ادوارد الگار، آهنگساز انگلیسی (VIII)

ادوارد الگار (۱۸۵۷-۱۹۳۴)
ادوارد الگار (۱۸۵۷-۱۹۳۴)
اولین موفقیت وی با اثری همچون “واریاسیون هایی بر یک تم اصلی انیگما” (Enigma op. 36) در سال ۱۸۹۹ همراه شد. این اثر که الگار آن را به دوستان خود تقدیم کرده بود، شاهکاری از فُرم و ارکستراسیون بود و وی را به عنوان بزرگترین آهنگساز زمان خود، چه از منظر تکنیک و چه از دیدگاه موسیقایی، در انگلستان مطرح می کرد.

پس از “تصاویر دریا” (Sea Pictures op. 37) که ساخته شده برای ارکستر بود، یکی از بزرگترین قطعات مذهبی الگار با نام “رویای جرونتیوس” (Sea Pictures op. 37) ” پا به عرصه ی موسیقی نهاد. این اثر بر اساس شعری از “کاردینال نیومن” ساخته شده بود که درباره ی سفر روح به دنیای قضاوت و ماورای آن نگاشته شده بود. متأسفانه، به خاطر وجود تمرینات ناکافی، اولین اجرای این اثر در شهر بیرمنگام، در اکتبر ۱۹۰۰ با شکست مواجه شد. با این حال، بسیاری از منتقدان به بزرگی اثر پی بردند.

خوشبختانه، این قطعه ی هنری در اجراهای بعدی که در دسامبر ۱۹۰۱ در دوسلدورف و مه۱۹۰۲در جشنواره ی راین، اجرا شد به موفقیت واقعی خود دست یافت. پس از همین اجرای آخر بود که “ریچارد اشتراوس” الگار را به عنوان اولین موسیقی‌دان انگلیسی مترقی و پیشرو نام نهاد.

پس از شکست ابتدایی “رویای جرونتیوس” (Cockaigne (London Town) op. 40) در ۱۹۰۰، الگار به طرز قابل ملاحظه ای افسرده شد اما پس از چندین روز، دوباره شروع به نوشتن کرد و این بار قطعه ای به نام “در شهر لندن” را نوشت که در سال ۱۹۰۱ با موفقیت تمام به روی صحنه رفت. پس از این موفقیت، در همین سال آثاری چون “رژه ی شکوه و جلال” به وجود آمد که دارای تریوی معروفی بود که بعدا تبدیل به “سرزمین امید و افتخار” شد.

. الگار اهمیت این قطعه را اینگونه بیان می کند: “به من الهام شده بود… من به آوایی رسیده بودم که همه را شگفت زده می کرد! آوایی که یکبار در زندگی به آدم الهام می شود…”

الگار به جایگاه واقعی خود رسیده بود. یک فستیوال در ۱۹۰۴ در “کاوت گاردن” برپا شد که با درخشش قطعه ای از الگار با نام “در جنوب” (In The South op. 50) همراه بود که به مناسبت عزیمت او به “آلاسیوی” ایتالیا نوشته شده بود. در ژوییه ی همان سال بود که با فرمان پادشاه ادوارد هفتم، الگار نشان سلطنتی دریافت کرد.

در این زمان، آثار الگار هم در اروپا و هم در آمریکا به اجرا در می آمد. در همین دوران بود که “مقدمه و آلگرو برای سازهای زهی” که شاهکاری تقدیم شده به پروفسور سنفورد در “دانشگاه یِیل” بود، به رشته ی تحریر در آمد. در ۱۹۰۶ الگار مشغول نگارش اوراتوریوی خود به نام “پادشاهی” یا “سلطنت” بود.

این قطعه که با قطعه ی دیگری به نام “حواریون” در ۱۹۰۳ همراه شد، آثاری بر مبنای آثار واگنر بودند. الگار بنا را بر نگارش سه قطعه ی متوالی نهاده بود، اما نتوانست قطعه ی سوم را کامل نماید.

ارسال دیدگاه

رایانامهٔ شما نمایش داده نخواهد شد.

درباره‌ی پتریس وسکس (VI)

در آغاز این قرن در سال ۲۰۰۵ وسکس قطعه‌ی دیگری با عنوان کانتو دی فورتزه برای دوازده ویولنسل و فیلارمونیک برلین نوشت. او می‌گوید «این قطعه با قسمتی ساکن و خاموش شروع می‌شود. قلب کار شامل دو موج گسترشی است. ابتدا قطعه به آرامی فرود می‌کند و دور می‌شود تا با موفقیت به اوج برسد. سپس منجر به یک نقطه‌ی عطف می‌شود. در مقایسه، بیشتر قطعات و ترکیبات من در سکوت حل می‌شوند. نقطه‌ی اوج کانتو در فورتزه در یک فورتیسیمو بسیار پر قدرت وجود دارد. من متوجه شده‌ام که با موسیقی می‌توان جهان را متعادل نگه داشت.»

