تامی امانوئل و افکت های تصادفی

تامی امانوئل
تامی امانوئل
تامی امانوئل (Tommy Emmanuel) یکی از نوازندگان برجسته گیتار -fingerpicking- میباشد، وی بیشتر بخاطر اجراهای پرهیجان و همچنین استفاده از افکت های تصادفی در اجراهایش مشهور میباشد. در ۳۱ می سال ۱۹۵۵ در شهر New South Wales استرالیا بدنیا آمد.

در سن ۴ سالگی بود که به وی گیتاری هدیه داده شد و زیر نظر مادر شروع به یادگیری گیتار نمود و در ابتدا به همراهی مادرش که خود نوازنده گیتار آکوستیک بود میپرداخت.

در سن هفت سالگی اولین اتفاق مهم زندگیش رخ داد و آنهم گوش دادن به اجرایی از جو پس – یکی از مشاهیر گیتار جز – در رادیو بود که به گفته امانوئل بسیاری او را تحت تاثیر قرار داد.

audio file بشنوید اجرایی از تامی امانوئل را

در سال ۱۹۶۴ وی بعنوان یک موزیسین حرفه ای فعالیت خود را از سر گرفت آنهم تنها در زمانیکه ۹ سال بیشتر از سن او نمیگذشت. شاید مهمترین تاثیر در شکوفایی اش اطمینان قلبی پدرش به او بود چرا که با دیدن استعدادش خانه و زندگی اش را فروخت و در ماشین واگن دار زندگی جدیدی را آغاز نمود و هدف از این کار اجرای کنسرت و نشان دادن مهارت فرزندش در امر نوازندگی بود.

audio file بشنوید اجرایی از تامی امانوئل را

زندگی در ماشین همانند جیپسی ها دوران کودکی تامی را در بر میگرفت. او به همراه گروهش که خانواده اش بودند به نوازندگی گیتار میپرداخت. پس از مدتی خانواده متوجه شدند، زندگی در جاده ها مناسب نیست؛ آنها اکثرا گرسنه و فقیر بودند و پدرش در تمامی این زمان مشغول رانندگی و تبلیغ در مورد کنسرت بود. آنها متوجه شدند تا مستقر شدن در یک جا و فرستادن امانوئل به مدرسه شاید باعث خوشبختی وی شود. در سال ۱۹۶۶ پدرش از دنیا رفت و در دهه هفتاد او همراه با برادرش Phil در گرو Goldrush به نوازندگی درام میپرداخت!

در دهه ۸۰ وی به گروههای متعددی بیوست و حتی در سال ۱۹۸۷ به همراه تینا ترنر در توری به اجرا پرداخت اما تصمیم گرفت تا گروه را ترک کند و فعالیتش را در زمینه تکنوازی متمرکز نماید.

audio file بشنوید اجرایی از تامی امانوئل را

هر چند در خلال فعالیتهایش با نوازندگان برجسته چون: Chet Atkins, Eric Clapton, Sir George Martin, Air Supply, John Denver و Les Paul نیز به همکاری میپرداخت.

audio file بشنوید اجرایی از تامی امانوئل را

اما مهمترین اتفاق که جرقه ای بود و شهرت بیش از پیش وی دعوت از تامی برای اجرای برنامه در مراسم اختتامیه المپیک ۲۰۰۰ استرالیا بود و این اجرا که به همراه برادرش بود نظرهای بسیاری را به خود جلب کرد و پس از آن بود که درخواست های بسیاری برای اجرا به او پیشنهاد شد و این روند از سال ۲۰۰۰ تا بدین سال به صورت متمادی ادامه دارد و همگان وی را یکی از بهترین نوازندگان بر روی صحنه میدانند. لازم به ذکر است؛، اجراهای پرشور وی مخاطبان بسیاری دارد.

ارسال دیدگاه

رایانامهٔ شما نمایش داده نخواهد شد.

درباره قطعه سمفونیک خلیج فارس اثر شهرداد روحانی

این اولین بار نیست که موسیقی ای به اصطلاح نادقیق «مناسبتی» (یا به اصطلاح غلط تر: سفارشی) برای مایملک ملی این مرز و بوم ساخته می شود. گفته قدما- یعنی الفضل للمتقدم- لااقل برای حیطه هنرها و به خصوص موسیقی، مصداق چندانی ندارد. به بیانی رسانه یی تر: اینجا امتیاز آوردن بر حسب شایسته سالاری است و نه پیش افتادن های غالبا تصادفی و رابطه یی در جریانی که اصلامعلوم نیست «مسابقه» باشد.

