بررسی برخی آراء و گفتارهای نورعلی برومند از منظر دیدگاه‌های اتنوموزیکولوژی (III)

نورعلی برومند، استیو بلام و برونو نتل
نورعلی برومند، استیو بلام و برونو نتل
۵) مجلس (اجرای خصوصی موسیقی) در برابر کنسرت (اجرای عمومی موسیقی): نتل (۱۳۸۴: ۲۴) ویژگی‏های مجلس را این طور شرح می‏ دهد: «برومند به من گفته بود که مجلس جایی است که موسیقی در اصیل‏ ترین شکل آن شنیده می‏ شود، اما خصوصی بودنْ ویژگی اصلی این محیط بود و حضور شخصی غریبه در این محیط به سختی تحمل می‏ شد».

به طور خلاصه می‏ توان گفت که در طرز تلقی اعضای این جریانِ سنت‏ گرا از موسیقی‏ شان، افراد خارجی، شاعران پیشرو، سنت‏های کلاسیک خاورمیانه، افراد ناآگاه از ردیف، زن و کنسرت نسبت به موسیقی کلاسیک ایرانی غریبه ‏اند.

بر اساس مطالبی که ذکر شد این امکان فراهم است تا در مورد سؤال انتهای قسمت قبل بحث شود. پاسخ این سوال در ماجرایی است که نتل (همان: ۱۳) از حضورش در جلسه امتحان دانشجویان موسیقی بازگو کرده ‏است. پس از اینکه گن ایچی تسوگه، دانشجوی ژاپنی، وارد کلاس امتحان می‏ شود و برای حاضران می‏ نوازد، برومند خطاب به نتل می‏ گوید: «او تکنیک خوبی دارد، اما هنوز ردیف را به خوبی نمی‏ داند». این نقل قول حاکی از آن است که در نظر برومند معیارِ شناخت و فهم موسیقی ایرانی مهارت در نوازندگی ساز ایرانی یا موارد دیگر نبود، بلکه معیارْ آگاهی کامل از ردیف و به تأیید خود برومند بود. نتل در ادامه‏ی نقلِ ماجرای فوق می‏ نویسد: «در ضمنِ مکالماتی که بعدها داشتیم احساس کردم که برومند از این‏ که یک دانشجوی خارجی […] علاقه‏مندترین و کوشاترین دانشجوی کلاس باشد قدری ناخرسند بود».

الگوی ذهنیِ «خودی ـ غریبه» منجر به بروز نوعی رفتار و مواجهه با افراد، پدیده‏ها و رویدادهای هنری می‏شد که می‌توان آن را، با وام گیری از نتل (نک. ۱۳۸۲: ۲۳) ولی بدون ارجاع به تحلیل او، «رویکرد محافظه کارانه» نامید. تأثیرات و ثمرۀ رویکرد مزبور در کاربرد و کارکردِ موسیقی کلاسیک ایران نمود پیدا کرده ‏‏است و در قسمت بعدی به آن پرداخته می ‏شود.

۴- بحث از دیدگاه کارکردگرایی
مفاهیم نظری و توضیحاتِ مطرح شده توسط آلن مریام (۱۳۸۳: ۱۳۰) و برونو نتل (۱۳۸۲: ۲۳) بیان کنندۀ رابطۀ نحوۀ نگرش به موسیقی و کاربردها و کارکردهای آن هستند که در طرح زیر مشاهده می شود:

همانطور که در قسمت قبل بحث شد، جملۀ برومند بازتابِ نگرش گروهِ اجتماعی‏ای است که یکی از قطب‏های جریان سنت‏‏گرای موسیقی ایران را تشکیل می‏دادند. گزارۀ مذکورْ تبلور الگوی ذهنی ‏است که منجر به بروز کاربردهای خاص موسیقی در جهت نیل به اهداف و مقاصد ویژه‏ای در تناسب با آن الگو می‏ شود.

