به چه سبکی سنتور بنوازیم؟ (II)

زمانی که ما سعی می کنیم یکی از سبکها را و فقط یکی را، هم برای نوازندگی و هم برای شنیدن انتخاب کنیم طبیعی است خود را از ویژگی های خوب دیگر سبکها محروم کرده ایم. آیا نمیتوان بی تعصب از تمامی شیوه ها و سبکهای نوازندگی لذت برد؟ من فکر می کنم این موضوع ارتباط به دیدگاه یک نوازنده و اطلاعات و سواد او نسبت به موسیقی دارد.

وجود حداقل چند مشخصه به صورتی که من استنباط کردم میتواند باعث تغییر در نوع نوازندگی سنتور نوازان و سونالیته سازی آنها و نهایتاٌ شیوه وسبک نوازندگی ایشان شود:
۱-نوع و کیفیت و چگونگی صدادهی سنتور: این موضوع را میدانیم که قطعات امروزی را کمتر می توان با سنتور های قدیمی نواخت چرا که بطور طبیعی و آنگونه که انتظار می رفت کیفیت و صدا دهی سنتورهای ساخته شده رفته رفته با قطعات ساخته شده توسط سنتور نوازان ، پیشرفت تقریباٌ پا به پایی داشته است تا جایی که قطعات پیشرفته ی ساخته شده برای سنتور دارای تناسبی قابل قبول با سازهای ساخته شده است. بنابراین نوع سنتور تا حدی می تواند تعیین کننده ی نوع نوازندگی گردد و باز در نهایت متمایل شدن نوازنده به سبکی خاص.
۲-استفاده دائم از تکنیکهای مضرابی خاص برای بیان بعضی از حالات و در مواردی استفاده از دست بدون مضراب جهت خفه کردن صدا یا ایجاد لرزش (ویبره) و امثال آنها، که مجموعاٌ باعث ایجاد لحنی متفاوت می گردد و استفاده ی همیشگی نوازنده از آنها به تدریج معرف سبک نوازنده می شود. البته زمان و چگونگی استفاده از این تکنیکها نیز در تغییر شیوه ی بیان مطلب تاءثیر بسزایی دارد بنحوی که شیوه ی نوازندگی دو نوازنده را بطور محسوس از یکدیگر متمایز می کند.
۳-و دیگر چگونگی اجرای ردیف که فکر می کنم این موضوع رابطه ی مستقیمی با درک نوازنده از ردیف دارد. کما اینکه اجرای ردیف خواه توسط اساتید قدیم و خواه اساتید وقت کاملاٌ قابلیت باز شناختن از یکدیگر را دارند، بدین معنی که معلوم می شود نحوه ی بیان ردیف و چگونگی صدا گرفتن و سونالیته ساز اساتید با توجه به مهارت و سلیقه و درک ایشان متفاوت است که این امر تحقیقاٌ ساز ایشان را به سوی سبکی خاص سوق می دهد.

اگر بی تعصب و واقع گرا بنگریم هیچ سبک و شیوه ی نوازندگی را نمی توانیم کاملاٌ رد کنیم و یقیناٌ نمی توانیم یکی و فقط یکی از آنها را بعنوان بهترین انتخاب کنیم (فرض بر اینکه عامل سلیقه دخالتی نداشته باشد) چرا که بالاخره هر سبکی با نگاه دقیق می تواند حداقل یک خصیصه ی خوب و پسندیده و قابل قبول داشته باشد و البته حداکثر دهها خصیصه ی خوب.

یکی پایوری می زند یکی مشکاتیانی و دیگری به سبک مجید کیانی! یک نوازنده سنتور باید به کدام یک از این سبکها بنوازد و از کجا این سبکها را از هم باز شناسد. روشن است شاگرد سبکی را خواهد نواخت که استاد او به او دیکته می کند و طبعا ٌ مطابق سلیقه ی استادش ساز خواهد زد.

نتیجه می گیریم ریشه یابی این موضوع از اساتید و معلمین آغاز می شود که اذهان شاگردها را به چه سمت و سوقی راهبری می کنند. اخلاقی که معمولاٌ اساتید و معلمین دارند نسبت به شیوه ی تدریسشان و اینکه شاگرد باید مطابق سلیقه و سبک مورد نظر ایشان ساز بزند تعصب به خرج می دهند.

