حسین عمومی، معلم علم و ادب

بسیاری از توانایی ها و استعدادها هستند که توامان در یک شخص قابلیت ظهور پیدا نمی کنند مگر بواسطه نبوغی که معدود افرادی را در تاریخ شایشه خود نموده است. با نگاهی گذرا به گذشته و حال و با مطالعه شرح حال اندیشمندان و بزرگان به این نتیجه می رسیم که اغلب این افراد در یک زمینه به تکامل رسیده اند و تنها عده کمی از آنها در رشته های مختلف صاحبنظر و متخصص شده اند. در عصر ما یکی از این معدود افراد را می توان دکتر حسین عمومی دانست.

آواز و مکاتب آوازی موسیقی ایرانی، ادبیات شعر، فقه و اصول، کلام و عرفان، حقوق اسلامی، ادبیات عرب، علم قرائت قرآن و بسیاری از فنون و علوم دیگر همگی در او بطور کامل به شکوفایی رسید. شاید بتوان محیطی که او در آن دوران رشد کرد را نیز علاوه بر استعداد ذاتی او از عوامل تکامل او محسوب نمود.

محیط کیمیاگری که هرگونه استعداد با القوه را به تجلی می رساند. به قول استاد همایی اصفهانی از سلسله صفویه به بعد یگانه پرچمدار هنر و ادب ایران گردید و از آن دوره به بعد تمامی هنرمندان و ادبا یا خود اصفهانی بودند یا زیر دست استادی اصفهانی رشد یافته بودند.

خود استاد حسین عمومی نیز می گفت:” در خاندان ما بزرگترین استادان آواز و موسیقیدانهای آن عصر بودند” و پدر او از مداحان طراز اول اصفهان بود که به قول ایشان “مراسم عزاداری ما بعد از تکیه دولت تهران، با شکوه ترین عزاداری در ایران بشمار می رفت” و درس قرآن عموی او(پدر نوازنده شهیر نی) نیز جزو جلسات پر رونق آن زمان بود.

مجموعه این عوامل از حسین عمومی دانشمند و هنرمند صاحب ذوق و خلوصی ساخت. با اینکه شغل اصلی استاد، قضاوت بود ولی بنظر می رسید مهمترین دغدغه ذهنی که او را در تمام مدت عمرش مشغول به خود نمود موسیقی آوازی و حفظ اصالتهای آن بود. این موضوع را می توان از مجموع درسها، سخنرانیها، مصاحبه ها و فعالیتهای مختلف هنری ایشان فهمید.

او در پاسخ به یک سئوال که عنوان شده بود” شما ابتدا آواز را شروع کردید یا حقوق و قضاوت را؟” در جوابی حکیمانه گفت:”من از خشت با آواز بزرگ شده ام”

فعالیت عمده هنری او، تحقیق بر روی شیوه ها و مکاتب آوازی در ایران بود و او این راه را با چنان دقت و تعمق نظری پیمود که همواره از وی به عنوان یکی از بزرگترین مراجع شناخت آواز اصیل ایرانی یاد می شد، بطوری که اکثر خوانندگان مشهور امروز به نوعی وامدار راهنمایی ها و نکات ارزنده هنری و اخلاقی ایشان هستند. حتی بسیاری از نوازندگان نیز، با ساز خود از محضر این استاد کسب فیض کرده اند تا بتوانند هنر خود را به آن درجه از خلوص و زیبای که در نظر بزرگان است برسانند.

