نگاهی به وضعیت خواننده و خواننده سالاری در موسیقی معاصر ایران (II)

از زاویه دیگر این سئوال مطرح میشود که چه تفاوتی از لحاظ زحمت و ممارست بین یک خواننده و بطور مثال یک نوازندۀ تنبک وجود دارد که به واسطۀ آن حقوق و جایگاه هنری و اجتماعی این هنرمندان باید اینگونه متفاوت باشد؟ پس می توان دید این مساله تبدیل به نوعی سوء استفاده از تصور غلط اجتماع در قبال موسیقی آوازی شده و جماعت خواننده بطور عمد در تلاشند تا این وضعیت را حفظ نموده و تا می توانند بر نوازنده و آهنگساز و تنظیم کننده و تهیه کننده اجحاف کنند.

متاسفانه این روند در ۳۰ سال اخیر مشهود تر شده و ما هر چه بیشتر شاهد این نابرابریها هستیم.

در صورتی که در زمان موسیقی گلها این مساله نمود عینی کمتری داشت.

بسیاری از خوانندگان آن زمان به دور از این حواشی به کار آواز خود مشغول بودند و هرگز به خود اجازۀ چنین طرز فکری را نمی دادند و یا می توان گفت که حقوق هنری هنرمندان از سوی رادیو و یا تلویزیون و سایر مراکز دست اندکار هنری و یا هر نهاد دیگری تعریف شده و مشخص شده بود.

هنرمندانی چون غلامحسین بنان، ادیب خوانساری، محمودی خوانساری، زند وکیل، قوامی، تاج اصفهانی، عبدالوهاب شهیدی و … برای همین هم شاهد همکاری هنرمندانی بزرگ در طول سالها درکنار یکدیگر بودیم و در کنار این خوانندگان، بزرگانی چون جلیل شهناز، حسن کسایی، محمد موسوی، فرهنگ شریف، لطف الله مجد، اصغر بهاری، پرویز یاحقی، حبیب الله بدیعی، اسد الله ملک، علی تجویدی، همایون خرم و … حضور داشتند.

ولی در حال حاضر کدامیک از هنرمندان یاد شده ای که در قید حیات هستند، حاضرند با یکی از خوانندگان صاحب نام امروزی کاری مشترک داشته باشند؟ بنابراین بهتر نیست جماعت خواننده کمی تصورات و توهمات را کنار گذاشته و خود را عضوی از گروهها و تشکلات موسیقی و همراه با آنها بدانند؟

ولی همانطور که شاهد هستیم، جماعت خوانندۀ معاصر تبدیل به تافته های جدا بافته ای شده است که خود را از همۀ قید و بند های هنری و اجتماعی جدا می داند و در این تصورهستند که آنها در عرش اعلا هستند و عوامل دست اند کارشان که همچون بردگانی باید در خدمت شهرت طلبی حضرات باشند و آن هم در حضیض ذلت.

نکتۀ جالبتر اینجاست که امروز شاهد خوانندگان جوانی هستیم که فقط با ضبط ۱-۲ آلبوم و به لطف تمهیدات و امکانات استودیو های مجهز امروزی، چنان خود را گم کرده اند که خدا را هم بنده نیستند و با مبالغ و قرارداد های هنگفت مشغول به اصطلاح فعالیت هنری هستند. خوانندگانی که هنوز در اصول اولیۀ آواز خوانی مانند ردیف یا تحریر و سایر تکنیک های آوازی مشکل دارند

وضعیت در موسیقی پاپ از این هم وخیم تر است. البته شاید این مسائل در مورد موسیقی پاپ و مخاطبین و حواشی همیشگی آن قابل قبول باشد ولی آیا اینگونه مسائل برای موسیقی هایی که از دید کارشناسان هنری تلقی می شود، جایز است؟

ازسوی دیگر بسیاری از تهیه کنندگان و دلالان هنری، به جماعت خواننده به شکل یک کالای تبلیغاتی نگاه می کنند و برای تهیۀ یک مجموعۀ صوتی شرایط تعیین می کنند؛ آلبوم از ۸ ترانه کمتر نباشد! قطعات عامه پسند باشد! قطعات آرام حذف شود! چون ممکن است آلبوم کمتر بفروشد و …

در این بازار تبلیغاتی حتی شاهد خوانندگانی هستیم که در طول یک روز ۷- ۸ ترانه را بدون تمرین و با ویرایش های متوالی ضبط می کنند و به خورد جماعت ناآگاه می دهند، غافل از اینکه این آثار بی هویت، بخشی از زندگی هنری این افراد محسوب می شود و این آثار سطحی تا مدت ها در اذهان عمومی باقی می ماند.