بطوریکه بیشتر کسانی که در کلاسهای متفاوت نزد اساتید مختلف رفته اند و کلاسهای ایشان را از نزدیک دیده اند، دیده شده است که اکثراٌ شاگردی که در کلاس صحبت از سبک دیگری کند و یا تمایل به شیوه سنتور نوازی دیگری را از خود بروز دهد مورد نکوهش قرار میگیرد (تجربه شخصی) و معمولاٌ در آن کلاسها شروع می کنند به بر شمردن اشکالات و نواقص سبکهای دیگر بطوریکه شاگردان اینگونه نتیجه گیری می کنند که پس سبکی که ما می نوازیم بهترین سبک است و به دنبال کلاس دیگری با استاد دیگری (احیاناٌ با شیوه و سبک خاص دیگری )نمی روند.(حداقل تا مدتها)

6 دیدگاه

  • رضا
    ارسال شده در بهمن ۲۷, ۱۳۸۷ در ۸:۱۰ ق.ظ

    جا دارد که در ادامه ی بحث، سعی شود سبک های مورد اشاره، نه بر اساس نام اساتید، بلکه بر اساس «مضمون» آنها نامگذاری شود. چرا که اساسا «سبک نوازندگی» و «مضمون و محتوای موسیقی» در ارتباطی تنگاتنگ با هم قرار دارند. بعنوان مثال در نوازندگی پیانو می شود در حدود ده سبک نوازندگی را معرفی کرد که همه ی آنها در واقع برخواسته از سبک های کلی موسیقی هستند. بعنوان مثال وقتی می خواهند بگویند که فلانی در چه سبکی پیانو می نوازد؟ معمولا پاسخ اینگونه است: بلوز، راک، کوکتل، بوگی ووگی، رگ تایم، جاز، گاسپل (مذهبی)، محلی، سنتی، کلاسیک، عصر جدید و غیره. این سبک ها، اگر نتوانند از هم «تشخیص» داده شوند، اساسا نباید به آنها سبک اطلاق کرد. هرچند تعریف و تمایز سبک همیشه سخت بوده است. بعنوان مثال به سختی بتوان سبک جاز را تعریف کرد ولی با گوش کردن به آثار جاز به تدریج می توان یاد گرفت که این سبک جاز است و مثلا کلاسیک نیست. برخی از سبک ها دارای تفاوت های بسیار روشنی هستند. مثلا نمی شود بلوز را با کلاسیک اشتباه گرفت. ولی برخی از سبک ها دارای تعاریف مشخصی نیستند مثلا سبک نیو ایج (عصر جدید) صرفا به این خاطر که در آن از آکوردهای ساده، صداهایی تقلید شده از طبیعت و غیره استفاده می شود به اینصورت از بقیه منفک شده است. اما بلوز دارای گام جداگانه ای است. برخی از سبک ها با توجه به نحوه ی اجرای آهنگ از بقیه تفکیک می شوند. مثلا بوگی ووگی اساسا همان بلوز است. ولی چون بوگی ووگی برای رقص بکار می رود و برعکس بلوز مضمونی غمگین ندارد، آنرا جدا کرده اند. بنابراین معمولا درست نیست که بگوییم سبک استاد الف، سبک استاد ب. سبک ها دامنه ای وسیع تر را پوشش می دهند و معمولا باید با توجه به عناصر موسیقی نظیر ملودی، گام، سنکوپ ها، محل های تاکید، مضمون (مذهبی، محلی)، حالت (شاد، غمگین) و غیره تعریف شوند. بنابراین ضمن قدردانی از تلاشتان در باز کردن این بحث، در صورت امکان تلاش کنید، با مطالعه ی کتابهایی در خصوص سبک های موسیقی (بدون توجه به نوع ساز) و سبک های نوازندگی (با تاکید بر ساز) روش های طبقه بندی این سبک ها را الگو قرار داده و انشاء الله بتوانید با تطبیق آنها با آنچه که از سبک های مختلف این اساتید درک می کنید، به طبقه بندی و نامگذاری مناسبی نایل گردید. موفق باشید.

