یاد داشتی بر مقالۀ خواننده و خواننده سالاری

کیومرث پیرگلو
کیومرث پیرگلو
در ادامه بحثی که درباره مقاله خواننده و خواننده سالاری توسط علیرضا جواهری در این سایت بوجود آمد، دکتر کیومرث پیرگلو، آهنگساز، موزیکولوگ و نوازنده پیانو و سنتور، نیز برای “گفتگوی هامونیک” مطلبی ارسال کرده که میخوانیم: هر چه از دل بر نیاید؛ بر دل نیز ننشیند. صادقانــــــه باید اقرار کنم که سالهاست که دیگر نمیتوانم به کارهای استاد شجریان گوش دهم چرا که معتقدم هرگز پس از جدایی ایشان از اساتید گرانقدر فرامرز پایـــــــور، پرویز مشکاتیان، جلیل شهناز و… کار پر مغز با تنظیم زیبا و ملودی ناب از اجراهای ایشان نشنیدیم، چراکه از یک طرف معضل “نوگرایی” که باعث سر در گمی در موسیقی ایرانی شده و باعث شده کسانی که بدنبال این مسآله هستند نتوانند ملودیهای ناب با تنظیم های زیبا ارائه کنند (و استاد آنها را اجرا کنند) و از طرف دیگر جریان خواننـــــــــــده سالاری (که متاسفانه پس از انقلاب بوجود آمد و رشد کاذبی کرد) که دوست هنرمند و دلسوخته آقای علیرضا جواهری بحث آن را پیش کشیدند، باعث شد که اساتیدی مانند شجریان ها نتوانند همچون گذشته، با وجود تمام امکانات و شش دانگ صدا، کارهای ناب و جاودانی را بوجود بیاورند. پس از این حوادث به راحتی میشود به این نکته پی برد که چقدر آهنگساز با ذوق میتواند نقش اساسی در خلق و پرورش یک اثر زیبا داشته باشد.

دنیای موسیقی غرب هم متاسفانه سالهاست دچار معضل نوگرایی شده و امروزه میبینیم که موسیقی عصــــــــــر حاضر (contemporary music) به چه ناکجا آبادی رسیده که نه راه پیش دارد و نه راه پس و به هیچ وجه در بین مردم جایگاهی پیدا نکرده و نخواهد هم کرد.

درباره آقای جواهری میشود از روی عملکرد ایشان قضاوت کرد و به هیچ وجه احتیاج به معرفی ندارند. بعضی از دوستان کم لطفی فرموده و میگویند که نام ایشان را تا حالا نشنیده اند! اگر به کارهای منتشر شده اساتید گرانقدر پرویز مشکاتیان، رضا شفیعیان، میلاد کیایی و… توجه کنید و اگر کمی انصاف داشته باشیم، بدور از تعصب، متوجه حجم کارهای انجام شده توسط آقای جواهری و اینکه این آثار چقدر احتیاج به زحمت و ممارست دارد که پا به عرصه وجود بگذارد، میشویم؛ اگر هم اهل موسیقی علمی نباشیم هرگز پی به ارزش کار ایشان نخواهیــــــــــم برد.

کارهای اجرایی و فعالیتهای موسیقیایی ایشان در اشاعه و معرفی موسیقی ایرانی، چه در داخل کشور و چه در خارج از کشور (که بنده از نزدیک شاهد آن بوده و هستم) هم دیگر بحثی را باقی نمیگذارد.

در ضمن این مسـأله را هم باید در نظر داشت آقای جواهری جوان فعالی هستند که با وجود کمی سن تا بحال فعالیتهای چشمگیری داشته اند و لطفاً اجازه دهیم آینده و تاریخ روی این مساله قضاوت کند که ایشان چه آثار با ارزشی را بر گنجینه موسیقی ایرانی افزوده اند.

