نگاهی به وضعیت خواننده و خواننده سالاری در موسیقی معاصر ایران (II)

از زاویه دیگر این سئوال مطرح میشود که چه تفاوتی از لحاظ زحمت و ممارست بین یک خواننده و بطور مثال یک نوازندۀ تنبک وجود دارد که به واسطۀ آن حقوق و جایگاه هنری و اجتماعی این هنرمندان باید اینگونه متفاوت باشد؟ پس می توان دید این مساله تبدیل به نوعی سوء استفاده از تصور غلط اجتماع در قبال موسیقی آوازی شده و جماعت خواننده بطور عمد در تلاشند تا این وضعیت را حفظ نموده و تا می توانند بر نوازنده و آهنگساز و تنظیم کننده و تهیه کننده اجحاف کنند.

متاسفانه این روند در ۳۰ سال اخیر مشهود تر شده و ما هر چه بیشتر شاهد این نابرابریها هستیم.

در صورتی که در زمان موسیقی گلها این مساله نمود عینی کمتری داشت.

بسیاری از خوانندگان آن زمان به دور از این حواشی به کار آواز خود مشغول بودند و هرگز به خود اجازۀ چنین طرز فکری را نمی دادند و یا می توان گفت که حقوق هنری هنرمندان از سوی رادیو و یا تلویزیون و سایر مراکز دست اندکار هنری و یا هر نهاد دیگری تعریف شده و مشخص شده بود.

هنرمندانی چون غلامحسین بنان، ادیب خوانساری، محمودی خوانساری، زند وکیل، قوامی، تاج اصفهانی، عبدالوهاب شهیدی و … برای همین هم شاهد همکاری هنرمندانی بزرگ در طول سالها درکنار یکدیگر بودیم و در کنار این خوانندگان، بزرگانی چون جلیل شهناز، حسن کسایی، محمد موسوی، فرهنگ شریف، لطف الله مجد، اصغر بهاری، پرویز یاحقی، حبیب الله بدیعی، اسد الله ملک، علی تجویدی، همایون خرم و … حضور داشتند.

ولی در حال حاضر کدامیک از هنرمندان یاد شده ای که در قید حیات هستند، حاضرند با یکی از خوانندگان صاحب نام امروزی کاری مشترک داشته باشند؟ بنابراین بهتر نیست جماعت خواننده کمی تصورات و توهمات را کنار گذاشته و خود را عضوی از گروهها و تشکلات موسیقی و همراه با آنها بدانند؟

ولی همانطور که شاهد هستیم، جماعت خوانندۀ معاصر تبدیل به تافته های جدا بافته ای شده است که خود را از همۀ قید و بند های هنری و اجتماعی جدا می داند و در این تصورهستند که آنها در عرش اعلا هستند و عوامل دست اند کارشان که همچون بردگانی باید در خدمت شهرت طلبی حضرات باشند و آن هم در حضیض ذلت.

نکتۀ جالبتر اینجاست که امروز شاهد خوانندگان جوانی هستیم که فقط با ضبط ۱-۲ آلبوم و به لطف تمهیدات و امکانات استودیو های مجهز امروزی، چنان خود را گم کرده اند که خدا را هم بنده نیستند و با مبالغ و قرارداد های هنگفت مشغول به اصطلاح فعالیت هنری هستند. خوانندگانی که هنوز در اصول اولیۀ آواز خوانی مانند ردیف یا تحریر و سایر تکنیک های آوازی مشکل دارند

وضعیت در موسیقی پاپ از این هم وخیم تر است. البته شاید این مسائل در مورد موسیقی پاپ و مخاطبین و حواشی همیشگی آن قابل قبول باشد ولی آیا اینگونه مسائل برای موسیقی هایی که از دید کارشناسان هنری تلقی می شود، جایز است؟

ازسوی دیگر بسیاری از تهیه کنندگان و دلالان هنری، به جماعت خواننده به شکل یک کالای تبلیغاتی نگاه می کنند و برای تهیۀ یک مجموعۀ صوتی شرایط تعیین می کنند؛ آلبوم از ۸ ترانه کمتر نباشد! قطعات عامه پسند باشد! قطعات آرام حذف شود! چون ممکن است آلبوم کمتر بفروشد و …

