فرج نژاد: خانه موسیقی دچار تخلفات آیین نامه ای است

میدیا فرج نژاد
میدیا فرج نژاد
آقای فرج نژاد بخشی از انتقادات شما به فعالیت‌های خانه موسیقی بود می‌خواستم اول بپرسم شما عضو خانه موسیقی هستید یا نیستید و چه انتقاداتی به خانه موسیقی دارید؟
خیر، من عضو خانه موسیقی نیستم و خوب دلایل مشخصی هم دارم که برای چه عضو خانه موسیقی نیستم من از اینکه جایی باشد واقعاً به نام خانه موسیقی که مطالب صنفی هنرمندان را پیگیری بکند از صمیم قلب خوشحال خواهم شد ولی به شرط اینکه واقعاً این نهاد وظیفه خودش را در این مورد درست انجام بدهد و در مقاطع بحرانی در قبال احقاق حقوق هنرمندان سقوط نکند ما در طی چند سال اخیر می‌بینیم که بی‌مهری‌های بسیاری به اهالی موسیقی می‌شود و در قبال این بی‌مهری‌ها متأسفانه خانه موسیقی موضع‌گیری محکمی را به ایشان نمی‌دهد.

این جدای از شبهاتی است که ما در تخلفات خانه موسیقی طبق اساسنامه خودش دارد ولی من اعتقاد دارم که خانه موسیقی و مسئولین فعلی خانه موسیقی احتمالاً دچار تخلفاتی طبق اساسنامه خانه خود موسیقی شدند مثل نوع رأی گیری شکل این در حقیقت رأی گیری زودرسی که اتفاق افتاد و انتخابات زودرس هیئت مدیره و امثالهم این‌ها وجود دارد و ما این‌ها را دیده‌ایم ولی به غیر از این من تأثیرگذار خانه موسیقی را هیچ وقت ندیدم چه در روند ارتزاق هنرمندان چه در حقیقت جریان‌سازی و چه حتی در روند تولید و چه در روند حمایتی با هدایتی در هیچ کدام از این‌ها خانه موسیقی موثر واقع نشده خوب من برای چه باید جزو یا عضو در حقیقت جایی باشم که به عینه می‌بینم که کمکی به حال و احوالات موزیسین‌ها نمی‌کند و صرفاً یک عده به خصوصی هستند و یک محفل به خصوصی است و صرفاً همه چیز و همه‌ی امکانات و همه‌ی کمک‌ها از سمت خانه موسیقی احیاناً به همین محفل باز می‌گردد من این را برای خودم شایسته نمی‌بینم در شأن خودم ندانسته‌ام و خوب نبودم و بارها این انتقادات خودم را هم مطرح کرده‌ام.

به نظر شما خانه موسیقی این امکان را اصلاً دارد از نظر اساسنامه و این اختیارات را دارد که بخواهد واقعاً کار مهمی هم انجام بدهد که حالا مثلاً‌ از آن انتظار داشته باشیم و بخواهیم از آن که این کارها را بکند و نکرده چون خانه موسیقی خوب بالاخره بودجه محدودی دارد و با نهادهای دیگر مثل دفتر موسیقی وزارت ارشاد یا مثلاً نهادهایی مثل بخش موسیقی حوزه هنری و این‌ها خوب خیلی فرق دارد به نظر شما واقعاً امکانش هم داشته که کاری بکند و نکرده؟
من به ضرس قاطع می‌گویم اگر که شما با مسئولین عالی رتبه‌ی وزارت ارشاد صحبت کنید همگی علاقه‌‌مند هستند که مسئولیت‌ها را بسپارند به اهالی همان صنف یعنی آن‌ها دوست دارند اتفاقاً جایی وجود داشته باشد مثل خانه موسیقی و فعال باشد و قابلیت داشته باشد و مورد تأیید خود اهالی موسیقی باشد که این مسئولیت بیاد و به عهده‌ی آن‌ها گذاشته بشود و بار مسئولیت دولت هم در آن منطقه کمتر بشود.

