گذری بر صفحه گرامافون مرا ببوس (II)

صفحه گرامافون با شماره کاتولک ۲۸۸ برای کمپانی «موزیکال ریکورد» متعلق به نصرالله عشقی است. متن روی لیبل صفحه گرامافون بدین شرح است: ۲۸۸ A مراببوس – از فیلم اتهام بانو پروانه
آهنگ و ارکستر مجید وفادار شعر هاله
بانو پروانه جعفری خواننده آذربایجانی مقیم تبریز که در رادیو تبریز می خواند و پس از چند سال خوانندگی، به دلیل ازدواج، از کارهای هنری کناره گرفت و به دنبال زندگی خود رفت. فیلم «اتهام» ساخته شاپور یاسمی در خرداد ماه ۱۳۳۵ ش اکران شده است که نشان می دهد چند ماه قبل شعر را آقای حیدر رقابتی سروده و به مجید وفادار داده است و روی آن کار شده و برای فیلم آماده شده است و روی صفحات ۷۸ دور سنگی به بازار عرضه شده است.

ضبط دوم: بوسیله کمپانی موزیکال ریکورد است و روی صفحات ۷۸ دور سنگی به بازار عرضه شده است که روی صفحه شماره لیبل آن ۳۰۹ است و فقط نوشته آهنگ از وفادار – شعر هاله – خواننده ناشناس که در بهار ۱۳۳۶ وارد بازار شده است و خواننده همان حسن گل نراقی است اما این ترانه در استودیوی شماره ۸ رادیو ضبط شده است.

audio file بشنوید این ترانه را با صدای ویگن

گویا یکروز گل نراقی که با هنرمندان موسیقی دوستی داشته به اتفاق پرویز یاحقی به استودیو می رود در آنجا همایون شهردار پیانیست با پیانو می نوازد، پرویز یاحقی با ویولون نوازندگی می کند و گل نراقی می خواند و نوار آن ضبط می گردد، بعد این نوار به روی صفحات ۷۸ دور پیاده می گردد و وارد بازار می گردد. همچنین نوار آن نیز بوسیله مجری برنامه شما و رادیو کمال الدین مستجاب الدعوه از رادیو پخش می گردد که با استقبال زیادی روبرو می گردد.

حسن گل نراقی متولد ۱۳۰۰ ش فرزند یکی از تجار معتبر بازار تهران بود که خود نیز راه پدر را ادامه داد و کارشناس ظروف عتیقه گردید و در صنف بلور فروشان تهران فعالیت داشت و با هنرمندان رادیو دوستی دیرینه داشت در اواخر زندگی بیماری فراموشی گرفت و در ۱۹ مهرماه ۱۳۷۲ درگذشت. پیکرش را در امامزاده طاهر کرج به خاک سپردند وی بخشی از اموال خود را در ابتدای خ بهار شیراز به صورت موقوفه در اختیار آسایشگاه معلولین و سالمندان قرار داد؛ گل نراقی نیز همین ترانه را خواند و به مانند شاعر ترانه تا آخر عمر مجرد زندگی کرد.

audio file بشنوید این ترانه را با صدای حسن گلنراقی

در سال ۱۳۳۸ فورمت صفحات سنگی جایش را به صفحات پلاستیکی ۴۵ دور می دهد که هر روی صفحه تا ۶ دقیقه زمان داشته و این ترانه روی این صفحات نیز منتقل می گردد. کمپانی فیلیپس در تولیدات خود نام گل نراقی را به روی صفحات درج کرد اما در این صفحات به دلیل زمان اضافه نسبت به صفحات ۷۸ دور آوازی دیگر نیز گنجانده شده که نام خواننده آن نوشته نشده است.

audio file بشنوید این ترانه را با صدای خاطره

مرتضی احمدی یکی از آوازهای فوکلور تهران را خوانده که به نام دل و قلوه معروف است که در انتهای روی دوم صفحه پس از پایان بند دوم ترانه مرا ببوس است.

ضبط سوم در اواخر سال ۱۳۳۷ با لیبل اسطوانات عبدالرحمن به شماره کاتولک K-444-OYIME 834/50 با صدای ویگن تولید شد که در کراچی تولید و به ایران آمد، این ترانه با اینکه قریب به ۶۰ سال از پخش آن می گذرد به عنوان یک خاطرات قومی در اذهان مردم باقی مانده است و در تاریخ موسیقی ایرانی فقط یک خواننده با خواندن یک ترانه (او دیگر خوانندگی هم نکرد) تونسته است به شهرتی جاودانه دست یابد که یک استثنا در تاریخ موسیقی ایرانی است.