در این بازار تبلیغاتی حتی شاهد خوانندگانی هستیم که در طول یک روز ۷- ۸ ترانه را بدون تمرین و با ویرایش های متوالی ضبط می کنند و به خورد جماعت ناآگاه می دهند، غافل از اینکه این آثار بی هویت، بخشی از زندگی هنری این افراد محسوب می شود و این آثار سطحی تا مدت ها در اذهان عمومی باقی می ماند.

9 دیدگاه

  • ارسال شده در دی ۲۷, ۱۳۸۷ در ۱:۵۰ ق.ظ

    این مسیله در موسیقی پاپ هم وجود داره البته کم کم داره این مسیله حل می شه چون اگر توجه کنید اکثر خوانندگانی که در سالهای اخیر به شهرت رسیدند خودشون اهنگساز یا ترانه سراو…. هم هستند دلیلشم این هست که ترجیح می دند خودشون
    از زحماتشون استفاده ببرند تا اینکه دو دستی تقدیم یه خواننده بککندش حتی اگر از کامپیوتر برای دستکاری صداشون استفاده بکنند در موسیقی سنتی هم راه حل همینه البته این فرهنگ که خواننده بخواد با تحریر های انچنانی صداشو به رخ شنونده
    بکشه هم باید برچیده بشه به نظر من چیزی که باعث افتخاره ؛ملودی ترانه،ارکستراسیون زیباست نه اینکه یه
    خواننده دو ساعت تحریر پشت سر هم اجرا کنه بعد هم یه عده به به و چه چه کنند بگند عجب صدایی همینه که اخرش می شه خواننده سالاری همین الان اگه تحریر رو از موسیقی سنتی حذف بکنی کلی از خوننده ها باید برن سراغ یه کار دیگه به قول حمید متبسم موسیقی باید انسان رو متاثر بکنه نه متحیر با احترام به تمام اهالی موسیقی سنتی به نظر من اکثر خوانندگان موسیقی سنتی متحیر کننده هستند تا تاثیر گذار
    یه دلیل اینکه جوونا کمتر موسیقی سنتی گوش می کنند همینه چون جوونا نه می دونند ردیف چیه نه براشون مهمه که صدای یه خواننده دو دانگه یا شش دانگ بلکه فقط دنبال احساس قشنگند یه نمونه از صدای تاثیر گذار صدای استاد بنان هست که به جای اینکه دنبال این باشه که صداشو به رخ بکشه دنبال یک اجرای زیبا و تاثیر گذار هست در هر حال به نظر من حتی یک صدای کاملا معمولی می تونه اجرایی تاثیر گذار داشته باشه که این اجرا کننده می تونه خود اهنگساز یایکی دیگه از عوامل اصلی اهنگ باشه وسایه خواننده هایی با صدای شش دانگ از سر موسیقی برداشته بشه
    باارزوی موفقیت برای اهالی موسیقی

  • ساعی مغیثی
    ارسال شده در دی ۲۷, ۱۳۸۷ در ۱۲:۲۱ ب.ظ

    باید بگویم که حق تا حدود زیادی با شماست.وقتی خواننده های موسیقی پاپ م گویند که اگر کسی عاشق خواندن باشد، می تواند بدون دانش موسیقی بسیار عالی بخواند، آن موقع معلوم است که باید شاهد چنین وضعی باشیم.مردم ما قبل از اینکه به موسیقی سنتی و دستگاهی ما گوش کنند به شعر آن توجه می کنند یا شاید به حالت افیونی آن.به نظر من باید ابتدا از زیر سلطه موسیقی پاپ که آن هم از نوع بی ارزشش در ایران رواج یافته باید گریخت و آن را با موسیقی های حرفه ای و تخصصی مثل کلاسیک و موسیقی سنتی خودمان و.. پرکرد.در ضمن موسیقی پاپ در کشور های دیگر نیز عرضه می شود، اما باید در نظر داشت که موسیقی دان های آنان دوره های موسیقی را گذرانده اند و مثل خوانندگان موسیقی ما اینقدر به راحتی یک شبه خواننده نمی شوند. البته من مطمئن هستم روزی مردم از این تفکر رهایی می یابند، زیرا این نوع موسیقی ها ماندگار نیست