ایشان با مقالات انتقادی که تا بحال نوشته اند نشان داده اند که به مسائل و مشکلات روز موسیقی آگاه هستند و فقط قصد خدمت داشته و به هیچ وجه قصد توهین نه به استاد شجریان و نه به کس دیگری را نه داشته و نه دارند کما اینکه خودشان بارها این مسآله را اذعان کرده اند. سالهای بسیار طولانــــــــــــی است که مسآله انتقاد و نقد کردن آثار و اجراهای اساتید موسیقی در جامعه غرب بوجود آمده و منقدان بزرگی مانند آدورنو (Theodor Adorno) باعث شدند آهنگسازان و نوازندگان برجسته کارهایی با کیفیت و محتوای بسیار بالاتری عرضه کنند. متاسفانه جامعه موسیقیایی و غیر موسیقیایی ما سالهاست با مساله انتقاد مشکل اساسی دارد و موزیسین های ما به این مهم به دیده حقارت نگاه کرده و منتقدان را یا به حساب نیاورده اند و یا برای اعاده حیثیت، برخوردهای غیر منطقی انجام داده اند.

دغدغه ی جواهری ها و امثال ایشان برای حفظ منزلت و جایگاه واقعــــــــــی موسیقی و موسیقیدانان میباشد و هر جامعه ای احتیاج به منتقد دارد و از قبال همین نقدهاست که هنر مسیر واقعی خود را پیدا کرده و آثار بی بدیلی پا به عرصه وجود میگذارند.

نقد آقای جواهری بسیار قابل تامل، به دور از تعارفات معمول و کلیشه های باب شده و باز گو کننده نکته های بسیار ظریفی میباشد که شعلۀ معضل مساله خواننده سالاری را دوباره روشن و یکبار دیگر بحثهای بسیاری را پیرامون این مهم به میان کشیده که سالهاست با آن دست به گریبان هستیم. مساله خواننده سالاری در غرب سالهاست که حل شده و خواننـــــــــده های بزرگی مانند پاوارتی، کارراس، دومینگو و… هرگز هیچ دخل و تصرفی در تعیین دستمزد اعضای ارکستر ندارند و مانند بقیه دستمزدی را برای آنان در نظر میگیرند و بس.

نکته دیگر اینکه در حال حاضر چند درصد از موسیقی کلاسیک غرب را آثار با کلام (مانند اپرا، لید، آثار مذهبی و…) تشکیل میدهد و این موسیقــــــــــی با کلام چه مقدار طرفدار دارد؟ چند درصد آثاری که از کانالهای رادیویی در سرتاسر دنیا پخش میشود، اختصاص به آثار با کلام دارد؟ و یا اینکه در رپرتوارهای ارکسترهای بزرگ جهان چند درصد موسیقی با کلام گنجانده میشود؟ جواب خیلی واضح است و کافیست به چند کانال توجه کنیم تا پی به این مساله ببریم.

امروزه موسیقی با کلام ما راه خود را پیموده و دین خود را نیز به جامعه ادا کرده و گوش جوانان امروز احتیاج به موسیقی ناب دارد که دارای حرکت باشد و پویایی در آن موج بزند. آهنگسازان ما هم مسیری را بایستی طی کنند که در غرب طی شد و موسیقی از زیر یوغ کلیسا بیرون آمد و هزاران هزار شاهکار بــــــــدون کلام بوجود آمد که بعدها شدیدا موسیقی با کلام را تحت تاثیر قرار داد و به حق هم جای آن را گرفت. آثار بدون کلام موزیسین های ایرانی مانند کارهای امین الله حسین، دهلـــــــــــوی، پایــــــــــور، حنانه، علیزاده، فخرالدینی، محمود، درویشی، چکناواریان، فرهت و…آثار بی نظیر بی کلامی هستند که خود کامل و بسیار پر محتوا میباشند و اگر کلام روی این آثار گذاشته میشد شدیدا لطمه میدیدند.

