روی دانوب زیبای آبی (I)

‌‌‌یوهان‌ اشتراوس
‌‌‌یوهان‌ اشتراوس
‌‌‌یوهان‌ اشتراوس به آن دسته کوچک از آهنگسازان بزرگ‌ تعلق دارد که در زمان‌ حیات‌ شان، شاهد‌ موفقیت‌های بـزرگ خـود بودند و بارها به عناوین مختلف در برابر هزاران تماشاگر برای‌ او جشن‌ گرفتند. یکی از جشن‌های بزرگ در روزگار اشـتراوس در سال‌ ۱۸۹۲ بود که‌ به مناسبت پنجاهمین سال‌ نخست‌ کنسرت او در دوممایر (Dommayer) هـیتسینگ وین برپا شد. یـکی‌ از جـراید وین سخنرانی کوتاه یوهان اشتراوس را که به مناسبت‌ این جشنواره بیان کرده بود چاپ کرده که این متن توسط سعدی حسنی، موسیقی شناس فقید ایرانی ترجمه شده است:

«آقایان محترم: (پس‌ از اندکی سکوت) من سخنران‌ نیستم. افتخاری را که امروز نصیب من شده به گذشتگان‌ خـود مدیونم (تحت تأثیر احساسات) به پدرم و به یوزف‌ لانر، (J. Lanner) آنها بودند که به من‌ آموختند‌ چگونه‌ می‌توانم این موفقیت را کسب کنم. تنها امکان من این بود که‌ فورم کار آنها را گسترش دهـم.

ایـن تنها کار من بود، کار کوچک من (صدای فریاد جمعیت‌)، از‌ شما خواهش می‌کنم به همان اندازه که‌ استحقاق دارم از من قدردانی کنید. من احساس می‌کنم که‌ بیش از حد به من افـتخار داده مـی‌شود. (پس از کمی‌ سکوت‌)… من‌ خیلی صحبت کردم… دیگر چیزی ندارم‌ بمناسبت‌ یکصد و هفتاد و چهارمین سال تولد یوهان اشتراوس.

موسیقی در جهان روی‌ دانوب‌ زیبای آبی
پروفسور ابرهارد وورتسل‌ (Eberhard warzel)
این بیان‌ حقیقی‌ با‌ شکسته نفسی یک هنرمند بزرگ است‌ که اهمیت یوهان اشتراوس را در تاریخ موسیقی روشن‌ می‌کند؛ «او کامل کننده یک فرم‌ موسیقی‌ است‌ کـه دویـست‌ سـال در این جهان آشفته دوام‌ کـرده‌ و هـنوز هـم با وجود تحولات فرم رقص، بعد از سالهای ۱۹۲۰ دارای ارزش‌ شایسته در جهان موسیقی و رقص است‌. موسیقی‌ آهنگسازی‌‌ که خود هیچگاه به آهنگ والس نـرقصیده اسـت. امـروز هم‌ میلیونها مردم با وسایل ارتباطی به مـوسیقی او گـوش می‌دهند. امّا در زمان یوهان اشتراوس نیز که هنوز‌ وسایل‌ ارتباط‌ جمعی وجود نداشت یک والس شاهکار آفرینش‌های زمان خود شـد: «والس دانـوب‌» و چون‌ اشتراوس رنگ‌ها را درست تشخیص نمی‌داد آنرا «دانوب‌ زیبای آبـی» نامید. (باید دانست که دانوب‌ در‌ هیچ‌ موقع از سال آبی و زیبا نیست! مترجم). او هرگز تصور نمی‌کرد با‌ این‌ والس بـه چـنان موفقیتی دست یابد که به مناسبت‌ بیست و پنجمین سال ایجاد ایـن والس در‌ سراسر‌ پراتر (محله‌ای از وین) جشنی بگیرند و کلیه ارکسترهای نظامی‌ وین در آن شرکت جویند‌.

هفت‌ سال بعد وقـتی یـوهان اشـتراوس وفات یافت ادوارد هانسلیک‌ (E. Hanslik‌) منقد موسیقی درباره او نـوشت:«… از مـیان صـدها والس معروف تنها یکی از آنها‌ «دانوب‌ آبی» را نام ببریم که به بالاترین درجه شهرت رسـیده اسـت. هـمانطوری که‌ سالها‌ پیش‌ هم نوشته بودم کافی است سه نت‌ اول آن «ر ماژور» به صدا درآیـد تـا‌ همه‌ چهره‌ها گشوده‌ شود».

والس‌های اشتراوس در حقیقت مجموعه‌ای از چهار یا پنج‌ والس‌ کـوچک‌تر‌ اسـت کـه اغلب دارای یک مقدمه گاهی‌ طولانی سنفونیک است.

