ششمین جشنواره نوشتارها و وب سایت های موسیقی در اینترنت

فردا سه شنبه سوم اسفند ماه، ششمین جشنواره نوشتارها و وب سایت های موسیقی در اینترنت با حمایت موسسه فرهنگی هنری رادنواندیش و فرهنگسرای ارسباران، در محل فرهنگسرای ارسباران برگزار می شود.

در این برنامه گروه صدای آناتولی به سرپرستی هادی سپهری با حضور: تار، بندیر: بهرنگ نیک آئین، عود، باغلاما، آواز: هادی سپهری، نی، دایره زنگی: مهران قهرمان زاده، تمبک، دَربوکه: سپیده شایان راد، کمانچه، کمانچه ی کارادَنیز: محمد کربلایی، سنتور باس، دهل: امیر سید احمد، سنتور، سازهای ضربی: سمیرا نصری و کوراتت زهی رنگ با اجرای ویولون: صدف حقی، ویولون: پوریا دهلاری، آلتو: پگاه فاضلی، ویولونسل: بهرنگ توفیقی، ارکستر آکادمیک پایتخت به رهبری شهرام توکلی و نیز گروه کر تنال به رهبری میلاد عمرانلو به اجرای کنسرت می پردازند.

دبیری این دوره از جشنواره را سجاد پورقناد و داوری آن را دکتر هومان اسعدی، آروین صداقت کیش، دکتر بابک خضرایی، هادی سپهری و دکتر رضا صمیم به عهده دارند. در شب برگزاری ششمین جشنواره نوشتارها و وب سایت های موسیقی در اینترنت جوایزی به برگزیدگان اهدا خواهد شد و ورود برای عموم آزاد می باشد.

گروه «صدای آناتولی»، شامل یک آنسامبل از سازهای حوزه موسیقی ایرانی – ترکی است که به سرپرستی و مدیریت هادی سپهری، موسیقیدان و اتنوموزیکولوگ به فعالیت می پردازد. این گروه اجراهای مختلفی نیز در خارج از کشور داشته است.

«کوراتت زهی رنگ» شامل هنرآموختگان دانشگاه هنر است که در این برنامه به اجرای آثاری از آهنگسازان جوان می پردازد.

«ارکستر آکادمیک پایتخت» با الگو برداری از مدل آموزشی “Elsistema” از سال ۱۳۹۵ زیر نظر آکادمی موسیقی پنج خط با مدیریت شهرام توکلی تاسیس و آغاز به کار نموده است. هدف از تشکیل این ارکستر ایجاد فرصت و امکان برای نوآموزان موسیقی بوده تا بتوانند ضمن کسب تجربه گروه نوازی از توانایی ها و قابلیت هایی که نوازندگی در ارکستر به آنها می دهد بهره مند شوند.

گروه کر تنال به رهبری میلاد عمرانلو و بنیانگذاری آموزشگاه موسیقی تنال درسال ۱۳۹۳ فعالیت خود را آغاز نموده است.این گروه با هدف اجرای آثاری از آهنگسازان معاصر ایران و جهان و اشاعه موسیقی کرال به فعالیت خود ادامه می دهد .در سال ۹۴ در ورکشاپ آهنگسازی پروفسور اسراییلیان قطعاتی از آهنگسازان جوان ایرانی اجرا نمود.گروه کر تنال در ورکشاپ سفر آوازی ایران و آلمان موفق به کسب مقام سوم شهریور ماه ۱۳۹۵ شد.


کاندیداهای ششمین جشنواره نوشتارها و وب سایت های موسیقی در اینترنت
در بخش اصلی

در بخش مقالات علمی-تحقیقی: امیرحسین رحمتی، مسعود خمسه پور و شاهین مهاجری
مقاله ی عمومی: سینا چراغی، علی نجفی ملکی و کامیار صلواتی
مصاحبه: فرزانه صوفی، سمانه فراهانی، سیامک قلی‌زاده و علیرضا سعیدی
یادداشت: فاطمه دانشور، سیداصغر نوربخش و بیتا یاری
گزارش: علیرضا سعیدی، بهرنگ نیک آئین و مریم درویش
نقد: سینا چراغی
ترجمه: منیره خلوتی و بهرنگ نیک آئین

در بخش جنبی
مقاله ی عمومی: آنژلا والی، سیامک قلی‌زاده، امیر بهاری و محمد مصطفى مهربانى
مصاحبه: رضا نامجو، ندا حبیبی، امیر بهاری و بیتا یاری
یادداشت: نیوشا مزیدآبادی و بیتا یاری
گزارش: ایمان پاکنهاد و بهرنگ نیک آئین
نقد: محمـد خلیلیان