مروری بر آلبوم «بازشنودی از نی دوره قاجار؛ صفدرخان و نائب اسدالله»

غیر از موسیقی کلاسیک غربی که تنوع در عینِ تناسب را درآن به غایت رسانده‌اند در دیگر موسیقی‌های کلاسیک، سازهای بادی در اقلیت‌اند. در موسیقی ایران این قلت به نهایت رسیده و امروز تنها ساز بادیِ حاضر، نیِ موسوم به هفت‌بند است. نه تنها دیگر سازهای بادیِ ممکن و آزموده مانند کلارینت بلکه سازهایی را که برای خود جایگاهی یافته بودند نیز انگ‌های توتالیتری دهه‌های گذشته از میدان راندند.

از روزهای گذشته…

گفتگو با تیبو (III)

گفتگو با تیبو (III)

فرانسیس پلانته (Francis Planté)، پیانیست پاریسی، این طرز فکر را خیلی خوب در برابر یک بانوی انگلیسی به زبان آورد. این خانم انگلیسی به پلانته گفته بود که در مقایسه با روبینشتاین، پلانته پیانیست بزرگ تری است زیرا روبنشتاین نت های زیادی را فالش می زند. پلانته نیز در جواب می گوید: «اوه، بانو، من ترجیح می دادم که به جای تمامی نت هایی که خودم ژوست می نوازم، بتوانم نت های فالش روبینشتاین را بنوازم.»
بلا بارتوک و اتنوموزیکولوژی (I)

بلا بارتوک و اتنوموزیکولوژی (I)

بلا بارتوک آهنگساز برجسته مجارستانی، یکی از مهمترین موسیقیدانان قرن بیستم می باشد. او به همراه دوست و همکارش زولتان کودالی (Zoltán Kodály) دیگر آهنگساز بزرگ مجار، موسیقی شناسی فرهنگی– اتنوموزیکولوژی (ethnomusicology) را گسترش داد. موسیقی او از ملودیها، مقامها و بافت ریتمهای موسیقی مجار و انواع دیگر موسیقی سنتی نیرو گرفته که او آنرا با تاثیری که از موسیقیدانان معاصرش پذیرفته، ترکیب و سبکی متمایز و منحصر به خویش را خلق کرده است. بارتوک در امپراطوری بزرگ آسترو- مجارستان (Austro-Hungarian) بزرگ شد که بعد از جنگ جهانی اول بر اساس عهدنامه تریونون (Trianon) از مجارستان جدا شد.
باغلاما در قرن بیستم، حالتی بین تکامل و استانداردسازی (II)

باغلاما در قرن بیستم، حالتی بین تکامل و استانداردسازی (II)

در تصویر پائین از کتابِ «توصیف تاریخی، تکنیکی و ادبی آلات موسیقی شرقی» نوشته ی گیوم آندره ویّوتو در ۱۸۳۲م. از چپ به راست تنبورِ بُلغاری، تنبور باغلاما، تنبورِ بوزوک و تنبورِ شرقی را مشاهده می کنید [با توجه منابع مختلف از جمله موسیقی الکبیر نوشته ی فارابی به نظر می رسد عنوان تنبور یک اصطلاح عمومی برای انواع لوت دسته بلند بوده است]
«شیوه‌ی نوازندگی» در موسیقی ما چه معنایی دارد؟ (II)

«شیوه‌ی نوازندگی» در موسیقی ما چه معنایی دارد؟ (II)

با این حساب، شیوه‌ی نوازندگی یک نوازنده در موسیقی ما مجموعه‌ای است از عوامل فقط مربوط به نواختن و همچنین بعضی عوامل مربوط به ساختن. در همین وضعیت است که عواملی مثل صدادهی (سونوریته) شخصی، ارتباط فیزیکی با ساز و نحوه‌ی صداگیری (مثل نقاط زدن مضراب، شکل‌های کشیدن کمان و …) دامنه‌ی شدت‌وری (Dynamic Range)، دامنه‌ و کیفیت مالش‌ها، ناله‌ها و لغزش‌ها، و … با عوامل دیگری مثل بسامد استفاده از تکنیک‌ها، نوع کوک ساز، تعیین فواصل نغمه‌ها در یک مد خاص، و حتا استفاده از ریتم و ملودی‌های خاص، و … همه می‌تواند جزئی از «شیوه‌ نوازندگی» باشد.
نگاهی گذرا به جریان بندی های موسیقی ایران؛ به بهانه سالروز درگذشت پرویز مشکاتیان (III)

نگاهی گذرا به جریان بندی های موسیقی ایران؛ به بهانه سالروز درگذشت پرویز مشکاتیان (III)