بیژن ترقی و فریدون مشیری پس از فوت حسن گل نراقی برایش اشعاری سرودند:
از غم تو خونین دل ما تنها نیست
ساقی و جام و می و گل همه خونین جگرند
قدر مردان هر کم نشود از کم و بیش
گر چه افتاده زپایند ولی تاج سرند
بیژن ترقی

صبح که در تهران ترانه درخشید
ز می مهتاب داشت گرمی خورشید
بانگ هزار آفرین زجا هر جا پر شد
شور و سروری به جان مردم بخشید
فریدون مشیری

منابع و ماخذ
کلاس دیسکوگرافی امیر منصور دیماه ۱۳۸۶
مجله روشنفکر شماره ۲۰۳ – مورخه ۱۲ تیرماه ۱۳۳۶
مقاله علیرضا افزودی – مجله موسیقی ماهنامه گزارش شماره ۲ سال ۱۳۹۰


مجله خانه موسیقی

ارسال دیدگاه

رایانامهٔ شما نمایش داده نخواهد شد.

رمضان: به اجرای آثار معاصر علاقه داشتم

اگر چنین رویدادهایی اصولا ارزشی داشته باشند، که دارند، سوای انگشت گذاشتن بر موفقیت یک گروه در فعالیت چندین ساله –که به سادگی هم ممکن است معنایی بیش از یافتن دوست و رفیق بیشتر در میان اهل موسیقی نداشته باشد-، این است که بخش بزرگی از صداهای موجود شنیده شوند. مگر نه این که نام رویداد صدا، تهران، موسیقی است و تاکیدی هم بر موسیقی الکترونیک و الکتروآکوستیک دارد؟ پس چه چیز مهم‌تر از آن که در دل آن صداهایی تازه به جهان بیایند؟ فوران صداها دقیقا امری بود که در پنج روز رخ داد. فوران صداهایی که بعضی آن را صدای تهران دانستند. و خیلی بیراه هم نبود چون عنوان رویداد چنین چیزی را طلب می‌کرد.

مشاهدات موسیقی شناس آلمانی از موسیقی ایران (II)

ممکن نیست درباره موسیقی ایرانی قضاوت کرد بدون‏ آنکه اختصاصات اجتماعی گسترش تاریخی دولت در قرن‏ بیستم، سیاست فرهنگی و حتی سیاست خارجی کشور ایران‏ در نظر گرفته شود. در حقیقت این حاصل سیاست فرهنگی‏ ایران است که جشنواره شیراز هم یکی از مظاهر آن شمرده‏ می‏ شود. پس آنکه در سال ۱۳۰۵ شمسی (۱۹۲۶) حکومت‏ فاسد قاجار برافتاد، کشور ایران با سرعت و شدت بسوی‏ تمدن غربی رو آورد.

از روزهای گذشته…

به دنبال نگاه (IV)

به دنبال نگاه (IV)

نگاه ایدئولوژیک جای گفتمان هویت می‌نشست. جهان دو قطبی شده‌ی انقلاب به «با ما» و «بر ما» تبدیل می‌شد. تقسیم جهان به فقیر و غنی (یا بنا به لفظ آن روز مستضعف و مستکبر) دنیای موسیقی را نیز دو پاره کرد. موسیقی غیر شهری یا کلاسیک در ایران پتانسیل خوبی برای تبدیل شدن به نوعی موسیقی مستضعفین داشت. نگاهی به عناوین جشنواره‌هایی که در این دوره برگزار شد نشان می‌دهد که چگونه موسیقی نواحی کارکردی سیاسی یافته بود.
قیطاسی: همرنگ جماعت شو!

قیطاسی: همرنگ جماعت شو!

هرچند سابقا موسیقی کلاسیک بهتری داشتیم اما درکل موسیقی کلاسیک ما به صورت ریشه ای دچار اشکال است، چه قبل از انقلاب در جایگاه خودش و چه بعد از انقلاب که مشکلاتش بیشتر شده است، به خاطر آنکه به خوبی شناسانده و تعریف نشده است به همین دلیل گروه های کوچک مثل ما قابل فهم نیستند –البته ما این مطلب را به جایگاه خودش می رسانیم- و مطلب بعدی آن است که موسیقی های مردمی و موسیقی های سنتی خیلی بیشتر در میان مردم جایگاه پیدا کردند و مردم گوش شنوای خودشان را از دست دادند و این ها باعث شد که بیشتر بحرانها به موسیقی کلاسیک دامن بزند و اینها را بیشتر زیر سوال ببرد، مثلا مردم موسیقی کلاسیک کمتر گوش می کنند چون بیشتر به موسیقی پاپ و کمی موسیقی سنتی گرایش دارند و برایشان قابل فهم تر است ولی کلا درک موسیقی مردم بسیار از پیش بالاتر رفته است.
نگاهی به اپرای عاشورا (II)

نگاهی به اپرای عاشورا (II)

با ریتمی دو چهارم در دستگاه نوا با رنگ آمیزی شوخ طبعانه بادی چوبی ها آغاز شده و سپس صدای قهقه های پی در پی، شنونده را مطلع میکند که در دربار یزید هستیم… آری داستان از این پرده آغاز میشود…
نت هایی از حاشیه های موسیقی (III)

نت هایی از حاشیه های موسیقی (III)