والس دانوب آبی نمونه کاملی‌ از‌ والس‌های‌ اشتراوس‌ اسـت و چـنین ساخته شده است:

۱-مقدمه در لاماژور (در حقیقت درجه‌ پنجم‌ تونالیته‌ اصلی) و وزن ۸/۶ شروع می‌شود و شـامل آهـنگ تـغییر یافته‌ نخستین والس است و به وسیله یک پاساژ (Passage‌) به ریتم‌ اصلی ۴/۳ تبدیل می‌شود و به کمک یـک سـپتاکورد، به‌ تونالیته اصلی‌ و ماژور‌ وارد می‌گردد.

ارسال دیدگاه

رایانامهٔ شما نمایش داده نخواهد شد.

روی دانوب زیبای آبی (II)

یوهان اشتراوس این والس را کـه اصـلا بـرای آواز جمعی‌ و ارکستر‌ نوشته بود و به «انجمن خـوانندگان ویـن‌» تقدیم‌ کرد و آنها‌ در‌ ۱۵‌ فوریه ۱۸۶۷ در تالار‌ دیانا (محل امروز دیاناباد) {این اثر را} به‌ اجرا در آوردند. مـتن اشـعار آن را افسر پلیس یوزف وایل‌‌ سـاخته‌ و بـا این مـطلب شـروع مـی‌شد:

عمومی: مردم با نظریه های جدید در ابتدا مخالفت می کنند

من در سال ۱۳۴۲ وارد دانشگاه شدم و سال دوم دانشکده بودم که در اردوها شرکت کردم و همان موقع بود که با اساتید آشنا شدم و به دنبال آن به هنرستان رفتم و به کلاس‌های استاد محمود کریمی برای فراگیری ردیف رفتم و تئوری و سلفژ را با استاد فرهاد فخرالدینی کار کردم؛ در همان موقع بود که من به گروه آقای فرامرز پایور رفتم یعنی من حدود ۵۰ سال پیش، سال ۴۵ یا ۴۶ به گروه سازهای ملی آقای پایور که تأسیس شده بود پیوستم. ایشان کنسرت من را در پایان سال تحصیلی یا هنرستان دیده بودند و از استاد کریمی خواسته بودند که من را دعوت کنند تا به گروه ایشان بپیوندم.

از روزهای گذشته…

Richard William Wright II

Richard William Wright II

یک سال بعد پینک فلوید آلبوم More و Ummagumma را تهیه کرد. گروه تصمیم گرفت که در آلبوم دوم بسیار آزاد و بصورت زنده کار کند، آلبوم چهار قسمت داشت و هر قسمت توسط یک نفر ضبط شد. سهم ریچارد رایت از این آلبوم چهار قسمت بود که Sysyphus نام یکی از مشاهیر افسانه ای یونان نام گرفت.
موسیقی‌شناسی‌ای که نمی‌شناسیم (III)

موسیقی‌شناسی‌ای که نمی‌شناسیم (III)

«Musicology: the Key Concepts» نام کتابی است تاثیرگذار که نویسندگانش،«دیوید بیرد» (۶) و «کنت گلاگ» (۷)، اذعان کرده‌اند که: «هدف این کتاب فراهم ساختن سلسله‌ای از ایده‌ها برای بحث و بررسی بیشتر است […] امیدواریم نقطه‌ی آغاز تماسی را شکل بدهیم که از طریق آن راهی به سوی دیگر متن‌های اصلی و مفاهیم مرتبط در پیش گرفته شود.»(Beard &Gloag 2005: IX)
“من خجالتی نیستم” (I)

“من خجالتی نیستم” (I)

پیر بولز (Pierre Boulez) آهنگساز و رهبر فرانسوی، متولد ۲۶ مارچ ۱۹۲۵ است. بولز آهنگساز و رهبری است که بهتانها و نقدهای زهردار فراوانی را نسبت به خود در روزنامه ها و اخبار موسیقی طاقت آورده، با این وجود وی معتقد است مخالفت مفید است. بولز نه تنها از پروژه خود صرف نظر نکرد بلکه به دنبال دریافت تائید عمومی نسبت به طرز تفکرخویش نیز نبود. نظریات آتش افروز وی مبنی بر آنکه موسیقی کلاسیک معاصر دهه های ۵۰ و ۶۰ که راهکارهای جدی و مفید شونبرگ را دنبال نکرده اند “به دردنخور” هستند و “بهترین راه حل برای رشد اپرا از بین بردن تالارهای اجرای اپرا است” باعث مشکل و دشمن تراشی برای وی می شوند.
طلایه‌دار تلفیق (III)

طلایه‌دار تلفیق (III)