9 دیدگاه

  • ارسال شده در دی ۲۷, ۱۳۸۷ در ۱:۵۰ ق.ظ

    این مسیله در موسیقی پاپ هم وجود داره البته کم کم داره این مسیله حل می شه چون اگر توجه کنید اکثر خوانندگانی که در سالهای اخیر به شهرت رسیدند خودشون اهنگساز یا ترانه سراو…. هم هستند دلیلشم این هست که ترجیح می دند خودشون
    از زحماتشون استفاده ببرند تا اینکه دو دستی تقدیم یه خواننده بککندش حتی اگر از کامپیوتر برای دستکاری صداشون استفاده بکنند در موسیقی سنتی هم راه حل همینه البته این فرهنگ که خواننده بخواد با تحریر های انچنانی صداشو به رخ شنونده
    بکشه هم باید برچیده بشه به نظر من چیزی که باعث افتخاره ؛ملودی ترانه،ارکستراسیون زیباست نه اینکه یه
    خواننده دو ساعت تحریر پشت سر هم اجرا کنه بعد هم یه عده به به و چه چه کنند بگند عجب صدایی همینه که اخرش می شه خواننده سالاری همین الان اگه تحریر رو از موسیقی سنتی حذف بکنی کلی از خوننده ها باید برن سراغ یه کار دیگه به قول حمید متبسم موسیقی باید انسان رو متاثر بکنه نه متحیر با احترام به تمام اهالی موسیقی سنتی به نظر من اکثر خوانندگان موسیقی سنتی متحیر کننده هستند تا تاثیر گذار
    یه دلیل اینکه جوونا کمتر موسیقی سنتی گوش می کنند همینه چون جوونا نه می دونند ردیف چیه نه براشون مهمه که صدای یه خواننده دو دانگه یا شش دانگ بلکه فقط دنبال احساس قشنگند یه نمونه از صدای تاثیر گذار صدای استاد بنان هست که به جای اینکه دنبال این باشه که صداشو به رخ بکشه دنبال یک اجرای زیبا و تاثیر گذار هست در هر حال به نظر من حتی یک صدای کاملا معمولی می تونه اجرایی تاثیر گذار داشته باشه که این اجرا کننده می تونه خود اهنگساز یایکی دیگه از عوامل اصلی اهنگ باشه وسایه خواننده هایی با صدای شش دانگ از سر موسیقی برداشته بشه
    باارزوی موفقیت برای اهالی موسیقی

  • ساعی مغیثی
    ارسال شده در دی ۲۷, ۱۳۸۷ در ۱۲:۲۱ ب.ظ

    باید بگویم که حق تا حدود زیادی با شماست.وقتی خواننده های موسیقی پاپ م گویند که اگر کسی عاشق خواندن باشد، می تواند بدون دانش موسیقی بسیار عالی بخواند، آن موقع معلوم است که باید شاهد چنین وضعی باشیم.مردم ما قبل از اینکه به موسیقی سنتی و دستگاهی ما گوش کنند به شعر آن توجه می کنند یا شاید به حالت افیونی آن.به نظر من باید ابتدا از زیر سلطه موسیقی پاپ که آن هم از نوع بی ارزشش در ایران رواج یافته باید گریخت و آن را با موسیقی های حرفه ای و تخصصی مثل کلاسیک و موسیقی سنتی خودمان و.. پرکرد.در ضمن موسیقی پاپ در کشور های دیگر نیز عرضه می شود، اما باید در نظر داشت که موسیقی دان های آنان دوره های موسیقی را گذرانده اند و مثل خوانندگان موسیقی ما اینقدر به راحتی یک شبه خواننده نمی شوند. البته من مطمئن هستم روزی مردم از این تفکر رهایی می یابند، زیرا این نوع موسیقی ها ماندگار نیست

