دوران انتقالی در تاریخ موسیقی و پس از آن (II)

یکی از این راه‌ها شاید فرارفتن از دایره‌ی تنگ تاریخ هنر محض و نگاه‌کردن به امور مختلف اجتماعی، سیاسی و اقتصادی باشد. کیست که نداند پاگرفتن –تقریباً- هرجریانی در تاریخ هنر و موسیقی وابسته به بسترهای چندجانبه‌ی شکل‌گیری آن بوده است. نکته‌ی قابل‌توجّه امّا اینجاست که این تغییر وتحوّل در هنر همیشه کاملاً همزمان با تغییرات اجتماعی، فرهنگی، سیاسی یا اقتصادی نیست. امکانات جدید ضبط، پیشرفت‌های تکنولوژیک، یا حتّی پیشرفت «الکتریسیته»، تأثیری مشخص روی تغییرات سبکی موسیقی در غرب و حتّی تعریف خود مفاهیم موسیقایی داشته است؛ امّا این تغییرات در دنیای موسیقی معلول عواملی بوده‌اند که پیش از جهان موسیقی محض، در دنیای بیرون رخ نمایانده بود. بنابراین، اگر منتقد بخواهد به چنین توانایی‌ای دست پیدا کند، ناچار باید تا حدّ ممکن به هرچه پیرامونش می‌گذرد آگاه باشد، قدرت تحلیل و اندیشه‌ورزی درباره‌ی آن را داشته باشد و بالاخره بتواند به اثرات قریب‌الوقوع احتمالی آن در هنر و موسیقی بیاندیشد یا لااقل هنرمندان را نسبت به این وضعیت آگاه کند.

راه دیگر راهی است درون‌گفتمانی؛ راهی که تلاش کند با تحلیل و تجزیه‌ی خود آثار موسیقایی بفهمد که چنین دورانی دارد فرا می‌رسد. اگر مفروض این نوشته را درباره‌ی «دوران انتقال» بپذیریم، یعنی بپذیریم که در دوران انتقال کنشگران در تلاشند از وضع موجود خلاصی یابند امّا تکیه‌گاهی جز وضع موجود ندارند، شاید بتوانیم به کلید درک این وضعیت دست پیدا کنیم. در چنین وضعیتی، آثار موسیقایی به‌این‌دلیل که نمی‌توانند بنیان‌های پیشین را برافکنند، دست به تقلا می‌زنند و این تقلا غالباً در ویژگی‌های غیربنیادی‌تر بروز و ظهور می‌یابد. در این شرایط، کسی بدون آنکه تغییری در بنیان‌های ساختاری سبک –مثلاً نظم مدال یا هارمونیک- رایج ایجاد کند، سازبندی را گسترش می‌دهد و قطعه‌ای برای سه‌ارکستر مجزا می‌نویسد تا این تمایل و فریاد تفاوت را جایی دیگر خالی کند، یکی تلاش می‌کند عناصری از موسیقی فرهنگ‌های دیگر وارد اثرش کند تا بلکه از چاله‌ی گریزناپذیر بنیان‌های پیشین رهایی یابد، و دیگری تلاش می‌کند ویژگی‌هایی نو در جنبه‌های اجرایی اثرش لحاظ کند.

این‌ها همگی تقلاهایی برای تفاوت‌بخشی و گریز از امر غالب و درنتیجه نشانه‌هایی از فرارسیدن «عصر انتقال» هستند؛ تلاش‌هایی که چون نمی‌توانند –در دوره‌ی انتقال- بنیان‌ها را تغییر دهند به‌ناچار در لایه‌های به‌اصطلاح «سطحی‌تر» نمود می‌یابند. درنتیجه طبیعی است که می‌بینیم بسیاری از این تلاش‌ها عجیب، مضحک، نمایشی، مصنوعی و خالی از محتوا به‌نظر می‌رسند. امّا پس از فروخوابیدن تمام این تلاش‌ها و آن‌جا که غریبانگی آن‌ها خود تبدیل به امر «عادی» کمابیش غالب می‌شود، باید پرسید که انتهای این راه کجاست؟

نمی‌دانیم. ممکن است گاه همین تلاش‌هایی که در نظر اوّل پوچ و مضحک یا سطحی به‌نظر می‌رسند از دل خود بن‌مایه‌ی الهام‌گیری آیندگان شوند و بنیان‌ها را عوض کنند؛ چنانکه تغییرات کروماتیک و مدگردی‌های نامتعارف رمانتیک‌های متأخر به آتنالیسم شوئنبرگی منتهی شد. ممکن هم هست وجه دیگر این وضعیت فقط تکثر باشد، ممکن است ناموفق بماند و باعث بازگشت به نظام پیشین شود و ممکن هم هست به‌کلی در همان فضایی «رویه‌ای» یا به‌اصطلاح «سطحی» باقی بماند و نسخه‌ی یک روند ممتد را بپیچد؛ امّا سرانجام هرچه که باشد، آغاز این راه شاید نشانه‌ی احتضار سبکی رایج و غالب در تاریخ موسیقی است.