در این رویکرد، مکان اصلی اجرای موسیقی مجلس است. محیطی خصوصی که گروهی از مردان که نسبت به هم «خودی» به شمار می‏ آیند، دور هم جمع می‏ شدند. در این مکان اجازۀ ضبط موسیقی به دلیل خراب شدنِ حال به کسی داده نمی‏شد. در نظر حاضران در مجلس این که چه کسی در مجلس حضور پیدا کند بسیار اهمیت داشت و بر «مناسبات معاشرتی» و «سبک موسیقی» تأثیرگذار بود (نتل ۱۳۸۴: ۲۴؛ ۱۳۹۳: ۲۰۸).

به عنوانِ نمونه از این محیط‏های موسیقایی می‏ توان از مجلس‏هایی که برومند در آن‏ها شرکت می ‏کرده، یا خانۀ محمد ایرانی مجرد که مرکز تجمع اهالی شعر و موسیقی روزگار خود بود و ورود به آن «کار بسیار سختی بود» (نیازمند ۱۳۷۸: ۱۶۸)، یا نمونۀ بسیار تأثیرگذار در موسیقی معاصر ایران، یعنی گردهمایی‏های هفتگی به حمایت نظام السلطان خواجه‏نوری که منبع الهام و الگوی اصلی برنامه گل‏ها شد (لوییزن ۱۳۸۸: ۱۱۴)، نام برد.

به جز اجرای خصوصی موسیقی، دلایل دیگری نیز در فراگیرنبودن کاربرد موسیقی کلاسیک ایران در اجتماع دخیل بود. از جمله این که موسیقی برای برومند و موسیقیدانانِ نظیر او به عنوان شغل و وسیلۀ امرار معاش نبود. در نتیجه، او به اجرای زنده‏ی موسیقی در پیشگاه عموم یا ضبط و نشر آثار نپرداخت (نتل ۱۳۸۸: ۲۷۸). نتل (همان: ۲۷۹) در مورد ضبط ردیف برومند می ‏نویسد: «[برومند] اصلاً دوست نداشت ردیفش را ضبط کنند چرا که ردیف گنجینه و دانش شخصی‏ اش بود. او نمی‏ خواست در این گنجینه با کسی شریک شود». در این رابطه، داریوش صفوت نیز در مورد ضبط ردیف به روایت برومند شرح می ‏دهد که اجراهای برومند بنا به نظرِ او در منزل یکی از دوستانش ضبط شد و حتی بعد از اتمام کار، آن‏ها نمی‏ خواستند نوارهای ضبط ردیف را به مرکز بدهند(مسیب‏زاده ۱۳۸۲: ۲۰۲-۲۰۳).

کاربرد موسیقی کلاسیک ایرانی در محیط‏هایی خصوصی و برای افرادی مشخص (نه عموم مردم) منتهی شد به مهجور و ناشناخته ماندنِ این نوع موسیقی در نزد عموم اجتماع؛ به طوری که این موسیقی اقلیت کوچکی از نوازندگان و شنوندگان را در بر می‏گرفت و نسبت به انواع موسیقی دیگر، قلمروی نفوذ آن در اجتماع کمتر بود (نتل ۱۳۸۱الف: ۱۳). بنابر آنچه گذشت مشخص شد که موسیقی، در بینش سنت‏گرایانی که برومند نماینده‏ شان بود، تعلّق به عموم نداشته و دارای بُعد اجتماعی نبود.

ارسال دیدگاه

رایانامهٔ شما نمایش داده نخواهد شد.

اعجاز پاگانینی (II)

این باورکردنی‌ترین اتّهامی بود که می‌توانستند به او بزنند، زیرا تا آن زمان هیچ «انسان»ی آنگونه ویولن ننواخته بود! چنین شایعه‌ای در آن عصر کم از ترور فیزیکی نداشت و نیکولو را مجبور به ترک سرزمین مادری و مهاجرت به وین می‌کند. در آنجا با شوبرت آشنا می‌شود و مورد حمایت او قرار می‌گیرد و پس از چندی آوازه‌اش ابتدا پاریس و لندن و پس از چندی تقریباً تمامی شهرهای مهم اروپا را تسخیر می‌کند.

