ادوارد الگار، آهنگساز انگلیسی (II)

ادوارد الگار (۱۸۵۷-۱۹۳۴)
ادوارد الگار (۱۸۵۷-۱۹۳۴)
پدر و مادر الگار، خانه ی زمان تولد وی را که “فیرس” (The Firs) نامیده می شد، اجاره کرده بودند. پدر الگار که ویلیام نام داشت، تجارتی به سامان و تثبیت شده در زمینه ی موسیقی داشت. از این رو تنها می توانست آخر هفته ها را همراه الگار در کلبه ی کوچکشان بگذراند. به نظر می رسد که زندگی در آن کلبه و در شهر برادهیت، انتخاب مادر الگار بوده است که با ذوق و قریحه ی هنری ای که در نهاد خود داشته است، می خواسته که فرزندانش در محیطی طبیعی و در شرایط روستا به زندگی خود ادامه دهند.

الگار یک برادر بزرگتر به نام “هری” و دو خواهر بزرگتر از خود نیز داشت که “لوسی و پولی” نام داشتند.

با به دنیا آمدن الگار، تعداد ساکنین آن کلبه ی کوچک به شش نفر رسید. زمانی که برادر کوچکتر الگار، “جو” به دنیا آمد، پدر و مادر الگار تصمیم به رهن کردن خانه ی بزرگتری گرفتند. از ۱۸۵۹ تا ۱۸۶۱ آنها در خانه ی در خیابان ادگار زندگی کرده و پس از آن به مدت دو سال در خانه ای سه طبقه در کنار کلیسای جامع وُرسِستر زندگی کرده و سپس در سال ۱۸۶۳ به خیابان دیگر نقل مکان کرده و در بالای مغازه ی موسیقی شان، خانه ای خریدند.

در همین زمان بود که الگار کوچک، قدم های نخستین خود در زمینه ی موسیقی را برداشت. این تجربیات جایگزین مناسبی برای عدم تحصیلات آکادمیک وی بود. مغازه ی پدر الگار اکنون نابود شده است اما هتلی که در کنار آن قرار داشته است می تواند مکان تقریبی مغازه را به دست دهد.

الگار تا سال ۱۸۷۹ در خیابان ۱۰ باقی ماند و پس از آن به همراه خواهر خود پولی و شوهرش ویلیام به ویلایی در لورتا نقل مکان نمود. در این زمان، استعدادهای الگار به تدریج شکوفا شده و “کوئینتت باد” (Wind quintet) نیز در همین دوره خلق گردید. با اینکه الگار ادعا می کند که این قطعه را با ارگ و به صورت بداهه ساخته است، اما باور این قضیه کمی بعید به نظر میرسد و تلاش های گسترده ای که در پس آن نهفته است، به خوبی به نظر می آید. خانه ی خواهر الگار، پولی که این قطعه به احتمال زیاد در آن نوشته شده است، اکنون نیز پابرجاست و تنها دو دقیقه از مرکز اصلی شهر فاصله دارد.

در سال ۱۸۸۳ خواهر و شوهرخواهرِ الگار نقل مکان نموده و الگار نیز مجبور به ترک خانه و زندگی با خواهر دیگر خود، لوسی شد. این خانه در محله بث و در جنوب شهر واقع بود. الگار تا زمان ازدواج اش با آلیس در سال ۱۸۸۹ در همین خانه باقی ماند.

ارسال دیدگاه

رایانامهٔ شما نمایش داده نخواهد شد.

موسیقی‌ فیلم در خدمت سینما یا نظام ستاره‌سازی؟ (II)

از موسیقی فیلم‌های ماندگار علیقلی در این دسته باید به نمونه عالی مدرسه موشها به کارگردانی محمدعلی طالبی و مرضیه برومند در سال ۱۳۶۴ اشاره کرد. با اینکه این فیلم بطور کامل موزیکال نبود. اما، ترانه‌ها جلوه و جذابیت خاصی به آن می‌داد. البته این خود به عنوان آغاز یک راه برای جذب مخاطب بود. مردم علاقه‌مند به شنیدن ترانه‌های شاد و موسیقی ریتمیک و ساده بودند و علیقلی به خوبی از پس این کار برآمده بود. شایان توجه است که ترانه‌های فیلم هیچ کدام نتوانستند شهرت و محبوبیت ترانه تیتراژ سریال تلویزیونی را تکرار کنند، اما در یک ساختار کلی مناسب کلیت فیلم بود.