انتقاد بجای آقای جواهری و امثال ایشان یکبار دیگر به ضرورت پایان دادن به مساله خواننده سالاری پرداخته و امیدواریم که جامعه موزیسین ها بخصوص نوازندگان با این مهم برخــــــــــوردی قاطع و بدور از هیچ منافع شخصی بکنند.

البته جایگاه موسیقی با کلام که یکی از ارکان مهم در موسیقی ایران است همیشه محفوظ میباشد ولی ضرورت زمان ما را به یک خانه تکانی اساسی تشویق میکند که از لاک چند هزار ساله بیرون آمده و هوای تازه ای را به درون کالبد موسیقی ایران بدمیم. استاد شجـــــــــــــریان و بزرگان موسیقی آوازی ایران دین خود را به موسیقی این مرز و بوم به نحو احسن انجام داده اند اما همانطور که ذکر شد ضرورت زمان برای ما پیامی نوین دارد. خود بنده هنوز به آثار قبل از انقلاب و قبل از جدایی ایشان با اساتید با علاقه فراوان گوش میدهم و احساسی را که ایشان در آن کارها ارائه کرده اند را بخوبی با تمام وجود درک میکنم امٌا آن آثار به هیچ وجــــــــــه قابل مقایسه با کارهای بعد از جدایی نیستند. در آثار جدید اثری از احساس نیست و فقط و فقط به تکنیک پرداخته شده که خب استاد خود جایگاه رفیعی در این زمینه دارند و به امید روزی که موسیقی جایگاه واقعی خود را در جامعه و موزیسین ها بنابر خلاقیتها، داده ها و علو طبعشان قضاوت شده و شناخته شوند.

امیدوارم با برخوردهای منطقی و پذیرش انتقاد از طرف موزیسین های ما، بدور از هر نوع تعصب و دگم بودن در مورد خاصـــــی، راه برای منتقدان دلسوختـــــــــه ای مانند آقای جواهری بیشتر باز شود که در نهایت با انتقادهای منطقی موسیقی ما جایگاه برجسته خود را پیدا و پویا تر مسیر خود را طی کند.

6 دیدگاه

  • ارسال شده در بهمن ۲۳, ۱۳۸۷ در ۱۱:۴۶ ب.ظ

    با سلام…
    در مورد این نوشتار باید به عرض برسانم که از دیدگاه بنده نوشته ی آقای کیومرث پیرگلو اساسا حرفی برای گفتن نه در باب موافقت و نه در باب مخالفت با مقاله های آقای جواهری نداشت و به نظر بنده منتشر کردن آن در این ژورنال به جا نبود؛چرا که نظرات بنده و دیگر دوستان بسیار پرمغزتر و کارسازتر از نوشته ی آقای پیرگلو بود و به همین جهت پاسخ دادن به نوشته ی ایشان را ضروری نمیبینم و بیشتر شبیه یک اظهار نظر شخصی است تا نقد و یا تحلیل یک نوشته ی آسیب شناسی!
    امیدوارم نظر بنده حمل بر بی ادبی و جسارت بنده نسبت به آقای پیربگلو نباشد.

