ادوارد الگار، آهنگساز انگلیسی (III)

در زمان ازدواجشان، آلیس به تنهایی خانه ای در مالوِرن اجاره کرده بود اما الگار اعتقاد داشت که برای تثبیت نام خود به عنوان یک موسیقی‌دان برجسته، باید نزدیک لندن باقی بماند. این، به معنای زندگی کردن در لندن بود. ازدواج آنها، در این مدت دچار مشکلات فراوانی بود چرا که الگار می خواست (و نمی توانست) که خود را در پایتخت تثبیت نماید. بعد از گذراندن ماه عسل، در کنینگتون غربی سکنی گزیدند.

زمانی که آن خانه گران و درآمد آنها نیز اندک شد، مجبور به بازگشت به مالوِرن شدند. آنجا توانستند در خانه ای که آلیس رهن کرده و ماه های اندکی از زمان اجاره اش باقی مانده بود اقامت گزینند.

در اکتبر، دوباره به لندن بازگشتند. در آنجا، الگار خانه ای نزدیک نوروود اجاره کرد، چرا که محلی سرشار از اجرای کنسرت های کلاسیک بود و الگار می توانست شانس خود را برای به اجرا در آمدن آثارش امتحان نماید. سپس، با باردار شدن آلیس، آنها مجبور به ترک خانه ی خود، و اجاره کردن خانه ای بزرگتر در کنسینگتون غربی شدند.

زمستان سرد و تلخ بود و موفقیت الگار در هاله ای از ابهام به سر می برد و کاملاً مشخص بود که با بازگشت آنها به وُرسِستر و تدریس ویلن می شود وضعیت بهتری را برای آنها متصور بود؛ اگرچه که این کار به مذاق الگار خوش نمی آمد. بعد از گذراندن یک سال بسیار سخت در کنسینگتون، الگار برای تدریس ویلن در وُرسِستر تبلیغاتی انجام داد.

آنها این کار را در مارس ۱۸۹۱ انجام داده و چند هفته ای در خیابان “لیز” سکنی گزیده و منتظر پیدا کردن مکان مناسب تری شدند. آنها خانه ای نیمه ویران در بالای جاده ی الکساندرا در مالوِرن یافته و اسم آن را “فورلی” گذاردند. این خانه تقریبا تا اواخر قرن، تبدیل به جای ثابتی برای الگار شد.

در همین خانه بود که او قطعاتی همچون «جنگجوی سیاهپوش» (The Black Kinght op. 25)، «سرناد برای سازهای زهی» (Serenade for Strings op. 20)، «صحنه هایی از ارتفاعات باواریا» (Scenes from the Bavarian Highlands op. 27)، «نور زندگی» (The Light of life op. 29)، «سنت جورج» (The Banner of St. George op. 33) و شاهکارهایی همچون «کاراکتاکوس» (Caractacus op. 35)، «واریاسیون های انیگما» (Variations on an Original Them “Enigma” op. 36) را ساخت. این آثار بود که او را ابتدا به صورت محلی و سپس به صورت ملی به شناسایی و شهرت رساند.

با این حال، با توجه به حس و حال موسیقایی در فورلی، این مکان از دیدگاه الگار یک چیز کم داشت، این خانه، خانه ای شهری به حساب می آمد. علیرغم قرابت آن با تپه های مالوِرن و دهکده ی وُرسِسترشایر، این خانه هیچ منظره ی زیبایی در بر نداشت.

ارسال دیدگاه

رایانامهٔ شما نمایش داده نخواهد شد.

همه همصدا با سمفونی نهم بتهوون (II)

این تجربه‌ای است که به ندرت می‌شود به آن رسید، و به‌نظر من همین گروه کر شهر تهران چه اعضای دائمی و چه اعضایی که به آن اضافه شده‌اند، این تجربه را همراه خودشان در زمان‌های طولانی خواهند داشت و همین باعث خواهد شد که مطمئناً بیشتر علاقه‌مند بشوند و فعال‌تر بشوند و در کارشان ثابت‌قدم‌تر شوند.