نکته قابل توجه در این ارکستر استفاده از ساز جاز (درامز) بود که در آن ایام کاری کاملاً نامتعارف می‌نمود. ترکیب این سازهای نامتجانس بهترین نمود ذهن پیشرو و جسور عباس شاپوری بود؛ چرا که تا آن زمان کسی تار و ترومپت را کنار هم ننشانده بود. شاید به سبب همین رویکردهای نامعمول بود که تصمیم‌گیران کلان برنامه گلها که در آن زمان موسیقی‌دانان کلاسیک‌گرایی چون داوود پیرنیا و روح‌الله خالقی بودند، روی خوشی به اجرای آثار شاپوری در برنامه‌های رسمی نشان نمی‌دادند. با این حال، در گزارش مجله موزیک ایران (شماره ۶۴، شهریور ۱۳۳۶)، ارکستر شماره ۴ به رهبری شاپوری به لحاظ هماهنگی «تمیزترین» ارکستر رادیو معرفی شد.
متبسم: فرهنگ غلطی در گروه نوازی ما وجود دارد

متبسم: فرهنگ غلطی در گروه نوازی ما وجود دارد

یا اینکه ساز سنتور یک ساز پر تحرکی است که پرش زیاد دارد و ممکن است یک نوازنده قطعه ای بنویسد و از گروه درخواست کند که آن قطعه را با هم بزنند اما اگر نوازنده ای سازشناسی نداند، نمی داند در این قطعه چه سازی چه بخشی را بزند و چه سازی توانای زدن آن خط را ندارد.
آوازهای نا تمام

آوازهای نا تمام

در زن عنصری است (ژوییسانس) که تن به نمادسازی نمی دهد. با اشاره به این سطر، می کوشیم تا از روایت دگرجنس خواهانه، خود را رها سازیم و در این رهایی از اختگی و حسرت قضیب که همانا تلقی ای فرویدی است، نیز دست کشیم و بکوشیم تا زن بیرونی موسیقی ایران را در برابر زنِ درون آن قرار داده و خودجانشینی برون زن از درون اش را به فهم واقعی نزدیک کنیم. آیا مواجه با تجلی چهره ای از تمامیتِ شخصیتِ زنِ دنیای موسیقی خواهیم شد؟ آیا آن را به غلط تجربه کرده ایم؟
توضیحاتی در مورد مرور آقای بهرنگ نیک آئین (II)

توضیحاتی در مورد مرور آقای بهرنگ نیک آئین (II)

در این جا در دو مورد سوء تفاهم ایجاد شده است؛ یکم علت وجود صداهای فرعی و دوم نقش جنسیت ها در مقام. از ص ۶۰ تا ۷۵ مقام های ماهور و سه گاه (با استناد به ردیف ها و ترانه ها) بررسی شده اند. این بررسی با تئوری «مقام های دودانگی» که در حال حاضر در ایران رواج یافته است، مقایسه شده و نشان می دهد که مقام ها از دو دانگ یا «سلول» های دیگری هم ساخته نشده اند. نقش صدا ها به ترتیب اهمیتشان در صفحه ۵۹ تعریف شده است: صداهای فرعی مشخص کننده حدود مقام هستند.
راپسودی آبی – قسمت سوم

راپسودی آبی – قسمت سوم

این اثر نشان از استعدادی خارق العاده دارد، آهنگساز جوانی را به ما می نمایاند که موانع و محدودیت های قراردادی را درنوردیده و به شکلی کاملا مفهومی، قطعه ای اصیل تهیه نموده است.
«پیمان عشق»، نگاهی نو به تصانیف امیرجاهد

«پیمان عشق»، نگاهی نو به تصانیف امیرجاهد

«پیمان عشق» اولین آلبوم از مجموعه ای است که بر اساس تصانیف تصنیف سرای نامدار ایران، محمدعلی امیرجاهد با صدای رامین بحیرایی و همکاری گروه صهبای کهن تهیه شده است. در این آلبوم سجاد پورقناد با افزودن جملاتی سازی به بازسازی و چندصدایی نمودن تصانیف امیرجاهد پرداخته است. در ابتدای آلبوم، پورقناد مقدمه ای به نام «ترنم» ساخته که در آن تمام سازهای ارکستر به معرفی خود می پردازند. سجاد پورقناد در این اثر با چندین روش مختلف با استفاده از فنون چندصدایی به بازسازی این قطعات پرداخته است. «پیمان عشق» توسط انتشارات ماهور منتشر شده و اولین آلبوم مستقل پورقناد است.
لورنا مک کینت، اسوه نیو ایج

لورنا مک کینت، اسوه نیو ایج

لورنا یکی از محبوبترین خوانندگان سبک Celtic میباشد. لورنا در ۱۷ فوریه سال ۱۹۵۷ در Morden ،Manitoba کانادا و از پدر و مادی با اصالت اسکاتلندی و ایرلندی بدنیا آمد. وی در شاخه موسیقی World / New Age / Celtic طبقه بندی میشود، هرچند در اقصی نقاط دنیا کار وی را با عناوین دیگری نیز میشناسند و حتی موسیقی محلی کشوری چون ایرلند و یا اسکاتلند نیز شناخته میشود.