ANTONIO STRADIVARIUS VIOLIN 1699 (انتخاب و سنجش)

با توجه به توضیحات گذشته به این نتیجه رسیدیم که باید در مسیر مطمئن تری حرکت کنیم و با در نظر گرفتن کلیه اطلاعات موجود از استرادیواری تا سال ۱۷۰۰ میلادی و بررسی تعداد بسیار زیادی از ویلن های او که متجاوز از ۲۰۰ ویلن می شد و جمع بندی آن با اطلاعات آرشیوی، ساز مذکور (کا ستندایک) از اعتدال مطلوب تری بر خوردار بود.

در مورد این ساز هم ۴ اندازه اصلی موجود بود و هم نمونه مشخصات تصویری آن با کپی رایت معتبر که مدارک و مستندات ما را تا حد زیادی تکمیل و تیجه کار را تا مراحل نهایی پیش بینی و پروژه را اجرایی می ساخت، همچنین تغییرات دیگری که براثر دلایل متعددی احیانا اعمال شده بود، با در اختیار بودن مشخصات تصویری، قابل تشخیص و قطعا قابل انتقال بر دامنه محاسبات می شد.

مشخصات کاستندایک:
خط آبی: ۳۶۰ میلی متر
خط زرد: ۱۶۰ میلی متر
خط سفید: ۱۰۹٫۵ میلی متر
خط قرمز: ۲۰۱ میلی متر


اما موضوعات و توضیحات به همین نکته ختم نمی شوند زیرا که اصولا مسائل و محاسبات ویلن گسترده تر از این مباحث است.

وقتی وارد دنیای ابعاد و اندازه ها می شویم و هدفی علمی و تحلیلی در میان است، در تقابل آن منطقهای متفاوتی مشهود می شوند که ما در این جا به چند نمونه از آن اشاره خواهیم کرد.


اولین مسئله مورد اهمیت که در منظر نخست مشاهدات قرار می گیرد و تقریبا می توان آن را از بهترین مستندات تلقی کرد،و اگر به موازات آن اطلاعات محاسباتی دقیقی هم وجود نداشته باشد، یادآوری مسئله تاریخ و تکرار است.

بهتر است برای فهم بهتر موضوع، به سازهای آنتونیو استرادیواری با دقتی عمیق تر و کارشناسانه بپردازیم، آنگاه متوجه می شویم که تعداد ویلن های تولید شده او و یا تولیدات کارگاه ویلن سازیش در مجموعه کامل خانواده ویلن (ویلن، ویلن آلتو، ویلن سل، کنترباس) متجاوز از ۱۰۰۰ عدد می باشد. (در حال حاضر در حدود ۷۰۰ عدد آن به ثبت رسیده است)

این سازها در مجامع عمومی با ابعاد و اندازه هایی معرفی می شوند که دقیقا همان ۴ اندازه اصلی است (در گذشته به آن اشاره شد) که در حداقل معرفی مشخصات، مطرح می گردد و یکی از این اندازه ها که بسیار مهم و بنیادین است طول بدنه ویلن می باشد

آنچنان که در راستایی دیگر همچون پیشرفتهای علمی و هنری دوران معاصربه عدد ۳۵۵ میلی متر برای طول بدنه ویلن اشاره می شود.

این عدد هم به لحاظ تاریخی بسیار تکرار شده است و هم به لحاظ محاسباتی در مورد اکثر سازندگان دوران طلایی اتفاق نظروجود داشته و همچنین از نظر علم امروز و سیر تکاملی پیشرفتهای خانواده ویلن بر آن صحه گذاشته شده است،البته ۳ اندازه دیگر و همچنین سایر اندازه های حائز اهمیت، از این قاعده مثتثنی نمی باشند.

ضرورتهای مختلفی وجود دارد تا اندازه ها از مقداری معینی تجاوز نکنند –محدوده صوتی، فیزیک و مکانیک ساز، ترتیب و نظم محاسبات، ارگونومی… از این دسته می باشد.

اما همانطور که مشاهده می کنیم تعدادی از ویلن های استراد و حتی سایرین، خارج از این محدوده بوده و به میزان تفاوت از اندازه های معمول و همیشگی، دسته بندی آنها به لحاظ نگارش و تفهیم عمومی تغییر کرده است به طوری که سازهای بالای طول ۳۵۶ و ۳۵۷ میلی متر و نزدیک به ۳۶۰ میلی متر و تا حدود ۳۶۵ میلی متر را LONG PATTERN نام گذاری کرده اند یعنی تابع الگو های بزرگ و بلند که طبیعتا ساختار و فرم تا حدی قابل توجه، خاص و مورد اهمیت می شود.

