بررسی برخی آراء و گفتارهای نورعلی برومند از منظر دیدگاه‌های اتنوموزیکولوژی (IV)

نورعلی برومند، استیو بلام و برونو نتل
نورعلی برومند، استیو بلام و برونو نتل
به نظر می‏ رسد دلایل استفاده از موسیقی توسط گروه اجتماعی یادشده و هدف آن‏ها از کاربرد موسیقی شامل این موارد بود: از یکسو، کارکردهای ی همچون تقویت و همبستگی گروه ی (و نه اجتماعی)، اعتبارده ی به گروه «خودی»‏ها، بازتاب دهندۀ الگوها یا ارزش‏های گروه و طبقۀ خودشان، نماد هویت افرادِ گروه و جایگاه آن‏ها نسبت به هم، تقویت کنندۀ خصوصیات و جهت گیری‏های غالب گروه؛ و از سوی ی دیگر وسیله ‏ای نه‏ چندان ضروری برای همراه ی رویدادهای اجتماعی و نداشتن نقشی اساسی در زندگی انسان‏های جامعه (نتل ۱۳۸۲: ۳۵-۳۹ و نک. مریام ۱۳۸۱).

در مقابل رویکردی که به فهمِ موسیقی‏اش توسط «غریبه»‏ انتقاد دارد، باید به نگرشِ جریانی در موسیقی معاصر ایران اشاره کرد که موسیقی غرب و فهمِ آن را جهانشمول می‏دانست. افراد تابع این جریان در راستای این نگرش مجلۀ موسیقی انتشار می‏دهند یا مکانی برای اجرای موسیقی برای عموم، موسوم به کانون پرورش افکار را به منظور افزایش نفوذ موسیقی غرب تأسیس می‏ کنند.

مصطفی‏ کمال پورتراب در موردِ مؤسسۀ مذکور می‏ گوید: «[…] من اولین‏ بار موسیقی غربی را در همین کنسرت‏های پرورش افکار شنیدم. […] این پرورش افکار باعث می‏ شد که مردم با موسیقی غربی آشنا بشوند. […] این برنامه‏ ها باعث شد تعدادی از مردم با موسیقیِ غرب خو بگیرند» (پورتراب ۱۳۹۲: ۱۳۷). در نتیجه میان طرز تلقّیِ اهالی موسیقی نسبت به موسیقی‏ شان و میزان حضور موسیقی در دیگر عرصه‏ های فرهنگی، نفوذ اجتماعی موسیقی و نقش آن در ذهن و زندگی مردم رابطه ‏ای مستقیم برقرار است.

۵- طبیعی یا فرهنگی بودن موسیقی
مکالمۀ برومند با نتل حاویِ مفهومی است که نمایانگرِ طبیعی انگاشتنِ ادراک موسیقی از دید برومند است. بنا به عقیده ‏ی او مانعِ اصلی در فهم موسیقی ایرانی توسط نتل عدمِ درک آن «به ‏طور غریزی» است و این عاملِ بازدارنده «هرگز» از میان نمی‏ رود و حتی با تلاش نیز بر سر جای خود باقی ‏است. همان‏طور که در قسمت‏های قبل از فرهنگ موسیقی بلغاری ذکر شد، وجود سنت در خونِ فرد لازمۀ شناخت واقعی سنت به حساب می‏آید. بنا به این دیدگاه عواملِ ژنتیکی در فهم و شناخت موسیقی دخیل هستند. نقش این نگرش در ایجاد ساختارهای دوگانۀ خارجی ـ داخلی، و مرد ـ زن در ذهنیاتِ موسیقیدانانِ مورد بررسی این نوشتار قابل پیگیری است.

از سوی دیگر، مراجعه به اظهاراتِ دیگر برومند نشان می‏دهد که دیدگاه او تماماً در راستای طبیعی انگاشتنِ فهمِ موسیقی ایرانی نیست. برای مثال، برومند به نتل توصیه می ‏کند برای درک موسیقی ایرانی توجه به آواز بلبل و تا حدی شناخت تصوّف نیز لازم است (نتل ۱۳۸۴: ۱۵). البته این‏ها دو نمونه بودند که در گزارش‏ های تاریخی مکتوب شده ‏اند و موارد دیگری نیز علاوه بر آن‏ها در تفکرات جاری بوده ‏اند، زیرا نتل (همان: ۱۶) در توصیف سمینارهای برومند در آمریکا می‏ نویسد: «[…] برومند به گونه‏ای فراموش نشدنی ارتباطی میان موسیقی و فرهنگ ایرانی، ارزش‏های موسیقای ی و اجتماعی، و میان ایده‏آل‏های موسیقای ی و فرهنگی برقرار می ‏کرد».

