ادوارد الگار، آهنگساز انگلیسی (I)

ادوارد الگار (۱۸۵۷-۱۹۳۴)
ادوارد الگار (۱۸۵۷-۱۹۳۴)
ادوارد الگار (Sir Edward Elgar) در دوم ژوئن سال ۱۸۵۷ در “برادهیت” (Broadheath) که روستایی در سه مایلی شهر کوچک “وُرسِستر” (Worcester) است به دنیا آمد. پدر وی، صاحب یک فروشگاه موسیقی بود که در آن پیانو کوک می کرد. بر این اساس، الگار جوان نیز از این مزیت برخوردار بود تا در محیطی مملو از موسیقی رشد کرده و بزرگ شود.

او در فروشگاه پدر خود به تحصیل موسیقی پرداخت و در سنین جوانی قادر به نواختن گونه های مختلفی از سازهای موسیقایی شد. در سالهای ۱۸۸۰ تا ۱۸۹۰ تجربه ی وی گسترده تر گشت و سبک او، با آغاز رهبری ارکستر و ساخت موسیقی در نهادهای موسیقایی محلی، به بلوغ خود رسید. او همچنین، همزمان به تدریس و نوازندگی ویولون و ارگ در کلیسای سنت جورج شهر وُرسِستر می پرداخت. در سال ۱۸۸۹ او با یکی از شاگردان خود، به نام “کارولین آلیس رابرتس” (Carolin Alice Roberts) که دختر “ژنرال هنری رابرتس” (Major-General Sir Henry Roberts) بود ازدواج کرد. کارولین در حالی با الگار ازدواج کرد که خاله و فرزندان وی (که در غیاب مادر قَیِم کارولین محسوب می شدند) مخالف ازدواج کارولین با الگار بودند؛ چراکه الگار از خانواده ای فقیر بود و شغلی غیر از تدریس موسیقی نداشت.

با این حال، آلیس با ایمانی که به نبوغ الگار داشت، با او ازدواج کرد و نقش بسزایی در شکوفایی استعداد الگار ایفاء نمود.

الگار در طول زندگانی خویش، از آن کلبه ی محل زادگاه خود در برادهیت تا محله ی مارل در وُرسِستر که عمر خود را در آن به پایان رسانید، در حدود بیست و پنج خانه سکنی گزید البته این عدد، شامل اقامت در خانه های دوستان نمی شود، چرا که برای مثال الگار چند سالی را در خانه ی دوست صمیمی اش فرانک شوستر اقامت گزیده بود.

مال و املاک زیاد و روحی سرکش و نا آرام ِالگار بود که همواره شخصیت وی را دچار پیچیدگی هایی شگرف می نمود. درست است که مال و املاک وی بودند که الهام بخش بسیاری از آثار وی می شدند و تا حدی که دو تا از این خانه ها، “بیرچوود” (Birchwood) در استاریج و “برینکولز ” (Brink wells) در ساسکس، رهن شده بودند تا در فضایی روستایی الهام بخش آثار الگار شوند. این خانه ها در تماس مستقیم با طبیعت بوده و الگار را در آهنگسازی بسیار رهنمون ساخته اند.

اگرچه، یک بررسی دقیق از نحوه ی اکثر این جابجایی ها در زندگی الگار این نتیجه را به دست می دهد که هیچکدام از این تغییر مکان ها از روی هوس نبوده اند، اما در حقیقت، مانند اکثر ما، الگار نیز از سختی جابجایی خانه و کار اضافی به ستوه آمده بود و با این حال تمام وظایف سخت مانند پیدا کردن مکان مناسب و جمع آوری وسایل و… را به عهده ی همسر خود آلیس گذارده بود.

ارسال دیدگاه

رایانامهٔ شما نمایش داده نخواهد شد.

«به یاد بهاری: تک‌نوازی کمانچه» آیدین نورمحمدی رونمایی می‌شود

آلبوم به‌یاد بهاری شامل تک‌نوازی کمانچۀ آیدین نورمحمدی براساس شیوۀ کمانچه‌نوازی استاد علی‌اصغر بهاری در آوازهای ابوعطا و اصفهان است و قطعات ضربی مندرج در آن براساس شیوۀ آهنگسازی قدیم توسط ساختۀ آیدین نورمحمدی ساخته شده‌اند. این آلبوم که به‌تازگی توسط مؤسسۀ فرهنگی هنری آوای خنیاگر پارسی منتشر شده است به‌اهتمام فرهنگسرای سرو در روز پنجشنبه، سوم بهمن ۱۳۹۸، ساعت ۱۵ الی ۱۷ رونمایی می‌شود. در این برنامه سیّدعلیرضا میرعلینقی (پژوهشگر موسیقی دستگاهی)، مازیار کربلایی (سازندۀ کمانچه)، آیدین نورمحمدی (مؤلف) و شهاب مِنا (ناشر) به‌عنوان سخنران حضور خواهند داشت و به معرفی ویژگی‌های این آلبوم، کمانچه و کمانچه‌نوازی استاد علی‌اصغر بهاری می‌پردازند و در پایان آیدین نورمحمدی به تک‌نوازی قسمت‌هایی از آلبوم خواهد پرداخت.