  • ارسال شده در دی ۲۹, ۱۳۸۷ در ۳:۳۷ ب.ظ

    با سلام خدمت جناب جواهری ، بنده پیرامون مطالبی که تا این جا در این مقاله در باب خواننده سالاری در موسیقی ایران نوشته اید سوالاتی داشتم.
    اولا در مورد این آشفته بازار موسیقی ایران که هر ننه قمر بی سر و پایی(به قول جنال بهمن رجبی) دو روزه خواننده یا آهنگساز و موزیسین می شود و آثاری را ارائه می دهد که به قول شما حتی یک روز هم آن را تمرین نکرده اند و نیز بازار داغ دلالان آثار هنری که از این آب گل آلود ماهی می گیرند و بالاخص مردمانی که متاسفانه اصول و پارامترهای اولیه برای پذیرش یک اثر موسیقی را نمی دانند و هر اثری هر چند بسیار ضعیف و بی محتوا و سخیف را به راحتی و با تمام وجود می پذیرند ، بدون شک با شما موافقم.اما سوالی که بعد از خواندن مطلب شما در ذهن بنده و شاید بسیاری دیگر نقش ببندد ، این است که اولا منظور شما از این خوانندگانی که به قول خودتان میخواهند در عرش اعلا باشند و دیگران از جمله نوازنده و آهنگساز و … در خدمت آن ها و نام و آوازه ی آن ها باشند کیست؟اولین کسی که به ذهن هر کسی میرسد ، به احتمال زیاد استاد یگانه «محمدرضا شجریان» است که بیش از همه آشنا و معروف است.شاید هم آقای شهرام ناظری و یا کسان دیگر..اگر منظور شما آقای شجریان است، باید بگوییم ایشان حتی زمانی که با آقای علیزاده و کلهر کنسرت داشتند ، همواره به اصحاب رسانه و نیز دیگران تاکید داشتند که از به کار بردن عنوان «کنسرت شجریان» و یا «گروه شجریان» و یا دیگر القاب و عناوینی این چنینی به شدت پرهیز کنند.آیا آقای شجریان و یا ناظری و یا دیگران پس از گذشت چند دهه که نام و صدای آن ها در اذهان مردم باقی مانده ، نیاز دارند که یک اثر و یا یک کنسرت را که حاصل تلاش دسته جمعی نوازندگان و آهنگساز و تنظیم کننده و خواننده و سایرین است را در تصرف نام خود درآورند.کی و کجا و چه زمانی آقای شجریان خود را برتر از دیگران دانستند؟جز آن که همواره با تواضع و فروتنی خاص خود ، همواره خود را خاک پای مردم ایران و مدیون مهر و محبت مردمان این آب و خاک میدانند! و اگر غیر از این است ، چگونه هنرمند یگانه ای چون استاد علیزاده (که خود شما بهتر ایشان و تاثیر آثار گرانسنگ ایشان در پیشرفت موسیقی ایران را میشناسید) حاضر است چند سال با آقای شجریان کنسرت دهد و آهنگ های بی نظیر و فوق العاده ی خود را با ایشان اجرا کند؟(آن جا که گفته اید هیچ یک از هنرمندان صاحب سبک و به نام ، حاضر نیستند با این خوانندگان کار مشترک داشته باشند!).
    ضمنا مسئله ی درک و پذیرش مردم از یک اثر موسیقی را چرا در نظر نمیگیرید و همه ی تقصیرات را به گردن خوانندگان می اندازید؟وقتی اغلب شنوندگان آثار موسیقی ، نه میدانند تنظیم یعنی چه و نه نقش آهنگساز در کار را می دانند ونه به گروه نوازی و حجم کار دقت میکنند و فقط و فقط صدای خواننده را (حتی اگر میان ده ها ساز ارکستر سمفونیک باشد) می شنوند ، در این صورت طبیعی است که بگویند فلان نوار آقای «شجریان» و یا کنسرت «شجریان» و گروه «شجریان» و….
    و نیز آن جا که ادعا کرده اید خواننده لزوما از نوازندگان کم تر زحمت می کشد ، باید بپرسم که آیا آقای شجریان شب و روز در خدمت استاد دوامی نبود و حتی به قول خودشان هر روز ایشان را با اتومبیل خودش به خرید می برد و مانند فرزندش با او رفتار میکرد؟آیا او همان شجریان نبود؟آیا شجریان نیز پا به پای لطفی و علیزاده و مشکاتیان و دیگران ، از محضر برومند و دوامی تلمذ نمی کرد؟آیا شجریان برای جمع آوری ردیف مشخص آوازی و جمع آوری تک تک کوشه های ردیف ریاضت نکشید؟آیا شجریان سبک منحصر به فرد و متمایزی از آواز ایرانی ارائه نداد؟ حال اگر مردم شجریان را می شناسند ، ولی علیزاده و مشکاتیان و لطفی را آن گونه که باید نمی شناسند، مقصر شجریان است؟
    به هر روی با این که شما را می شناسم و هنر ارزنده تان را می ستایم و خود بنده نیز در حوزه نوازندگی(تنبک و سه تار) و مطالعه موسیقی ایرانی فعال هستم،امیدوارم به سوالات بنده جواب داده و منظورتان را روشن و صریح تر بگویید و از خلاصه گویی پرهیز کنید.
    با سپاس و احترام…

