خواننده ای سالار یا خواننده سالاری…

شهرام ناظری و محمدرضا شجریان در تالار وحدت
شهرام ناظری و محمدرضا شجریان در تالار وحدت
مقاله ای که پیش رو دارید نوشته ای است از علی رضا امینی، منتقد ادبی و موسیقیدان که در ادامه بررسی معضل خواننده سالاری در موسیقی ایران نگاشته شده است:

خدا بخیر کند یکی نیست و یکی هست
در پی نقدها و نوشته های اخیر آقای علیرضا جواهری پیرامون بحران دیرپای خواننده و خواننده سالاری بر آن شدم از زاویه و نگاهی دیگر به این مساله بپردازم. شاید به همت سایر هنرمندان و دست اندرکاران هنر بتوانیم چاره ای برای حل این ضایعۀ فرهنگی و هنری بیندیشیم. ضایعه ای که گریبانگیر همۀ دست اندرکاران موسیقی بالاخص نسل جوان شده و اگر به اهتمام دوستان در پی حل این ماجرا نباشیم به زودی باید با دنیای موسیقی هنری و هنر موسیقی در ایران وداع کنیم چون با رشد سرطانی این غده های بد خیم دیگر مجالی برای کار کردن جوانان نخواهد بود و می بایست این جوانان در آیندۀ نزدیک در پی حرفه و شغلی جدید برای خود باشند.

استاد ادیب خوانساری از اولین کنسرت خود در یادگاری صوتی با شوری تمام یاد می کند و نگران حضور بزرگانی است که در انجمن اخوت به کنکاش کنسرت او آمده اند و یا استاد تاج اصفهانی در مصاحبه ای از همگروهی های خود نام می برد و همهء ما افسوس می خوریم که ایکاش آنزمان بودیم و برای این جمع بزرگان کفش جفت می کردیم! حالا خواننده ها به واقع چه زمانی سالار بودند و چه می کردند؟

امروز در فضایی ما به مالاریای خواننده سالاری مبتلا هستیم که خدا را شکر تب هر کدام به نوبت راجع می شود و گرنه اگر با هم گلوگیرمان می شدند از تب بی محتوایی همه کهیر می زدیم بی شک! در دهه هفتاد شایعات حضور خوانندگان مطرح در ارکسترها برای فروش بیشتر بلیط و کمی درآمد بیشتر آنچنان اوج گرفت که بسیاری جوانان موسیقی در فضایی اکس زده در موسیقی این مملکت با بستن قراردادهایی با شاگردان فالشیست دست چندم استاد شجریان و دیگران از همان باغ همه به ورطهء ورشکستگی مالی و ورشکافتگی هنری با اصالت ها افتادند و کسی هم به کمکشان نیامد.

در نشریه مقام نوشتم: آیا از ابر اَبَر کنسرت ها باز هم باران خواهد بارید؟ و خوشبختانه دیدیم که خیر!

همه می دانیم که اگر مجوز کنسرت پاپ بدهند یک خواننده درجه سه پاپ ده برابر استاد شجریان می فروشد پس با استناد به این فروش آیا باید به آن حنجره نواز دلخراش لقب سالار خان بدهیم؟ و یا اگر مردم ما برای سالها که شجریانشان را ندیده اند مجبورند بلیط نجومی تومان ایشان را بخرند، خانه موسیقی باید به آن اجراها بگوید: اَبَر کنسرت؟

والله راه ترکستان با مترو نزدیکتر است؛ به کجا چنین شتابان؟

اگر کنترل بازار عرضه و تقاضا با یک حساب سرانگشتی در اقتصاد بازار هنر که جناب مایکل جکسون بیست سال پیش با این حسابگری به آن فروش های آسمان خراشی دست یافت، کسی را سالار می کند پس همهء بازاری های ما سالارند، حالا یکی چایی سالار، یکی آهن سالار، یکی پشم سالار و خب ما هم خواننده سالار داریم و جایی مثل خانه موسیقی به آن می نازد به مصداق هرکس به کسی نازد ما هم…

چرا خانه موسیقی با یکی از جوانان کار نمی کند مثل خود جناب شجریان؟ هم ارزانترند هم بی زبان تر!