نتیجتاً شاید بتوان این‏طور استنباط کرد که فهم و شناخت موسیقی در نگرش برومند به هردو انگاشت طبیعی و فرهنگی صورت می‏ پذیرد. اما به منظور آگاه کامل از موسیقی ایرانی، که به زعم برومند شناخت ردیف است، عاملِ ژنتیکی و نژادی و مسألۀ فهمِ غریزیِ موسیقی بسیار مهم و اساسی می‏ شود.

مراجع
پورتراب، مصطفی‏ کمال
۱۳۹۲ «‏یک زندگی، یک تاریخ: پای صحبت استاد مصطفی کمال پورتراب»، گفتگوکننده: ساسان فاطمی، فصلنامه ‏ی موسیقی ماهور، پاییز، شماره ‏ی ۶۱: ۱۲۹-۱۶۶٫

رایس، تیموتی
۱۳۸۸ «به سوی میانجی‏گری بین روش‏ های میدانی و تجربه‏ ی میدانی در قوم‏ موسیقی‏ شناسی»، فصلنامه ‏ی موسیقی ماهور، ترجمه ‏ی ناتالی چوبینه، پاییز، شماره ‏ی ۴۵: ۱۶۷-۱۸۹٫

فاطمی، ساسان
بی تا مجموعه درس گفتارها درباره ‏ی نظریه‏ های اتنوموزیکولوژی.

کیانی، مجید
۱۳۹۲ «وضعیت نقد موسیقی دستگاه ی‏ ـ ردیف»، فصلنامه ‏ی موسیقی ماهور، پاییز، شماره ‏ی ۶۱: ۱۷۹-۱۸۷٫

لوی یزن، جین
۱۳۸۸ «‏گل‏های آواز و موسیقی ایرانی: داود پیرنیا و آغاز برنامه ‏های گل‏ها»، ترجمه ‏ی محمدرضا پورجعفری، فصلنامه ‏ی موسیقی ماهور، تابستان، شماره ‏ی ۴۴: ۱۰۹-۱۲۵٫

مریام، آلن
۱۳۸۳ «کاربردها و کارکردها»، ترجمه ‏ی ناتالی چوبینه، فصلنامه‏ ی موسیقی ماهور، بهار، شماره ‏ی ۲۳: ۱۲۹-۱۴۹٫

مسیب‏زاده، عین‏الله
۱۳۸۲ «زمینه‏های شکل‏گیری مرکز حفظ و اشاعه‏ ی موسیقی ایرانی: گفتگو با داریوش صفوت»، فصلنامه ‏ی موسیقی ماهور، پاییز، شماره‏ ی ۲۱: ۱۹۵-۲۰۸٫

نتل، برونو
۱۳۸۱الف«موسیقی کلاسیک ایرانی در تهران: فرآیندهای دگرگونی»، ترجمه‏ ی حمیدرضا ستّار، فصلنامه ‏ی موسیقی ماهور، تابستان، شماره‏ ی ۱۶: ۹-۴۹٫

۱۳۸۱ب «تو هرگز این موسیقی را نخواه ی فهمید»، ترجمه ‏ی هومان اسعدی، فصلنامه ‏ی موسیقی ماهور، زمستان، شماره‏ ی ۱۸: ۱۵۳-۱۶۶٫

۱۳۸۲ «نقش موسیقی در فرهنگ: ایران، ملتی تازه توسعه‏ یافته»، ترجمه‏ ی ناتالی چوبینه، فصلنامه‏ ی موسیقی ماهور، پاییز، شماره‏ ی ۲۱: ۹-۴۰٫

۱۳۸۴ «گردآورنده ‏ی چهارگاه»، ترجمه ‏ی پیام روشن، فصلنامه‏ ی موسیقی ماهور، بهار، شماره ‏ی ۲۷: ۹-۳۶٫

۱۳۸۸ ردیف موسیقی دستگاه ی ایران، ترجمه ‏ی علی شادکام، تهران: سوره مهر.

۱۳۹۳ «قوم‏موسیقی‏ شناسان»، ترجمه‏ ی سعید کردمافی، فصلنامه‏ ی موسیقی ماهور، تابستان، شماره‏ ی ۶۴: ۲۰۷-۲۱۰٫

نیازمند، رضا
۱۳۷۸ «یادی از حاج‏ آقا محمد»، فصلنامه ‏ی موسیقی ماهور، بهار، شماره ‏ی ۳: ۱۶۹-۱۷۹٫

ویتسلبن، ج.لارنس
۱۳۹۱ «موسیقی ‏شناسی از دید کدام قوم؟ قوم‏ موسیقی‏شناسی غربی و پژوهش در موسیقی ‏های آسیای ی»، ترجمه‏ ی ناتالی چوبینه، فصلنامه‏ ی موسیقی ماهور، پاییز، شماره ‏ی ۵۷: ۱۵۱-۱۷۸٫

ارسال دیدگاه

رایانامهٔ شما نمایش داده نخواهد شد.