  • ارسال شده در دی ۳۰, ۱۳۸۷ در ۵:۲۵ ق.ظ

    با عرض سلام خدمت دوست گرامی آقای یعقوبی
    اگر کمی صبر کنید به زودی قسمت های بعدی این مقاله منتشر می شود و شاید بتوانید پاسخ بسیاری از سوالات خود را در قسمت های باقی مانده بیابید
    علاوه بر آن پس از این مقاله نوشتاری پیرامون فعالیت های هنری استاد شجریان و ویژگی های مربوط به آن ارائه خواهم داد که امیدوارم بتوانید پاسخ بسیاری از سوالات احتمالی خود را از دیدگاه انجانب در آن بیابید .
    در هر صورت مجله ی اینترنتی گفتگوی هارمونیک با توجه به حجم مطالب ارائه شده ناگزیر است مطالب نوشته شده را به چند قسمت تقسیم کند امیدوارم تا پایان این مقاله به بخشی از سوالات مورد نظرتان برسید
    با سپاس
    علیرضا جواهری

  • آرمان
    ارسال شده در بهمن ۹, ۱۳۸۷ در ۱۱:۱۲ ب.ظ

    ما همیشه یاد گرفته ایم دیگران را مقصر بدانیم در صورتی که مقصر اصلی خودمون هستیم
    همش از ارشاد می نالیم و اینکه بلیط کنسرتا گرونه
    ولی یادمون میره که خود ما ها ناظری ها و شجریان ها رو گندشون کردیم
    اینقدر گندشون کردیم که حالا برای دیدنشون باید ۵۰۰۰۰ تومن پول بدیم
    این همه حرف می زنیم ولی در آخر باز همه برای دیدن شجریان به کنسرت موسیقی می ریم
    پس ایراد از خودمونه
    خواننده ها هم از تقصیر ما ها نهایت استفاده رو می کنن و هی بلیطشون رو گرون تر می کنن
    تا همین ۱ یا ۲ سال دیگه بلیط همین آقای شجریان به ۱۰۰۰۰۰ تومن هم میرسه و باز هممون صف می کشیم تا آقا برامون دولا راست بشه
    شایدم لیاقتمون همینه

  • خواننده کلاه بردار
    ارسال شده در اردیبهشت ۱۶, ۱۳۸۹ در ۲:۰۰ ق.ظ

    براستی وضع خواننده های ما خراب شده است چندی پیش من در برنامه ای شاهد آواز خواندن محمد اصفهانی بودم که دیدم ایشان بدون موسیقی می خوانند ولی تعجب من این بود که چرا ایشان یک نت بوک جلوی خود گذاشته و بعد یک هدفون در گوش خود دارد بعد از کمی تغییر مکان خود متوجه شدم که آقای اصفهانی با یک مترونم در گوش و یک برنامه player دارد playback می کند ، تازه در اکثر کنسرت های خودش فقط از یک صدابردار به نام حسن اردستانی استفاده می کند تا صدابردارهای دیگر متوجه playback او نشوند کجای دنیا این طور است که بر سر مردم کلاه بگذارند و آن وقت ادعای هنرمندی بکنند حالا باز هم بحث کنید

  • mim00
    ارسال شده در فروردین ۱۸, ۱۳۹۲ در ۳:۳۹ ب.ظ

    شجریان ابروی موسیقی ایرانه او از همون اول بزرگ بود فکر نکنم کسی با این حرفا بتونه از ارزش او زره ای کم کنه.