  • ساعی مغیثی
    ارسال شده در بهمن ۲۴, ۱۳۸۷ در ۲:۰۳ ق.ظ

    بسیار عالی بود.آقای جواهری ادامه دهید از شما حمایت می کنم

  • رضا
    ارسال شده در بهمن ۲۴, ۱۳۸۷ در ۳:۴۶ ب.ظ

    آقای محترم، حرف نادرست و غیرمنظقی را دوست شما زده اند. اما مطمئنم که نه شما و نه ایشان حاضر به قبول اشتباه خود نخواهید بود، و این «بزرگترین اشتباه است» گاهی فقط کافی است آدم بگوید، ببخشید. اشتباه کردم. در عوض ایشان خوانندگان این صفحات را افرادی بی اطلاع معرفی می کنند. با روشهای تحقیر کننده جواب خواسته ها را می دهند.
    مشکل از جایی شروع می شود که «عنوان» ها را درست بکار نمی بریم. «نقد» یک کار حرفه ای و جدی است. نقاد کسی است که «کیاست» دارد، سره از ناسره می شناسد. مهره از خرمهره باز می شناسد. نقاد به قصد «خیر» می نویسد، نیتش صلاح و پیشرفت است و نه «سرکوب» و «ترور شخصیت». حرفهایی که ایشان زده اند، انتقاد از چی بود؟ اگر انتقاد از وضع موجود کسب و کار حاکم بر موسیقی کشور است، باید به تبیین دلایل آن و نیز راه حل های مشکل می پرداخت. باید مقایسه ای بین این فضا با فضاهای سالم ارائه می کرد. باید شاخص معرفی می کرد. توضیح می داد که کجای کار می لنگد. این شکوه ها و آه و ناله سردادن ها را هرکسی می تواند مطرح کند. اینها انتقاد نیست. اینها «گلایه» است. اینجا که وبلاگ شخصی نیست (شاید هم هست) شما نمی توانید مشکلات یک صنف را به یک شخص مرتبط کنید و چپ و راست، بدون اینکه ایشان فرصت دفاع از خود پیدا کنند و حتی اطلاعی از درج چنین مطلبی داشته باشند، بخش عمده ی مشکلات صنفی یک صنف خاص را به عملکرد شخصی او مرتبط کنید. چه کسی جلو گروه های دیگر را می گیرد؟ چه کسی جلو موسیقی بی کلام را گرفته است؟ مگر قرار است موسیقی باکلام خفه خون بگیرد تا موسیقی بی کلام رشد کند، مجال یابد؟ این چه استدلالی است؟ این چه حرفی است که «موسیقی با کلام دین خود را ادا کرده است؟» یعنی چی؟ یعنی برود پی کارش؟ موسیقی با کلام و بی کلام هردو در یک سمت قرار دارند. روبروی هم که نیستند. کلام به موسیقی لطمه می زند؟ جل الخالق. اگر کلام به موسیقی لطمه می زد پاوراتی کجا قرار می گرفت؟ چرا کارهای خوب آقای شجریان را در دفاع از حقوق مولف هنرمندان نمی گویید؟ چرا کار ایشان را در پروژه ی بم نمی گویید؟ مگر چکار کرده است؟ همه شما بهتر است یک دوره ی بیزنس موسیقی بگذرانید تا بفهمید که مسئول گروه چکاره است. حامی مالی چکاره است، آژانس هنری چکاره است. اگر نوازنده ای به حقوقش نمی رسد، چرا شکایت نمی کند؟ چرا قرارداد پایین می بندند؟ مگر کسی مجبورش کرده است؟ تقصیر آقای شجریان این وسط چیه؟ چون از حقوقش نمی گذرد؟ این حرفها بی منطق دنبال شد و هیچ جوابی هم به نظرات خوانندگان داده نشد. همین و بس. شما هم نمی توانید با گل و بوته کشیدن دور این حرفها جبرانش کنید.

  • جواد
    ارسال شده در بهمن ۲۶, ۱۳۸۷ در ۴:۴۵ ق.ظ

    این ژورنال تا دیروز کلکسیونی از مقاله های حرفه ای بود ولی کم کم داره مثل این مجله های خاله زنکی میشه:
    -مادر شوهرم دیروز گفت…
    -پریسا خانوم میگفت بقال سر کوچه…

  • هيرش
    ارسال شده در بهمن ۲۷, ۱۳۸۷ در ۱۱:۳۷ ق.ظ

    با عرض سلام و خسته نباشید به خاطر همه زحماتی که می کشید. من فکر میکنم که بهتر ه که با اساتید با سابقه و صاحبنظرتری در مورد مسائلی به این مهمی و در مورد افرادبزرگ مصاحبه و نظر سنجی کنید. البنه کوبیدن بزرگان هم یکی از راههای مشهور شدن است. هر کسی مختاره راه پیشرفتش را خودش انتخاب کند.
    موفق باشید.