  • ارسال شده در دی ۲۹, ۱۳۸۷ در ۳:۳۷ ب.ظ

    با سلام خدمت جناب جواهری ، بنده پیرامون مطالبی که تا این جا در این مقاله در باب خواننده سالاری در موسیقی ایران نوشته اید سوالاتی داشتم.
    اولا در مورد این آشفته بازار موسیقی ایران که هر ننه قمر بی سر و پایی(به قول جنال بهمن رجبی) دو روزه خواننده یا آهنگساز و موزیسین می شود و آثاری را ارائه می دهد که به قول شما حتی یک روز هم آن را تمرین نکرده اند و نیز بازار داغ دلالان آثار هنری که از این آب گل آلود ماهی می گیرند و بالاخص مردمانی که متاسفانه اصول و پارامترهای اولیه برای پذیرش یک اثر موسیقی را نمی دانند و هر اثری هر چند بسیار ضعیف و بی محتوا و سخیف را به راحتی و با تمام وجود می پذیرند ، بدون شک با شما موافقم.اما سوالی که بعد از خواندن مطلب شما در ذهن بنده و شاید بسیاری دیگر نقش ببندد ، این است که اولا منظور شما از این خوانندگانی که به قول خودتان میخواهند در عرش اعلا باشند و دیگران از جمله نوازنده و آهنگساز و … در خدمت آن ها و نام و آوازه ی آن ها باشند کیست؟اولین کسی که به ذهن هر کسی میرسد ، به احتمال زیاد استاد یگانه «محمدرضا شجریان» است که بیش از همه آشنا و معروف است.شاید هم آقای شهرام ناظری و یا کسان دیگر..اگر منظور شما آقای شجریان است، باید بگوییم ایشان حتی زمانی که با آقای علیزاده و کلهر کنسرت داشتند ، همواره به اصحاب رسانه و نیز دیگران تاکید داشتند که از به کار بردن عنوان «کنسرت شجریان» و یا «گروه شجریان» و یا دیگر القاب و عناوینی این چنینی به شدت پرهیز کنند.آیا آقای شجریان و یا ناظری و یا دیگران پس از گذشت چند دهه که نام و صدای آن ها در اذهان مردم باقی مانده ، نیاز دارند که یک اثر و یا یک کنسرت را که حاصل تلاش دسته جمعی نوازندگان و آهنگساز و تنظیم کننده و خواننده و سایرین است را در تصرف نام خود درآورند.کی و کجا و چه زمانی آقای شجریان خود را برتر از دیگران دانستند؟جز آن که همواره با تواضع و فروتنی خاص خود ، همواره خود را خاک پای مردم ایران و مدیون مهر و محبت مردمان این آب و خاک میدانند! و اگر غیر از این است ، چگونه هنرمند یگانه ای چون استاد علیزاده (که خود شما بهتر ایشان و تاثیر آثار گرانسنگ ایشان در پیشرفت موسیقی ایران را میشناسید) حاضر است چند سال با آقای شجریان کنسرت دهد و آهنگ های بی نظیر و فوق العاده ی خود را با ایشان اجرا کند؟(آن جا که گفته اید هیچ یک از هنرمندان صاحب سبک و به نام ، حاضر نیستند با این خوانندگان کار مشترک داشته باشند!).
    ضمنا مسئله ی درک و پذیرش مردم از یک اثر موسیقی را چرا در نظر نمیگیرید و همه ی تقصیرات را به گردن خوانندگان می اندازید؟وقتی اغلب شنوندگان آثار موسیقی ، نه میدانند تنظیم یعنی چه و نه نقش آهنگساز در کار را می دانند ونه به گروه نوازی و حجم کار دقت میکنند و فقط و فقط صدای خواننده را (حتی اگر میان ده ها ساز ارکستر سمفونیک باشد) می شنوند ، در این صورت طبیعی است که بگویند فلان نوار آقای «شجریان» و یا کنسرت «شجریان» و گروه «شجریان» و….
    و نیز آن جا که ادعا کرده اید خواننده لزوما از نوازندگان کم تر زحمت می کشد ، باید بپرسم که آیا آقای شجریان شب و روز در خدمت استاد دوامی نبود و حتی به قول خودشان هر روز ایشان را با اتومبیل خودش به خرید می برد و مانند فرزندش با او رفتار میکرد؟آیا او همان شجریان نبود؟آیا شجریان نیز پا به پای لطفی و علیزاده و مشکاتیان و دیگران ، از محضر برومند و دوامی تلمذ نمی کرد؟آیا شجریان برای جمع آوری ردیف مشخص آوازی و جمع آوری تک تک کوشه های ردیف ریاضت نکشید؟آیا شجریان سبک منحصر به فرد و متمایزی از آواز ایرانی ارائه نداد؟ حال اگر مردم شجریان را می شناسند ، ولی علیزاده و مشکاتیان و لطفی را آن گونه که باید نمی شناسند، مقصر شجریان است؟
    به هر روی با این که شما را می شناسم و هنر ارزنده تان را می ستایم و خود بنده نیز در حوزه نوازندگی(تنبک و سه تار) و مطالعه موسیقی ایرانی فعال هستم،امیدوارم به سوالات بنده جواب داده و منظورتان را روشن و صریح تر بگویید و از خلاصه گویی پرهیز کنید.
    با سپاس و احترام…