«توانایی یا دانایی»

از روزگار سرودن مولانا تا امروز این مصرع از دفتر چهارم مثنوی گزین‌گویه‌ای مشهور شده است. آن را همراه ضرب‌المثل دیگر، «کنار گود نشسته می‌گوید لنگش کن»، برای رد نقد به کار می‌برند (گرچه تنها کاربردشان این نیست). با آوردن این مصرع تلویحا از منتقد می‌خواهند تنها به شرطی نقد کند که بتواند کاری بهتر یا همسنگ اثری که نقدش می‌کند، انجام دهد (و اینجا هم مقصود از «نقد» اغلب داوری منفی است). در حقیقت گوینده‌ی این جمله می‌خواهد «مرجعیت» نقد و منتقد را برای خرده‌گرفتن بر این یا آن اثر زیر سوال ببرد.

اجرا و تحلیل سه اثر پیانویی در دانشگاه هنرهای زیبا

روز یکشنبه ساعت ۱۲ روز سی ام اردیبهشت ماه سال جاری دانشکده موسیقی پردیس هنرهای زیبا دانشگاه تهران میزبان آروین صداقت کیش و سینا صدقی از نویسندگان و منتقدین موسیقی اکادمیک در ایران است. در این برنامه کارن سلاجقه، مطهر حسینی و افشین مطلق فرد به ترتیب آثار پیانوییِ شروین عباسی، فرنود حقانی پور و نیما عطرکار روشن را خواهند نواخت. شایان ذکر است این برنامه با محوریت موسیقی معاصر از نگاه تکنیک آهنگسازی و ساختارهای زیبایی شناسانه معاصر به تحلیل آثار فوق خواهند پرداخت.

از روزهای گذشته…

زیبایی‌شناسی ناعادلانه‌ی مردم نروژ بر دوشِ ادوارد گریگ (III)

زیبایی‌شناسی ناعادلانه‌ی مردم نروژ بر دوشِ ادوارد گریگ (III)

موسیقی گریگ خیلی زود پس از مرگش، دیگر به ذائقه‌ی شنوندگان خوش نیامد، ولی تأثیر او به‌خصوص بر آهنگسازان فرانسوی اوایل سده‌ی بیستم آشکار است. راول می‌گفت که از بین آهنگسازان، به غیر از دبوسی، «هیچ آهنگسازی نبود که با او این‌گونه احساس نزدیکی کنم.»
گفتگوی هارمونیک سه ساله شد

گفتگوی هارمونیک سه ساله شد

با همیاری شما دوستان، “گفتگوی هارمونیک” به سومین سال از فعالیت خود رسید. در این سال قصد داریم به فعالیت های بیشتر و جدی تری در محیط غیر مجازی بپردازیم و با همیاری دیگر دوستان محیط وب، برنامه هایی را برای معرفی بهتر هنر موسیقی و بحث های پیرامون آن به مردم، اجرا کنیم.
کنسرت برای دو پیانو

کنسرت برای دو پیانو

۸ مهر ماه کنسرت دیگری از گروه دوئت دو پیانو در تالار وحدت به روی صحنه خواهد رفت. بهاره کمائی و صفا شهیدی که تاکنون آثار برجسته دو پیانویی همچون سونات برای دو پیانو (موتزارت)، واریاسیون های پاگانینی (لوتوسلاوسکی)، سوئیت فندق شکن (چایکوفسکی)، سوئیت کارمن (بیزه)، سوئیت شماره ۱ دو پیانو (آرنسکی)، راپسودی ارمنی (باباجانیان) و … را نواخته اند، در این برنامه، بار دیگر آثار متنوعی از آهنگسازان غربی و ایرانی همچون ولفگانگ آمادئوس موتزارت (اتریش)، امانوئل شابریه (فرانسه)، فردریک شوپن (لهستان)، مانوئل دفایا و مانوئل این فانته (اسپانیا)، سرگئی راخمانینف (روسیه)، حشمت سنجری و صفا شهیدی (ایران) را به اجرا خواهند گذاشت.
آلبوم عکس به همراه موسیقی از مراسم تجلیل استاد دهلوی