  • پيرگلو
    ارسال شده در مرداد ۲۸, ۱۳۹۱ در ۱:۵۹ ق.ظ

    دوست عزیز آقا رضا

    در مورد نقد کادهای اوازی می شود به طور حرفه ای به این مسئله پرداخت که خود مقوله ای است جدا و در اینجا فقط دفاع از نظریه ای است که آقای جواهری مطرح کردند . در مورد اینکه موسیقی بی کلام چه جای گاهی دارد و یا اینکه این موسیقی در مقابل موسیقی آوازی است یا خیر خود جای بحث مفصلی دارد که در جای خود بایستی مورد بررسی قرار گیرد . در ضمن کسی نگفته که موسیقی بی کلام در مقابل موسیقی با کلام بایستی قرار گیرد . شما با بررسی موسیقی غرب می بینید که اساس پیشرفت موسیقی غرب از زمانی شروع شد که موسیقی از یوغ کلیسا و موسیقی صد در صد با کلام بیرون آمد و به طور مستقل عمل کرد . لطف کنید یک بار دیگر به طور عمیق نوشته بنده را بخوانید و پی به کنه مطلب ببرید . موسیقی با کلام در جایگاه خود بسیار زیباست و کسی مخالف با آن نیست .
    با سپاس
    پیرگلو

ارسال دیدگاه

رایانامهٔ شما نمایش داده نخواهد شد.

تحقیقی درباره باربد؛ موسیقیدان دوره ساسانی (VII)

نخچیرگان به مجموع الحان سی گانه ی باربد شامل می شد. باربد آفریننده ترانه های نوروزی نیز به شمار می رود. از این ترانه ها می توان به فرخ روز، سروستان، ارغنون، لبینا اشاره کرد. آثار باربد را موسیقیدانان قرون بعدی چون شعبه، جنس، آوازه، و شاخه های مهم مقام ها توضیح و توصیف کرده اند، عبدالقادر مراغه ای در مقاصد الالحان ماهیت تاریخی و موسیقی لحن و آثار باربد را خاطرنشان نموده و آن را زمینه دوره اول تشکیل مقام ها شمرده است.

گزارشی از سخنرانی آروین صداقت کیش در سمینار «موسیقی و امر دراماتیک» (IV)

صداقت‌کیش ادامه داد: در امر دراماتیک اما این گونه نیست و درون و بیرون با هم یکی می‌شوند. اگر اجازه دهید مثالی در مورد امر هنری بزنم. کسانی که تئاتر بازی می‌کنند رابطه‌شان با متن نمایشی درونی است. یعنی نمی‌توانیم این رابطه را به درونی و بیرونی تقسیم کنیم و بگوییم این شخصیت واقعا وجود دارد و آن شخصیت فقط روی صحنه وجود دارد، همه‌شان وجود دارند. بنابراین این نظام باید با یکدیگر یکی و ادغام شده باشد. اگر به موضوع دادن پول به فروشنده به عنوان یک کنش برگردم، نمی‌توانیم بگوییم الان بیرون این نظام ارتباطی هستیم و نظام داخلی آن با نظام بیرونی‌اش متفاوت است. اگر کسی هم از بیرون به این رویداد نگاه کند فقط در حال نگاه کردن به یک کنش است و مانند موضوع داستان نیست که نتواند داخل آن شود، او هم می‌تواند وارد این کنش شود و مرزی ندارد.