مروری بر «کنسرت کوارتت کلنکه» سی و سومین جشنواره‌ی موسیقی فجر

از همان هنگام که لا-ر، دو نت کشیده‌ی سوژه‌ی اصلی مجموعه‌ی «هنر فوگ» باخ را ویلن نواخت مشخص بود که قرار است «کوارتت کلنکه» چه ردای متفاوتی (نسبت به اجرای مشهورتر کوارتت‌های اِمِرسون، جولیارد و کِلِر) بر تن این فوگ‌های به‌غایت هنرمندانه‌ی در معما رهاشده بپوشاند، و از آن بیشتر تا چه اندازه قرار است موسیقی با همان سوژه‌ی گشاینده همچون نوشدارو به یک کرشمه دیگر اجراهای جشنواره را (چهار اجرا که پیش از آن دیده بودم) از خاطر بزداید و به رویدادی در دل فرهنگسرای نیاوران تبدیل شود.

از روزهای گذشته…

سیستم فیثاغورثی و اعتدال مساوی (IV)

سیستم فیثاغورثی و اعتدال مساوی (IV)

اعداد ۱۲ و ۱۲- مرز های Boundary چرخه یا تعداد جمع شدن و کم شدن پنجم ها یا به عبارت صحیح تر بالا و پایین رفتن از نردبان پنجم ها را نشان می دهد . در این شکل جایگاه درجات مختلف چرخه های بالارونده و پایین رونده پنجم در ساختار گام ۲۴ قسمتی نامساوی دیاتونیک – کروماتیک فیثاغورثی نشان داده شده است :
حضور گروه موسیقی دل آوا در فستیوال رنسانس ارمنستان

حضور گروه موسیقی دل آوا در فستیوال رنسانس ارمنستان

گروه موسیقی دل آوا مقام نخست بخش موسیقی فولکلور را در فستیوال موسیقی رنسانس ارمنستان دریافت کرد. این فستیوال هر سال به مناسبت سالگرد کشتار ارامنه و یادمان این واقعه تاریخی در شهر گیومری از ۱۰ آوریل تا ۱۰ می‌ برگزار می‌گردد و از تمامی‌ دنیا گروه‌های موسیقی در بخش‌های مختلف و سبک‌های گوناگون موسیقی در آن شرکت می‌کنند. این فستیوال بین‌‌المللی، چندی قبل فراخوانی اینترنتی برای شرکتِ گروه‌های مختلف موسیقی از سراسر جهان داده بود که در آن امکان حضور گروه‌های مختلف در سبک هایی مثل جز، راک، کلاسیک، موسیقی کانتری و… وجود داشت.
نابغه‌ی موسیقی از نظرگاهِ ژان ژاک روسو

نابغه‌ی موسیقی از نظرگاهِ ژان ژاک روسو

مدخل “نابغه‌ی موسیقی” در دائره المعارف موسیقی روسو با دیگر مدخل‌ها متفاوت است. گویی روسو از چیزی یا پرسشی از جانب کسی برآشفته است، لحن و نوع طرح موضوع در این مدخل کاملا با کل کتاب متفاوت است و زبانی پر شور و طغیانگر دارد. توضیح این نکته ضروریست که آنچه که به دایره المعارف موسیقی روسو مشهور شده در حقیقت مدخل های مربوط به موسیقی دائره المعارف مشهور دوره ی دیرکتوار فرانسه به سردبیری دنی دیدرو بوده که روسو مسئول نوشتن آن بوده است و بعدها حدود هفتصد مدخل موسیقایی آن بصورت جداگانه ویرایش و منتشر شده است. (سعید یعقوبیان)
نباید نگران بود (I)

نباید نگران بود (I)

ابتدا قرار بود این نوشته یک گفتگوی مکتوب با «مهدی میرمحمدی» باشد و در ویژه نامه ی کنسرت سیمرغ به چاپ برسد. پس از آن که پرسش را فرستادند و من در قالب گفتگو پاسخ دادم بنا به صلاحدید همکاران، شکل نهایی یک یادداشت یافت. به دلیل مکتوب بودن مصاحبه و نیز انتشار نهایی آن به شکل یادداشتی از قلم من متن در گفتگوی هارمونیک به نام منتشر شده و نه چنان که رسم است، به نام گفتگو کننده.
ضیائی: در اروپا سازگران با اصول آکوستیک آشنا هستند