  • مطلبی
    ارسال شده در بهمن ۲۷, ۱۳۸۷ در ۲:۰۴ ب.ظ

    جالبه تو این سایت یه سری نویسنده هست، یه سرس زیر نویسنده! که ظاهرا این زیر نویسنده های پر تلاش بی نام و نشان اطلاعاتشون از نویسنده ها بیشتره و همواره در تلاش برای راهنمایی و علم آموزی به نویسندگان هستن! اونهم از طریق زیر نویس ها! و این وضع کم کم داره مسخره و غیر قابل تحمل میشه. دقت کنید آقا رضا زیر نویسنده چی فرمودن: “در صورت امکان تلاش کنید، با مطالعه ی کتابهایی در خصوص سبک های موسیقی (بدون توجه به نوع ساز) و سبک های نوازندگی (با تاکید بر ساز) روش های طبقه بندی این سبک ها را الگو قرار داده و انشاء الله بتوانید با تطبیق آنها با آنچه که از سبک های مختلف این اساتید درک می کنید، به طبقه بندی و نامگذاری مناسبی نایل گردید. موفق باشید.” آخه این چه طرز برخورد با آدم متخصصی هست که زحمت کشیده و مطالبی رو بی منت برای استفاده ما قرار داده؟؟؟!!!!! من مخالف نظر دادن نیستم ولی این روش برخورد گستاخانه و متوقع ایشون اشتباهه. طبعا میشه ازمطالب دانشمندانی چون آق رضا زیر نویسنده هم در این سایت استفاده نمود و نیازی نیست ایشون اینقدر در زیر نویسی تلاش کنند!. ممنون از شما زحمات شما جناب ضرابی.

  • ارسال شده در اسفند ۴, ۱۳۸۷ در ۹:۴۶ ب.ظ

    رضا جان سلام
    ممنون از توجه شما به این مطلب
    بی شک حق با شماست، اما اگر اجازه بدهید به چند نکته اشاره کنم:
    -از آنجاییکه میدانیم ما (ایرانیها) دارای پیشینه و فرهنگی بس غنی هستیم ولی میگویند “داشتم داشتم حساب نیست دارم دارم حساب”.
    وضعیتی که امروز موسیقی سنتی ما دارد (به دلایل مختلفی که ذکر آنها در این مقال نمیگنجد و مطمئنم که شما کاملا در این زمینه نیز آگاهی کافی دارید) از آنچه که قبلا (در زمانهای پیشین) داشتیم اینطور به نظر میرسد که بسیار متفاوت است
    و تغییرات زیادی کرده و روزگار، موسیقی امروز ما را از آنچه قبلا داشتیم کاملا جدا کرده و این انفصال ناگهانی ما را از پیشینه ی موسیقی خود کاملا بی اطلاع گذاشته.
    نکاتی که در مورد سبک فرمودید در مورد ۱۰۰ سال موسیقی خودمان که ما از آن اطلاع داریم بی معنی و بی مفهوم است البته تمام مواردی که در مورد سبک اشاره داشتید بنده نیز از آنها بی اطلاع نیستم(بی ادعا) اما قبول بفرمایید که در مورد حدودا ۱۰۰ سال نوازندگی سنتور، سبک به چه معنی است؟
    من باید به کدام پیشینه اشاره کنم؟ از تمام مواردی که گفتید چند مورد را میتوان با وضعیت فعلی موسیقی ما انطباق داد؟
    اما آن بحثی که فعلا یا به درست یا به غلط مابین سنتور نوازان غالب است “سبک سنتور نوازی” یعنی همان شیوه و طریقه ی نوازندگی
    اساتید در همین ۱۰۰ سال اخیر است و جالب است بدانید این شیوه ها با اسم اساتید جا افتاده حال من باید چه اسم علمی برای این چند شیوه موجود حال حاضر انتخاب کنم؟ آیا اگر خلاف آنچه که در بین نوازندگان سنتور حاکم است عنوانی دیگر انتخاب کنم، گمراه کننده نخواهد بود؟ یا بزرگ نمایی تصنعی راجع به آنچه واقاّ در دست داریم نخواهد بود؟
    با این حال به روی چشم، من عاشق مطالعه هستم و این کار را ادامه خواهم داد فقط از شما نیز خواهشی داشتم که موسیقی سنتی امروزِ ما را با اندازه های موسیقی غرب (که پیشینه ی در دسترس آن حدودا ۲۰ قرن است) نسنجید و اگر اطلاعات شما بیشتر در زمینه ی موسیقی غرب است در مورد موسیقی ما اطلاعات تخصصی بیشتری کسب بفرمایید. این عنوانی که برای مقاله انتخاب شده با توجه به اصطلاحات روزمره و فعلی است و این نکاتی که در مورد سبک اشاره کردید فعلا در حد و اندازه های موسیقی ما نیست.
    باز هم تشکر