طبقه بندی که ایشان از مکاتب آوازی کرده اند مبتنی است بر موقعیت جغرافیایی-اقلیمی مناطق بهمراه سابقه و ماندگاری آواز در آن مناطق و پرورش خوانندگان مطرح. برای مثال مکتب آوازی تبریز گذشته از خصوصیات محیطی که نوع آواز و موسیقی خاص خود را می طلبد مانند تاکید زیاد بر روی تحریرهای طولانی، توجه به عمق تحریر و نیز اوج خوانی بمدت زیاد در مقایسه با آواز سیستانی و بوشهری هم خوانندگان مطرح تری رشد داده است و هم تاثیر بیشتری بر روی موسیقی کلاسیک ایران گذارده است. پس استاد روی مکاتبی تاکید داشتند که این چند خصوصیت فوق را با هم داشته باشند. هر چند اطلاعات ایشان از سایر مکاتب نیز به همان اندازه کامل و جامع بود…

از نظر دکتر عمومی ردیف تنها وسیله است (بر خلاف نظری که فراگیری ردیف را یک اصول و هدف تلقی می کنند) یعنی یادگیری ردیف به تنهایی ارزش آنچنانی برای یک موسیقیدان ندارد و عبارت است از ردیف کردن و کنار هم قرار دادن ملودیها و تمهای شبیه به هم در مجموعه ای از دستگاهها و هدف جذب کردن و به وجد رساندن مستمع است.

در اینجا شایسته است به نکته ای اشاره کنم، که در گذشته تاکید بیش از حد بر روی جملات ردیف و اینکه هنر آموز می بایستی با دقت تمام گوشه ها را دقیقا” مثل استاد خود اجرا می کرد بیشتر به این دلیل بود که امکان ضبط و حفظ این گوشه نبود. ولی امروزه با پیشرفت امکانات ضبطی و نیز رواج خط نت در میان ردیفدانها، دیگر ترس از نابودی و فراموشی گوشه ها و نغمات موسیقی دستگاهی ایران بی مورد است. پس بهتر است اساتید به جای تکیه بیش از حد بر روی کپی کردن جملات ردیف که معمولا” به دلزدگی هنرآموزان منجر می شود، نکات اصلی و جایگاه کلی هر گوشه را رد دستگاه یا آواز تعلیم دهند تا بدین وسیله خلاقیت هنرجویان نیز بیشتر بارور گردد.

اساسا” شیوه تدریس استاد عمومی در یک چهارچوب خاص قرار نمی گرفت، بلکه نسبت به استعداد و توانایی شاگردان تغییر می کرد. هر چند این تغییر باعث نمی شد او از اصالتها و قواعد پایه ای آواز فاصله بگیرد.

مرحوم عمومی فردی بسیار خوش ذوق، با احساس و در عین حال با شجاعت بود، یعنی همانطور که موسیقی زیبا او را از خود بی خود می کرد، موسیقی و آواز سطحی و غیر اصولی را به سختی و تندی مورد انتقاد قرار می داد، در حالی که همواره انتقادات او همراه با پیشنهادات سازنده بود؛ به عبارت دیگر او تنها یک منتقد صرف نبود. مجموع خصوصیات اخلاقی و هنری دکتر عمومی وی را به یکی از تاثیر گذار ترین اساتید معاصر آواز تبدیل کرد؛ بطوری که به جرات می توان گفت همگی ما تحت تاثیر زیبایی شناسی آوازی ایشان هستیم. روحش شاد و یادش گرامی .

در جستجوی موسیقی سنتی (II)

تصویر سورآلیستی ای در نظرم آمد که قافله ای از چندین و چند شتر همه سی دی های سمفونی کوه البرز را بار کرده از دروازه های ارمنستان قدم در جاده ابریشم گذاشته و “سی دی ها را روانه بازار” می نمایند و به هر شهر و دیاری که می رسند جمیع مشتاقان، سی دی پلیر به دست، دم دروازه ها منتظر رسیدن قافله ایستاده اند و هلهله می کنند! (البته این استقبال بی سابقه مشتاقان موسیقی سمفونیک از این آثار را باید بیشتر مرهون نقد جانانه ای دانست که در فصلنامه ای وزین به قلم منتقد و و موسیقی شناسی برجسته نوشته شده و در آنجا خواندم که اثر به سبک آثار ریشارد واگنر ساخته شده و با آنها کوس برابری می زند و بسیار عالی و جهانی است.)