این تغییرات را به عنوان مثال می توانیم در ویلن KUSTENDYKE مورد خطاب قرار دهیم که از نظر ابعاد و ارقام سازی ویژه را متجلی می سازد و در رابطه با آن مصداق می یابد.
سازهای long pattern مشخصاتشان به همین نکات ختم نمی شود بلکه اگر طول سازی حتی در کمترین اندازه ها تغییر کند، محاسبات دچار اختلاف و تفاوت می گردد.

مسائلی که می توان از نام برد در ساختاری به نام ویلن دارای اهمیت ویژه است، معیاری با کیفیت طول ارتعاش که در آن فاصله ها و چگونگی آن از لحاظ ارزش صوتی و نوع صدایی که از نظر زیر و بمی به گوش می رسد مورد بررسی قرار می گیرد و در نتیجه می تواند جایگاه سازی را در میان تعداد دیگری مشخص و متمایز سازد.

مثلا در ویلن کاستندایک با طول بدنه معادل ۳۶۰ میلی متر متوجه می شویم که ناحیه استقرار خرک ساز بر خلاف اکثر سازهای استراد که در فاصله ۱۹۵ میلی متری طول بدنه از بالا قرار دارد، این ساز با تفاوتی معادل ۴ الی ۴٫۵ میلی متر طراحی و ساخته شده است، یعنی در فاصله ۱۹۹٫۵ میلی متر از طول ۳۶۰ در راستای خط مستقیم ،که اگر با عدد طول دسته، آنرا جمع ببندیم وبعدا محاسبه طول سیم را بدست آوریم به راحتی متوجه خواهیم شد که در طول سیم مرتعش تغییری خاص رخ داده است و این تغییر موجب بلندتر شدن طول سیم و در پی آن قدرت بیشتر سیم و صدایی بم تر که نزدیک به قدرتی ،برابر با آلتو می باشد، ملموس و طبقه بندی می شود.

البته این نکته قابل ذکر است که حجم هوای داخل ساز به علت اینکه در نهایت هدف ما ساخت ویلن است در محدوده و رده سایر ویلنهای دیگر قرار خواهد گرفت و شاید با کمی تفاوت به نظر برسد ،اما چگونگی ساختار آن با توجه به طول بلند ساز حتما باید بررسی و محاسبه شود زیرا که معیارهای مهندسی ساختمان یک ساز تغییر کرده و برای رسیدن به مقاومت و تاثیر پذیری بهینه باید این اصول رعایت شود.

ارسال دیدگاه

رایانامهٔ شما نمایش داده نخواهد شد.

پاسخ پیمان سلطانی به نامه سرگشاده سیاوش بیضایی

آقای پورقناد با من تماس گرفتند و از من خواستند تا در مورد ادعاهای (به زعم من کاذب و هیاهوی دوباره) آقای بیضایی درباره ی قطعه ی «ایران جوان» متنی را بنویسم. اینجانب اعلام‌ می کنم قطعه ی «ایران جوان» که قبلا خود من از آن به عنوان «نخستین سرود ملی ایران» نام برده ام ساخته ی اینجانب است. از آنجا که ملودی استفاده شده در بخش آوازی این اثر قدیمی است هر موزیسین علاقه مندی حق دارد و می تواند آن را برای هر آنسامبلی هارمونیزه، ارکستره و تنظیم کند کما اینکه چندین آهنگساز قبل و بعد از لومر نیز بر اساس این تم‌ قدیمی آثاری را ساخته اند لذا همین جا اعلام‌ می کنم که این ملودی متعلق به آقای لومر نیست و اسناد آن در اختیار اینجانب است.

نامه ای از سیاوش بیضایی درباره سرود «وطنم» یا «ایران جوان»

نوشته ای که پیش رو دارید، نامه ای از سیاوش بیضایی است که برای رعایت قانون مطبوعات در این ژورنال منتشر می شود. لازم به ذکر است که جلسه ای مطبوعاتی درباره موضوع این نامه در روز سه شنبه ۲۸ خرداد با حضور سیاوش بیضایی برگزار می گردد. بدینوسیله از پیمان سلطانی و کارشناسان قوه قضاییه دعوت می گردد که در این نشست که به منظور رونمایی از اسناد بیشتر درباره این پرونده برگزار می گردد حضور یابند. این نشست در ساعت ۱۰ بامداد در خبرگزاری ایلنا به آدرس پستی: تهران، خیابان انقلاب، خیابان دانشگاه نرسیده به روانمهر، پلاک ۱۳۲ برگزار می گردد.

