گفتگوی هارمونیک | Harmony Talk

روش سوزوکی (قسمت پنجاه و هشتم)

وقتی که ما به این مرحله می‌رسیم، کودک تازه شروع می‌کند به تدریس شدن. مادر سوالی می‌کند: مایل هستی که تو هم ویولن بنوازی؟ کودک جواب می‌دهد. بله! و تو خوب تمرین خواهی کرد؟ بله، حالا پس خوب ما از معلم خواهش می‌کنیم که دفعه بعد تو را هم شرکت بدهد این کار همیشه ما را به موفقیتی که می‌خواهیم به آن می‌رساند و این ساعت چه ساعت هیجان انگیزی است! کودک با یک فخری می‌گوید. من هم ویولن نواختم، از الان می‌توانم با بچه‌ های دیگر نوازندگی کنم.

ما تشویق کودکان را بر می‌انگیزیم که ساز ویولن را به صدا در بیاورند:

وقتی که ما به این مرحله می‌رسیم، کودک تازه شروع می‌کند به تدریس شدن. مادر سوالی می‌کند: مایل هستی که تو هم ویولن بنوازی؟ کودک جواب می‌دهد. بله! و تو خوب تمرین خواهی کرد؟ بله، حالا پس خوب ما از معلم خواهش می‌کنیم که دفعه بعد تو را هم شرکت بدهد این کار همیشه ما را به موفقیتی که می‌خواهیم به آن می‌رساند و این ساعت چه ساعت هیجان انگیزی است! کودک با یک فخری می‌گوید. من هم ویولن نواختم، از الان می‌توانم با بچه‌ های دیگر نوازندگی کنم.

مادر و پدرانی که فرزندانشان را درک می‌کنند، معلمان خوبی هستند. در مدرسه امکان یادگیری و آموزش کلاس‌های تکی و کلاس‌های گروهی وجود دارد. مادر و پدرانی که برای بچه ‌هایشان درک ندارند، نظرشان این است که بچه‌ هایشان را به کلاس های تکی مایل هستند بسپارند و کلاس‌های گروهی کلاس‌های استراحت هستند.

آنها کاری می‌کنند که بچه ‌هایشان فقط کلاس های تکی را بگذرانند و اما به کلاس ‌های گروهی همیشه بی توجهی نشان می‌دهند. در حالی که در کلاس ‌های گروهی بیشترین لذت را از نوازندگی می‌برند آنها در آنجا با آنهایی نوازندگی می‌کنند که ازخودشان پیشرفته تر هستند و به این تاثیرگذاری نباید بهای کمی‌داد. این فرم و روش آموزش آنها را به عالی‌ترین شکل رشد می‌دهد. و این یک تربیت و آموزش و واقعی است که به شکوفایی واقعی می‌رساند.

در شروع کار مثل بازی است، اما لذت بردنی که حاصل می‌شود به آنها رشد و پیشرفت می‌دهد. کم مادرانی نیستند که شکایت می‌کنند بچه من در خانه با علاقه تمرین نمی‌کند! آنها تصور و چشم اندازی برای فرزندانشان ندارند و گمان می‌کنند که ویولن یک اسباب بازی است آنها بیشتر از این اوقاتشان تلخ است. که پول زیادی را برای بچه ‌هایشان می‌پردازند و بچه آن را به چشم بازی می‌نگرد. به عبارتی دیگر آنها برای رشد و تربیت حساب و کتاب می‌کنند و با این نگرش کودکانشان را دلسرد می‌کنند. باید بنایشان بر این باشد که بچه‌ ها در یک کار نگرشی تفریحی برایشان ایجاد گردد. به این وسیله خوشحالی ای که در این کار ایجاد می‌کند کودک را به راه درست سوق می‌دهد.

هیتومی‌کازویا (Hitomi Kasuya) سه سال داشت که هر روز سه ساعت تمرین ویولن می‌کرد. این فکر برای خیلی‌ها پیش می‌آید: چطور می‌شود که یک کودک سه ساله به این جا می‌رسد؟ مادر هیتومی ‌برای دخترش بجای عروسک یک ویولن خرید و علاوه بر این یک صفحه‌ای خرید که آن قطعه را باید برایش پخش می‌کرد که این موسیقی را بشنود. تمرین کند همیشه در حاشیه می‌گذاشت که در این صفحه پخش بشود. هیتومی ‌تمام روز ویولن را مثل یک اسباب بازی به صدا در می‌آورد. کماکان مادر به کودکش نشان می‌داد که چگونه باید با آن ساز خوب کار کرد.

گیتی خسروی

۱ نظر

بیشتر بحث شده است