برنامه ریزی بخش های تمرین (I)

در بسیاری از موارد دلیل انجام کارهای خلاقانه نوع برنامه ریزی تمرین شما خواهد بود. یک برنامه ریزی موثر شما را برای دستیابی به اهداف موسیقایی تان یاری می کند و همچنین برنامه ریزی اشتباه موزسین را به سمت تمرین نامنظم و بی فایده و یا تجربه های آسیب زا می کشاند. بنابراین این بخش ۵ راهنمای تمرین را پیشنهاد می کند تا همچنین موضوعات مرتبط با مدیریت تمرین را نیز مطرح کند.

از روزهای گذشته…

نوگرایی بر شالوده‌ی یک سنت صلب (II)

نوگرایی بر شالوده‌ی یک سنت صلب (II)

او حتا به سراغ سرزمین ممنوعه هم رفت. در آمیختن موسیقی ایرانی و ارکستر غربی، چیزی که سنت‌گرایان متعصب نه تنها بدان دست نمی‌یازیدند که نسل پیش از خود را هم به کیفر آن تکفیر می‌کردند. شگفتا که نتیجه بسیار بر دل شنوندگان نشست و از «ایرانی»ترین قطعات نوشته شده برای ارکستر زهی و سازی ایرانی شد. تجربه‌ای که شاید بتوان آن را از منظری دیگر، آخرین مرحله از چیرگی زیباشناسی بازگشت بر دنیای موسیقایی آن روز دانست.
مهاجری: روی یک تئوری ریتمیک کار می کنم

مهاجری: روی یک تئوری ریتمیک کار می کنم

به گمانم جواب این سوال پیچیده است و در ارتباط با سه موضوع باید مطرح شود. موضوع اول فرهنگ موسیقایی است که فرد در آن بزرگ شده است. موضوع بعد درک سیستم شنوایی از میزان تغییر در اندازه فواصل موسیقی است. موضوع سوم هم آموزش است. این موارد در حال بررسی توسط محققین بسیاری است که نتایجی را هم در بر داشته. به عنوان مثال در تحقیقی با عنوان:
روش سوزوکی (قسمت بیست و سوم)

روش سوزوکی (قسمت بیست و سوم)

با وجود تمرین‌های پیوسته و فشرده ی دائم او توانست از پنج تمرین، چهارتای آنها را به انجام برساند و در صورت بروز حتی یک اشتباه باید دوباره همه را از اول شروع می‌کرد و اتفاقاً همین تکرارهای مداوم بود که‌ توانست به او اطمینان و استحکام ببخشد. “در جواب سوال تو سرآرشه را می‌بینی درسته؟” همیشه جواب می‌داد “بله من می‌بینم.” این جواب چه معنی می‌داد؟ بعضی وقت‌ها واقعاً اشک در چشمان من جمع می شد وقتی که می‌دیدم از دهان کوچولوی تائیچی، کودکی که این جهان را نه می‌توانست ببیند و نه می‌شناخت، بطور ناخودآگاه چنین پاسخی برمی آید.
آرامش در بازگشت به خانه است!

آرامش در بازگشت به خانه است!

اثری که تحت عنوان ضرب تار منتشر شده است، در نام، بر همکاری برابر و همنوازی به معنای واقعی تاکید دارد، چیزی که در اندیشه جمعی گروه دستان پیش از این نیز مشاهده شده است، یعنی گروه و فعالیت گروهی، نه جمع آمدن عده‌ای به دور یک مرکز با عنوان سرپرست گروه.
جایگاه رهبر (I)

جایگاه رهبر (I)

