ادوارد الگار، آهنگساز انگلیسی (IX)

ادوارد الگار (۱۸۵۷-۱۹۳۴)
ادوارد الگار (۱۸۵۷-۱۹۳۴)
پس از این قطعات، الگار بر روی آثار سمفونیک متمرکز شد. در آغاز و در سال ۱۸۹۸ او می خواست یک سمفونی بر اساس شخصیت ژنرال گوردون بنویسد که پس از تلاشی کوتاه متوقف شد. در سالهای ۱۹۰۷ و ۱۹۰۸ بود که طی اقامت خود در شهر رم، دوباره دست به کار نگارش این قطعه شد. “سمفونی شماره یک” در سی بمل ماژور برای بار اول در دسامبر ۱۹۰۸ و در شهر منچستر اجرا شد. این اثر به “هانس ریشتر” تقدیم شده و توسط خود او رهبری شده بود. ریشتر درباره ی این سمفونی چنین می گوید: ” آقایان! بگذارید اکنون بزرگترین سمفونی دوران معاصر را تمرین کنیم. سمفونی ای که توسط بزرگترین آهنگساز زمان ما نگاشته شده است”! این اثر با اشتیاق فراوان همراه بود و صدها اجرا از آن در انگلستان و سراسر جهان اعم از اروپا و آمریکا و استرالیا و روسیه به عمل آمد. برخی از ناشران موسیقی بر این باور بودند که سرعت پایین این سمفونی با آثار بتهوون قابل مقایسه است.

در سال ۱۹۱۰ “یک کنسرتوی ویلن در سی مینور” به اجرا در آمده و در سال ۱۹۱۱ با یک سمفونی دیگر همراه شد. کنسرتوی ویلن به “فریتس کرایسلر” تقدیم شده است. اثر، جمله ای به اسپانیایی آمده که به معنی “اکنون روح… به اعلا می رسد” و احتمالا اشاره ی الگار به آلیس استوارت وورتلی، دختر نقاش معروفی بنام “میلیاس” است که از طرفداران موسیقیِ الگار بوده است. این کنسرتو کاری مشابه کنسرتوی “برامس” است، اگرچه که دارای ارکستراسیون بهتری می باشد. جریان آهسته ی آن دارای زیبایی چشمگیری است و آخرین قسمت آن شامل یک خصوصیت جادویی می باشد.

“سمفونی شماره دو” (Symphony No. 2 op 63) در می بمل ماژور با اینکه به هیچ عنوان در نگاه اول با موفقیتی مشابه سمفونی اول روبرو نشد، به احتمال زیاد عمیق ترین بیان سمفونیکِ الگار می باشد.

. ابتدای آن با جمله ای از “شلی” آغاز می گردد:”به ندرت، به ندرت می آیی تو ای روح زیبایی!”. این جمله بدین معناست که سمفونی الگار نه تنها در مورد لذت و زیبابی، بلکه درباره ی نایاب بودن این عواطف است. الگار این سمفونی را به روح پادشاه ادواردِ هفتم که تازه وفات یافته بود تقدیم می کند، اگرچه که این اثر چیزی وَرای سوگواری ملی برای شاه فقید می باشد. الگار به دوستانش اعتراف کرده بود که این قطعه تمام زندگانی وی بین سالهای ۱۹۰۹ تا ۱۹۱۱ را به گونه ای سمبلیک بیان کرده است.

بین ساخت اولین سمفونی و آغاز جنگ جهانی اول در ۱۹۱۴، تنها دو کار مهم از الگار به منثه ی ظهور رسید:
“آهنگسازان” (The Music Makers op. 69) قصیده ای برای کنترآلتو که بر اساس شعری از “آرتور اوشانسی” سروده شده بود، و یک سمفونی براساس شخصیت “فالستف”در نمایشنامه ی شکسپیر. “آهنگسازان” اثری شخصی است که بسیاری از قطعاتِ قبلی الگار را در خود تکرار می کند. این قطعه تأثیرات مثبت جامعه بر هنرمندِ خلاق را بیان کرده و از طرف دیگر به تنهایی و آسیب پذیری هنرمندان نیز اشاره می کند. الگار “فالستف” (Falstaff op. 68) را در میان بهترین آثار خود جای داده اگرچه که این اثر در میان اوراتوریوها و سمفونی های ناب او همواره نادیده گرفته می شود.

ارسال دیدگاه

رایانامهٔ شما نمایش داده نخواهد شد.