از روزهای گذشته…

کنسرت موسیقی مولانا توسط هنرمندان ایرانی و نروژی

کنسرت موسیقی مولانا توسط هنرمندان ایرانی و نروژی

جمعی از هنرمندان برجسته ایرانی و نروژی ” کنسرت مولانا “را در چارچوب موسیقی سنتی ایران در اسلو پایتخت نروژ اجرا کردند که قطعات این کنسرت را جاوید افسری راد آهنگساز و نوازنده سنتور ساخته و سالار عقیلی خوانندگی ، پژمان حدادی و بهنام سامانی سازهای کوبه ای ، شهرام غلامی نوازندگی عود و فردین لاهور پور دیوان و نی نوازی آن را برعهده داشتند، گزارش این برنامه را از احمد طاهری میخوانید:
موسیقی کانتری (I)

موسیقی کانتری (I)

موسیقی کانتری (Country music) ترکیبی است از موسیقی اصیل جنوب ایالت متحده آمریکا و کوههای آپالاچ در شرق آمریکای شمالی. ریشه های آن مربوط به موسیقی سنتی محلی، موسیقی سلتی (از زبان هند و اروپایی)، موسیقی مذهبی-عرفانی (gospel music) و موسیقی دوران بسیار قدیم می باشد که در دهه ۱۹۲۰ به سرعت به وجود آمد و رشد کرد. موسیقی کانتری دو هنرمند بزرگ زمان را معرفی نمود؛ الویس پریسلی که در ابتدا با نام “گربه کوهستانی” شناخته می شد و در برنامه رادیویی ایالت لوئیزینا به طور مرتب با اجراهایش به سبک موسیقی کانتری حضور می یافت که در نهایت به چهره برجسته ای در موسیقی راک اند رول بدل شد. دیگر نام برجسته گارث بروکز (Garth Brooks) موسیقیدان معاصر می باشد که با ۱۲۵ میلیون آلبوم به فروش رفته اش از پرفروش ترین هنرمندان سولو در تاریخ موسیقی آمریکا می باشد.
گزارش جلسه دوازدهم «کارگاه آشنایی با نقد موسیقی» (V)

گزارش جلسه دوازدهم «کارگاه آشنایی با نقد موسیقی» (V)

مدرس بحث را با بررسی نمونه‌هایی از این نقد پی‌گرفت. و ابتدا اشاره کرد که هیچ نمونه‌ای که به مفهوم کامل نقد روان‌شناسانه‌ی اثر موسیقایی باشد در فارسی نمی‌شناسد.
لیدی بلانت و مسیح (III)

لیدی بلانت و مسیح (III)

اما از نظر ظاهری حالت تقاطع سه زه ها در گوشه ها و حتی حالت و فرم خود گوشه ها نیز با یکدیگر متفاوت است. درخشندگی و حالت تازگی در رنگ وجلا و همچنین عدم وجود پتینه، قابلیت بصری ساز را افزایش داده است تا حدی که ریزترین جزئیات و ویژگیهای ساز بارز و آشکار است.
ایدئولوژی موسیقی پست مدرن و سیاست‌های چپ (IV)

ایدئولوژی موسیقی پست مدرن و سیاست‌های چپ (IV)

آنگاه ادامه می‌دهد که اثر زیباشناسانه –حتا آن گونه اثر غیر معنایی که به وسیله سازماندهی صدا (در موسیقی) یا رنگ و خط (در نقاشی یا مجسمه سازی) پدبد می‌‌آید– همیشه اشاره به نوعی از پندار اجتماعی، راهی از بودن با، و/یا برای دیگران، دارد. ممکن است در این زمینه اظهار نظرهای «جِیمسون» (Jameson) را در انتهای ” ناآگاهی سیاسی” در بخشی با عنوان “دیالکتیک آرمانشهر و ایدئولوژی”، به مفهوم آنکه ” تمام آگاهی طبقاتی –در مفاد نص تمام ایدئولوژیها چنان است– بیش از فرم‌های انحصاری آگاهی طبقات حاکم، متقابلا فرمهای طبقات ستمکشیده در طبیعت بسیار آرمانیشان هستند ” بیاد آوریم، هر چند آنها ادبیات محور هستند.
عصر حماسی کوبیسم و فردیت در حنجره بزرگان (VI)

