ادوارد الگار، آهنگساز انگلیسی (V)

این انتخاب، انتخابی عجیب به نظر می آمد. خانه ای در مرکز شهر بود و دیگر مناظری از دهکده و طبیعت زیبا نداشت. همچنین، برای یک شخصیت ملی بزرگ و معروف مانند الگار که نیاز زیادی برای سفرهای متعدد به لندن داشت، هیرفورد حتی دورتر از مالوِرن بود. شاید به علت جدا افتادگی هیرفورد بوده که الگار آن را برای نواختن موسیقی احتیاج داشته و برای خرید انتخاب نموده است.

اگر از این منظر ببینیم، این انتخاب انتخاب موفقی بوده است چرا که در همین مکان الگار موفق به نگارش قطعاتی همچون “گام جوانی” (Wand of Youth) “سمفونی ها”، “کنسرتوی ویلن “، “مقدمه و آلگرو برای سازهای زهی” (Introduction and Allegro for strring op. 47) و تعدادی از کارهای دیگر شد. تنها در فورلی بود که الگار توانسته بود این همه کار را تنها در یک خانه بسازد.

اما سختی رفتن های مداوم به لندن و مدت زمان های طولانی دور از خانه ماند داشت اثرات خود را نمایان می ساخت. از مارس ۱۹۱۰ الگار مجبور به اجاره ی چندین و چند آپارتمان در لندن کرد تا مشکلات مدت زمان اقامت خود در این شهر را به گونه ای مرتفع سازد. و در ماه های آخر سال ۱۹۱۱ بود که خانواده ی الگار فهمید که تنها راه حل درست نقل مکان کردن دائمی به لندن می باشد. آنها در روزهای آغاز سال نو، به لندن نقل مکان کرده و در خیابانی به نام همپستد در شمال غربی لندن سکنی گزیدند.

این خانه را که به سبک پانسیون های ملکه بود، “سورن” نام نهاند. در خانه، اتاقی مخصوص موسیقی داشت که آنقدر بزرگ بود که می توانست یک گروه کوچک موسیقی را در دل خود جای دهد. الگار اتاق دیگری را نیز به اتاق بیلیارد اختصاص داد. این خانه همان خانه ی آرزوهای آلیس همسر الگار بود، اگرچه که الگار باید تمام وقت خود را کار کرده تا قادر به پرداخت اقساط آن باشد. و با اینکه اطراف خانه پر از محوطه های روستایی بود، اما منطقه ی خانه در جایی بود که بازدیدکنندگان بسیاری از لندن مهمان خانه ی الگار می شدند.

به همین خاطر است که الگار در این خانه زمان زیادی برای ساخت قطعات مختلف نداشت. همچنین در همین زمان بود که جنگ جهانی آغاز شد و الگار مشغول به انجام کارهای داوطلبانه در رابطه با جنگ شد. در سال سوم جنگ بود که آلیس و کاریس، به دنبال خانه ی دیگری در حومه ی شهر رفتند تا نقش بیرچوود را برای سورن بازی نماید.

ارسال دیدگاه

رایانامهٔ شما نمایش داده نخواهد شد.

زیستن با هنر سلوکی عاشقانه (III)

انتشار آلبوم بیداد با تکنوازی تار استاد غلامحسین بیگجه خانی و پس از آن درگذشت استاد در فروردین ماه سال هزار و سیصد و شصت و شش باعث شد که توجه بسیاری از نوازندگان دوباره به شیوه ایشان جلب شود. من به شیوه نوازندگی ایشان علاقمند بودم و به همین دلیل، وقتی جناب داوود آزاد از تبریز به تهران آمدند حدود یک سال البته به طور پراکنده درخدمت ایشان، بعضی از بخش های ردیف موسیقی و تعدادی از آثار استاد بیگجه خانی را نواختم که البته فراگیری آثار خیلی برایم مهم نبود؛ بلکه لحن و شیوه نوازندگی ایشان برایم اهمیت بیشتری داشت. پس از آن نیز به تدریج به آوانگاری تعدادی از آثار استاد بیگجه خانی پرداختم.

از بحران اندیشه تا نااندیشیدگی بحران در موسیقی ایران (IV)

در چنین شرایطی حتی امر هنری که دیگر نقش وجودی خود را از کف داده و با فاصله گرفتن از نقش اثرگذار و هستی بخش خود، تنها به یک ابزار در دست قدرتها و یا حتی یک شیء تزئینی بدل شده است، ناتوان از ایجاد بسترهای یک جریان تاریخی نوشونده و پویا به ورطه های تکرار و فراموشی فرومیغلتد و فرد مصداق جریان کلی جامعه، اندک اندک خود را در مغاک توهم غرقه می یابد: از نگاه اراده گرایانه و کوشش بیهوده برای اعمال آن به واقعیت جریان تاریخی، تا اشکال گوناگون جزم اندیشی و حتی غرقه شدن در بسترهای فروبستۀ تجرید و تفکر محدود انتزاعی، همه و همه به نظر می رسد که محصول چنین وضعی باشند.