2 دیدگاه

  • سارا حیدرنژاد
    ارسال شده در اسفند ۳, ۱۳۹۵ در ۱:۰۹ ق.ظ

    متاسفانه این حجم از ناداوری و بی تدبیری در مسابقه ای با این دامنه اثرگذاری اندک و حجم کمِ کارها فاحش است. با نگاهی دوباره به لیست نامزدها می شود رفاقت های نهان و پیدای آنها با هیئت نامحترم داوران را نظاره کرد. ظاهرا بنا نیست در این کشور جشنواره ای برگزار شود و در آن افراد به فک و فامیل و مداحان خود جایزه ندهند. وقتی در پیشه روزنامه نگاری که عنوان شغلی اش هم عرض روشن گری است چنین تقلب فاحشی صورت می گیرد دیگر چه جای گله از فلان هیئت داوران در فلان جشنواره با پسوند فجر. بوی تعفن از سر و روی این ناداوری می بارد. فقط می شود تاسف خورد و بس!دوستانی که این پیام را می خوانید شما را به مطالعه گفت و گو با فرهاد فخرالدینی رهبر مستعفی ارکستر ملی در روزنامه وقایع اتفاقیه (با لینک http://vaghayedaily.ir/fa/News/61132) دعوت میکنم. این مصاحبه جز گمنامی ام چه داشت که از کاندید کردن نام من به حراس آمده اید؟!

  • آروین صداقت کیش
    ارسال شده در اسفند ۶, ۱۳۹۵ در ۱۰:۰۶ ق.ظ

    خانم سارا حیدرنژاد عزیز،
    فارغ از لحن نوشته ی بسیار خشم آلودتان اجازه بدهید برخی مسایلی را که طرح کرده اید یک به یک پاسخ بدهم. تا آنجا که از فحوای کلام شما برمی آید از برگزیده نشدنتان احساس بی عدالتی کرده و هیات داوران جشنواره را متهم به سوگیری عامدانه کرده اید. بخشی از پاسخ به این شبهه ای که درافکندید جز با نوشتن دقیق دلایل انتخاب نشدن مصاحبه ی شما میسر نیست. اما چون این صفحه یک محیط عمومی است و حق شماست که بحث درباره ی اشکالات احتمالی کارتان (که منجر به کاندیدا نشدن شده) کاملا خصوصی و منحصر به شما و هیات داوران بماند، فعلا چیزی در این مورد نمی نویسم. دو سه روزی از زمان منتشر شدن این شرح صبر خواهم کرد و اگر شما تا آن وقت ما را از طرح این بخش پاسخ منع نکردید، آنگاه چون کامنت شما در فضای کاملا عمومی جشنواره را خطاب قرار داده پاسخ تکمیلی هم در همان فضا منتشر خواهد شد.
    باقی مسایلی که طرح کرده اید بدون این قید قابل پاسخگویی است. من و همکارانم به دوستی با تمامی نویسندگان موسیقی افتخار می کنیم وهیچ ابایی هم از آن نداریم و چیز قابل پنهان کردنی نیز در آن نمی یابیم. با این حال دوستی احتمالی هیچ یک از ما با شرکت کنندگان دخالتی در انتخاب شدن یا نشدنشان نداشته و ندارد. نه تنها دوستی که سابقه یا شهرتشان هم همین طور بوده است. هیات داوران این جشنواره در تمامی دوره ها تنها با متن هایی سر و کار داشته که برای جشنواره فرستاده می شد. ما تمامی نوشته ها را با دقتی -تا حد توانمان- زیاد خوانده ایم، از جمله مصاحبه ی شما را با فرهاد فخرالدینی، و درست به دلیل همین خواندن های دقیق است که در نهایت توانستیم میان تعداد زیادی آثار هم شاخه داوری کنیم و برخی را برگزینیم. این سرشت هر مسابقه است. عده ای برگزیده می شوند و عده ای هم باز می مانند. تا اینجای کار چیز شگفت آوری نیست. شگفت آور آنجاست که شما نمی پرسید چرا گفتگویتان انتخاب نشده (حتا نمی پرسید چه چیزی کم داشته) و پس از توضیح ما، اگر قانع نشدید، همه ی جشنواره ها و … را به توپ کژزبانی و تهمت ببندید، بلکه در دو گام، نخست به صورت پیش فرض (شاید حتا بدون خواندن اغلب آثار دیگر که با گفتگوی شما در یک شاخه ی رقابت شرکت کرده بودند) خود را برگزیده ی قطعی می دانید و سپس به صورت قهری نامزد نشدنتان را به ناداوری و بی تدبیری نسبت می دهید.
    پیشه ی هیچکدام از داوران این دوره از جشنواره روزنامه نگاری نیست و البته اگر هم بود در پیشه شان مرتکب تقلب نشده بودند. این یک رقابت است با همه ی مرادها و نامرادی هایش. هر رقابتی که نتیجه ی بر وفق مراد ما نداد نادرست بودنش مسلم نیست.
    رقیبان شما در شاخه ای که شرکت کرده اید هیچ تفاوتی با شما برای ما ندارند. برعکس تصور شما من شخصا (فکر می کنم همکاران دیگرم هم همین طور باشند) بسیار شادتر می شوم که برگزیدگان جشنواره از گمنام تر ها باشند چرا که در این صورت یکی دو نام به دایره ی موسیقی نویسان افزوده می شود. اصلا یکی از سودهای چنین جشنواره هایی شناسایی و از گمنامی به درآوردن استعدادهای تازه یا دیده نشده است. منتها یک قید را فراموش نکنید کیفیت کار اولین اولویت ما است. گمنامی تنها کافی نیست. به بیان دیگر اثر برگزیده قبل از هر چیز، فارغ از مولفش باید کیفیت قابل دفاعی داشته باشد و از سایر رقبا پیشی گیرد.
    سرآخر، ما نه تنها از برگزیدن مصاحبه ی شما و دیگران که از برنگزیدن آنها هم هراسی نداشته ایم. در حقیقت اگر اثری در رقابت با دیگر شرکت کنندگان هم شاخه اش در رتبه ی پایین تری قرار می گرفت بدون توجه به اسم و رسم نویسنده و رسانه اش آن را کنار می گذاشتیم. حتا می توانید به روشنی ببینید که اگر کلیه ی شرکت کنندگان در یک شاخه هم ملاک های داوری را برآورده نکرده باشند به سادگی از اعلام نامزد در کل آن شاخه اجتناب کرده ایم. در این راه تنها یک دلنگرانی یا هراس همراه ما بود و آن نگرانی از حفظ وحدت رویه و یکسانی نگاه به آثار شرکت کننده بود. ضمن این که می پذیریم هرگز مصون از اشتباه نیستیم، تمامی توانمان را برای دوری از خطا به کار گرفته ایم و امیدواریم به درستی عمل کرده باشیم.
    از طرف هیات داوران