ضیائی: در اروپا سازگران با اصول آکوستیک آشنا هستند

رضا ضیایی احتمالا تنها ایرانی مستر لوتیر دنیاست. او سازسازی را از سال ۱۳۷۰در ایران آغاز کرده و پس از گذراندن دوره هایی در پایتخت سازسازی دنیا یعنی شهر کرمونای ایتالیا و سایر کشورهای اروپایی؛ از سال ۲۰۰۷ دارای عنوان مستر لوتیر شده است. ضیایی در سفرهایی که به تهران دارد، به آموزش، تحقیق و ساخت سازهای گروه خانواده ویولون و همینطور تحقیق در زمینه تکامل سازهای ایرانی می پردازد. رضا ضیایی دارای مطالب فراوانی در زمینه سازسازی، فیزیک آکوستیک مربوط به سازها، مطالبی مربوط به استیل نوازندگی، چوب شناسی، تاریخ سازسازی ایتالیا و … است که بیشتر آنها در مجله های الکترونیکی به انتشار رسیده است. ضیایی هم اکنون مشغول به آموزش تخصصی سازهای خانواده ویولون در تهران می باشد. با او به گفتگو مینشینیم در باره وضعیت سازسازی در ایران و اروپا
درباره موسسه فرهنگی هنری «پل هنر»

درباره موسسه فرهنگی هنری «پل هنر»

یکی از این راه های ارتباطی بین ایران و کشور اتریش برقرار گردیده؛ با توجه به فعالیت هنرمندان ایرانی مستعد در زمینه موسیقی و خلا امکانات مناسب در امور آموزش و اجرایی و از سوی دیگر مطرح بودن و بالا بودن سطح کیفی این رشته در کشور اتریش، این موسسه فرهنگی هنری «پل هنر» در نظر دارد جهت ارتقای سطح کیفی و هنری در حوزه موسیقی و مبادلات علمی و تکنیکی در این زمینه و حمایت از هنرمندان ایرانی، فرصتی مناسب برای آنان فراهم آورد.
یک خبرنگار

یک خبرنگار

شاید بیشتر از آنکه نام مارک ناپفلر (Mark Knopfler) در ذهن دوستداران موسیقی باشد، نام گروه دایر استریتس (Dire Straits) شهره عام و خاص باشد. وی قبل از آنکه گروه دایر استریتس آغاز بکار کند مشغول فعالیت های خبرنگاری و تدریس بود.
وام‌گیری موسیقایی به مثابه ارجاع به هویت (II)

وام‌گیری موسیقایی به مثابه ارجاع به هویت (II)

اگر چه گستردگی جغرافیایی وام‌گیری موسیقایی آهنگساز کم‌نظیر است و نمونه‌های اصلی نیز ترانه‌های سر زبان افتاده در محیط شهری نیستند، اما خود روش استفاده در ظاهر تا این حد کمیاب نیست؛ او یک تم کوتاه، یک «وام‌آوا» را برمی‌گزیند و در قطعه‌اش –به ترتیبی که خواهیم دید- استفاده می‌کند. به این معنا او علاوه بر وسعت جغرافیایی با مصالح برخوردی کارگانی دارد (۶). امکان دسترسی به کارگانی وسیع‌تر از تنها چند ده ترانه‌ی مشهور را می‌توان تاثیر توجه به فرهنگ‌های موسیقی قومی در چند دهه‌ی گذشته و بر پایه‌ی آن، پژوهیدن، ضبط و منتشر شدن نمونه‌هایی نفیس (یا حتا معمولی) از این کارگان‌ها دانست. یعنی فرآیند ژرف‌تر شدن آشنایی موسیقی‌دان سمفونیک با موسیقی‌هایی که پیش از این اگر کسی رغبتی هم به آن داشت امکان دسترسی به آن برایش به قدر امروز فراهم نبود.
فیلیپ گلس (II)

فیلیپ گلس (II)

گلس به تدریج از حال و هوای مرتاض وار موسیقی خود کاست و با گرایش به سمت ترکیبهای پیچیده تر و نمایشی به جایی رسید که از نظر خود به هیچ وجه مینی مال نبود. قطعاتی چون Music in Similar Motion و Music with Changing Parts از جمله این آثار به شمار می آیند.
ساز به ساز (III)

ساز به ساز (III)

هر قطعه ی موسیقی سازی علاوه بر ملودی و ریتم (و احتمالا بافت چند صدایی) هویت خود را از رنگ و ویژگی های تکنیکی سازی که برای آن ساخته شده (ساختار صوتی اش بر آن استوار شده) نیز کسب می کند. همرکلاویه بدون پیانو، ترکمن بدون سه تار و دریا بدون سنتور به سختی تصورپذیرند. بنابراین قطعه ی موسیقی (اغلب) همه ی عناصر نامبرده هست به علاوه ی رنگ-ویژگی سازی اش. با وجود این به نظر می رسد که درجه ی وابستگی به این عامل از قطعه ای به قطعه ی دیگر تفاوت می کند. این تفاوت آنقدر است که قطعاتی را می یابیم که انتقالشان از یک ساز به ساز دیگر هویتشان را به کل سلب نمی کند.