مشکاتیان در سال ۱۳۳۴ در نیشابور دیدن جهان را آغازید و در شش سالگی پدر، ساز به دستش داد. در سال ۱۳۵۳ به دانشکده هنرهای زیبا راه پیدا کرد و از همانجا به مرکز حفظ و اشاعه موسیقی پیوست و از اساتید آنجا بهره برد (استادان مرکز حفظ و اشاعه و هنرهای زیبا در موسیقی ایرانی در بعضی موارد مشترک بودند و سیستم آموزشی نیز به روش سینه به سینه بود ولی هنرجویان دانشگاه تهران با استفاده از استادان دیگر در رشته موسیقی کلاسیک غربی، با مبانی نظری موسیقی غربی نیز آشنا می شدند.)
پرده بندی سازهای زهی

پرده بندی سازهای زهی

یکی از مهمترین کاربردهای نسبتهای طولی سیم در ساز٬ استفاده جهت پرده بندی دسته سازهای زهی است. در این مورد می توان مثالهایی را ذکرنمود : اگر طول اولیه سیم نصف شود یا به عبارتی طول بخش مرتعش و فعال سیم نصف طول اولیه گردد٬ فاصله حاصله ۱/۲ یا اکتاو کوک سیم خواهد بود…
مروری بر آلبومِ «تو مست‌تری یا من؟»

مروری بر آلبومِ «تو مست‌تری یا من؟»

داود آزاد، با تارنوازی به شیوه‌ی بیگجه‌خانی در آلبوم «مکتب تار تبریز»(۱۳۶۹) وارد بازار موسیقی شد. در ادامه‌ی راه، نواختن موسیقیِ آذربایجان با تار ایرانی و سه‌تارنوازی به شیوه‌ی هرمزی از دیگر آثار او بودند. با این آلبوم‌ها او در مقامِ نوازنده‌ای شاخص شناخته می‌شد که گویا علائقی صوفیانه نیز دارد: آنچه از رنگ رخساره می‌شد خبر گرفت. و در نهایت هم، پیش‌تر از ویرتوئوزیته‌اش، آنچه شخصیتِ موسیقاییِ او را تثبیت کرد، ایستادن‌ بر شانه‌های گرایشِ خاصی در تصوف و عرفان بود که در سال ۱۳۷۵ با آلبوم «نورِ جان» نمود یافت (که ابتدا با نام «نوربخشِ جان» منتشر و با فاصله‌ی چند روز، از بازار جمع‌آوری شد).
گزارشی از سخنرانی آروین صداقت کیش در سمینار «موسیقی و امر دراماتیک» (VI)

گزارشی از سخنرانی آروین صداقت کیش در سمینار «موسیقی و امر دراماتیک» (VI)

او پس از ذکر دو سوال موسیقی و امر دراماتیک یا موسیقی و درام چگونه هم‌نشین می‌شوند؟ و آیا موسیقی به ذات خود و بدون آن که با یک نمایش همراه شود می‌تواند واجد موقعیت‌های دراماتیک باشد یا خیر؟ گفت: مسئله ما در این جا چیست؟ مسئله بخش اول این است که موسیقی و درام چگونه هم‌نشین می‌شوند. سعی می‌کنم تنها بعضی از مسائل را به شما نشان دهم. چون باز کردن همه پاسخ‌های ممکن برای چنین مسائلی که طرح می‌کنم فوق‌العاده وقت‌گیر و خارج از حوصله این جلسه است.
مستند مارتین اسکورسیزی (II)

مستند مارتین اسکورسیزی (II)

اسکورسیزی در باره کار فیلمسازان دیگر این مجموعه چنین قضاوت می کند : “فیلم چارلز برنت، یک درام شخصی و شاعرانه در باره بلوز است که از دید یک پسر جوان روایت می شود. ویم وندرس، فیلمی خا طره انگیز در باره گذشته، حال و آینده بلوز، از طریق زنده کردن خاطره سه خواننده بزرگ بلوز ساخته است.”
وهم یا نبوغ‌؟! (I)

وهم یا نبوغ‌؟! (I)

“… عجیب است؛ مردمی که متوسط بهره‌ی هوشی‌شان ۸۴ است (در مقایسه با دامنه‌ی نرمال ۹۰ تا ۱۱۰) و در طبقه‌ی ملت‌های دارای هوشِ «زیرِ متوسط» قرار می گیرند، خود را باهوش‌ترین ملت دنیا می دانند و از تکرار این باورِ فریب، لذت می‌برند و غره می شوند و با همین خودفریبی، پی در پی فرصت های تاریخی را… واگذار می کنند.”<