ارسال دیدگاه

رایانامهٔ شما نمایش داده نخواهد شد.

تحقیقی درباره باربد؛ موسیقیدان دوره ساسانی (VII)

نخچیرگان به مجموع الحان سی گانه ی باربد شامل می شد. باربد آفریننده ترانه های نوروزی نیز به شمار می رود. از این ترانه ها می توان به فرخ روز، سروستان، ارغنون، لبینا اشاره کرد. آثار باربد را موسیقیدانان قرون بعدی چون شعبه، جنس، آوازه، و شاخه های مهم مقام ها توضیح و توصیف کرده اند، عبدالقادر مراغه ای در مقاصد الالحان ماهیت تاریخی و موسیقی لحن و آثار باربد را خاطرنشان نموده و آن را زمینه دوره اول تشکیل مقام ها شمرده است.

گزارشی از سخنرانی آروین صداقت کیش در سمینار «موسیقی و امر دراماتیک» (IV)

صداقت‌کیش ادامه داد: در امر دراماتیک اما این گونه نیست و درون و بیرون با هم یکی می‌شوند. اگر اجازه دهید مثالی در مورد امر هنری بزنم. کسانی که تئاتر بازی می‌کنند رابطه‌شان با متن نمایشی درونی است. یعنی نمی‌توانیم این رابطه را به درونی و بیرونی تقسیم کنیم و بگوییم این شخصیت واقعا وجود دارد و آن شخصیت فقط روی صحنه وجود دارد، همه‌شان وجود دارند. بنابراین این نظام باید با یکدیگر یکی و ادغام شده باشد. اگر به موضوع دادن پول به فروشنده به عنوان یک کنش برگردم، نمی‌توانیم بگوییم الان بیرون این نظام ارتباطی هستیم و نظام داخلی آن با نظام بیرونی‌اش متفاوت است. اگر کسی هم از بیرون به این رویداد نگاه کند فقط در حال نگاه کردن به یک کنش است و مانند موضوع داستان نیست که نتواند داخل آن شود، او هم می‌تواند وارد این کنش شود و مرزی ندارد.