از روزهای گذشته…

موسیقی وزیری (I)

موسیقی وزیری (I)

مطلبی که پیش رو دارید سندی است مربوط به ۸۶ سال پیش که نظر یکی از بینندگان کنسرت وزیری را در اولین سالهای اجرای موسیقی ارکسترال در ایران نشان می دهد. این نوشته در مجله «آینده» در سال ۱۳۰۴ به قلم شخصی به نام دشتی (نام کوچک قید نشده است) نوشته شده است که خواندن آن برای شناخت اوضاع موسیقی در آن دوره خالی از لطف نیست؛ لازم به یاد آوری است که عده زیادی هم خطابه های تندی در رد موسیقی ونگاه وزیری در همان دوره نوشته اند و حتی با صفت هایی مانند «گوش خراش» از اجرای ارکستری او یاد کرده اند؛ هرچند جدا از کیفیت اثر نوشته شده توسط وزیری، نباید فراموش کرد که بیشتر نوازندگان ارکستر اولین تجربیات اجرای صحنه خود را پشت سر میگذاشته اند. (سردبیر)
نگاهی به موسیقی محمدسعید شریفیان (II)

نگاهی به موسیقی محمدسعید شریفیان (II)

در آثار برخی از آهنگسازان نظیر الگار، عوامل هویتی از مرحله داستان ها، تم ها، ریتم ها و… فراتر می روند. به گونه ای که هیچ یک از این عوامل به طور مشخص در آثار این آهنگسازان وجود ندارد ولی آثار آنها دارای روح ملی است. برای مثال آثار الگار بسیار ملی تر از وون ویلیامز که مبنای کارش را موسیقی فولکلور و دوران رنسانس انگلیس قرار داده بود به گوش می رسد.
یک خبر از قاتل جان لنون

یک خبر از قاتل جان لنون

مارک چاپمن (Mark Chapman)، قاتل جان لنون (John Lennon) – از اعضای گروه بیتلز – در انتظار رای دادگاه – که هفته آینده تشکیل خواهد شد – برای آزادی خود می باشد.
“ردیف” و “اغراق” به مثابه دو بال عامیانگی (II)

“ردیف” و “اغراق” به مثابه دو بال عامیانگی (II)

در جای دیگر از خیل کتب و رسالات و مقالاتی سخن به میان می آید که تنها یکی از آنها چاپ شده است. در همانجا اشاره میشود که وی در جرگۀ پژوهشگران برتر دانشگاه آزاد انتخاب شده است. همه اینها هم بدون ارائه کوچکترین سند و مدرکی که دستکم شنونده را کمی قانع کند که اینطور بوده… آقای رادمان بنا بر اظهار نویسنده آن متن در سال ۱۳۷۵ و ۱۳۷۶ در دو جشنوارۀ متوالی نوازندگی پیانو حائز رتبۀ ممتاز کشوری شده، اما نویسنده نگفته این کدام جشنواره است و در هر جا هم که جستجو شد اثری از این جشنوارۀ ادعایی و آن خیل کتب و رسالات و مقالات بدست نیآمد، آیا منظور جشنواره فجر است؟
«موسیقاب» (III)

«موسیقاب» (III)

در اینجا مقصود از واژه‌ی اکسپرسیونیسم، نه یک سبک ویژه‌ی هنری مربوط به دهه‌ی نخست میلادی در غرب، بلکه انگاره‌ ای کلی در تاریخ هنر است. با چنین نگاهی، اکسپرسیونیسم در حکم یک نگرش کلی در زیبایی‌شناسی، مفهومی گسترده پیدا می‌کند و لازم است این واژه را در هنر امروز، از یک جنبش هنر مدرن در قرن بیستم متمایز بدانیم. بنابراین اگرچه این نوع بیان، روزگاری به منزله ی یک سبک غالب، تئوریزه و تدوین شد اما به عنوان رویکردی کلی، همواره می‌تواند در اندیشه‌ی هنری مطرح شود؛ رویکردی که با ساختارهایی گسسته و اپیزودیک در پی فرانمایی است.
تکنیک های نی و محدودیت های آن (II)

تکنیک های نی و محدودیت های آن (II)