چند تصویر از حضور نوازندگان در شهر تهران: ایستگاه‌های مترو (II)

ایستگاه میدان انقلاب: در ایستگاه متروی میدان انقلاب، دو نقطه بیش از هر مکان دیگری محلّ تجمع نوازنده‌ها بوده است. اوّلی همکف ایستگاه دقیقاً پس از عبور از ورودی تنگ ایستگاه و پشت به سوپرمارکتی است که در یکی دوسال اخیر باز شده است. تنها دفعاتی که دیده‌ام نوازندگانی در این نقطه به اجرای موسیقی بپردازند دو نوازندهٔ دف و سه‌تار بوده است. این دو نوازنده یک زن و مرد حدوداً سی و چند ساله بودند. مرد سه‌تار می‌نواخت و زن هم دف. بعد از چند بار متوالی که آن‌ها را دیدم، دیگر هیچ‌گاه آن‌ها را ندیدم. ازدحام و سروصدای آن نقطه آن‌قدر زیاد است که نوازندهٔ سه‌تار همواره با میکروفون می‌نواخت و نوازندهٔ همراهش هم به‌جای آنکه مثلاً تنبک‌نواز باشد دف‌نواز بود؛ احتمالاً‌ هم برای آنکه صدای سازش راحت‌تر شنیده شود و هم اینکه ظرائف تنبک در آن فضا قابل شنیدن و درک کردن نبود.

از روزهای گذشته…

گیدیون بروک، فاگوت نواز بزرگ انگلیس (I)

گیدیون بروک، فاگوت نواز بزرگ انگلیس (I)

گیدیون بروک (Gwydion Brooke) باسونیست برجسته و نوازنده ارکستر فیلارمونیک سلطنتی و ارکستر فیلارمونیک بود. گیدیون بروک در طول عمر حرفه ای ۵۰ ساله خود به عنوان تکنواز و نوازنده مجلسی مقاضیان فراوانی داشت. او یکی از اعضای «خانواده سلطنتی» ارکستر فیلارمونیای سلطنتی سر توماس بیچام بود و پس از آن نیز باسون نواز اصلی ارکستر فیلارمونیک شد.
برنامه ارکستر ملل ایران (تخت جمشید)

برنامه ارکستر ملل ایران (تخت جمشید)

پس از دو سال انتظار، ششم تا هشتم مهر ماه نوای ارکستر ۸۵ نفری ملل در تخت جمشید طنین انداز می شود. تا دو روز دیگر پیش فروش بلیت های این ارکستر از طریق وب سایت رسمی ارکستر و نیز چندین مکان دیگر که نشانی آنها در وب سایت موجود می باشد، شروع خواهد شد.
دستانم یاریم نمی کنند (I)

دستانم یاریم نمی کنند (I)

امروزه یکی از شایعترین معضلات عضلانی که گریبان نوازندگان را می گیرد (به خصوص نوازندگانی که بصورت حرفه ای موسیقی را دنبال می کنند)، سندروم کرامپ نویسندگان یا نوازندگان (Writers Cramp) می باشد. این سندروم بصورت انقباض عضلانی به خصوص در دو ناحیه شست دست و ساعد بوجود می آید و باعث اختلالات حرکتی در دست نویسندگان، نوازندگان و تمامی کسانی که بصورت دائمی از انگشتان دست فعالیتی تکراری را طلب میکنند، می شود.
استعداد سنجی در آموزش موسیقی (I)

استعداد سنجی در آموزش موسیقی (I)

از آنجا که “آموزش” در موسیقی امری بسیار مهم و زیرساخت موسیقی افراد را شکل می دهد، دارای حساسیت قابل توجهی می باشد و معلم متخصص و با تجربه در امر آموزش را می طلبد. معلمی که علاوه بر دانش موسیقی و مهارت در تدریس، از علم روانشناسی و چگونگی تعامل با هنرجویان مختلف نیز بهره مند باشد. چنین معلمی در ابتدا نیازمند شناخت کافی از توانایی و استعدادهای هنرجوی مورد تعلیم خود می باشد.
ماهور ملک (قسمت اول)

ماهور ملک (قسمت اول)