از روزهای گذشته…

مقایسه‌ی روش‌های آموزش ساز عود در موسیقی ترکی (I)

مقایسه‌ی روش‌های آموزش ساز عود در موسیقی ترکی (I)

سنت عودنوازی در تاریخ موسیقی کلاسیک ایران، بر خلاف کشورهای همجوار، منقطع بوده‌است. حدود هفتاد سال پیش، زمانی‌که نسخه‌های دست‌نویس اتودهای محی‌الدین تارگان در کشور ترکیه دست‌به‌دست می‌شدند، سال‌ها و بلکه قرن‌ها بود که «عودنوازی» در ایران به یک سنت مهجور بدل شده‌بود. با این‌حال در دهه‌های گذشته، عود و عودنوازی، در ایران نیز مجدداً با اقبال مواجه شده و به‌ویژه در سالهای اخیر، چه به لحاظ فنی و تکنیکی و چه از نظر تعداد نوازندگان، رشد قابل ملاحظه‌ای داشته‌است. با وجود این، متأسفانه هنوز متد آموزشی استانداردی برای عود در موسیقی ایران نگاشته نشده و تنها تلاش صورت گرفته نیز گذشته از اینکه در معرفی کارگان موسیقی ایران ضعف دارد، از نظر فنی به ویژه در انگشت‌گذاری‌ها دارای ایراداتی‌ بنیادی است.
فراخوان دهمین دوره مسابقات گیتار کلاسیک تهران، ۸ و ۹ شهریور ۹۳

فراخوان دهمین دوره مسابقات گیتار کلاسیک تهران، ۸ و ۹ شهریور ۹۳

دهمین دوره مسابقات گیتار کلاسیک تهران، در تاریخ ۸ و ۹ شهریور ۱۳۹۳ برگزار می شود. برگزار کننده این دوره از جشنواره گیتار کلاسیک تهران همچون دوره های گذشته، کیوان میرهادی است.
نگاهی به دورنمای پژوهش موسیقی در ایران (II)

نگاهی به دورنمای پژوهش موسیقی در ایران (II)

گرایش به تبیین مبانی نظری موسیقی ایرانی دراین دوره با چاپ آثار قابل توجهی از کیانی، فرهت، طلایی و دیگران دنبال شد. بررسی موسیقی نواحی مختلف ایران توسط مسعودیه، درویشی، فاطمی و دیگران ادامه یافت. پژوهشهای دیگر پژوهشگران موسیقی ایران که در دوره های اول و دوم انجام شده بود – مانند آثار وزیری ، خالقی ، ملاح و … – چاپ یا تجدید چاپ شد.
چارلز مکرس (III)

چارلز مکرس (III)

چارلز مکرس (Charles Mackerras) همچنین رهبر میهمان اصلی اپراهای بسیاری بوده: اپرا سن فرنسیسکو از سال ۱۹۹۳ تا ۹۶، اپرا متروپولیتن نیویورک (که اولین اجرایش با آنان در سال ۱۹۷۲ از “ارفئو” اثر گلوک بوده)، اپرای وین، اپراهای زوریخ و ژنو، خانه اپرای رویال (جایی که اجراهایی منحصر به فردی از رومئو و ژولیت اثر گونود، سمله از هاندل و روسالکای دئورژاک رهبری نمود.) در بازگشایی مجدد تئاتر شهر پراگ در سال ۱۹۹۱ کنسرتی را رهبری نمود. مکرس مدال شوالیه انگلستان را در سال ۱۹۷۴ دریافت نمود، در سال ۱۹۷۹ برای خدمتش در عرصه موسیقی جهانی از او تقدیر شد، در پایان سال ۱۹۹۶ مدال افتخار جمهوری چک را دریافت نمود و در سال ۱۹۹۸ هنرمند منتخب استرالیا شناخته شد.
آلکسا استیل، فلوتیست زلاند نو