چرا در خانه موسیقی بعد از اَبَرکنسرت ها سراغ “اصغرکنسرت ها” یا “مینی کنسرت ها” نرفتند؟ خانه موسیقی مگر سوا می کند هنرمندش را؟ یا شاید به غیر از عضو وابسته و پیوسته که هنوز همهء ما منتظریم کی پیوسته می شویم تا آقایان در کرسی های خود کمی بلرزند، عضویت به شیوهء دیگری هم دارد که مخصوص از ما بهتران است؟ شاید نام آن: اَبَر بسته! یا کمر به قتل موسیقی بسته! باشد؟ الله اعلم و لاغیر…

در جامعه امروز که به مدد کارگاه ها و مستر کلاس ها و وسایل کمک آموزشی همه بجز کودکان زیر سه سال (بدلیل مشکل کمبود آوایی) و پیران بالای نود و سه سال (بدلیل مشکل کمبود هوایی) به محضر اساتید با درجات متفاوت راه می یابند بحمدالله با اولین دعوت بوسیله یک بلندگوی دستی از آن نارنجی هایش! یک اتوبوس خواننده داریم که همه در استادی استادانشان استاد شده اند و یک کار جدید را نمی توانند بخوانند! دیگر بحث تولید انبوه خواننده، واژه هایی مانند سالار و امثالهم را له کرده است و اساتید دیر بجنبند خودشان هم له می شوند چه برسد به سالاریشان…! حالا این وسط کدام استاد شاگردی دارد که بتواند یک قطعه را بدون سفید شدن موی سازنده و سراینده آن بخواند؟ بسم الله.

به نظر این حقیر مرحوم طیب خان اگر سالار لوطی ها بود نوچه هایی مثل عمو حیدر داشت که اسطوره اخلاق و ناموس پرستی و دفاع از مظلوم و احقاق حق بودند و به مدد سالاریشان روزگار را هم خوش می گذراندند که البته اهل محل هر روز سالار گذر خود را می دیدند و به برکت سایهء او در محل به آرامش زندگی می کردند؛ حالا سالار های خوانندگی های ما کدام نوچه را دارند که واجد تمام شرایط هنری و اخلاقی و اجتماعی امروز باشد تا به آنها افتخار کنیم؟ حالا سالاری و اَبَر بودن پیشکشش.

صدای خوب تنها دلیل خواننده بودن نیست و علم می خواهد، خوشبختانه موسیقی ما آنچنان غنی شده است که خود ما اهالی ساز و موسیقی و نغمه معضل کمبود خواننده واقعی را حل می کنیم و انشاالله تکنولوژی غرب هم، همانطور که نمونه های صوتی تمام سازهای ایرانی را برای ما ساخت، نمونه های آوازی هم برای ما می سازد تا دردسر فالشیست بودن و آریتمیک بودن سالاران و مینی سالاران خواننده از گریبان ما باز گردد. خدا خیر بدهد آنکه همخوانی را برای ما موسیقیدانان آفرید که چه بسیار پرشور و حال تر است و مخاطب پسند تر.

این زنگ خطر را برای سالار شدگان آواز ایران می زنم که تا مجبور نشده اید با زنبورک و طشت کنسرت بدهید کمی مردمی تر و با اخلاق تر با موسیقی دانان جوان و صاحب ایده و خلاق مرتبط شوید. امید که شنیدند.

تا پرداختن به مرزی دیگر در سالارمندی خوانندگان آواز ایرانی بدرود.

9 دیدگاه

  • mehdi_hessami@yahoo.com
    ارسال شده در فروردین ۷, ۱۳۸۸ در ۸:۰۱ ب.ظ

    dorod bar shoma besyar jaleb neveshtid va harfe dele khayliaro zadid.
    hala age yek nazar beh akse showalieh benegarid on mogheh dostsan beh maghaleh shoma bishtar pay mibaran.

    ae zamin bar ghamate ra~na negar

    fekermikonam masnavi afshar bishtar behesh mikhoreh

    ba dorode faravan

    mehdi h
    n california usa

  • رضا
    ارسال شده در فروردین ۸, ۱۳۸۸ در ۱۲:۰۹ ق.ظ

    شجریان خیلی خوش شانس بود که همزمان با معروف شدنش موسیقی پاپ تو این مملکت تعطیل شد
    همۀ رقیباش یا رفتن آمریکا یا ممنوع الصدا شدن
    فقط موند شجریان و شجریان
    اونای دیگه هم که مونده بودن مثل ناظری و سراج و گلریز کدومشون در حد و اندازۀ شجریان بودن که بخوان باهاش رقابت کنن
    به قول نویسنده اگر موسیقی پاپ با اون همه ستارش می موند چند نفر به شجریان گوش می کردند؟
    یادمه قبل انقلاب مردم با بودن اون همه صداهای طلایی با شنیدن صدای شجریان رادیوشون رو خاموش می کردن
    {…}

  • نیما شیبانی
    ارسال شده در فروردین ۸, ۱۳۸۸ در ۱:۰۹ ب.ظ

    کاش در کنار نام بردن از نوچه های مرحوم طیب خان و غیره، ذکر خیری هم از نوچه های امثال {ر-م} می کردید. حالا آدم نوچه ی یک فرد درست و حسابی هم باشد زور ندارد. اما حالا این {ر-م} خودش چیست که سر و گوش نوچه هایش هم اینجا پیدا شده.