  • ناشناس
    ارسال شده در شهریور ۱۴, ۱۳۹۲ در ۹:۰۱ ب.ظ

    باعرض سلام ارادت به تمامب دوستداران موسیقی اصیل ایرانی
    هستند کسانی که صدایی به مراتب بهتر وقوی تر از شجریان دارند وتنهاآقای شجریان آبروی موسیقی ایران نیستند

  • ابي
    ارسال شده در مهر ۳۰, ۱۳۹۴ در ۸:۲۵ ب.ظ

    بنظر بنده که موسیقی دان نیستم ولی موسیقی را زیاد دوست دارم
    تمام خواننده هارا البته بیشتر سنتی را گوش میدهم ولی هنوز نمیدانم که آقای ناظری آهنگی را که میخواند کی ساخته برام هم مهم نیست ولی شعر که ارتباط برقرار کردن با آن برایم ساده تر است را توجه دارم باهمه احترامی که برای همه نوازندگان قایلم تاکنون ندیدم کسی برود در مغازه نوار وسی دی فروشی وبگوید آقا نوار تارآقای لطفی را دارید که آقای ناظری یا شجریان باهاش خوانده !!!!؟؟؟
    ولی همواره شنیدم که رفتند در مغازه وگفتند نوار شجریا داری نوار آغاسی داری نوار ام کلثوم داری وهمینجور برو بالا این حرفهای خواننده سالاری واینطور حرفها همیشه عز بین خود نوازنده ها ودست اندر کاران موسیقی در میاد وگرنه بین مردم وشنوندگان فقط وفقط با صدا ونام خواننده شناسایی میشوند
    چه خوشتان بیاید چه نه بروید مردم را عوز کنید که بعداز این بگویند نوازنده سالارتر است سالاری در کار نیست فرق خواننده ونوازند عمده ترین قسمت آن صدای خدادادی است که تفاوت ایجاد میکند هر کسی میتواند نوازده شود ولی هر که دلش خواست که نمیتواند خواننده شود آخه صدا باید باشه خوب کل نوازنده گان ما چنتا هستند وکل خواننده گان چنتا؟ برا همینه که ۵-۶ تا نوازنده باید بشینن تا یک خواننده بخواند حالا ببین برعکسش چه فجعه میشه تازه یک خواننده تنهایی میتونه تمام کار رو انجام بده مثل یک مداح خواننده ولی ببین اساتید نوازنده به تنهایی میتوانند برای نیمساعت افرادی را دور خودشان جمع کنند چنانچه بدون حب وبغض نگاه کنید خواننده را سالار نمیبینید ونوازنده را هم پاک باخته نمیدیدید

ارسال دیدگاه

رایانامهٔ شما نمایش داده نخواهد شد.

آموزش ساز، کاری دانشگاهی نیست (V)

در این مدتی که در دانشگاه این تغییرات را به وجود آوردید و به مدت ۸ سال بود ریس دانشکده موسیقی بودید فکر می‌کنم زمان کافی برای فارغ‌التحصیلی دانشجویان برای حداقل پنج دوره فراهم بود. چه کسانی در آن دوره به‌عنوان موسیقی‌شناس فارغ‌التحصیل شدند. لطفاً نام ببرید. به‌یقین بیش از چند اسم به خاطر نخواهم آورد. موضوع مربوط به چهل‌ و چند سال پیش است. به‌طور مثال آقای لطفی.

گفتمان موسیقی ایرانی در فضای عامیانگی (VIII)

نوع دیگر از دسته بندی، تقسیم موسیقی به موسیقی هنری و انواع دیگر موسیقی است که از این دیدگاه، فاقد ارزش های هنری هستند، با این ویژگی که اولی محصول خلاقیت و نبوغ است و در درجه اول شامل موسیقی های تصنیف شده توسط آهنگسازان نامدار است که به عنوان هنر غیر وابسته (autonome Kunst) یا هنری که فقط به خلاقیت و نبوغ سازنده اش متکی است، شناسایی می شوند. البته در مورد شناسایی موسیقی های غیر هنری بین ناظرین و منتقدین و تئوری پردازان توافقی وجود ندارد. در این گروه بنا به دیدگاه های متفاوت، انواع مختلف موسیقی ها مانند موسیقی بازاری (Musik Kommerz) برای مصرف در حیطه تجارت و اغلب محصول تقلید و کپی برداری یا موسیقی های محلی و فلکلور های شهری و روستایی و موسیقی های سنتی و آئینی که بدون «خلاقیت هنری» وجود داشته و دارند، شناسایی می شوند که برنامه کاری اتنوموزیکولوژی است.