سهیلی: تهیه کننده باید به کارشناس مراجعه کند

نوشته که پیش رو دارید گفتگویی است با محسن سهیلی، تهیه‌کننده موسیقی و سرمایه گذار کنسرت «بگو کجایی» که قرار است ۹ شهریور ماه سال جاری در برج میلاد به روی صحنه برود؛ این گفتگو در برنامه نیستان در شبکه فرهنگ انجام شده است.

از روزهای گذشته…

پاواروتی: تو با وجود او به من احتیاجی نداری

پاواروتی: تو با وجود او به من احتیاجی نداری

اولین فرصت کاری بوچلی در سال ۱۹۹۲ پیش آمد. زوکرو فورناکیاری به دنبال خواننده تنوری بود تا بتواند یک نمونه کار از اثر مشترکش با باب بونو از گروه “U2 Miserere” را تهیه کند و با این نمونه، پاواروتی را راضی به همکاری نماید.
طلوع مشکاتیان

طلوع مشکاتیان

مرکز حفظ و اشاعه موسیقی، از اواخر دهه پنجاه با هدف آموزش، احیا و رواج سنتهای موسیقی ایرانی بوسیله نورعلی خان برومند و داریوش صفوت، تاسیس و سپس با دعوت از اساتید بزرگ آن زمان تکمیل شد. نقش این مرکز، در پیشرفت موسیقی ملی، غیر قابل انکار است بطوریکه بسیاری از اساتید شاخص حال حاضر، پرورش یافته همین مرکز بودند.
هنر و انقباض ایدوئولوژیک (III)

هنر و انقباض ایدوئولوژیک (III)

می دانید هرگاه منبعی به وسیله تبدیل شود، به سرعت دچار استهلاک و افت کیفیّت شده و در فرجام خود ناچار می شود آخرین دقائق نزدیکی به مرگ خود را شماره کند. پس نتیجه می گیریم بازتاب های تمرکز دو قدرت سیاسی و اقتصادی در یک نهاد اجتماعی به نام دولت، انقباض بیش از حدِّ فضاهای آزاد اجتماعی را به همراه دارد و منابع زایای اجتماعی را به وسایل مصرفی لازم برای تمرکز بیش از حدِّ قدرت سیاسی تبدیل می کند.
جامعه، موسیقی، در منشور رادیو (I)

جامعه، موسیقی، در منشور رادیو (I)

موسیقی امری اجتماعی است، بیش از اغلب هنرها، شاید چون بخش مهمی از کنشی که به عینیت یافتنش منجر می شود پیش چشم و گوش مردم روی می دهد یا شاید چون بیش از هر هنری می تواند در رگ و پی زندگی آدمی برود، با آن آمیخته شود و همه جایش حاضر باشد. به همین نسبت لااقل در میان نویسندگان فارسی زبان موسیقی، تمایلی وجود دارد برای نپرداختن به این وجه که لابد از فرط بدیه ی بودن بسیاری اوقات بحث درباره ی آن را از یاد می برند یا به تلویح برگزار می کنند.
جاش گروبن (I)

جاش گروبن (I)

جاشوآ وینسلو (Joshua Winslow) ملقب به جاش گروبن (Josh Groban) متولد ۲۷ فوریه ۱۹۸۱، خواننده و ترانه سرای آمریکایی است. حرفه او بیشتر روی اجرای کنسرت و ضبط آثارش متمرکز است، اگرچه وی همواره علاقه به پی گیری موسیقی در تئاتر را داشته. در جولای ۲۰۰۹ وی توانست ۱۹,۱۷۴,۰۰۰ آلبوم خود را در ایالات آمریکا به فروش رساند! او جایزه گرمی (Grammy) را برای آهنگ “باور کن” (Believe) دریافت کرد و در سال ۲۰۰۵ نامزد جایزه آکادمی بود.
دکا (I)

دکا (I)