مقدمه ای بر نحوۀ ترسیم و برش خطوط کانال سه زه صفحات ویولن

کانال سه زه جایگاه استقرار سه زه بر روی باند محیطی صفحه می باشد و دور تا دور محیط صفحه را در بر می گیرد. این کانال نه تنها نقش اساسی در زیبایی سه زه ها دارد بلکه عملکرد مکانیکی بسیار مهمی را نیز ایفا می نماید. اجرای دقیق کانال سه زه مستلزم داشتن مهارت بوده و همچنین صفحه ای که دارای لبه های کاملا صاف و باند محیطی مسطح باشد، تا بتوان با ترسیم خطوط راهنما مراحل اجرا و برش کانال سه زه را کاملاً تحت کنترل قرار داد.

از روزهای گذشته…

بررسی اجمالی آثار شادروان <br>روح الله خالقی (قسمت هجدهم)

بررسی اجمالی آثار شادروان
روح الله خالقی (قسمت هجدهم)

مادر خالقی ـ مخلوقه خانم ـ اواخر سال ۱۳۰۳ وقتی روح الله، ۱۸ ساله بوده، برحمتِ حقّ می پیوندد و آهنگساز بزرگِ ما، سی سال پس از آن هنگامی که خود در آستانهِ پنجاه سالگی قرار داشته، به گونه ای از آن واقعه سخن می گوید که گویی دیروز رخ داده است. تازگی این زخم به ظاهر کهنه، از کلماتِ او تراوش می کند:” …من به مادر خود بسیار علاقمند بودم. وقتی او را از کف دادم، تنها و بی پناه ماندم… بسا شب ها که در مرگِ مادر به تنهایی گریستم…”
یادداشتی بر نوشته ی «وهم یا نبوغ؟!» (I)

یادداشتی بر نوشته ی «وهم یا نبوغ؟!» (I)

چندی پیش مطلبی در سایت به قلم یکی از نویسندگان «گفتگوی هارمونیک»، سعید یعقوبیان به نام «وهم یا نبوغ؟!» به انتشار رسید که از طرف مخاطبان مورد توجه و بحث های زیادی قرار گرفت. چند روز پیش یکی از خوانندگان سایت، یادداشتی را بر این نوشته ارسال کرد که امروز این مطلب را می خوانید:
مخالف خوانی (II)

مخالف خوانی (II)

تابستان سال ۱۳۸۶، با تلفن دکتر سیف الله وحیدنیا به دیداری فراخوانده شدم. برادر زاده وحید دستگردی، تنها یک نشانی داد و گفت شما را جای بدی نمی برم. حق با دکتر وحیدنیاست. بسیاری از شخصیت های بی مانند زمان حاضر را تا آنجا که فرصتمان اجازه می داده است با لطف او و با هم دیدار کرده ایم. ساعت ۵ عصر زنگ خانه بزرگی در زعفرانیه را به صدا در می آورم. خودم را معرفی می کنم و در باز می شود. دکتر سیف الله وحیدنیا بر پلکان آن سوی حیاط پر گل و پر درخت ایستاده است.
یکصدمین سال تولد روح الله خالقی

یکصدمین سال تولد روح الله خالقی

شاید تنها ساخت سرود «ای ایران» کافی بود تا نام روح الله خالقی را در موسیقی ایران جاودان سازد. ولی خالقی نه تنها سازنده این سرود، بلکه آفریننده دهها اثر به یادماندنی دیگر مانند «حالا چرا»، «می ناب» و «رنگارنگ» است؛ بنیانگذار هنرستان موسیقی ملی و نویسنده دهها مقاله و چندین کتاب پژوهشی در زمینه تاریخ و تئوری موسیقی ایرانی است.
گفتگویی با جولیان بریم (III)

گفتگویی با جولیان بریم (III)

من همیشه با استرس روی صحنه مواجه بودم وهمیشه به هنگام شروع کنسرت حالت عصبی داشته ام. این طبیعی است. گاهی هم ممکن است این استرس بیشتر از دفعات دیگر به سراغم بیاید. استرس به عوامل خیلی زیادی بستگی دارد. مثلا اینکه اگر قبل از اجرا استراحت کافی نداشته باشم یا از موضوعی ناراحت و غمگین باشم، استرس و فشار عصبی بیشتر خواهد شد. باید سعی کنم تمام آن روز را با چیزهای ملایم و راحت گذرانده باشم. همچنین استرس اجراهایم خیلی به این موضوع بستگی دارد که بعد از ظهر شب اجرا را چگونه گذرانده باشم.
گوستاو هولست، آهنگساز سرشناس انگلیسی (I)