مروری بر آلبوم «اسکریابین | آثار پیانویی»

چه چیز بیش از خود نغمه‌ها (تُن‌ها)، کیفیت نغمه‌های تنها، برای اجرای آثار یک «شاعر نغمه‌ها» (۱) ممکن است اهمیت داشته باشد؟ اولین قطعه از ۲۴ پرلود برای پیانو اپوس ۱۱ (که آهنگساز به پیروی از شوپن ساخته) که شروع می‌شود صدادهی خشک پیانو و کیفیت نغمه‌هایی که علی یگانه استخراج می‌کند (مخصوصاً کمبود تعادل کیفیت بین دست راست و چپ) این اهمیت را به یاد شنونده می‌آورد.

از روزهای گذشته…

بسامه موچو یا مرا ببوس!

بسامه موچو یا مرا ببوس!

چندی قبل به بهانه درگذشت یکی از ترانه سرایان لاتین به نام “کونسوئلو ولازکوئز” مطلبی تهیه کردیم و در آن راجع به یکی از ترانه های جاودانه این شاعر که در اغلب کشورها از شهرت بسیاری برخوردار است صحبت شد. این ترانه Besame Mucho (مرا ببوس) نام دارد که توسط خواننده ها و گروه های بسیاری به زبانهای مختلف اجرا شده است.
درویش خان در گذار تمدن (II)

درویش خان در گذار تمدن (II)

تضادهای ایران در عهد قاجار دو گروه موسیقیدان می سازد. عده ای سر سپرده گردش قدرت در ساختار سیاسی می شوند و خود را در دل حواشی موسیقی و بزم ها و محفل ها رها می کنند و گروه اندکی هم مبنای فهم اجتماعی را در تعارضات و تناقضات تاریخی و حقوق مردم می جویند.
بررسی کوتاه در باب سنت و نوآوری در موسیقی ایرانی (IV)

بررسی کوتاه در باب سنت و نوآوری در موسیقی ایرانی (IV)

بیایم بررسی کنیم امروز را با گذشته، ببینیم مثلا در مقابل دستگاه چهارگاه، ما چه چیزی به موسیقی اضافه کردیم؟ وقتی هیچ قدمی در این راه برداشته نمی شود، چنین استنباط می شود که دارایی های امروز ما از موسیقی ایرانی کافیست و حتی فرض کنیم: «اصلا هر کاری که قدما کردند کافیست، موسیقی ایرانی فقط همین ها است، قدما پرونده موسیقی ایرانی را بستند»!
رمضانیان: دولت وظیفه‌اش اعتماد به ملت است

رمضانیان: دولت وظیفه‌اش اعتماد به ملت است

روشن است. چون این برنامه‌ها برای ماست. دولت وظیفه‌اش اعتماد به ملت است. اگر جشنواره‌ی فجر در تعامل مستقیم با محیط‌های آکادمیک موسیقی و جامعه‌ی جدی هنری باشد و سیاست‌هایی را پیاده کند که به نفع دانشجویان موسیقی، موسیقی‌دانان جدی، و هنر فاخر است، چرا شرکت نکنیم؟ باورتان می‌شود من تابه‌حال یک بار در یکی از اجراهای جشنواره‌ی فجر شرکت نکرده‌ام. چون اصلاً سیاست‌هایش را به رسمیت نشناختم. اصلاً انگار نه انگار که دانشجوی موسیقی، و متخصصان بسیار حرفه‌ای در این جامعه حرفی برای گفتن دارند. برای من جشنواره‌ی موسیقی فجر در این سال‌ها با جشنواره‌ی مد و لباس‌اش فرقی نداشته. اما خب امسال به‌خاطر برگزیده‌ها گفتیم شرکت می‌کنیم. چون لااقل در بخشی از سیاست‌گذاری‌اش به‌نحو غیر مستقیم سهیم بودیم.
طراحی با اتوکد (II)

طراحی با اتوکد (II)