من با اطمینان می‌گوییم آن‌ها علاقه‌مند هستند ولی این عدم توانایی و این عدم مدیریت و این در حقیقت محفلی بودن خانه موسیقی متأسفانه باعث ایجاد این شده که خوب این اعتماد نه از سمت جامعه موسیقی به خانه موسیقی می‌شود و نه از سمت مقامات عالی رتبه‌ی در حقیقت سیاست‌گذاران کلان فرهنگی کشور و خوب همین می‌شود که الان شما می‌بینید خانه موسیقی عملاً یک جایی هست که رئیس هیئت مدیره‌اش با حداقل آراء در حقیقت انتخاب می‌شود در صورتی که خانه موسیقی باید یک جای فعالی باشد خانه موسیقی باید وظیفه‌ای غیر از فقط بیمه کردن هنرمند داشته باشد؛ مضاف بر اینکه ما هنوز متوجه نشدیم که آیا خانه موسیقی یک نهاد صنفی است که اگر باشد باید زیر نظر وزارت کار باشد یا یک شرکت فرهنگی هنری است که اگر باشد باید زیر نظر دفتر موسیقی و وزارت ارشاد باشد یعنی خودش این را هنوز مشخص نکرده فعالیت صنفی می‌کند ولی می‌گوید من شرکت فرهنگی هنری هستم یعنی نهاد بالاسری من در حقیقت می‌شود دفتر موسیقی و وزارت ارشاد همه‌ی این ایرادات در کنار هم دیگر دست به دست هم داده تا ما را به این نکته برساند که الان ناراحت بشویم من نوید این را می‌دهم از همین جا به دوستداران موسیقی که حداقل در مورد جشنواره فجر ما به این نکته رسیدیم که دفتر موسیقی به ما قول نوشته شدن یک اساسنامه مدون برای جشنواره فجر را داده که اگر این اتفاق بیافتد ما از این به بعد شاهد این بی‌نظمی‌ها مسلماً نه در انتخاب مدیر و نه در مطالب جزئی در جشنواره فجر نخواهیم بود.

با سپاس از حضور شما در این برنامه؛ از همینجا از مسئولان خانه موسیقی و جشنواره فجر دعوت می شود برای پاسخگویی به مسائل مطرح شده در این مصاحبه، در برنامه نیستان حضور یابند.

ارسال دیدگاه

رایانامهٔ شما نمایش داده نخواهد شد.

مکتب و مکتب داری (IV)

نمونه ای دیگر، کنسرت گروه اساتید (به کوشش فرامرز پایور) در مایه دشتی به سال ۱۳۵۸ همراه صدای محمدرضا شجریان است. در آلبوم «پیغام اهل راز» استاد فرامرز پایور، روایتی دیگر و برداشتی خاص از تصنیف «خون جوانان وطن» اثر عارف را ارائه داده و یکی از زیبا ترین اجراهای استاد اسماعیلی در همین آلبوم است. ارتباط شنونده این آثار باصدای ضرب (تنبک) استاد، ارتباطی ناخودآگاه است. مانند ارتباط شنونده ارکستر سمفونیک با صدای کنترباس ها و ویولونسل ها و دست چپ پیانو.

یادداشتی بر آلبوم «گلعذار»

گوش‌ها را به شنیدن و چشم‌ها را به خواندن رنجه نساختن، در تنه‌ی موسیقی خلأ اندیشه و خِرد را با ایدئولوژی پر کردن‌، از هنر جز ژست گرفتنش را نداشتن، از جعل و شید تاریخ ساختن، کندذهنی و بی‌دقتی و درجا زدن در بنیان‌های سستِ آموزش‌های علیلِ آمیخته با انواع توهمات و خرافات، همه و همه ثمرِ آفت‌زده‌ای جز همان «انبساط خاطر» و زبان‌آوری‌های مجانی و بی‌باج در دورهمی‌های موسیقایی‌ای که حال به لطفِ بسترِ مهیا‌ی خانه‌ی عفافِ نشر در ایران رسمیت یافته‌اند نخواهد داشت.