دو سال پیش، وقتی ارکستر سمفونیک تهران هنوز از داشتن رهبر دائم محروم بود و در حالتی مشوش و سردرگم به سر میبرد، مطلبی با عنوان”ارکستر بی رهبر” چاپ شد که این مقاله در مورد ارکستری صحبت میکرد که بدون رهبر کار میکند و در سطح مطلوبی به فعالیت میپردازد.
دیدگاه افلاطون و فیثاغورث در باب موسیقی (IV)

دیدگاه افلاطون و فیثاغورث در باب موسیقی (IV)

از نظر افلاطون آنها به مسائل اساسی نمی پرداختند و بیشتر در پی یافتن تناسب عددی اجزاء آهنگ ها و نتها بودند. “در کتاب جمهور که روایت شخصی سیسرو نویسنده رومی از کتاب جمهور افلاطون است آمده: انسان های با استعداد به وسیله سازهای سیمی یا با صدای خودشان تقلید را از صدای کیهانی انجام می دهند. اما صدای کیهانی یا موسیقی افلاک، که بر اثر چرخش سیاره ها به وجود می آید، آنچنان عظیم و بلند است که گوش انسان قادر به شنیدن آنها به طور کامل نیست. هم چنان که شما نمی توانید برای دیدن خورشید به طور کامل به آن خیره شوید.” (رحمانیان، ۱۳۹۰: ۲۷)
هوشنگ ظریف: در ضبطها کنترباس زده ام!

هوشنگ ظریف: در ضبطها کنترباس زده ام!

من ساز آقای لطف الله مجد را بسیار دوست داشتم و وقتی هم به هنرستان رفتم، آقای خالقی پرسیدند، چه سازی دوست داری بزنی؟ گفتم تار! همان موقع من با چوب، یک چهارچوب درست کرده بودم، یک دسته که به آن میخ شده بود داشت و به آن نخ بسته بودم …! به تار علاقه زیادی داشتم.
سخنرانی صداقت کیش در نقد نغمه (II)

سخنرانی صداقت کیش در نقد نغمه (II)

حالا در سیمرغ با شعری مواجه هستیم که وضعیتش متفاوت است. به این معنی که وزنی بسیار یکنواخت دارد. از لحاظ کلامی تمامی آن هفتاد و چند بیت (و البته دیگر ابیات شاهنامه) را که مطالعه کنید وزنی مشابه دارند. به همین دلیل همنشینی معمول شعر و موسیقی از طریق وزن کلام در متن چنین قطعه‌ای اگر به کار گرفته شود به سادگی منجر به تکرار و یکنواختی ملال‌آوری می‌شود. اگر آهنگساز بخواهد تنها بر اساس وزن شعر قطعه‌ای بسازد بعد از چند بیت اولیه به بن بست ملودیک بر می‌خورد؛ ملودی‌هایش ته می‌کشد.
از بداهه نوازی تا آهنگ سازی (III)

از بداهه نوازی تا آهنگ سازی (III)

دومین و یا شاید سومین گروه سازه های میانی نت ها هستند که موجب تدوین اثر هنری و جدا شدن هویت آهنگساز از نوازنده می شوند. اگر نت ها پدید نمی آمدند، شخصیت فردی هنرمند چون آهنگساز پدید نمی آمد و آنچه شناخته می شد، تنها نوازنده بود که به عنوان عمله ی طرب از آن در خانه های اشراف اروپایی و ایرانی بهره می بردند.
خلق موسیقی موفق برای انیمیشن – قسمت اول

خلق موسیقی موفق برای انیمیشن – قسمت اول

مطلب زیر گفته های چهار آهنگساز پرکار درباره درگیریهای خلاقانه ای است که یک آهنگساز در رابطه با خلق موسیقی انیمیشن با آن روبرو است. این چهار هنرمند دنیس م. هنیگان Denis M. Hannigan، دان گریدی Don Grady، جودی گری Jody Gray و جیمز ل. ونابل James L. Venable توصیه ها و تجربیات خود را در اختیار آهنگسازان، طراحان، کارگردانان و تهیه کنندگان قرار داده اند.