این آثار باصدای ضرب (تنبک) استاد، ارتباطی ناخودآگاه است. مانند ارتباط شنونده ارکستر سمفونیک با صدای کنترباس ها و ویولونسل ها و دست چپ پیانو.

از روزهای گذشته…

چند سوال!

چند سوال!

شبکه ی آموزش در برنامه ای تحت عنوان دستان در تاریخ ۱ شهریور ۹۲ میزبان کیوان ساکت بود.* متاسفانه یا خوشبختانه فقط چند دقیقه ی پایانی برنامه را دیدم اما همین مقدار کافی بود تا سوال های بسیاری در ذهنم نقش بندد.
واکاوی نظری موسیقی امبینت (IV)

واکاوی نظری موسیقی امبینت (IV)

همچنین در همین دهه ۶۰ بود که استفاده از سازها و مودهای شرقی در آهنگسازی موسیقی های کلاسیک، جز و پاپ به میزان بی سابقه ای رایج شد. اشتوک هاوزن (۲۳) کاوش‌های کیج در موسیقی تجربی و پیشبرد ایده های او را با متریال جدید و استفاده از تجهیزات دیجیتال مورد بررسی قرار داد. او با ساخت موسیقی هایی در سبک سریالیسم علائق خود به کاربرد صداهای جدید – هرچند غیر معمول – را جدی گرفت و در یک گفت‌وگوی رادیویی با دویچه‌وله گفت: «آهنگسازان مجبورند آثار خود را با نوع سازها، طرز نواختن هر یک از آنها و توان نوازندگان تنظیم کنند. من اما می ‌خواهم موسیقی‌، ترجمان والاترین نداهای بشریت باشد و این تنها با صوت‌های الکترونیکی امکانپذیر است.»
افق‌های مبهم گفت‌وگو (II)

افق‌های مبهم گفت‌وگو (II)

در چنین وضعیتی پیشاپیش گفت‌وشنود برقرار است. پس پرسش اصلی این است که دریافت‌کننده چه چیزی می‌تواند به مؤلف بازگوید؟ ساده‌ترین پاسخ واکنش ذوق است. مؤلفان در کنش و واکنش دائمی با مخاطبانشان گفت‌وگویی را شکل می‌دهند. دراین‌حال گفت‌وگو حول پذیرش و اقبال شکل می‌گیرد و نماینده‌ای برای «سلیقه‌ی» عمومی می‌شود. و آنجا رابطه‌ی گوینده‌ی محض-شنونده‌ی محض به یک گوینده/شنونده با گوینده/شنونده‌ی دیگر تغییر می‌کند که مؤلف نیز به «گفت» دریافت‌کنندگانش گوش بسپارد (۴).
شیوه ای نوین در نوازندگی گیتار کلاسیک (III)

شیوه ای نوین در نوازندگی گیتار کلاسیک (III)

زمانی که مشغول به تنظیم قطعه «Playing Love» اثر «انیو موریکونه» (۱) بودم؛ متوجه کاستی های این تکنیک شدم. اگر ما آکوردی در پوزیسیون چهاردهم (XIV) گیتار می گرفتیم و برای کامل شدن هارمونی، نیاز به اجرای هارمونیک نتی، بر روی باره ی هفتم (VII) یا پنجم (V)گیتار پیدا می کردیم؛ امکان لمس سیم برای اجرای این نت هارمونیک وجود نداشت و البته «تکنیک Lip» هم برای گرفتن نت بود نه لمس و ایجاد صدای هارمونیک.
عشق‌بازی می‌کنم با ˝نام˝ او (II)

عشق‌بازی می‌کنم با ˝نام˝ او (II)

آیا عنوان “مثنوی در موسیقی دستگاهی” به معنای معرفی و سپس بسط این گوشه در موسیقی دستگاهی نیست؟ و اگر پاسخ سوال پیشین مثبت است، این اتفاق چگونه رخ داده؟
وضعیت موسیقی ایران قبل از ورود اعراب (XI)

وضعیت موسیقی ایران قبل از ورود اعراب (XI)