ضبط دکا (Decca Records) شرکت ضبط انگلیسی ای است که برچسب آن در سال ۱۹۲۹ توسط ادوارد لوئیز (Edward Lewis) ثبت شد. برچسب آمریکایی آن در اواخر سال ۱۹۳۴ تولید شد که ارتباط شرکت آمریکایی دکا با شرکت انگلیسی آن برای چندین دهه از بین رفت. ویژگی برجسته این کمپانی، توسعه متودها در کمپانی انگلیسی و توسعه در عرضه آلبومهای اورجینال در آمریکا است که هر دوی این شرکتها بالهای مهم حرکتی شرکت بزرگ ضبط گروه جهانی موسیقی (Universal Music Group) می باشند که ویوندی (Vivendi) دارنده مرکز بزرگ رسانه ها در فرانسه، مالک آن است.
از مجله موسیقی تا ماهنامه رودکی (II)

از مجله موسیقی تا ماهنامه رودکی (II)

با شدت گرفتن جنگ دوّم جهانی و اشغال ایران از سوی نیروهای متفقین (۱۳۲۰)، همهء فعالیت‌های فرهنگی و هنری متوقف شد و مجلهء موسیقی نیز به پایان دورهء نخست زندگی خود رسید. دورهء دوّم آن نیز دولت مستعجل بود. در چند شماره‌ای که در این دوره انتشار یافت-و متأسفانه به هنگام این بررسی فشرده در دسترس نبود-موسیقی‌ سهم درخور خود را در آن پیدا کرد و نیز مقالاتی در آن آمد در بررسی ارزش‌های‌ جوهری موسیقی ملی. همین‌هاست که دورهء دوم را از دورهء نخست متمایز می‌سازد.
گزارشی از جلسه نقد «پیمان عشق» و پخش مستند «هزارداستان امیرجاهد» (III)

گزارشی از جلسه نقد «پیمان عشق» و پخش مستند «هزارداستان امیرجاهد» (III)

پس از کامیار صلواتی، سعید یعقوبیان به عنوان سومین منتقد با اشاره به اهمیت جایگاه امیرجاهد به عنوان سومین تصنیف ساز بزرگ ایران بعد از شیدا و عارف گفت: «با اینکه می توان دلایلی را برای برجسته‌تر بودن جایگاه شیدا و عارف نسبت به امیرجاهد برشمرد اما با این حال در مورد امیرجاهد شاید یک درصد ارزشی که آثارش دارد هنوز مورد توجه و استفاده قرار نگرفته است، برای همین آلبوم پیمان عشق از این نظر بسیار با اهمیت است که بالاخره کسی پیدا شده که دست گذاشته روی تصانیف امیرجاهدی که آنطور که باید شناخته شده نیست و روی کارهایش کار چندان جدی صورت نگرفته است. در این مجموعه غیر از بازسازی، تالیف هم صورت گرفته است و از این نگاه با اینکه بنیان بر اساس تصانیف امیرجاهد است ولی تألیف هم به عقیده من صورت گرفته است.
گفتگو با تیبو (V)

گفتگو با تیبو (V)

برادر زن ایزایی و تعدادی از دوستانش من را از نامور تا استند همراهی کردند تا در کنسرتم شرکت کنند. برای تمرین از ساز گوارنری استفاده کردم. وقتی تمرین تمام شد همه به من می گفتند «چه بر سر ویولونت آمده؟ اصلا صدایش در نمی آمد.» در واقع این ویولون همان ویولونی بود که ایزایی همیشه از آن استفاده می کرد. در نتیجه من هم در کنسرت با ویولن استراد به اجرا پرداختم و آن طور که همه تأیید کردند صدای آن در کل سالن طنین انداخته بود.
اِدیت پیاف، گنجشککِ آواز فرانسه (IX)

اِدیت پیاف، گنجشککِ آواز فرانسه (IX)

یازده اکتبر سال ۲۰۰۳، به مناسبت چهلمین سالگرد درگذشت ادیت پیاف، شهردار پاریس، برتران دُلَنوئه (Bertrand Delanoë)، از مجسمه ی پیاف که به صورت ویژه طراحی و در میدان ادیت پیاف، واقع در چند متری بیمارستان تنون (Tenon) محل تولد ادیت، نصب شده بود، رونمایی کرد. این مجسمه توسط لیسبِت دِلیل (Lisbeth Delisle) مجسمه سازِ فرانسوی ساخته شده است.