ارسال دیدگاه

رایانامهٔ شما نمایش داده نخواهد شد.

نامه ای از سیاوش بیضایی درباره سرود «وطنم» یا «ایران جوان»

نوشته ای که پیش رو دارید، نامه ای از سیاوش بیضایی است که برای رعایت قانون مطبوعات در این ژورنال منتشر می شود. لازم به ذکر است که جلسه ای مطبوعاتی درباره موضوع این نامه در روز سه شنبه ۲۸ خرداد با حضور سیاوش بیضایی برگزار می گردد. بدینوسیله از پیمان سلطانی و کارشناسان قوه قضاییه دعوت می گردد که در این نشست که به منظور رونمایی از اسناد بیشتر درباره این پرونده برگزار می گردد حضور یابند. این نشست در ساعت ۱۰ بامداد در خبرگزاری ایلنا به آدرس پستی: تهران، خیابان انقلاب، خیابان دانشگاه نرسیده به روانمهر، پلاک ۱۳۲ برگزار می گردد.

معیار چیست؟ معیار کجاست؟ (II)

دیدیم که سلیقه و درستی معیارهای خوبی برای ارزشیابی نبودند. اگر کمی بیشتر بگردیم راه دیگری برای پیدا کردن ارزش یا اهمیت چیزها به ذهنمان می‌رسد. ما اغلب برای پیدا کردن اهمیت چیزها با چیزهای مشابه مقایسه‌شان می‌کنیم. ذهن آدم‌ها این‌طور است. برای این که بفهمیم این ماشین خوبی است یا نه آن را با یک یا چند ماشین دیگر مقایسه می‌کنیم و می‌پرسیم؛ سرعتش از آنها بیشتر است؟ پایداری سطحی‌اش چطور؟ مصرف سوخت چطور؟ و بعد روی‌هم از مقایسه‌ی این عوامل نتیجه می‌گیریم.

از روزهای گذشته…

اپرای مادام باترفلای

اپرای مادام باترفلای

مادام باترفلای Madame Butterfly (به معنای بانو پروانه) اپرایی در سه پرده (در اصل دو پرده)، ساخته جیاکومو پوچینی است که آنرا بر مبنای اشعار اپرایی(Libretto) ایتالیایی که توسط لوییجی ایلیکا Luigi Illica و جیوزپه جیاکوزا Giuseppe Giacosa به وجود آورده است.
ساموئل زیگمونتوویچ (I)

ساموئل زیگمونتوویچ (I)

در سال ۲۰۰۳ ویولونی که توسط ساموئل زیگمونتوویچ (Samuel Zygmuntowicz) برای ایزاک ایشترن ساخته شده بود، در مزایده ۱۳۰۰۰۰ دلار به فروش رفت که بالاترین قیمت پرداخته شده برای سازی که یک فرد زنده ساخته است به شمار می رود. سال گذشته، یویو ما در تمام مدت تور دو ماهه خود ویلنسلی ساخت زیگمونتوویچ را نواخت که ارزش آن را ۸۰۰۰۰ دلار تخمین زده اند.
گزارش مراسم رونمایی «ردیف میرزاعبدالله به روایت مهدی صلحی» (III)

گزارش مراسم رونمایی «ردیف میرزاعبدالله به روایت مهدی صلحی» (III)

همچنین از آنجا که نهایت انجام این تصحیحات اجرا و شنیده‌شدن نتیجۀ صوتی آنهاست از آقای قادری که شش سال با این ردیف عجین بودند و در نواختن تار و سه‌تار ماهرند خواستم و سماجت کردم که این ردیف را اجراکنند و ضبط این اجرا را در منزل بنده به انجام رساندیم که اولین نمونۀ صوتی منتشرشده از روایت مهدی صلحی از ردیف میرزاعبدالله است.
نگرشی به تجدد طلبی در هنر و فرهنگ ایرانِ قرن بیستم (XVI)

نگرشی به تجدد طلبی در هنر و فرهنگ ایرانِ قرن بیستم (XVI)

در مورد نت «شاهد» به یکی از اشکالات اساسی تئوری وزیری بر می خوریم، به اشکالی که پس از او در کار خالقی هم به چشم می خورد و باعث سردرگمی های زیادی در شناخت موسیقی ایرانی گشته است. این اشکال ناشی از آمیختن دو سیستم مختلف با هم است، یکی سیستم گام های ماژور و مینور اروپائی و خواص هارمونیک فواصل این گام ها و نام هائی که این فواصل دارند و دیگری سیستم مقام های موسیقی ایرانی که براساس خواص ملودیک صداها شکل یافته اند. «نمایان» و «تنیک» مربوطند به خواص هارمونیک، در حالی که «شاهد» و «ایست» به خواص ملودیک صداها ربط دارند.
بورس دکترای موسیقی شناسی دانشگاه هامبورگ