آلبوم عکس به همراه موسیقی از مراسم تجلیل استاد دهلوی

مراسم بزرگداشت استاد دهلوی در تاریخ ۲۵ مرداد ۱۳۸۳ در خانه هنرمندان در تهران برگزار شد. در این مراسم هنرمندان و اساتید موسیقی ایران از جمله سرکار خانم قاجار، سوسن دهلوی (اصلانی)، وزیری تبار و آقایان هوشنگ ظریف، منوچهر صهبایی، محمد سریر، امین الله شهمیری، داوود گنجه ای، رشیدی، پور حسینی و … شرکت داشتند.
همگون و ناهمگون (IV)

همگون و ناهمگون (IV)

تفاوت شیوه نقش‌خوانی نقش‌خوانان نسبت به نسل قبل تنها در لحن و بیان حسی است و در سایر زمینه‌ها نقش‌خوانی بدون هیچ کم و کاست و هیچ دخل و تصرف، عیناً مانند نسلهای قبل خوانده و گفته می‌شود. بخشهای غنایی نقش‌خوانی که بسیار محدود، گه‌گاه و اتفاقی است، به حافظه موسیقایی، دانش آوازخوانی، سونوریته، توانایی حنجره و مهارت خواندن بستگی دارد که کاملاً سلیقه‌ای و شهودی است و گاه چندان ادامه می‌یابد و به درازا می‌کشد که به خارج از موضوع نقش‌خوانی می‌کشد. این بخش از موسیقی قالیباف‌خانه‌ای به دلیل عدم تکرار و حسی بودنِ بیش از حد در حافظه‌ها باقی نمی‌ماند و غیرقابل انتقال است.
پاسخ دوم به نقد حافظ ناظری و شهرام ناظری

پاسخ دوم به نقد حافظ ناظری و شهرام ناظری

ماهها از آخرین پاسخ آقای امین موسوی به جوابیه میگذرد و در این مدت اتفاقات مختلفی باعث شد، انتشار این مطلب به تاخیر بی افتد، از چیستی این اتفاقات اکثرا بی اطلاع نیستیم ولی قسمتی هم از این تاخیر به خاطر جمع آوری فایل های لازم برای این مطلب بود، نوشته های مطلب حاضر تقریبا یک هفته پس از جوابیه حاضر شده بود… امیدوارم این سؤال و جوابها بتواند نقشی هرچند کوچک در اعتلای فرهنگ موسیقی ایران زمین داشته باشد.
موریس راول، اسطوره امپرسیونیست (II)

موریس راول، اسطوره امپرسیونیست (II)

اگرچه راول در تحصیلات آکادمیک خود آنچنان موفق نبود و به “بی توجه در تحصیل” معروف بود با اینحال همه می دانستند او بسیار با استعداد و توانا است. در سال ۱۸۹۳ راول چندین آهنگ ساخت و توسط پدرش به پیانیست اریک ساتی معرفی شد؛ شخصی که شخصیت متمایزش و موسیقی غیر ارتدوکسی اش بسیار با نفوذ بود. راول در سن بیست سالگی خود مستقل، با فهم و کمالات، کمی گوشه گیر و کمی شوخ طبع بود.
صداسازی در آواز (IV)

صداسازی در آواز (IV)

در الگوی حاضر وظیفه اصلی در بازدم بر عهده عضلات سطح پشتی مکعب شکمی (فیله کمر) می باشد. به صورت فرضی اگر این عضلات را به یک ورزشکار پاورلیفتیگ تشبیه کنیم که بر روی عضلات کف لگن ایستاده، هنگام بازدم زمانی است که ورزشکار درحال هل دادن وزنه یا همان دیافراگم به سمت بالا می باشد که این فشار علاوه بر ناحیه دیافراگم در روی عضلات کف لگن، یعنی دقیقا جایی که پای این ورزشکار قرار گرفته نیز احساس می گردد.
اصول نوازندگی ویولن (III)

اصول نوازندگی ویولن (III)

توجه به چگونگی نگهداری شست چپ در حالت صحیح و نکاتی که مربوط به این انگشت و ناحیه ی متصل به آن در کف دست چپ است، همواره باید مورد توجه نوازندگان ویولون باشد.
سلطانی: ما در فضای چند زبانی و پلی فونیک قرار داریم

سلطانی: ما در فضای چند زبانی و پلی فونیک قرار داریم

تحریر در موسیقی آوازی تبدیل به یک فرهنگ و یک شاکله شده، در واقع ساختار موسیقی آوازی را در کنار عناصر دیگری تعریف می کند، معانی بسیار زیادی در پی خود دارد و تعاریف و شیوه ها و علم خاص خود را دارد. با این وصف، تحریر را به دِلِی دِلِی یا با عرض معذرت عرعر عنوان کردن نشان از عدم آگاهی و عجولانه صحبت کردن ایشان دارد. از شاملو با آن دانش و خلاقیت و هوش سرشار در مورد قضاوت شان انتظار دیگری می رفت.