  • ارسال شده در دی ۳۰, ۱۳۸۷ در ۵:۲۵ ق.ظ

    با عرض سلام خدمت دوست گرامی آقای یعقوبی
    اگر کمی صبر کنید به زودی قسمت های بعدی این مقاله منتشر می شود و شاید بتوانید پاسخ بسیاری از سوالات خود را در قسمت های باقی مانده بیابید
    علاوه بر آن پس از این مقاله نوشتاری پیرامون فعالیت های هنری استاد شجریان و ویژگی های مربوط به آن ارائه خواهم داد که امیدوارم بتوانید پاسخ بسیاری از سوالات احتمالی خود را از دیدگاه انجانب در آن بیابید .
    در هر صورت مجله ی اینترنتی گفتگوی هارمونیک با توجه به حجم مطالب ارائه شده ناگزیر است مطالب نوشته شده را به چند قسمت تقسیم کند امیدوارم تا پایان این مقاله به بخشی از سوالات مورد نظرتان برسید
    با سپاس
    علیرضا جواهری

  • آرمان
    ارسال شده در بهمن ۹, ۱۳۸۷ در ۱۱:۱۲ ب.ظ

    ما همیشه یاد گرفته ایم دیگران را مقصر بدانیم در صورتی که مقصر اصلی خودمون هستیم
    همش از ارشاد می نالیم و اینکه بلیط کنسرتا گرونه
    ولی یادمون میره که خود ما ها ناظری ها و شجریان ها رو گندشون کردیم
    اینقدر گندشون کردیم که حالا برای دیدنشون باید ۵۰۰۰۰ تومن پول بدیم
    این همه حرف می زنیم ولی در آخر باز همه برای دیدن شجریان به کنسرت موسیقی می ریم
    پس ایراد از خودمونه
    خواننده ها هم از تقصیر ما ها نهایت استفاده رو می کنن و هی بلیطشون رو گرون تر می کنن
    تا همین ۱ یا ۲ سال دیگه بلیط همین آقای شجریان به ۱۰۰۰۰۰ تومن هم میرسه و باز هممون صف می کشیم تا آقا برامون دولا راست بشه
    شایدم لیاقتمون همینه