حال نقطه تقاطع را مرکز دایره خود قرار داده، دایره ای با همین شعاع رسم می کنیم. برای این کار از نوار ابزار گزینه Circle را انتخاب یا حرف C را وارد و Enter را می زنیم. اکنون موس را به نقطه مورد نظر برده و کلیک کرده و حرکت می دهیم، سپس عدد ۸۰ میلیمتر را که شعاع ماست وارد می کنیم. دایره مورد نظر رسم شد.
گزارش جلسه چهارم «کارگاه آشنایی با نقد موسیقی» (VI)

گزارش جلسه چهارم «کارگاه آشنایی با نقد موسیقی» (VI)

مدرس در ادامه بخشی از یک نمونه‌ی –به گفته‌ی او- افراطی و بزرگنمایی شده را از وبلاگی با عنوان «شجریانی‌ها» که به دست نویسنده‌ای ناشناس نوشته شده است نقل کرد: «دستگاه نوا که خیلیها معتقدن دستگاه نیست بلکه نغمه است چون بسیار نزدیک به مایه افشاری دستگاه شور می باشد. اگر کسی بخواهد نوا بخواند میتواند نزدیک سی گوشه مختلف رو بخواند که بعصی اصلا تو مایه افشاری نیستند. شجریان آوازی دارد به نام نوا – مرکب خوانی […]. یه بخشی از این آواز واقعا فاجعه است واقعا فاجعه. […] این آلبوم مرکب-نوا از همین فاجعه هاس.
مرور آلبوم «سه اثر برای پیانو»

مرور آلبوم «سه اثر برای پیانو»

هرچه نوشتن و گفتن از «اجرای» آثار کلاسیک آهنگسازان در دیگر جاهای دنیا طبیعی جلوه می‌کند در ایران به عکس دیریاب است. آثار آهنگسازان ما به دلایلی چون کمبود امکانات اقتصادی-اجرایی، پیچیدگی امروزین همکاری‌های موسیقایی و… یا در گنجه‌ها می‌ماند یا دست‌بالا یک بار اجرا می‌شود و اگر بختی باشد در یک ضبط تجسم می‌یابد، به هیات یک مصداق تکین.
سلطانی: انسان نمیتواند از حدود “ذاتیت” خود پیش رود

سلطانی: انسان نمیتواند از حدود “ذاتیت” خود پیش رود

پیمان سلطانی، آهنگ ساز، رهبر ارکستر، نوازنده، منتقد و نویسنده؛ از معدود موسیقی دانانی است که توانسته پیوند مناسبی بین موسیقی و هستی شناسی ایجاد کند. گفته ها و نوشته های فلسفی- موسیقایی او همیشه بحث برانگیز بوده و نگاه او به مدرنیته و نوآوری در موسیقی نیز پرسش های فراوانی را در پی داشته است. وی سال هاست که به تدریس فلسفه ی موسیقی معاصر، مبانی آهنگ سازی قرن بیستم و شناخت مکتب ها، جنبش ها و جریان های موسیقی قرن بیستم مشغول است و از دهه ی هفتاد تا کنون فعالیت و حضوری جدی در معرفی جنبه های ایدئولوژیک و هستی شناسانه ی موسیقی قرن بیستم داشته است.
ارکستر سمفونیک تهران، چطور محو شد (I)

ارکستر سمفونیک تهران، چطور محو شد (I)

در اولین روزهای روی کار آمدن دولت جدید بود که خبر بازگشایی «خانه سینما» منتشر شد؛ مرکزی که قبل روی کار آمدن دولت جدید، قول بازگشایش داده شده بود. در میان وعده های دولت جدید، تنها خبری که وجود نداشت، قول سامان گرفتن ارکستر سمفونیک تهران بود، چراکه هنوز نام موسیقی به سختی به لبان دولت مردان می آید، چه برسد به نامی غریب که «ارکستر سمفونیک تهران» باشد!
ساز به ساز (I)

ساز به ساز (I)

احتمالاً پیش آمده که بشنوید یک قطعه­‌ی موسیقی کلاسیک غربی را با یکی از سازهای ایرانی بنوازند؛ مثلاً اجراهای «کیوان ساکت» از برخی آثار مشهور یا بخشی از اجرای «اردوان کامکار» در فیلم «سنتوری». اگر به ماهیت بحث­های درگرفته (به خصوص پس از مورد اول) توجه کرده باشید ته رنگی از شک یا بدبینی را نسبت به این اجراها (دست کم دربرخی از آنها) در­می­ یابید. نکته‌ی اصلی همه‌ی این گفتگوها این پرسش است که آنچه از چنین اجرایی به دست می‌آید تا چه پایه ارزشمند است؟ همه­‌ی بحث­هایی هم که در مورد «درست بودن»، «به جا بودن» یا امثال آن، طرح می‌­شود در نهایت از آن رو است که بتوان از نتیجه­‌ی آنها به عنوان ابزار ارزش‌گذاری بهره برد.