  • mehdi_hessami@yahoo.com
    ارسال شده در فروردین ۱۰, ۱۳۸۸ در ۸:۴۹ ب.ظ

    agha reza besyar kam lotfy farmodan.
    man feker nemikonam kasy ba sheenidane seday besyar ziba va mondani ostad shajarian radiosho mibast ya khamosh mikard.

    inja bahs sare chize digari ast , nazarat bayad honaruy va khalagh bashad na ba gharaz hay shaghsy.

    mehdi

  • ارسال شده در فروردین ۱۲, ۱۳۸۸ در ۶:۵۴ ب.ظ

    I think there always should be a choice for Moseeghi lovers.We also should remember that in this profesion we see many musitians that are also “themslves salary” and if a person with love and respect undrestanding the moseeghi sonnaty wants to become a singer they don’t incourage and support this poor fellow. For many reasons they want him/her to become their student and pay them tuition and stay long with them untill ostad allow him/her to participate in a consert. Anyways, the business talk business.”Gar to behtar mizani beatan bezan”.Remember also this said “Ro maskharagi pisheh kono motrebi amooz”.
    Dears; we still have long way to go,don’t argue let the ears pick up what they like.
    Best,
    MB

  • علي
    ارسال شده در فروردین ۱۶, ۱۳۸۸ در ۲:۰۶ ب.ظ

    در سی سال اخیر ،شاهد رویداد دو انقطاع فرهنگی در زمینه ی موسیقی بودیم.
    اولی به سال ۱۳۵۷ که به حذف موسیقی پاپ از فضای شنیداری انجامید و طبیعتا دنیا را به کام موزیسینهای سنتی کرد(به ویژه خوانندگان) که کماکان به یمن بی رقیب ماندنشان در همان دوران،مجال رشد و نمو یافتند و هنوز به حیات خویش ادامه میدهند.
    انقطاع دوم،حوالی سالهای ۱۳۷۵-۱۳۷۴(دوران مدیریت علی معلم دامغانی بر بخش موسیقی صدا و سیما)رخ داد که به صورت ناگهانی و بی بند و بار، سیل موسیقی پاپ روانه ی بازار شد؛که اینبار دنیا را به کام موزیسینهای سنتی(بالاخص جوانانی که ناشناس بودند)تلخ کرد.

  • ارسال شده در تیر ۶, ۱۳۸۸ در ۱:۲۸ ب.ظ

    سلام.اقا رضا خیلی کم لطفی!
    به نظر من ازکسی اسم آوردن صحیح نیست.
    بگذارید ماطرفداران شجریان خوش باشیم باصدایش.
    در ضمن استاد جای کسی رو هم تنگ نکرده
    اگرخواندن جرم است……………

  • وین
    ارسال شده در بهمن ۲۱, ۱۳۸۹ در ۱۲:۲۲ ق.ظ

    سلام
    دوستانی که طرفدارن آقایان هستند لطفا چیزی نگن
    اصلا این آقایان به اصطلاح خواننده از لحاظ
    علمی کجایند که بر آهنگساز ، رهبر ، ارنجر و نوازنده برتر اند .
    این شهرت واقعا حق این خوانندگان بود ؟
    همش بفکر شهرتت دروغین خودند و در واقع کاملا تو خالی .

  • علی
    ارسال شده در آذر ۲۵, ۱۳۹۰ در ۱۲:۱۸ ق.ظ

    درود بر استاد شجریان. در مورد اساتید باید افرادی حرف بزنند که در حد و اندازه های اونا باشن.
    اگه شاگردهای ایشون نمی خوان تقلید صدایی از ایشون رو کنار بذارن به ایشون چه ارتباطی داره؟
    من خودم چون سال هاست هنرجوی آوازم می دونم که یک هنرجو پس از آموزش تنها و تنها باید خودش سعی کنه تا صدا وسبک خاص خودشو پیدا کنه.

ارسال دیدگاه

رایانامهٔ شما نمایش داده نخواهد شد.