در دوران نا به سامانی زندگی می کرد و چون شیفته ی هنرهای زیبا بود رساله ی الشرفیه فی نسب التالیفیه را در پنج فصل به زبان عربی در باب هنرهای زیبا نوشت. کتاب الادوار را صفی الدین در سنین جوانی نوشت که در آن به شرح اصول پرده بندی عود، فواصل موسیقی، ؛آموزش خوانندگی… پرداخته است.
ریتم و ترادیسی (X)

ریتم و ترادیسی (X)

این موضوع در شکل ۱۴ نشان داده شده است، که شش هارمونیکِ اولِ یک نت C را فهرست می کند. نسبت تشکیل شده توسط هارمونیک های پیاپی و فواصل موسیقایی متناظر در ستون بعدی ظاهر شده است. اگر دوره ی تناوب مؤلفه ی اصلی یک واحد زمانی باشد، آنگاه زمان اشغال شده توسط هر یک از هارمونیک ها به صورت گرافیکی نشان داده شده است. سرانجام، نسبت ها بر حسبِ نت نویسی موسیقایی (ریتمی) بیان شده است.
روش سوزوکی (قسمت پنجاه و سوم)

روش سوزوکی (قسمت پنجاه و سوم)

یک جامعه خوب بر اساس آرزوهای افراد نمی تواند بنا شود، پس چه باید کرد؟ برای مثال، ما بیشتر نیازمند انسان هایی که استعداد و قابلیت همان ورزشکار پرتجربه فوتبال را دارد هستیم، انسان هایی با ایده ها و تاثیرگذاری‌های گوناگونِ عمیقِ فکری؛ اندیشه و اقدام انجام دادنِ آن از یکدیگر نمی‌توانند جدا باشند. افرادی که دارای قدرتِ تشخیص‌ِ خوب هستند هم انسان های توانایی هستند، زیرا برای اظهار عقیده کردن، اندیشیدن و تعمّق، عمیقاً بررسی کردن لازم است؛ هر چقدر کسی فوق العاده تر است، به همان میزان تواناتر است، برای فکر کردن خلّاق و طبیعی، انسان در خود فراگیری اش را قفل و مسدود می‌کند.
پهلوگرفته بر ساحل اقیانوس موسیقی ایران (II)

پهلوگرفته بر ساحل اقیانوس موسیقی ایران (II)

این ترومپت می‌تواند تمامی فواصل موسیقی ایرانی را بنوازد. و من قطعه اول را برای ترومپت‌نواز خارق‌العاده ارکستر سمفونیک پیتسبورگ آقای «نیل برنتسن» نوشتم و در سال ۲۰۱۴ نوشتنش را تمام کردم؛ در سال ۲۰۱۵ از طرف ارکستر بروارد در فستیوال شهر بروارد در ایالت کارولینای شمالی به رهبری «کیت لاکارد» اجرا شد و آقای نیل برنتسن تک‌نواز آن بود و همان موقع آن را ضبط کردیم و بعداً در یک سی‌دی به نام «آوای کهن» از طرف کمپانی «آلبانی» در آمریکا بیرون آمد. و وقتی «خانه هنر خرد» خواست این مجموعه را منتشر کند از کمپانی آلبانی اجازه گرفت که بتواند ضبط این سی‌دی را در این مجموعه قرار بدهد.
نگاهی به موسیقی در سال ۱۳۹۴ (I)

نگاهی به موسیقی در سال ۱۳۹۴ (I)

سال ۹۴ را میتوان یکی از پر حاشیه ترین سالهای موسیقی دانست حاشیه هایی با چاشنی موسیقی، از آلبومهای نسبتا بی کیفیت و پر سروصدای هنرمندان تا کنسرتها، جریانات خانه موسیقی، ممنوع الکاری هنرمندان، حضور چهره های سرشناس هنری در شبکه های ماهواره ای و به تبع آن برخوردهای سلبی متولیان با موضوع؛ حاشیه های فراوان جشنواره موسیقی فجر و استعفای داوران از این جشنواره، موضع کاملا بی تفاوت دولت به مسئله موسیقی و خلف وعده های رئیس دولت در زمینه مساعد سازی فضای هنر در کشور را میتوان از جمله حواشی و اتفاقات سال جاری دانست که پرداختن به هریک، حدیثی مفصل است.