آلکسا استیل، فلوتیست زلاند نو

الکسا استیل (Alexa Still) نوازنده معروف فلوت و زاده نیوزلند است. خانم استیل برای ضبطهای فراوان با برچسبهای بین المللی کلاسیک در دنیای فلوت مشهور است. وی به عنوان “بی نقص در تکنیک و سلیقه، اغوا کننده در ترکیب اصوات” توصیف شده است. در جایی دیگر آمده: “آنقدر با اطمینان خاطر می نوازد که هیچ گاه قادر نخواهید بود او را از موسیقی جدا کنید”. اولین دیدار او از آمریکا برای ادامه تحصیل در دانشگاه نیویورک بود، وی در آنجا موفق به کسب مدارک فوق لیسانس و دکترا شد و در بسیاری از رقابتهای موسیقی مقام اول را کسب نمود.
سامان ضرابی: نواختن قطعات در کنار ردیف سنتور لازم است

سامان ضرابی: نواختن قطعات در کنار ردیف سنتور لازم است

اول من قصد انتشار سی دی این کار را نداشتم و میخواستم روی نت نویسی پنج، شش سال متمرکز باشم و بعد سی دی آن را ضبط کنم. برای ضبط آن فعلا عجله نداشتم ولی وقتی نتها را برای انتشار پیش آقای موسوی در ماهور بردم ایشان به من گفتند که بهتر است کتاب و سی دی با هم منتشر شوند تا کار رسمی تر پیش برود، من هم قبول کردم. بعدا فکر کردم حالا که این قطعه در کنار ردیف به هنرجویان تدریس میشود و خیلی لازم نیست آنالیز نتی دقیقی داشته باشند و درس اصلی نیست، اشکالی ندارد که از گوش هم کمک بگیرند و مسئله ای نیست که ۲۰ درصد هم گوشی بزنند تا گوششان هم تقویت شود و کمی خشک بودن اجرای نت آنها تلطیف شود.
اپراخانه (II)

اپراخانه (II)

بیشتر سالنهای اپرا در سراسر دنیا سن های خیلی مکانیزه ای دارند،بالابرهای سن برای تغییر سریع مجموعه های سنگین.در اپرای متروپولیتن، به عنوان مثال، در طول برنامه مجموعه سن اغلب تغییر میکند.هنگامی که مخاطبان در حال تماشا هستند، خوانندگان درحالیکه می خوانند، بالا و پایین میروند. در ساخته های Met در اپرایAida و افسانه های هافمن (Tales of Hoffman ) شاهد این اتفاقات هستیم.
دکا (II)

دکا (II)

در سال ۱۹۶۲ دکای انگلیسی با مدیریت دیک رو (Dick Rowe) با ضبط آثار بیتلز، اشتباهی دیگر را رغم زد. سخنی معروف از وی خطاب به برنامه ریز بیتلز بریان اپستین (Brian Epstein): “ما موسیقی آنان را دوست نداریم” این ضبط یک اشتباه تاریخی بود. آنان ضبط آثاری برای کارگاههای رادیو BBC رادیوفونیک را رد کردند…
نقش زنان در موسیقی ایرانی (I)

نقش زنان در موسیقی ایرانی (I)

قدیمی ترین اسطوره ای که از یک زن موسیقیدان نام می برد ضلال دختر کمیک بوده که مخترع سازهای زهی است. سیوطی در کتاب اوایل المحاضرات از نخستین زنی که دف زد کلثوم خواهر موسی (ع) را نام می برد. حکیم فردوسی در شاهنامه از بانویی رامشگر به نام سوسن نام می برد که در توران زمین بود و با رامشگری و مکر و حیله پهلوانان ایرانی را به بند می کشید و در جایی دیگر از سپنوی خنیاگر نام می برد که آوازش پلنگ را رام می کرد.
آوازخوان معلم اخلاق (I)

آوازخوان معلم اخلاق (I)

در سال ۱۲۸۲ خداوند به شیخ اسماعیل واعظ اصفهانی، معروف به تاج الواعظین فرزندی عطا کرد که نامش را جلال گذاشتند. شیخ اسماعیل از خوشخوان های اهل منبر بود و مسلط به ردیف آوازی؛ جلال را به مدرسه علیه واقع در بازارچه رحیم نزدیک مسجد رحیم خان گذاشتند که فاصله چندانی با منزلش نداشت. ۸ ساله بود که مختصر زمزمه ای می کرد؛ پدرش مشوق او شد و جلال را به سید رحیم سپرد تا تعلیم آواز ببیند. بعدها نزد نایب اسدالله و سپس نزد میرزا حسین خضوعی ساعت ساز رفت و به تکمیل اطلاعات خود پرداخت تا این که مراحل ترقی را طی کرد و نامش به عنوان خوانند های برجسته بر سر زبانها افتاد.