برخی از آنها نام مستعار برگزیدند، نام هایی مانند «خانم هارمونیکا»؛ بسیاری از آنها نیز به فراموشی سپرده شدند تا زمانی که رشته ی مطالعات جنسیت (gender studies) به جانبخشی به تاریخ فراموش شده ی زنان پرداخت. آرون کوهن (Aaron Cohen) در دانشنامه ی بین المللی زنان آهنگساز (International Encyclopedia of Women Composers) که در سال ۱۹۸۷ چاپ شد، از ۶۰۰۰ آهنگساز زن نام می برد.
گاه و بیگاه

گاه و بیگاه

۱- (روی اول) دونوازی سنتورو تنبک – در این قطعه ، ترکیب بندی دو ساز ، بسیار خوب صورت پذیرفته است. همچنین ضربات تنبک ، چیزی بیش از همراهی یک ساز دیگر است و شخصیتی کاملا مستقل دارد.
آمیزه ای از Jazz و کلاسیک

آمیزه ای از Jazz و کلاسیک

کیت جرت طی سالهای ۱۹۷۱-۱۹۶۹ با گروه Fusion همکاری میکرد که در یک سال اول چیک کوریا (Chick Corea) نوازنده کیبورد نیز با آنها همراه بود.
چکیدۀ درس‌گفتارهای مبانی اتنوموزیکولوژی، جلسه ششم

چکیدۀ درس‌گفتارهای مبانی اتنوموزیکولوژی، جلسه ششم

مبحث «موسیقی و زندگی اجتماعی» از سه منظر قابل مطالعه است. هریک از این سه منظر نیز جنبه‌های بسیاری از نسبت موسیقی و جامعه را مورد توجه قرار می‌دهد. این سه منظر اصلی عبارت‌اند از:
موسیقی و طنز (قسمت پایانی)

موسیقی و طنز (قسمت پایانی)

کم و زیاد کردن شدت نواخت ها یا نوانس ها، استفاده از مضرابهای پوش و باز و به اصطلاح استاد وزیری “خاموش کردن طنین سیم با انگشت”، استفاده از مالش ها و لغزشها و به اصطلاح گلیساندوها روی ویولون و کمانچه، تلنگرهای غیر عادی روی پوست ضرب و یا دایره و بخصوص استخراج صداهای غیر عادی از سازهای بادی با تکنیک مخصوص، از عوامل مهمی است که در شیوه اجرا مشخص میشود و قاعده ثابتی ندارد که بتوان با مشق از روی آن در این کار مهارت یافت.
کمبود آثار چند صدایی برای ارکستر سازهای ملی

کمبود آثار چند صدایی برای ارکستر سازهای ملی

ارکستر سازهای ملی ایران در تیرماه سال ۹۴ رسماً شروع بکار خود را اعلام نمود و از همان ابتدای تاسیس تمرین های فشرده و مستمر خود را آغاز نمود. البته ایده ی اولیه تشکیل این ارکستر، متشکل از سازهای ایرانی به سال ها قبل بازمی گردد؛ زمانی که ارکستر ارکستر سازهای ملی وزارت فرهنگ و هنر به سرپرستی فرامرز پایور در اواخر دهه ۴۰ فعالیت خود را آغاز نمود و این امر تا سال های اخیر نیز با تشکیل گروه ها و ارکسترهایی چون “سیمرغ” به سرپرستی حمید متبسم ادامه یافت. باید اذعان داشت که به غیر از ارکستر سازهای ملی پایور، بقیه ارکستر ها به لحاظ زمانی، تداوم آنچنانی نداشته و اغلب از زمان شروع به کار، با چند اجرای محدود به حیات هنری خود پایان می دادند؛ دلیل این امر غالباً به واسطه عدم حمایت مالی از این قبیل ارکسترها توسط دولت یا نهادهای مردمی دوستدار هنر مانند انجمن های فیلارمونیک بوده و چون هزینه ی تشکیل و نگهداری ارکستر (با تعداد نوازندگان حدود ۳۰ نفر) از عهده یک شخص حقیقی و یا نهادهای کوچک برنمی آید تداوم حیات یک ارکستر در طول زمان، اغلب با چالش های جدی مواجه می گردد.
نگاهی به اپرای مولوی (XXII)

نگاهی به اپرای مولوی (XXII)

پس از این صحنه شاهد تغییر متر ارکستر از دو ضربی ساده به شش ضربی ترکیبی هستیم و همینجاست که گروه همخوانان باز در ماهور می خوانند: «هله ای عشق برافشان گهر خویش بر اختر» هنوز کل ارکستر تغییر گام نداده و در بخش بادی برنجی القائات ریتمیک در پرده هایی خارج از گام است و آهنگساز با این ترفند وجود اضطراب و تردید را به سرعت خاموش نمی کند تا آنجا که کنترپوان زهی ها این اشعار را همراهی می کند: «که همه اختر و ماهند و تو خورشید جمالی …»