درباره‌ی آلبوم «نه فرشته‌ام نه شیطان» (III)

آواز اما، به اعتبار حضور یک خواننده‌ی چیره‌دست وضعیتی دیگر دارد. گاه به استقبال پیچیدگی‌هایی می‌رود که خواندنش از عهده‌ی خوانندگان اندکی برمی‌آید و گاه نیز اگر چه ساده طراحی‌ شده با چیره‌دستی خوانده می شود. موسیقی با کلام و هوای بازگشت به سوی مخاطب بلافاصله پای فرم ترانه (یا اگر ترجیح می‌دهید تصنیف) را به میان می‌کشد چنان که در بسیاری تولیدات صوتی این روزها با حذف میان-بخش های سازی و غیرسازی ممکن، به چشم می‌خورد؛ ترانه‌هایی که در این مجموعه‌ی به‌خصوص گرد آمده از دیدگاه پیوندهای زیباشناختی تفاوتی با تصنیف در موسیقی دستگاهی متاخر ندارند.

رسیتال پیانو وصال نایبی در تالار رودکی برگزار می شود

وصال نایبی با اجرای قطعاتی از باخ، بتهوون، شوپن و لیست با پیانو در روز شنبه ۴ آذر ساعت ٨ شب در تالار رودکی به روی صحنه می رود. این چهارمین رسیتال پیانوی وصال نایبی است. بلیط این برنامه از سایت ایران کنسرت به فروش می رسد.

از روزهای گذشته…

آرشه و تاریخی بر پدیده های آن (II)

آرشه و تاریخی بر پدیده های آن (II)

از شرق تا غرب و با کمی تلاش و کوشش در مسیر شناخت تاریخ تحولات آرشه می توان بسیاری از سازها را نام برد و حتی تصاویری را نشان داد که استفاده از این عامل در آنها تعبیه شده است. البته این نمونه ها قطعا در حالت اولیه، سازهایی بوده اند که برای نواختن با مضراب و یا ناخن انگشتان تنظیم و ساخته می شده است اما کم کم و به مرور زمان فکر به اینکه وسیله و یا عاملی که بتواند بصورت ممتد صدایی را تولید کند دور از ذهن نبوده و یقینا مورد آزمایش و تجربه قرار گرفته است.
درگذشت روجیرو ریچی

درگذشت روجیرو ریچی

روجیرو ریچی، ویولنیست ویرتوز، روز یکشنبه در نود و چهار سالگی در منزلش در پام اسپیرینگ در کالیفرنیا درگذشت. ریچی نخستین مخاطبانش را در ده سالگی و با نواختن بی عیب و نقص مندلسون بدست آورد. او بعدها به موزیسینی کارکشته تبدیل شد که گستره کارهایش از بندبازی های قرن نوزدهی کاپریس های پاگانینی تا نخستین اجراهای آثار معاصر را در بر می گرفت.
بررسی اجمالی آثار شادروان <br />روح الله خالقی (قسمت ششم)

بررسی اجمالی آثار شادروان
روح الله خالقی (قسمت ششم)

بهترین تصنیف قرن، عنوانی است که کارشناسان موسیقی برای این اثر برگزیده اند. اما مستقل از سلیقه شخصی، قطعا این آهنگ نقطه عطفی در تاریخ برنامه گلها بود. تا قبل از این برنامه هیئتی چند نفره که ارکستر نامیده میشد و از اساس علمی و پایه فنی بی بهره بود، اجرای آهنگها را به عهده داشت و از آنجا که همه اعضا آنرا اساتید کهنه کار تشکیل میدادند، نتیجه کارشان نیز استادانه بود.
گفتگو با آرش محافظ (III)

گفتگو با آرش محافظ (III)

سیستم دستگاهی با سیستم مقامی تناقضی ندارد. سیستم دستگاهی جدید است و ربطی به تیموری و صفوی ندارد. یک چیزی بین اواخر صفوی قرن هجدهم دوره زندیه و اوایل قاجار است. بین قرن ۱۸ و ۱۹٫ شما هر تقسیم از هر استادی گوش کنید کوتاه و نهایتاً ۵دقیقه است. در آن نهایتا ۲ ،۳ دقیقه‌ی اول فقط مقام اصلی است و بقیه مدگردی است. هنر موزیسین مقام‌شناس این است که بعد از آن می‌خواهد چکار کند. در ایران هم همینطور بوده اما بعد از اواخر صفوی که دربار سلیقه‌ی نازلی داشته و بعد از سقوط اصفهان و حمله‌ی افاغنه، ظهور دربار زندی با موسیقی نازل‌تر، بخش بزرگی از رپورتوآر آهنگسازی از بین می‌رود. قطعه‌ها فراموش شدند. آنقدر وضع اجتماعی خراب بوده و عرضه و تقاضای موسیقایی به هم ریخته بوده که منتقل نشده. وقتی تا این حد موسیقی تحت انحطاط بوده که از صدها قطعه حتی یکی به دوره‌ی بعد منتقل نشده، مسلماً خیلی از مقام‌ها و ریتم‌ها از بین رفته است. به‌نظر می‌رسد با این ضربه‌ی وحشتناک یکسری موزیسین به این نتیجه می‌رسند که دوباره هرچه مانده را سازماندهی کنند تا از بین نرود. به‌نظر دستگاه اینگونه شکل گرفته که چند مقام همگن‌تر را چیده‌ و مجموعه‌ی جدیدی ایجاد کرده‌اند.
درباره کتاب «شورانگیز» (III)