  • خواننده کلاه بردار
    ارسال شده در اردیبهشت ۱۶, ۱۳۸۹ در ۲:۰۰ ق.ظ

    براستی وضع خواننده های ما خراب شده است چندی پیش من در برنامه ای شاهد آواز خواندن محمد اصفهانی بودم که دیدم ایشان بدون موسیقی می خوانند ولی تعجب من این بود که چرا ایشان یک نت بوک جلوی خود گذاشته و بعد یک هدفون در گوش خود دارد بعد از کمی تغییر مکان خود متوجه شدم که آقای اصفهانی با یک مترونم در گوش و یک برنامه player دارد playback می کند ، تازه در اکثر کنسرت های خودش فقط از یک صدابردار به نام حسن اردستانی استفاده می کند تا صدابردارهای دیگر متوجه playback او نشوند کجای دنیا این طور است که بر سر مردم کلاه بگذارند و آن وقت ادعای هنرمندی بکنند حالا باز هم بحث کنید

  • mim00
    ارسال شده در فروردین ۱۸, ۱۳۹۲ در ۳:۳۹ ب.ظ

    شجریان ابروی موسیقی ایرانه او از همون اول بزرگ بود فکر نکنم کسی با این حرفا بتونه از ارزش او زره ای کم کنه.

  • ناشناس
    ارسال شده در شهریور ۱۴, ۱۳۹۲ در ۹:۰۱ ب.ظ

    باعرض سلام ارادت به تمامب دوستداران موسیقی اصیل ایرانی
    هستند کسانی که صدایی به مراتب بهتر وقوی تر از شجریان دارند وتنهاآقای شجریان آبروی موسیقی ایران نیستند

  • ابي
    ارسال شده در مهر ۳۰, ۱۳۹۴ در ۸:۲۵ ب.ظ

    بنظر بنده که موسیقی دان نیستم ولی موسیقی را زیاد دوست دارم
    تمام خواننده هارا البته بیشتر سنتی را گوش میدهم ولی هنوز نمیدانم که آقای ناظری آهنگی را که میخواند کی ساخته برام هم مهم نیست ولی شعر که ارتباط برقرار کردن با آن برایم ساده تر است را توجه دارم باهمه احترامی که برای همه نوازندگان قایلم تاکنون ندیدم کسی برود در مغازه نوار وسی دی فروشی وبگوید آقا نوار تارآقای لطفی را دارید که آقای ناظری یا شجریان باهاش خوانده !!!!؟؟؟
    ولی همواره شنیدم که رفتند در مغازه وگفتند نوار شجریا داری نوار آغاسی داری نوار ام کلثوم داری وهمینجور برو بالا این حرفهای خواننده سالاری واینطور حرفها همیشه عز بین خود نوازنده ها ودست اندر کاران موسیقی در میاد وگرنه بین مردم وشنوندگان فقط وفقط با صدا ونام خواننده شناسایی میشوند
    چه خوشتان بیاید چه نه بروید مردم را عوز کنید که بعداز این بگویند نوازنده سالارتر است سالاری در کار نیست فرق خواننده ونوازند عمده ترین قسمت آن صدای خدادادی است که تفاوت ایجاد میکند هر کسی میتواند نوازده شود ولی هر که دلش خواست که نمیتواند خواننده شود آخه صدا باید باشه خوب کل نوازنده گان ما چنتا هستند وکل خواننده گان چنتا؟ برا همینه که ۵-۶ تا نوازنده باید بشینن تا یک خواننده بخواند حالا ببین برعکسش چه فجعه میشه تازه یک خواننده تنهایی میتونه تمام کار رو انجام بده مثل یک مداح خواننده ولی ببین اساتید نوازنده به تنهایی میتوانند برای نیمساعت افرادی را دور خودشان جمع کنند چنانچه بدون حب وبغض نگاه کنید خواننده را سالار نمیبینید ونوازنده را هم پاک باخته نمیدیدید

ارسال دیدگاه

رایانامهٔ شما نمایش داده نخواهد شد.