  • hamid
    ارسال شده در اسفند ۲۱, ۱۳۸۷ در ۱۲:۰۰ ب.ظ

    سلام
    وبا سپاس از مقاله شما ،خواستم نکاتی را عرض کنم که با توجه به علاقه مندی شما در این راستا ، شاید مثمر ثمر باشد.
    اساسا در هر رشته ای از علوم برای رشد آن تحلیلی از وضع موجود انجام میشود و آسیبشناسی و نقاط ضعف و قوت وضعیت فعلی سنجیده شده و برای آینده برنامه اجرائی تدوین میگردد.در زمینه موسیقی ایران کمتر به این امر توجه شده لذا تدوین طبقه بندی شیوه ها و یا سبک های موجود کاری است ضروری. سبک در سنتور نوازی دقیقا تعریف مشخصی دارد یا نه؟؟ بعنوان مثال آیا کسی با مضراب بدون نمد سنتور بنوازد سبک محسوب میشود یا نه و … .
    همچنین پیشنهاد میکنم ابتدا اصول صحیح نوازندگی با جماع نظارت تدوین(بدون هیچگونه تعصبی) شده و آموزش با همان متد استاندارد انجام یابد تا بعد از رشد هنرجو و رسیدن به مراحل عالی ، بتواند شیوه یا سبک مورد علاقه خود را دنبال نماید

  • hamidrt2000@yahoo.com
    ارسال شده در اسفند ۲۱, ۱۳۸۷ در ۱۲:۰۲ ب.ظ

    ایمیل اینجانب هم ارسال میشود جهت ادامه بحث

  • فرزین کشاورز
    ارسال شده در اسفند ۲۳, ۱۳۸۷ در ۵:۳۳ ب.ظ

    من ساز استاد رضا ورزنده را دیده ام.صدادهی و فیزیک سازهای قدیمی طوری است که مشکل میتوان قطعات پایور یا مشکاتیان یا اردوان کامکار (!) رو با اونهااجرا کرد.
    باور کنید که صدای ساز روی سبک نوازندگی
    تاثیر زیادی دارد.

ارسال دیدگاه

رایانامهٔ شما نمایش داده نخواهد شد.

ادوارد الگار، آهنگساز انگلیسی (XXV)

نامه از آلیس به کاریس، دوم ژوئن: عزیزم، روستا منتظر آمدن تو است و همچنین خود من! یک جشن خوب نیز در کنار تو به مناسبت تولد پدرت بر پا می کنیم که با حضور تو از عزیزترین جشن ها خواهد بود. هنوز هیچ نامه یا کادویی به دست او نرسیده است، به غیر از چند شاخه گل از طرف رزا!

مستر کلاس رهبری شهرداد روحانی برگزار می شود

مستر کلاس رهبری توسط استاد شهرداد روحانی در آکادمی موسیقی کوشا برگزار خواهد شد. این مستر کلاس از دوازدهم شهریور ماه آغاز خواهد شد و مهلت ثبت نام در این مسترکلاس تا نهم شهریور می‌باشد. در این کلاس مباحث تکنیک حرکات دست، پارتیتور خوانی و… مورد بحث و بررسی قرار خواهد گرفت و یک قطعه انتخابی هنرجویان شرکت کننده توسط پیانیست و نیز یک کوارتت زهی در دو جلسه جدا نواخته خواهد شد و هنرجویان ایشان را رهبری خواهند کرد. (یک جلسه اجرا با پیانو و یک جلسه اجرا با کوارتت زهی)