جهانگیر ملک در نوازندگی استودیو تبحر و قابلیت های خاصی داشت؛ به تائید اساتید موسیقی جهانگیر ملک، از جمله نوازندگانی بود که قابلیت اجراء و ضبط برنامه در استودیو را حتی با یکبار شنیدن قطعه، دارا بود. او از لحاظ ساعات اجرا و ضبط برنامه در استودیو، (همانطور که پیشتر گفته شد) بیشترین آثار را به یادگار گذاشته و این اتفاق در تاریخ موسیقی ایران بی نظیر بوده است.
نگاهی به آثار و توانی های حسین خواجه امیری (V)

نگاهی به آثار و توانی های حسین خواجه امیری (V)

یکی از زیباترین آثار ایرج در سه گاه که متفاوت از آوازهای سه گاه دیگر اوست به همراه نوای تار مرحوم استاد جلیل شهناز در برنامه گلهای تازه ۱۶۳ است که از آخرین شماره های برنامه گلها و همچنین آخرین اثر ایرج در برنامه گلها می باشد. البته آوازهای ایرج در همه دستگاهها و آوازها، اکثرا متفاوت از یکدیگر است و علیرغم اینکه گوشه ها اغلب یکسان هستند ولی بیان آنها در اجراهای مختلف اکثرا با تفاوتهایی شنیده می شود و این نکته را نیز باید خاطر نشان کرد که او تغییراتی را نیز در برخی گوشه ها ایجاد و یا از خود ابداع می کند که مختص خود او و سبک اوست.
خرید گیتار (II)

خرید گیتار (II)

از سوی دیگر بسیاری از گیتارهای مارک دار که با نام سازنده ای اسپانیایی عرضه میشود و دارای لیبل از کارخانه مشهوری نیز میباشند نیز، استاندارد لازم را ندارند چرا که در حال حاضر بازار گیتار ایران اشباع شده است از سازهای تقلبی که با نام اصلی بفروش میرسد. بسیاری از سازهای چینی با تغییر لیبل داخلی (برچسب داخل گیتار) و تعویض آن با یک لیبل از یک مارک مشهور گیتار در بازار به فروش میرسد و مسلما به هیچ عنوان تشخصیص این مورد از سوی کسی که آشنایی با این ساز ندارد ممکن نیست و حتی بسیاری از اساتید نیز از تشخیص آن عاجز میمانند.
هرکول پوآرو

هرکول پوآرو

کارآگاهی بلژیکی برای اولین بار با نام هرکول پـوآرو (Heccule Poirot) در سال ۱۹۲۰ در اولین رمان آگاتا کریستی (Agatha Christie) به نام “The Mysterious Affair At Styles” ظاهر شد. با موفقیت بی مانندی که این رمان بدست آورد، کریستی تا سال ۱۹۷۵ که رمان “The Last Case” را نوشت بارها و بارها از این شخصیت در رمانهای خود استفاده کرد.
روش سوزوکی (قسمت سی سوم)

روش سوزوکی (قسمت سی سوم)

در دوران مدرسه به اندازه ‌ای به تکالیفم می‌رسیدم که در امتحان‌ هایم مردود نشوم اما در عوض در صدد انجام کارهایی بودم که به وسیله آنها در جستجوی اهداف زندگیم موفق شوم و کتاب‌ هایی درباره بوجود آمدن فلسفه غرب مطالعه کنم. شاید همه این ها با آشنایی با تولستوی در من شروع شد. من خودم را بطور کامل و با کوشش و تلاش فراوان به او و همچنین به گفته ‌های اخلاقی و پند و اندرزهای کشیش دوگن (Dogen) با عنوان شوشوگی (Shushogi) که به شرح زیر شروع می شدند، اختصاص داده بودم:
موتسارتى که ما نمى شناسیم!

موتسارتى که ما نمى شناسیم!

همه افراد، حتى کسانى که موسیقى کلاسیک را خیلى کم مى شناسند، موتزارت را دوست دارند. شاید به همین دلیل، تنفر از [اپراى] «دون ژوان» و سمفونى «ژوپیتر» مانند تنفر داشتن از نور خورشید باشد! باید گفت موتزارت نه تنها براى احیاى زیبایى موسیقایى، بلکه براى دفاع از آن متولد شده است.ما نشانه هاى آثار موتزارت را مى شناسیم. در کنسرت ها، ضبط، رادیو و تلویزیون، آنها از همه جهت ما را احاطه کرده اند. این آشنایى باعث شده است که فراموش کنیم این آثار براى شنوندگان هم عصر موتزارت، در سالهاى اوج او، از ۱۷۸۲ تا زمان مرگ غیر منتظره اش در ،۱۷۹۱ تا چه اندازه جدید بودند.آیا مردم معاصر با او نیز مانند ما، او را مى ستودند؟ نسبتاً بله.