از روزهای گذشته…

چشمه ای جوشیده از اعماق (III)

چشمه ای جوشیده از اعماق (III)

برای پارت سکوت فرصتی است برای اندیشیدن. اندیشیدن به اینکه آیا چیزی برای گفتن داریم یا نه و اینکه آیا اساساً چیزی باید گفته شود یا نه؟ در چنین نگاهی اهمیت سکوت ها هیچ کم از گفته ها نخواهد بود و پارت نیز بر همین نکته تأکید دارد: سکوتها بسیار مهم اند. او سبکی که حاصل دوره سکوت خود بود را “تینتینابلی” (tintinabuli) نامید.
مد، نمایان و محسوس در موسیقی ایرانی (IV)

مد، نمایان و محسوس در موسیقی ایرانی (IV)

وزیری دلایلی را متذکر می شود که اثبات کند در شور بالا رونده درجه ی چهارم مهم تر از درجه ی پنجم است و آن را باید نمایان در نظر گرفت. هدف از بیان تفاوت ارزشها در درجات گام های موسیقی کلاسیک و موسیقی ایرانی این مطلب است که ماهیت ساختار درونی و اجرایی موسیقی ایرانی متفاوت از موسیقی کلاسیک است. پس از دانستن مختصری در مورد مد و نمایان نگاهی هم به تشریح مفهوم محسوس در موسیقی ایرانی بیندازیم.
موسیقی در دوران هخامنشی

موسیقی در دوران هخامنشی

بر اساس نوشته های هرودوت مورخ یونانی، مغان هخامنشی بدون همراهی ساز با نای سرودهای مذهبی می خواندند و از این نظر، نه مثل سرود خوانان بابلی و آشوری بودند و نه تحت تاثیر اقوام سامی. موسیقی این سرودها صرفآ موسیقی آوازی بود و نه موسیقی سازی.
یک نظریه ی تاریخی

یک نظریه ی تاریخی

الگو ها در آن سو (اروپا و آمریکا) طی نیم قرن اخیر، ما را به سوی زوال غربی سوق داده اند و این در حالی است که ما در عین تقلید مداوم از غرب همیشه هم از آن عقب مانده ایم. ما دو سه قرن پس از دورانی که نهضت کرامولی قرن هفده پشت سر گذاشته می شد، تقلید پیش پا افتاده و ناچیزی از آن کردیم؛ و حالا که غربی ها از خود به بیزاری رسیده اند و فرهنگ غرب عملاً راه زوال و نیستی را در پی گرفته است و تمدنش، با انواع مختلف سلاح ها تجهیز شده، تا از این طریق بتواند خود و دنیا را در یک آن نابود کند، عده ای از ما پشت سر غربی ها راه افتاده اند و مدام پیشرفت ها، بزک ها و تفاوت آنجا را به رخ ایرانیان می کشند درحالی که می توانند مانند هند فرهنگ ایران را به جهان عرضه کنند و در راه شناساندن این فرهنگ کوشا باشند.
نمودی از جهان متن اثر (II)

نمودی از جهان متن اثر (II)

اصطلاح «آنالیز موسیقی» اشاره به نوعی از مطالعه‌ی موسیقی دارد که به جای آنکه از عواملی بیرون از کار هنری (۲) (اثر موسیقایی) شروع کند، از خود موسیقی می‌آغازد. این تعریفی است که سادگی اولیه‌اش پهلو به پهلوی دشواری نهایی‌اش می‌زند. در همین صورت‌بندی اولیه، سوالات بسیاری نهفته است که پاسخ دادن به آنها چندان هم آسان به نظر نمی‌رسد؛ چه نوع مطالعه‌ی موسیقی مد نظر است؟ منظور از «خود موسیقی» در اینجا دقیقاً چیست؟ برای آنکه این مسایل دقیق‌تر روشن شود بهتر است ابتدا به بعضی از تعاریفی که از این اصطلاح موسیقایی داده شده نظری بیفکنیم:
پروفسور کلوس نویمن در شیراز کارگاه اتنوموزیکولوژی برگزار می کند