از روزهای گذشته…

«سخنی نیست» علی قمصری فردا رونمایی می شود

«سخنی نیست» علی قمصری فردا رونمایی می شود

«سخنی نیست»، جدیدترین اثر علی قمصری، فردا در تالار وحدت رونمایی می شود؛ این اثر با همکاری بنیاد رودکی تهیه شده است. «سخنی نیست» اثری با کلام است که با اشعار سایه و احمد شاملو تهیه شده است که در آن چهار بانو همخوانی می کنند.
چهره ی آدرنو از قابِ اتنوموزیکولوژی (VI)

چهره ی آدرنو از قابِ اتنوموزیکولوژی (VI)

همانطور که در حاشیه ی قبلی ذکر شد، ویتکین عقیده دارد که آدرنو در نقد کاملا پیرو فلسفه است. به نظر می رسد در این بخش آدرنو قصد داشته تا با آنالیز نمونه های موسیقیِ ” جدیِ” اروپا (آثار بتهوون) و مقایسه ی آن با موسیقی عامه پسند این مطلب را بیان کند که بر مبنای بحث “وجودِ رابط” در فلسفه، و بحث “عینی و یا ذهنی بودن ارتباط”، جزئیات و رابطه ی آن با کلِ فرم در موسیقی عامه پسند، فقط یک پدیده ی ذهنی است و هیچ مصداق عینی برای آن وجود ندارد. در حالی که در موسیقی “جدی” (در اینجا بتهوون) این ارتباط کاملا عینی است و جزء بدون ارتباطش با کل معنای خود را از دست می دهد.
آسیب شناسی پروژه مدرنیته در جهان سوم

آسیب شناسی پروژه مدرنیته در جهان سوم

اولین و مهمترین خاصیت نظریه مدرنیته به تایید و تصریح اکثر منتقدان ایجاد شفافیت بیشتر و از میان برداشتن ابهام در مناسبات گذشته است (البته بدون در نظر گرفتن این موضوع که در واقع تا چه حد به این موضوع نزدیک می‌شود) و درست در همین نکته است که اولین تعارضات با محیط فرهنگی در جهان سوم آغاز می‌شود.
شروع یک گفتگو «نغمه» یا «صدا»

شروع یک گفتگو «نغمه» یا «صدا»

از دیدگاه علم فیزیک، فرق اصوات موسیقایی با اصوات غیر موسیقایی، در طول موج آنهاست. هنگامی که ارتعاش صوت منظم باشد، دامنۀ موج و بسامد آن ثابت و منظم است و به گوش خوش می آید، اصوات موسیقایی غالباً از این نوعند، این امواج در زبان انگلیسی تن (tone) نامیده می شوند؛ ولی هنگامی که ارتعاش صوت نامنظم باشد و دامنه و بسامد موج دایماً بدون نظم و قاعدۀ خاصی تغییر کند، به گوش ناخوشایند است و اصوات غیرموسیقایی از این نوع هستند، این امواج در زبان انگلیسی نویز (Noise) نامیده می شوند.* فرهنگستان زبان و ادب فارسی در مقابل واژه پیچ (Pitch) و تن (Tone) اصطلاح فارسی نغمه را استفاده کرده که در سال های اخیر تا حد زیادی جای خود را در ادبیات موسیقی شناسی باز کرده است و در کتاب های موسیقی نیز بسیار دیده می شود که به جای صوت موسیقایی از واژه «نغمه» استفاده شده است. نوشته ای که پیش رو دارید، به نقد این واژه مصوب شده توسط فرهنگستان زبان و ادب فارسی می پردازد.
فخرالدینی: تا صبا زنده بود، شاگردش بودم

فخرالدینی: تا صبا زنده بود، شاگردش بودم

بیشتر از دو سال از به روی صحنه رفتن ارکستر ملی به رهبری فخرالدینی میگذرد و امروز او پس از مدتها سکوت و رکود، عزم خود را جزم کرده تا باز با ارکستری دیگر و ترکیبی دگرگونه روی صحنه برود و موسیقی مورد علاقه خود را که بهره مند از همراهی و همدلی بسیاری از مردمان این سرزمین است را به اجرا بگذارد. فخرالدینی بدون شک یکی از فعال ترین موسیقیدانان ۴۰ سال گذشته موسیقی ایران است، کسی که از ویولون نوازی به سبک ایرانی شروع کرد و به آهنگسازی موسیقی سمفونیک رسید؛ ولی همیشه هر دو فرهنگ را به همراه داشته و دارد. فخرالدینی با اینکه مردی است، گریزان از حواشی معمول نام آوران عرصه موسیقی، ولی همیشه حواشی او را همراهی کرده است، شاید به این خاطر که مدت زیادی از فعالیت های هنری اش را در سطوح حساس هنری گذرانده است.
درگذشت یوجین فودور در شصت سالگی (III)