تحقیقی درباره باربد؛ موسیقیدان دوره ساسانی (VI)

نمونه اولین چکامه در منظومه درخت آسوریک آمده که تا زمان ما حفظ شده است. باربد را بزرگترین شخصیت ناقل فهلویات به شمار آورده اند. یکی از شکلهای معمول شعری و موسیقی زمان باربد پتواژه بوده است. پتواژه از دو واژه پت و واژه یعنی سخن بزرگ تشکیل شده متن آن از اشعار ستایشی و وصفی ترکیب یافته، بیشتر به قصیده های منبعده ی اسلامی شباهت داشت.

مروری بر آلبوم «لیله راست»

برخورد مستقیم گوش ایرانی با نغمات موسیقیِ عربی، در دوره‌ای (دهه‌های۴۰و۵۰) در کنارِ اشتهار ام‌کلثوم در ایران، در شاخه‌ی منحصربه‌فردی از موسیقی مردم‌پسند در خوانده‌های خوانندگانی چون قاسم جبلی یا داود مقامی و بعد از انقلاب بیش از همه عموماً در تلاوت قرآن بوده‌است. «لیله راست» (شبِ مقامِ راست) فرصتِ شنود و مواجهه‌ی مستقیم با اثری از موسیقی عرب را برایمان فراهم کرده‌است.

از روزهای گذشته…

حنانه: هارمونی مدال ایرانی باید از بطن این موسیقی درآید

حنانه: هارمونی مدال ایرانی باید از بطن این موسیقی درآید

خوب آقای آهنگ، به نظرم شما می خواهید من را یک نفره با هزاران هنرمندی که به این صورت کار می کنند، به جان هم بیاندازید! اول باید بگویم که هارمونی به خودی خود علم بازی اصوات است، به همین سبب هر جا که بازی صورت بگیرد، در آنجا قوانین فیزیکی حاکم است، پس هارمونی که من کار می کنم نیز دارای قوانین فیزیکی خاص خودش است و منطق خود را دارد.
گزارشی از دومین نشست «نقدِ نقد» (VIII)

گزارشی از دومین نشست «نقدِ نقد» (VIII)

صداقت‌کیش در ادامه گفت: عزل «وا» کردم از «واکاوی» و می‌خواهم «وا» را به آن برگردانم. گفتم «کاویدن» از نظر من در نقد چه کاری می‌کند و می‌خواهم ببینم چرا «واکاوی» یعنی دوباره به یاد آوردن، در موقعیت ما اهمیت دارد. اگر قبلا هم از طریق نوشته‌های نظری و غیره متوجه نشده بودیم، اینجا متوجه شدیم که نقد موضوعی شدیدا تاریخی و تاریخ‌مند است، هم عنوانش و هم انواع کنش‌هایی که زیر این عنوان می‌گنجد و هم مفهومی که ما از آن درک می‌کنیم و هم خود آثار و کنش‌های هنری و روابط جامعه هنری و از این قبیل. این‌ها هم تاریخ‌مندند. بنابراین ما آن «وا» را حداقل به نظر من نیاز داریم برای بازگشتن دوباره به سراغ آثار یا دوباره وارسی کردن آثار.
ادوارد الگار، آهنگساز انگلیسی (XV)

ادوارد الگار، آهنگساز انگلیسی (XV)

البته هنوز خطرها در کمین اند: روح جرونتیوس صداهای خوفناک دیو ها را که همراه با خنده هایی هجوآمیز اند به وضوح می شنود. وقتی که دیو ها میگذرند، روح در می یابد که او تنها صدای آنها را شنیده و خود آنها را ندیده است. آیا او قادر به دیدن خدا خواهد بود؟ فرشته می گوید که روح می تواند خدا را ببیند اما اخطار می دهد که شعله های عشق ِ جاویدان او را برای همیشه خواهد سوزاند.
No body home

No body home

راجع به بچه ای است که در دردوران کودکی یک دفتر چه کوچک داشت و شعرهایش را در آن می نوشت، در کیف مدرسه اش مسواک و شانه سرش را نگاه می داشت، راجع به بچه ای که در مدرسه معلمها اذیتش میکردند، مگر وقتهایی که به آنها باج میداد یا سرش در لاک خود بود،
نگرشی به تجدد طلبی در هنر و فرهنگ ایرانِ قرن بیستم (XI)

نگرشی به تجدد طلبی در هنر و فرهنگ ایرانِ قرن بیستم (XI)