پروفسور کلوس نویمن در شیراز کارگاه اتنوموزیکولوژی برگزار می کند

آموزشگاه موسیقی نگین فارس با همکاری انجمن موسیقی ایران در روز شنبه ۱۶دی ماه سال جاری در شیراز از ساعت ۱۶ در مرکز اسناد و کتابخانه ملی فارس کارگاه اتنوموزیکولوژی. ورود به این نشست برای علاقمندان آزاد است. میهمان این نشست پروفسور کلوس نویمن رئیس دپارتمان موسیقی شناسی قومی هاله آلمان است.
اجرای اثری از شاهین مهاجری درفستیوال موسیقی میکروتونال نیویورک

اجرای اثری از شاهین مهاجری درفستیوال موسیقی میکروتونال نیویورک

موسسه AFMM – American festival of microtonal music در سایت رسمی خود اعلام کرد قرار است به مناسبت سی امین سالگرد تاسیس خود و در فستیوال موسیقی Microfest 2011 اثری از شاهین مهاجری، محقق و آهنگساز میکروتونال و نوازنده تمبک را اجرا نماید.
میرهادی: قبلا ما فکر می کردیم سطح گیتار پایین آمده!

میرهادی: قبلا ما فکر می کردیم سطح گیتار پایین آمده!

برندگان ما در خارج از کشور هم مستر کلاس دیده اند و آنها می توانند هنرمندانی بین المللی هم باشند و دیده شوند. بنابراین مگتان به عنوان یک مسابقه حرفه ای و مشکل و قدیمی در ایران این مسئله را دارد که رده سنی ندارد، بله، اگر کودک مثلا ۲۰ نفر باشد ما بخشی جداگانه برای آنها در نظر می گیریم ولی ما در رودکی کودک دیدیم – شاید ۹ ساله! – که به او گفتم دختر جان کی با شماست؟ گفت معلم ام نیامده و پدرم هم در ماشین است خودم آمدم بالا… البته ایشان آمد زد و برد! گیتارش را گرفت رفت خانه و هیچکس هم با او نیامد و چه شخصیت قوی ای داشت، خیلی هم تحسین شد.
طراحی با اتوکد (I)

طراحی با اتوکد (I)

یکی از دلایلی که موجب کند شدن پیشرفت سازسازی در ایران می شود، نبود الگو های دقیق سازها در دست سازندگان سازهای ایرانی است. بسیاری از سازندگان سازهای ایرانی، بدون استفاده از یک الگوی دقیق مجبور به پیاده کردن طرح الگوهای مختلف هستند که این روش باعث بالا رفتن درصد خطا و در نهایت افت کیفی سازها می شود. یکی از بهترین روش های نقشه برداری از سازها، استفاده از نرم افزارهای نقشه کشی مانند اتوکد (AutoCAD) است. اتوکد یکی از برنامه های مشهور نقشه کشی است که به طراح امکان بهره برداری ساده و دقیق از این نرم افزار را می دهد. در این مقاله به روش طراحی صفحه روی یک ساز ایرانی (سه تار) بوسیله این نرم افزار با روش پیشنهادی رضا ضیایی می پردازیم؛ ابتدا یک الگو را انتخاب کرده و نسبت به خصوصیات آن طراحی را آغاز می کنیم:
صفحه های علی اکبر شهنازی؛ سیمرغ قله تارنوازی (III)

صفحه های علی اکبر شهنازی؛ سیمرغ قله تارنوازی (III)

امروز صفحات علی اکبر شهنازی جزو مهمترین اسناد موسیقی و مالک و مصدر تدریس برای هنرجویان موسیقی است. در اوایل دهه ۱۳۳۰ با ورود ضبط صوت و نوار رییل آثاری از علی اکبر شهنازی ضبط گردید. همچنین چند فیلم از تدریس و تار نوازی ولی تهیه می گردد از جمله در سال ۱۳۵۰ در تالار فرهنگ که در مایه اصفهان می نوازد و فیلمی که در مورد «ساخت» ۵ دستگاه موسیقی از ایشان تهیه شده است که از استادی و تسلط خیره کننده وی بر موسیقی حکایت می کند.