درگذشت یوجین فودور در شصت سالگی (III)

در سال های اخیر نیز، فودور در کنار دست و پنجه نرم کردن با سوء مصرف مواد، کنسرت هایی را در آمریکا برگزار کرد اما نه در مقیاس اجراهای پیشین خود. ازدواج های فودور با سوزان دیویس و سالی اِسوتلند، هر دو، به طلاق کشیده شد. اما او در نوامبر ۲۰۱۰ دوباره با دیویس ازدواج کرد و به منزل او در آرلینگتون نقل مکان نمود.
همه چیز به جز فلسفه و موسیقی! (III)

همه چیز به جز فلسفه و موسیقی! (III)

نکته‌ی کلیدی گفتارهای این متن در یک اشاره‌ی کوتاه در پیش‌گفتار گفتار سوم آمده: «اصل موضوع در این گفتار، اصالت عرفان است.» (ص ۳۷) این مطلب که در اینجا به روشنی بیان شده در قسمت‌های دیگر نیز بدون شرح رعایت شده. اما در این گفته اولین تناقض مهم با ادعای کتاب پیدا می‌شود؛ فرض سخن عرفانی بر خردورزی به مفهوم فلسفی آن نیست بلکه بی‌شمار عارفان به مذمت این‌گونه تفکر پرداخته و در رد آن کوشیده‌اند.
بررسی اجمالی آثار شادروان <br />روح الله خالقی (قسمت ششم)

بررسی اجمالی آثار شادروان
روح الله خالقی (قسمت ششم)

بهترین تصنیف قرن، عنوانی است که کارشناسان موسیقی برای این اثر برگزیده اند. اما مستقل از سلیقه شخصی، قطعا این آهنگ نقطه عطفی در تاریخ برنامه گلها بود. تا قبل از این برنامه هیئتی چند نفره که ارکستر نامیده میشد و از اساس علمی و پایه فنی بی بهره بود، اجرای آهنگها را به عهده داشت و از آنجا که همه اعضا آنرا اساتید کهنه کار تشکیل میدادند، نتیجه کارشان نیز استادانه بود.
فخرالدینی: آهنگسازان خودشان با ما همکاری نکردند

فخرالدینی: آهنگسازان خودشان با ما همکاری نکردند

اولین پیشنهاد را آقای مهندس کاظمی که هنوز معاونت هنری وزارت فرهنگ و ارشاد را برعهده نداشتند به من دادند. من در آن زمان در فرهنگسرای بهمن بودم و زیاد اعتماد و اعتقاد به کار نداشتم و دلسرد بودم که دوباره ارکستر تشکیل دهیم تا اینکه آقای مهاجرانی و آقای خاتمی آمدند. زمانی بود که آقای مرادخانی رئیس مرکز موسیقی بودند، همه تاکید می‌کردند که من این ارکستر را تشکیل دهم تا یک ارکستر ملی داشته باشیم و چون پیشنهادشان با حسن نیت بود قبول کردم و در آذر ماه ۱۳۷۶ اقدام به راه‌اندازی ارکستر کردم و نفرات را از قبل تعیین کرده بودم و مشکل چندانی نداشتم.
چندگاه کورش متین به روی صحنه می رود

چندگاه کورش متین به روی صحنه می رود

فرهنگسرای نیاوران در ۲ اسفند ۱۳۹۲، ساعت ۱۹:۰۰ شاهد اجرای کوارتتی از سازهای ایرانی به سرپرستی کورش متین آهنگساز و نوازنده سنتور است. نوازندگان این کوارتت: احسان امامی نوازنده عود، مسعود براره نوازنده تمبک و سازهای کوبه‌ای، فرشاد صارمی نوازنده کمانچه، کورش متین نوازنده سنتور و نوازنده میهمان این گروه متین آهنگری نوازنده کمانچه آلتو است.