از روزهای گذشته…

گزارش جلسه هفتم «کارگاه آشنایی با نقد موسیقی» (V)

گزارش جلسه هفتم «کارگاه آشنایی با نقد موسیقی» (V)

«محمود توسلیان» نظر مدرس را درباره‌ی «سرگذشت موسیقی ایران» نوشته‌ی «روح‌الله خالقی» جویا شد. وی گفت موضوع این کتاب بیشتر موسیقی‌دانان هستند تا خود موسیقی و چنان که خود خالقی نیز به آن اشاره می‌کند به گونه‌ای داستان مانند نوشته شده تا مردم را جلب خود کند. بنابراین ضمن ارزش بسیار زیاد آن از جهت مکتوب کردن بخشی از تاریخ ما که می‌توانست به سادگی از دست برود، با تاریخ موسیقی به مفهومی که اینجا گفته شد، تفاوت‌هایی دارد.
سرگشته در تودرتوی زمان (III)

سرگشته در تودرتوی زمان (III)

قطعه به جزیره‌هایی از نواخته‌های سه‌تار، که خطی منسجم و پیوسته از ملودی‌های ساخته شده بر اساس موسیقی دستگاهی ایرانی را سرسختانه پی ‌می‌گیرد، تقسیم شده است که هر لحظه به خصوص در ایست‌ها به شکل پدیده‌ای ریزغربالی فرومی‌پاشد. این فروپاشی تنها از منظر ماده‌ی خطی نیست بلکه در بعد طیفی نیز روی می‌دهد. یعنی طرح ملودی نواخته شده توسط نوازنده‌ی سه‌تار مصالحی را به دنبال می‌آورد که میان یک «ایمیتاسیون کانونیک» در هم شکسته و پاره‌هایی از طیف خط مرکزی سرگردان‌اند. از سوی دیگر به نظر می‌رسد مواد جدا شده از جزیره‌ی قبلی نوعی گسترش غربال تکاملی برای بعدی فراهم می‌کند، البته با همان مقیاس خُرد.
ترس از صحنه (اضطراب اجرا)

ترس از صحنه (اضطراب اجرا)

اگر فکرِ حضور مقابل گروهی از مردم و اجرا شما را می ترساند، خودتان را در این ترس تنها ندانید. میلیون ها نفر هستند که درگیر اضطراب اجرا یا “ترسِ صحنه” هستند. به راستی که بسیاری از مردم بیماری آنفولانزا را به اجرا ترجیح می دهند! ورزشکاران، موسیقیدانان، هنرپیشگان و سخنرانان اغلب درگیر این نوع اضطراب هستند.
اقیانوسی بنام باخ (I)

اقیانوسی بنام باخ (I)

از آنجائیکه باخ در مقایسه با آهنگسازان هم عصر خود میل شدیدتری به موسیقی داشت و پیروی از سبک او نگرش عمیق تری از حد معمول را طلب می کرد، همگان قادر به بهره جویی از اقیانوس بیکران هنرش نبودند. شاید یکی از دلایلی که او را از دیگر آهنگسازان متمایز نموده این نکته است که هیچ یک از آثارش سطحی نیستند.
چهره ی آدرنو از قابِ اتنوموزیکولوژی (VI)

چهره ی آدرنو از قابِ اتنوموزیکولوژی (VI)

همانطور که در حاشیه ی قبلی ذکر شد، ویتکین عقیده دارد که آدرنو در نقد کاملا پیرو فلسفه است. به نظر می رسد در این بخش آدرنو قصد داشته تا با آنالیز نمونه های موسیقیِ ” جدیِ” اروپا (آثار بتهوون) و مقایسه ی آن با موسیقی عامه پسند این مطلب را بیان کند که بر مبنای بحث “وجودِ رابط” در فلسفه، و بحث “عینی و یا ذهنی بودن ارتباط”، جزئیات و رابطه ی آن با کلِ فرم در موسیقی عامه پسند، فقط یک پدیده ی ذهنی است و هیچ مصداق عینی برای آن وجود ندارد. در حالی که در موسیقی “جدی” (در اینجا بتهوون) این ارتباط کاملا عینی است و جزء بدون ارتباطش با کل معنای خود را از دست می دهد.
ارکستر فیلارمونیک سلطنتنی لیورپول