از روزهای گذشته…

موسیقی نزد ایرانیان در ۱۸۸۵ میلادی (VII)

موسیقی نزد ایرانیان در ۱۸۸۵ میلادی (VII)

در سال ۱۸۷۳ ساختن یک قطعه سرود ملی به هموطن ما مسیو لومر تکلیف می شود. این سرود جالب و همچنین مارش تاجگذاری توسط لومر ساخته می شود و بوسیله مؤسسه انتشاراتی شودن (۱۶) {یا شودنس} واقع در کوچه سنت انوره (۱۷) پاریس به طبع میرسد و هزینه سنگین چاپ آن از طرف دولت ایران پرداخت می گردد.
چند تصویر از حضور نوازندگان در شهر تهران: ایستگاه‌های مترو (II)

چند تصویر از حضور نوازندگان در شهر تهران: ایستگاه‌های مترو (II)

ایستگاه میدان انقلاب: در ایستگاه متروی میدان انقلاب، دو نقطه بیش از هر مکان دیگری محلّ تجمع نوازنده‌ها بوده است. اوّلی همکف ایستگاه دقیقاً پس از عبور از ورودی تنگ ایستگاه و پشت به سوپرمارکتی است که در یکی دوسال اخیر باز شده است. تنها دفعاتی که دیده‌ام نوازندگانی در این نقطه به اجرای موسیقی بپردازند دو نوازندهٔ دف و سه‌تار بوده است. این دو نوازنده یک زن و مرد حدوداً سی و چند ساله بودند. مرد سه‌تار می‌نواخت و زن هم دف. بعد از چند بار متوالی که آن‌ها را دیدم، دیگر هیچ‌گاه آن‌ها را ندیدم. ازدحام و سروصدای آن نقطه آن‌قدر زیاد است که نوازندهٔ سه‌تار همواره با میکروفون می‌نواخت و نوازندهٔ همراهش هم به‌جای آنکه مثلاً تنبک‌نواز باشد دف‌نواز بود؛ احتمالاً‌ هم برای آنکه صدای سازش راحت‌تر شنیده شود و هم اینکه ظرائف تنبک در آن فضا قابل شنیدن و درک کردن نبود.
نگاهی به آثار ضبط شده جناب میرزا حسینقلی (II)

نگاهی به آثار ضبط شده جناب میرزا حسینقلی (II)

هامبارسوم تاجر مسیحی روسی الاصل (پدر لورتا هنرپیشه سینما) با مشارکت و سرمایه گذاری جهت بدست آوردن امتیاز نمایندگی فروش صفحات گرامافون، پنج تن از هنرمندان را برای ضبط صفحه راهی پاریس می کند:
مقایسه‌ی روش‌های آموزش ساز عود در موسیقی ترکی (I)

مقایسه‌ی روش‌های آموزش ساز عود در موسیقی ترکی (I)

سنت عودنوازی در تاریخ موسیقی کلاسیک ایران، بر خلاف کشورهای همجوار، منقطع بوده‌است. حدود هفتاد سال پیش، زمانی‌که نسخه‌های دست‌نویس اتودهای محی‌الدین تارگان در کشور ترکیه دست‌به‌دست می‌شدند، سال‌ها و بلکه قرن‌ها بود که «عودنوازی» در ایران به یک سنت مهجور بدل شده‌بود. با این‌حال در دهه‌های گذشته، عود و عودنوازی، در ایران نیز مجدداً با اقبال مواجه شده و به‌ویژه در سالهای اخیر، چه به لحاظ فنی و تکنیکی و چه از نظر تعداد نوازندگان، رشد قابل ملاحظه‌ای داشته‌است. با وجود این، متأسفانه هنوز متد آموزشی استانداردی برای عود در موسیقی ایران نگاشته نشده و تنها تلاش صورت گرفته نیز گذشته از اینکه در معرفی کارگان موسیقی ایران ضعف دارد، از نظر فنی به ویژه در انگشت‌گذاری‌ها دارای ایراداتی‌ بنیادی است.
نقد تاریخ نگاری موسیقی ایرانی (VII)

نقد تاریخ نگاری موسیقی ایرانی (VII)