عصر حماسی کوبیسم و فردیت در حنجره بزرگان (VI)

البته شجریان سهم قابل ملاحظه ای در پی ریزی و غنای مکتب آوازی ایران داشته است. در عین حال من بر آن نیستم که بگویم او مبدع خلاقیتی خاص بوده است. اما معاصرین و اخلاف او همه ی اجراهایش را بدون نقد و بی هیچ برخورد پذیرفته اند. شاید سبک روایی (نقالی) و موجز شجریان، یا بیان هنرمندانه او از احساسات و تجربیات، یا تحلیل های موشکافانه ی وی از درون انسان عواملی هستند که او با تکیه بر آنها می تواند چنین میراثی از خود بر جای بگذارد.
ادوارد الگار، آهنگساز انگلیسی (XIV)

ادوارد الگار، آهنگساز انگلیسی (XIV)

موسیقی پس از این قسمت، به ضرب سه – چهار وارد میشود تا شنونده را برای شنیدن صحنه ی دراماتیک ایمان آوردن جرونتیوس آماده سازد. این ایمان آوردن، یک صحنه ی پر از اشتیاق است نه یک نیایش زاهدانه! “به نظرم جرونتیوس هم کسی مثل ما بوده، نه یک انسان مقدس و یا یک کشیش. او یک گناهکار بوده. به خاطر همین من این قسمت را از آواهای کلیسایی مملو نساختم بلکه از نت هایی بسیار زمینی و سراسر شور و اشتیاق استفاده کردم”. این ها قسمت هایی از گفته های الگار به دوست خود جاگر می باشد.
منبری: علاقه زیادی به خلق موسیقی داشتم

منبری: علاقه زیادی به خلق موسیقی داشتم

با یکی از دوستانم آقای افشار که شاگرد ارشد آقای جعفری استاد هنرستان موسیقی بودند در آن سالها که نوازنده حرفه ای کلارینت هم بودند. ابتدا با متد رودولف و بعدها پوزولی را کار کردم. سلفژ ریتم هم شروع کردم و به موازاتش کلاس تنبک رفتم. سال بعدش توسط خود آقای شجریان به استاد پایور معرفی شدم که ایشان علاقه من را دیدند و با روی باز و مشفقانه بنده را پذیرفتند؛ بطوریکه من سازی هم نداشتم، یکی از سازهای خودشان را به من دادند و گفتند تا زمانیکه سازی تهیه کنی با این ساز تمرین کن. بعدها من با پس اندازم و با کمک و حمایت مادر بالاخره به قیمت ۲۵۰۰ تومان، یک ساز دم دستی و بازاری خریدم.
گروه ریمونز (V)

گروه ریمونز (V)

در تابستان ۲۰۰۴ مستندی درباره ریمونز “پایان قرن: نقل ریمونز” (End of the Century: The Story of the Ramones) ساخته و در سالنهای تئاتر نمایش داده شد. جانی کسی که در خفا با سرطان پرستات می جنگید، در ۱۵ سبتامبر ۲۰۰۴ در لوس آنجلس بعد از نمایش فیلم از دنیا رفت. در روز مرگ جانی اولین موزه جهانی ریمونز گشایش شد. این موزه در برلین، آلمان، واقع است، شامل بیش از ۳۰۰ یادگار از اعضای گروه مانند شلوار جین روی سن جانی، دستکش روی سن جوی، کتونی های روی سن مارکی و بند گیتار بیس سی.جی.
گروه کمل (I)

گروه کمل (I)

گروه کمل (Camel)، از جمله گروههای بسیار خوب موسیقی راک پیشرو یا progressive rock بریتانیاست که علی رغم هواداران و پیروان فراوان نتوانست به شهرت و محبوبیت هم دوره های خود از جمله آلن پارسونز پراجکت (the Alan Parsons Project) دست یابد. گروه کمل در طی دوران فعالیت خود دچار تغییرات متعددی شدند اما در تمام این تغییرات، اندرو لاتیمر (Andrew Latimer) همچنان رهبر گروه باقی ماند.