گوستاو هولست، آهنگساز سرشناس انگلیسی (I)

گوستاو هولست (۱۹۳۴-۱۸۷۴) از آهنگسازان انگلیسی و از اعقاب سوئدی است که در انگلستان به دنیا آمد. هولست نیز مانند دوستش “ون ویلیامز” در کالج سلطنتی موسیقی نزد چارلز استنفورد آهنگسازی آموخت که از چهره های برجسته رنسانس موسیقی بریتانیا در قرن نوزدهم بود. هولست نخستین ترومبون نواز ارکستر اپرای کارل روزا و اسکاتیش ارکسترا بود. سپس در اپرای سلطنتی لندن نوازنده ارگ شد. مدیر موسیقی مدرسه دخترانه سنت پل شد و در مورلی کالج نیز به بزرگسالان درس داد (هر دو موسسه در لندن بودند). او اصیل، مستعد، با شخصیتی محکم و ذهنی کنجکاو، به تمدن شرق و ادبیات ودیک (ودیک: زبان مربوط به ودا. ودا: مجموعه متون رونویس شده توسط برهما) علاقه بسیار داشت. ارکستراتوری بی نظیر بود و گمان می رود که رساله سازبندی هکتور برلیوز، آهنگساز شهیر فرانسوی را در سیزده سالگی خوانده باشد.
یک آلبوم پیانوی سولو

یک آلبوم پیانوی سولو

آلبوم “آخرین لبخند تو” با آهنگسازی بهداد بهرامی و نوازندگی پیانوی رضا تاجبخش به صورت آلبوم mp3 در سایت آی تیونز منتشر شد. این آلبوم دربردارنده ۱۲ قطعه تکنوازی پیانو در سبکهای لایت کلاسیک و جز است. نیما قهرمانی، منقد موسیقی، در مقاله ای به بررسی این اثر پرداخته که در ادامه می خوانید:
درویش خان در گذار تمدن (III)

درویش خان در گذار تمدن (III)

درویش خان با زخمه های دل انگیز تارش، چهره های بسیاری از جمله روح الله خالقی را شیفته ی موسیقی و نوای تار می کند و اغلب شاگردان خود را که دوره های عالی را نزد ایشان طی کرده بودند را با نشانی به شکل تبرزین (طلا، نقره و برنز) مورد تقدیر قرار می داد و آنان را با لقبِ دوستانه ی “یا پیر جان” مورد خطاب قرار می دهد.
ویژگیهای ارتعاشی چوب و کوک کردن صفحات ویولن (II)

ویژگیهای ارتعاشی چوب و کوک کردن صفحات ویولن (II)

اگر ما یک صفحه نازک را جایگزین یک جسم ارتعاش دهنده ساده مثل نوار لاستیکی یویو کنیم و سپس حساسیت ارتعاشی نقطه حرکت را اندازه بگیریم به عدد بزرگی در اوج رزونانس دست خواهیم یافت. هر رزونانس با مواردی چون، فرکانس، سطح و bandwidth هر نقطه اوج قابل توضیح دادن می باشد ( تصویر ۲-۱). یک منحنی کامل از حساسیت ارتعاشی نقطه حرکت را می توان با داشتن سه اندازه از تمام رزونانس ها ترسیم کرد. در حقیقت، یک صفحه ویلن دارای سیستم چند رزونانسی است که دارای تعداد بی شماری نقاط اوج می باشد.
گفتگو با هانس زیمر آهنگساز کال آف دیوتی (II)

گفتگو با هانس زیمر آهنگساز کال آف دیوتی (II)

این بازی شما را به مکان های عجیب و غریب فراوانی هدایت می کند. نکته بسیار جالب این بازی این است که نقطه های تاریک احساسی را در خود دارد. به عنوان مثال، من اصلا فکر نمی کنم که افراد در بازی الآن دست به کاری بزنند اما در کمال ناباوری می بینم که آنها این کار را می کنند. این بازی پر از لحظه هایی است که اتفاقاتی که می افتند فراتر از تصورات ما هستند. در نتیجه من فکر می کنم این بازی بیشتر یک سفر احساسیت تا جغرافیایی.