به عبارت دیگر موسیقی ایرانی، از این دیدگاه موسیقی رایج در ایران است. شناسایی این موسیقی در طول تاریخ ممکن نیست چرا که موسیقی قبل از پیدایش وسایل ضبط صوت، گذرا و ناپایدار بوده است. قدیمی ترین موسیقی ایرانی ضبط شده و قابل بررسی، موسیقی های دوران مظفرالدین شاه قاجار (حدود ۱۰۰ سال پیش) هستند و آن ها نیز موسیقی هنری و درباری آن زمان اند و نه کل موسیقی رایج در آن زمان. (نک سپنتا ساسان / تاریخ تحول ضبط موسیقی در ایران)
دیبازر: اولین بودن برای من ارزش نیست

دیبازر: اولین بودن برای من ارزش نیست

عموما که معرفی کردن توسط خودم انجام شده، به آن صورت که خودم دوست داشتم معرفی کردم ولی شاید این بار به صورت دیگری معرفی کنم. حمید رضا دیبازر، ۴۲ ساله، متاهل، بدون فرزند، آشپزی و مکانیکی بلد نیستم، کار خانه را گاهی اوقات دوست دارم و گاهی دوست ندارم انجام دهم، دوست دارم سریع رانندگی کنم، دوست دارم گاهی در ماشین موسیقی گوش ندهم، دوست دارم رستورانهایی برم که در آنها موسیقی اجرا نمی شود. در استودیو شخص دقیقی هستم و تقریبا از کارم خسته نمی شوم، در ارتباط با کارم با انرژی و با انگیزه هستم. نسبت به کارم فرد امیدواری هستم، کارم به من انرژی می دهد و من هم با تمام انرژی کار می کنم.
به مناسبت ۷ مهر تولد حسین دهلوی (IV)

به مناسبت ۷ مهر تولد حسین دهلوی (IV)

پیوند شعر و موسیقی آوازی از جمله سلسله مقالاتی بود که در همین مجله به چاپ می رسید که بعدها با جرح و تعدیلهای فراوان و با مشاوره بسیاری از اساتید زبان شناسی و ادبیات (چون دکتر باطنی، حق شناس و مهدخت معین) برای نخستین بار در سال ۱۳۷۹ توسط نشر ماهور چاپ شد. اما از جمله مقالات مهم دیگر او می توان به مقالات: چند صدایی در موسیقی ایران (موزیک ایران، تیر ۱۳۴۰)، کنتر پوان و مقایسه آن با هارمونی (مهر ۱۳۳۳ موزیک ایران)، در پاسخ به مقاله سعدی حسنی در باره اختلاف ربع پرده (موزیک شهریور ۱۳۳۳)، موسیقی و اجتماع (خرداد ۱۳۳۶ همان)، پدال در موسیقی ایران (خرداد ۱۳۳۴ همان) و حتی مقالات دوران پس از انقلاب مثل نت نگاری در موسیقی ایران (مندرج در ادبستان ش. ۷)، ویژگی های سنتور (در کتاب ماهور شماره ۲ و ۳) و… اشاره کرد.
گزارش جلسه هشتم «کارگاه آشنایی با نقد موسیقی» (III)

گزارش جلسه هشتم «کارگاه آشنایی با نقد موسیقی» (III)

تقریباً تمامی مجلات تخصصی موسیقی (با گرایش‌ها و سطح‌های متفاوت) در هر شماره‌ی خود بخشی را به نقد موسیقی یا مواردی مرتبط با آن اختصاص می‌دهند:
اقیانوسی بنام باخ (III)

اقیانوسی بنام باخ (III)

باخ از آزمایش گذشت زمان سربلند بیرون آمده و همین امر می تواند دلیل محکمی بر توانایی های او باشد. با دقت در دلایلی که سبب بقای شهرت و جاودانگی آثار باخ شده می توان وجه تمایز او را با دیگر آهنگسازان هم ردیفش به وضوح دریافت.
چه مقدار تمرین، چه مقدار پیشرفت (VIII)

چه مقدار تمرین، چه مقدار پیشرفت (VIII)

در هر تمرین دو امر جریان دارد: یکى تمرینِ ذهن جهت پرداخت و آنالیزِ قطعه ى مورد نظر و دوم تمرین دست ها جهت بدست آوردن نرمى لازم. ذهن شما قبل از دست هاى شما مشغول به کار مى شود، در نتیجه کار بر روى ذهن، هم مهمتر است و هم اولویت دارد. شما هرگونه که ذهنتان را عادت دهید همانگونه رفتار خواهد کرد.