امیرآهنگ: شریف لطفی مرا به حنانه معرفی کرد

استاد حنانه در آن زمان یعنی در اوایل سال ۱۳۶۵ که من خدمتشان رفتم سر گرم ساختن موسیقی متن سریال تلویزیونی (هزار دستان) و موسیقی متن فیلم مستند (موج و گلیم) بودند. همچنین بر روی کتاب های پژوهشی و تالیفی خود کار می کردند. کتاب هایی همچون: گام های گمشده، تئوری موسیقی کنونی ایران، فرهنگ موسیقی ایران، رساله پولیفونی بر مبنای موسیقی ایران، ترجمه و تفسیر مقاصد الالحان از عبدالقادر مراغه ای و… کتاب های دیگر. البته نوشتن برخی از این کتاب ها را به پایان برده بودند و در حال تایپ و بازنگری و ویرایش آنها بودند. بر روی برخی دیگر هم در حال کار و تکمیل کردن شان بودند.

بررسی ساختار دستگاه شور در ردیف میرزاعبدالله» (V)

برونو نتل و کارول بابی راکی نیز در مقاله‌ی ارزشمند خود با عنوان «روابط درونی میان اجزای دستگاه شور»، گوشه‌های اصلی این دستگاه را در سه بلوک گنجانده‌اند که این بلوک‌بندی بر اساس نحوه‌ی توزیع گوشه‌های اصلی مشترک در ردیف‌ها (هجده نمونه ردیف مورد استفاده در این پژوهش) بنیان نهاده شده‌است.

از روزهای گذشته…

اکول در سنتور نوازی (I)

اکول در سنتور نوازی (I)

در این مقاله سعی شده تا با توجه به تحول شیوه های سنتور نوازی و تمایل نوازندگان به استفاده از تکنیک های متنوع تر بر روی این ساز و میل به مانور، انعطاف و سرعت بیشتر، علاوه بر آسیب شناسی شیوه های نامناسبی که می تواند مانعی در این راه باشد و منجر به تبعات فنی، جسمی و… نامناسب و ناخواسته بر روی نوازنده شود، شیوه آزموده و مناسبی پیشنهاد گردد.
چکناوریان از عروج تا افول (III)

چکناوریان از عروج تا افول (III)

این کنسرتها روزها تکرار شد و گاهی که چکناوریان میخواست تنوعی به این کارها ببخشد، بخاطر حجم بالای کنسرت ها و کارهای متفرقه، به نتیجه جالبی نمیرسید و کارها کم کیفیت و عجولانه به انجام میرسید. نمونه این برنامه ها کنسرت شهرام ناظری با ارکستر چکناوریان بود که با تنظیمی نه چندان کافی، چند قطعه کردی و قطعاتی از خود شهرام ناظری (با تنظیم یک به موسیقیدان ارمنی) به اجرا رسید؛ نمونه دیگر آن هم همان کنسرت ارکستر سمفونیک تهران در جشنواره فجر بود.
دیم اثل اسمایت، آهنگسازی معترض (II)

دیم اثل اسمایت، آهنگسازی معترض (II)

دوره ای که اثل در زندان سپری کرد، تجربه ای بسیار عالی درباره ی اراده ی جمعی و از خودگذشتی زنان در هر سن و از هر طبقه ی خانوادگی به او می آموخت. یک روز که زندانی ها در حال هواخوری بودند، اثل پشت پنجره ای که به حیاط زندان مشرف بود رفت و با استفاده از مسواکش سرود مبارزه برای حق رأی که توسط آنها خوانده می شد را رهبری کرد. در همین حال، سر توماس بیچام که به ملاقات اثل آمده بود، وارد زندان شد و او را در حال رهبری مارش زنان دید.
جایگاه بداهه نوازی در تاریخ موسیقی

جایگاه بداهه نوازی در تاریخ موسیقی

بسیاری از دست اندرکاران موسیقی بخصوص آنها که دستی در آهنگسازی دارند، با بداهه نوازی میانه خوبی ندارند، حتی برخی بداهه نوازی را معادل باز کردن دهان و صحبت کردن بدون فکر و برنامه از پیش تعیین شده می دانند. اما اگر نگاه کوتاهی به تاریخ موسیقی بیندازیم به دفعات با ماجراهای خلق آثار ارزشمند موسیقی بصورت بداهه برخورد خواهیم کرد.
از بداهه نوازی تا آهنگ سازی (III)