در شماره قبل گفتیم که اگر ما پنج سوراخ روی نی را آزاد گذاشته و فقط یک سوراخ پشتی را ببندیم، هر نتی که در این حالت از انگشت گذاری تولید می شود نام آن نت روی نی گذاشته می شود یعنی اگر این نت “فای دیاپازون” بود، این نی را “فا کوک” می نامیم و به همین ترتیب تمامی نی ها به این صورت نامگذاری می شوند. با این حال می بایست پذیرفت که نامگذاری بر اساس این نوع انگشت گذاری هیچگونه مطابقتی با اصول سازشناسی نداشته و اگر قرار است انگشت گذاری ملاک قرارگیرد، بهتر است حالت دست بسته یعنی حالتی که تمام سوراخها را گرفته ایم (طبق نظر دکتر حسین عمومی) مبنای نامگذاری گردد.
لی لی افشار و فروغ کریمی در تالار رودکی

لی لی افشار و فروغ کریمی در تالار رودکی

فردا تالار رودکی شاهد کنسرت دو بانوی هنرمند برجسته ایرانی خواهد بود؛ فروغ کریمی نوازنده فلوت و لی لی افشار نوازنده گیتار در این برنامه به همنوازی خواهند پرداخت. این برنامه که سه شنبه و چهارشنبه در تالار رودکی به اجرا در می آید فرصتی است تا هنردوستان ایرانی توسط این دو هنرمند با کیفیت بین المللی اجرای موسیقی کلاسیک بیشتر آشنا شوند.
خروسِ بی محل

خروسِ بی محل

این روزها اغلب اعمال ما از سازوکار هایی ناشی می شوند که رفته رفته در درون ما نهادینه شده اند و گه گداری هم به گونه های مختلف خود را نشان می دهند و ما در این تصور واهی که بانی و صادر کننده ی این افعال بوده ایم. در این میان آنان که آسیب کمتری دیده اند، بی گمان اعمالشان اصیل تر و بی شائبه تر خواهد بود، و آنان که به موانع تکیه می دهند، یا آن را دور می زنند، راه طّراری را در پیش می گیرند و آنان که در رفع شبهات می کوشند، از مظان اتهام و معرض قضاوت به دور خواهند بود.
دو مجموعه تازه برای فلوت نوازان

دو مجموعه تازه برای فلوت نوازان

مهدی جامعی – فلوت نواز ایرانی مقیم آلمان – اخیراً دو مجموعه با عنوان “هشت اثر برای فلوت و …” و “حفظ نواختن” در تهران منتشر کرد. مجموعه ء نخست، دربرگیرنده هشت قطعه برای تکنواز فلوت، دوفلوت، فلوت و سازهای کوبه ای و دو فلوت و صدای سوپرانو است به نام های : بر مزار صادق هدایت، شکایت، تضاد، دور، بر مزار فروغ فرخزاد، در سکوت، جداگانه و تهران ۱۹۹۴ که به احمد شاملو تقدیم شده است.
آسیب شناسیِ کاربرد نت در موسیقی کلاسیک ایرانی (IV)

آسیب شناسیِ کاربرد نت در موسیقی کلاسیک ایرانی (IV)

«فرهنگ های شرقی در حوزه فلسفه و تفکر مشترکات بیشتری داشتند تا در حوزه زیبایی شناختی. به اعتباری، تمدن های بزرگ آسیایی بنیادهای نسبتاً مشترک فکری و مبانی نسبتاً متفاوت زیبایی شناختی در هنرها داشتند. این تفاوت معیارهای زیبایی شناختی در میان فرهنگ ها و تمدن های بزرگ آسیایی، نه تنها باعث گسیختگی آنها نمی شد بلکه امکان ظهور و بروز دیدگاه های مشترک و متنوع بسیاری را نیز فراهم می کرد‌‌» (درویشی/۱۳۸۲، ۱۳).