درباره کتاب «شورانگیز» (III)

ملودیِ گوشه‏ ها برگرفته از ردیف‏های معتبر و گوناگون موسیقی ایرانی است و در گزینش و نگارش آنها ملاک اصلی تنها جمله‏ بندیِ روان، فضای مُدالِ واضح و روشن و سادگیِ نسبی ازنظر تکنیک اجرایی بوده است و نه تعلق به مکتب یا شیوه‏ای خاص. قطعات ضربی نیز بر همین سیاق از شیوه‏ ها و سبک‏های مختلف آهنگسازی و نوازندگی انتخاب شده ‏اند.
توضیحاتی در مورد مرور آقای بهرنگ نیک آئین (IV)

توضیحاتی در مورد مرور آقای بهرنگ نیک آئین (IV)

«پژوهش» هومان اسعدی (۱۳۸۲) یک مقاله ای است در فصلنامه ماهور که خودِ نویسنده آن را چنین معرفی و ارزیابی نموده است: «مقاله حاضر بخشی از یک طرح تحقیقاتی نگارنده است که هنوز به اتمام نرسیده است». (فصل نامه ماهور شماره ۲۲ ص ۴۶) اما آقای نیک آئین اضافه کرده اند که:
طرّاحی دیتیل برای نی و تنبک (III)

طرّاحی دیتیل برای نی و تنبک (III)

حال اگر با این شرایط قرار باشد سالنی ساخته شود، پیش از هرچیز باید سیستم صوتی آن خیلی خوب باشد؛ آقاحسینقلی و میرزاعبدالله که نمی‌دانستند سیستم صوتی چیست. اگر من امروز بخواهم سالنی بسازم، همان سالنی را می‌سازم که برای موسیقی کلاسیک غربی می‌سازند، یا فرضاً همان سالنی که برای اجرای موسیقی مجلسی طراحی می‌شود.
نقدی بر اثر جدید ایمان وزیری ” تکنوازی تار”

نقدی بر اثر جدید ایمان وزیری ” تکنوازی تار”

ایمان وزیری پیش از این به عنوان آهنگسازی پیشرو، جوان و مرتبط با جریان معاصر آهنگسازی ایران به وسیله دو CD “کوارتت زهی” و “موسیقی مجلسی” به جامعه هنری معرفی شده بود. هر چند که قبل از آنهم به عنوان نوازنده تار در نواری که از آثار دکتر اسدالله حجازی بوسیله منتشر شده بود به عنوان همنواز شرکت داشت، اما در این اثر جدید با چهره‌ای کاملا متفاوت از این آهنگساز و نوازنده جوان روبرو می‌شویم که شاید برای کسانی که جریان آهنگسازی معاصر ایران را کمی جدی تر دنبال می‌کنند غافلگیرکننده باشد.
منوچهری: در سطح بین المللی هستیم

منوچهری: در سطح بین المللی هستیم

قرار است، فردا ساعت ۹ شب، تالار وحدت شاهد اجرای ارکستر تازه تاسیس فیلارمونیک تهران باشد، این ارکستر به رهبری آرش گوران و مدیریت پوریا منوچهری به تازگی فعالیت خود را آغاز کرده است. در این مجموعه مصاحبه ها، به گفتگو با شف های و رهبر و مدیر این ارکستر زهی پرداخته ایم که می خوانید.
بازگشت کت استیونس به دنیای موسیقی(II)

بازگشت کت استیونس به دنیای موسیقی(II)

این نامی است که برای بیشتر افراد آشناست، و من مخالفتی با به کار بردن آن در جهت شناخته شدن ندارم. برای افراد بسیاری، این نام یادآور چیزی است که میل دارند همچنان حفظش کنند. این نام بخشی از پیشینه من است و بسیاری از چیزهایی که من به عنوان کت استیونس درباره اش رویا پردازی کرده بودم، در زمان یوسف اسلام به حقیقت پیوسته اند.