فرم «پیش درآمد» که توسط درویش خان و همکار دیگر او رکن الدین مختاری در این دوره ابداع شد، اهمیت ویژه ای در تاریخ موسیقی ایرانی دارد. قبلا اشاره شد که موسیقی همیشه فرعی از یک اتفاق اصلی بود و اولین بار در «کنسرت» به عنوان اتّفاق اصلی مطرح شد. علاوه بر آن موسیقی ایرانی در سنّت اجرائی خودش هم فرعی بود بر شعر و سخن. مهم ترین فرم موسیقی ایرانی، که هنوز هم غالباً قسمت اصلی هر برنامه موسیقایی را تشکیل می دهد «آواز» نام دارد که فرمی است برای خواندن شعر که در اوزان عروضی و با ساز تنها هم اجرا می شود. تصنیف هم اساس اش بر شعر و سخن استوار است و همینطور قطعات «ضربی» در دستگاه ها. «رنگ» هم فرمی است که در اصل برای همراهی رقص ساخته شده است. (۹)
شماره‌ی ششم مهرگانی منتشر شد

شماره‌ی ششم مهرگانی منتشر شد

ششمین شماره دوفصلنامه پژوهشی مهرگانی ویژه بهار و تابستان ۱۳۹۲ منتشر شد و در وبسایت این نشریه قابل دسترسی است.
موسیقی و نلسون ماندلا (III)

موسیقی و نلسون ماندلا (III)

بیست سال پس از کنسرت استادیوم ومبلی، در ۲۷ ژوئن سال ۲۰۰۸ کنسرت دیگری برای بزرگداشت و ادای احترام به ماندلا در هاید پارک (Hyde Park) شهر لندن برگزار شد. این کنسرت تنها سه ساعت و نیم به طول انجامید ولی به اندازه کنسرت سال ۱۹۸۸ رسانه ای نشد. وفاداران به نلسون ماندلا از جمله گروه «Simple Minds»، پیتر گابریل، جونی کلِگ و جوآن بائز (Joan Baez) در این رخداد نیز حضور داشتند. همچنین امی واینهاوس (Amy Winehouse) ترانه «Free Nelson Mandela» گروه «The Specials» را اجرا کرد.
شش سوئیت چلوی باخ (I)

شش سوئیت چلوی باخ (I)

شش سوئیت برای تکنوازی ویولنسل توسط آهنگساز جاودانی موسیقی کلاسیک یوهان سباستاین باخ را باید بعنوان برترین آثار نوشته شده برای ویولنسل نام برد. بسیاری از این آثار در دوره زمانی ۱۷۱۷–۱۷۲۳ساخته شدند، زمانی که باخ در شهر کوتن Cöthen آلمان بعنوان آهنگساز استخدام شده بود.
سال‌ها بدون وقفه کار و همکاری با سولیست‌های برجسته‌ی دنیا (I)

سال‌ها بدون وقفه کار و همکاری با سولیست‌های برجسته‌ی دنیا (I)

«علی رهبری» امروز یکی از نامدار‌ترین موسیقی‌دان ایرانی در عرصه‌ی موسیقی کلاسیک است. او یکی از معدود موسیقی‌دان‌های ایرانی است که بدون حمایت‌های دولتی در ۳۵ سال گذشته توانسته است، در صحنه‌ها و بازار‌های بزرگ موسیقی جهانی حضور مدام داشته باشد. علی رهبری با وجود همه‌ی بی‌مهری‌هایی که در ایران به او شد، هنوز هم مایل به همکاری با ارکستر سمفونیک تهران است. در ادامه گفت‌وگویی را با این هنرمند می‌خوانیم که ضمن ارائه‌ی مطالبی پیرامون ارکستر سمفونیک تهران و رهبریِ خودش هنگامی که به ایران بازگشت، از سولیست‌های برجسته‌ای که تاکنون با آنها همکاری داشته است، می‌گوید.
سمفونی شماره ۹ گوستاو مالر

سمفونی شماره ۹ گوستاو مالر

آثار گوستاو مالر آهنگساز برجسته دوره رمانتیک را نمونه هایی کمال یافته در این مکتب میدانند . موسیقی رمانتیک که مهمترین شعار آن بیان احساسات و عواطف انسانی بود با آثار انقلابی بتهون آغاز شد . به دنبال او بزرگانی چون برلیوز شوپن مندلسون برامس و … این مکتب را پی گرفته و ادامه دادند . به علت هدف رمانتیزم در بیان عواطف و افکار بشری آهنگسازان این دوره سعی در آزاد ساختن موسیقی از قید و بندهای دوره کلاسیک از جمله قواعد کم وبیش ثابت نظم های کم استثنا و … کردند و توجه خود را بیشتر معطوف به محتوای موسیقی کردند .