ارکستر فیلارمونیک سلطنتنی لیورپول

فیلارمونیک ارکستر رویال لیورپول (Royal Liverpool Philharmonic Orchestra) لیورپول، انگلستان یا RLPO یکی از قدیمی ترین ارکسترهای بریتانیای کبیر و همچنین دنیا می باشد و در سال ۱۸۴۰ افتتاح شده است. این ارکستر به انجمن فیلارمونیک رویال لیورپول تعلق دارد. تنها انجمن ارکستر در بریتانیا است که تالار مخصوص خود را دارد “تالار لیورپول فیلارمونیک”! این تالار آکوستیک خوبی دارد و برای بسیاری از ضبطهای ارکستر از آنجا استفاده شده است. این انجمن و ارکستر، کلیدهای اصلی سازماندهی موفق هنری، به عنوان “مرکز فرهنگ اروپا” در سال ۲۰۰۸ بودند. اولین اجرای ارکستر ۱۲ مارچ ۱۸۴۰ بود.
مشکلات ناشی از کار زیاد (II)

مشکلات ناشی از کار زیاد (II)

تعویض ویلون به ویولا، ویلون به ویلونی بزرگتر یا با سازی که اتفاع خرک متفاوتی دارد به نوازنده فشار زیادی تحمیل می کند. اگر سازتان را عوض می کنید باید ۱ تا ۲ هفته تمرینات ساده تر را انجام دهید و کم کم به سراغ برنامه اصلی خود بروید. همین مساله در مورد تعویض معلم یا رپرتوآر صادق است.
شکل گیری دوباره رولینگ استونز

شکل گیری دوباره رولینگ استونز

اواسط دهه هفتاد گروه استونز به برنامه های جانبی پرداختند، وایمن و وود آلبومهای سولو منتشر کردند. ریچاردز به دلیل همراه داشتن هروئین دستگیر شد و پس از گذراندن دوره بازپروری در سال ۷۸ به گروه بازگشت.
مادری با تار (II)

مادری با تار (II)

ابراهیمی از سال های زندگی در کردستان می گوید: “آن وقت بچه بودم و ۵ سالم بود. پدرم خان بود و خان های بزرگ کردستان می آمدند منزل، ولی مادرم جلوی آنها هیچ وقت ساز نمی زد. مادر من نسبت به زن های دیگر پدرم یک احترام دیگری داشت. من در تهران با موسیقی آشنا شدم.”
تفضلی: در من انگیزه کرال نویسی ایجاد شد

تفضلی: در من انگیزه کرال نویسی ایجاد شد

اولین اثر کرالی که نوشته شده است، اثر آقای گریگوریان در سال ۱۳۱۳ است و قبل از آن یک سری سرود به صورت تک صدای داریم از موسیو لومر و امثال آن. خود ارامنه هم به خاطر آشنایی با فرهنگ مسیحی در این چند ساله پیشقدم شده اند و طبیعی است که سطح آثار کر کشور های اروپایی پیشرفته تر باشد ولی به هر صورت آهنگسازهای ما هم در حال تلاش هستند. در واقع، کمیت آثار ازشمند فرهنگ موسیقی کرال غربی خیلی بیشتر از ماست و ما هم در حال تلاش هستیم که این رپرتوار را گسترش دهیم مثل تاریخ موسیقی کلاسیک است. آهنگ ساز های ما واقعا تلاش کرده اند و آثار ارزشمند از خودشان به جا گذاشته اند ولی نمی توان پیشینه محدودی که ما در ساخت آثار کلاسیک داریم را با پیشینه ای که در اروپا از قرن نهم میلادی وجود داشته است، مقایسه کرد.