از بداهه نوازی تا آهنگ سازی (III)

دومین و یا شاید سومین گروه سازه های میانی نت ها هستند که موجب تدوین اثر هنری و جدا شدن هویت آهنگساز از نوازنده می شوند. اگر نت ها پدید نمی آمدند، شخصیت فردی هنرمند چون آهنگساز پدید نمی آمد و آنچه شناخته می شد، تنها نوازنده بود که به عنوان عمله ی طرب از آن در خانه های اشراف اروپایی و ایرانی بهره می بردند.
ادوارد الگار، آهنگساز انگلیسی (I)

ادوارد الگار، آهنگساز انگلیسی (I)

ادوارد الگار (Sir Edward Elgar) در دوم ژوئن سال ۱۸۵۷ در “برادهیت” (Broadheath) که روستایی در سه مایلی شهر کوچک “وُرسِستر” (Worcester) است به دنیا آمد. پدر وی، صاحب یک فروشگاه موسیقی بود که در آن پیانو کوک می کرد. بر این اساس، الگار جوان نیز از این مزیت برخوردار بود تا در محیطی مملو از موسیقی رشد کرده و بزرگ شود.
هنر و انقباض ایدوئولوژیک (I)

هنر و انقباض ایدوئولوژیک (I)

سیاست و فرهنگ دو روی متضاد سکّه ی امنیت اند. یکی از طریق فشار بیرونی و دیگری از طریق آگاهی درونی. سیاست از آن رو که موضوعش ایجاد امنیت از طریق عوامل بیرونی ست، همواره با دو سلاح قانون و زور وارد میدان می شود. فرهنگ امّا چنین نیست. فرهنگ از آن رو که موضوعش آگاهی بر آمده از درون فرد است، همواره با دو سلاح تحلیل استدلالی (به کارگیری و عمل) و تحلیل انتقادی (زایش درونی) وارد میدان می شود.
چه خطراتی گیتار آکوستیک شما را تهدید می کند؟

چه خطراتی گیتار آکوستیک شما را تهدید می کند؟

هزینه و سرمایه گذاری ای که شما برای خرید یک گیتار آکوستیک خوب می کنید، آنقدر است که بفکر فراهم آوردن شرایط نگهداری مناسب برای آن باشید. در این نوشته برای شما خطراطی را که ممکن است ساز شما را تهدید کند بر می شماریم.
بررسی مقایسه‌ای آثار آریستوگزنوس تارنتی و ابونصر فارابی (VIII)

بررسی مقایسه‌ای آثار آریستوگزنوس تارنتی و ابونصر فارابی (VIII)

جمله «بطلمیوس» و «تامسطیوس» (۲۱) اشاره می‌کند، از سوی دیگر نام «فیثاغورث» را چندین بار بر سبیل نقد نظرات‌اش می‌آورد. اگر همین روش بررسی جزء به جزء را ادامه دهیم خواهیم دید که علاوه بر توافق در مبادی روش‌شناختی در موضوع مورد بررسی علم موسیقی، در «صناعت نظری موسیقی» نیز با آریستوگزنوس شباهت تام می‌یابیم:
گفتگویی با جولیان بریم (III)

گفتگویی با جولیان بریم (III)

من همیشه با استرس روی صحنه مواجه بودم وهمیشه به هنگام شروع کنسرت حالت عصبی داشته ام. این طبیعی است. گاهی هم ممکن است این استرس بیشتر از دفعات دیگر به سراغم بیاید. استرس به عوامل خیلی زیادی بستگی دارد. مثلا اینکه اگر قبل از اجرا استراحت کافی نداشته باشم یا از موضوعی ناراحت و غمگین باشم، استرس و فشار عصبی بیشتر خواهد شد. باید سعی کنم تمام آن روز را با چیزهای ملایم و راحت گذرانده باشم. همچنین استرس اجراهایم خیلی به این موضوع بستگی دارد که بعد از ظهر شب اجرا را چگونه گذرانده باشم.