بورس دکترای موسیقی شناسی دانشگاه هامبورگ

در راستای معرفی هرچه والاتر موسیقی ایرانی و همچنین ادامه پژوهش های موسیقی دکتر پویان آزاده* در دانشگاه هامبورگ، پذیرش دانشجوی دکترای رشته “موسیقی شناسی” دانشگاه هامبورگ آلمان در قالب پروژه پژوهشی “آرشیو صوتی موسیقی” (COMSAR) انستیتو موسیقی شناسی سیستماتیک دانشگاه هامبورگ امکان جذب دانشجوی دکترای (PhD) مشترک بین ایران و آلمان، با همکاری دکتر پویان آزاده (عضو هیات علمی دانشکده موسیقی دانشگاه هنر) فراهم گردیده است. لذا از دانشجویان کارشناسی ارشد موسیقی علاقه مند به ادامه تحصیل دعوت می گردد تا با ارسال رزومه خود، آمادگی خود را برای این بورسیه اعلام نمایند.
موسیقی سمفونیک با الهام از شاهنامه

موسیقی سمفونیک با الهام از شاهنامه

در آبان ماه سال گذشته، در آمریکا رویدادی پرافتخار برای تاریخ موسیقی سمفونیک ایران رقم خورد: سه اثر از بهزاد رنجبران (آهنگساز ایرانی مقیم نیویورک و استاد دانشکده موسیقی جولیارد) با عنوان «سه گانه پارسی» (Persian Trilogy) توسط کمپانی دلوس (Delos) انتشار یافت. این آثار که با الهام از سروده های فردوسی در شاهنامه – حماسه ملی ایران – آفریده شده با ارکستر سمفونیک لندن به رهبری جوان فالتا به ضبط رسید.
امیر آهنگ: فَهمِ هارمونی مهم است!

امیر آهنگ: فَهمِ هارمونی مهم است!

اُستاد حنانه می گفتند مدرسِ هارمونی باید اطلاعاتِ جامعی از متُدهای گوناگون هارمونی و دیگر فنون کُمپوزیسیون داشته باشد ولی در شروعِ آموزش با هنرجو باید با یک متدِ آموزشیِ مشخص و معینی آغاز نموده و آن متد را از ابتدا تا به انتها بصورت تمام و کمال به پایان بُرد. نباید هنرجو را در هنگام شروعِ آموزش یا در حین آموزش با متد های مختلف درگیر نمود. زیرا در اینصورت شاگرد سر در گم شده و به نتیجه مطلوب نخواهد رسید و چه بسا در میانه راه از یادگیری منصرف می گردد! ولی پس از به پایان بردن یک متدِ مشخص و تسلط کامل بر آن لازم می دانستند که هنرجوی کُمپوزیسیون متُدِ مکاتبِ دیگر را در کلیه فنون کمپوزیسیون مطالعه کند. در آن زمان یعنی در سال ۱۳۶۵ (سی و یک سال پیش) جهت شروع یادگیریِ هارمونی، متد مکتب روسیه با کتابِ هارمونی نوشته: ریمسکی کرساکف را توصیه کرده و خودشان از روی آن درس می دادند.
بیست سال تحول موسیقی در ایران (I)

بیست سال تحول موسیقی در ایران (I)

درآمد: پس از انتشار دو مقاله با عنوان حضور موسیقی سمفونیک در انقلاب ۱۹۷۹، با توجه به استقبال دوستان و نیز فقدان مراجع مقبول آکادمیک و قابل استناد، بر آن شدم تا این موضوع را بیشتر مورد توجه قرار داده و به صورت مجموعه مقالات مستقلی از سایر نویسندگان و صاحب نظران منتشر نمایم. از این رو، هنرمند گرامی، جناب آقای دکتر کامبیز روشن روان که خود آثار موسیقایی بسیاری را در دوره مورد بحث آفریده و پژوهش های بسیاری را پیرامون مسأله ی رشد و گسترش موسیقی در ایران به انجام رسانده است، دعوت ما را اجابت نموده و مقاله ی حاضر را به زبان انگلیسی و با عنوان (Twenty Years of Developments in Persian Music) که برای نخستین بار در کنفرانس IEEE ارائه گردید، برای ترجمه در اختیار راقم این سطور قرار دادند. با تشکر از ایشان، مقاله ی حاضر را در چندین بخش تقدیم خواهم نمود. کیوان یحیی
گفتگو با هوشنگ ظریف (II)

گفتگو با هوشنگ ظریف (II)

ظاهراً حدود یک سالی ارکستر تعطیل شد. بله به دلایلی تعطیل شد. بچه‌ها هم یکسری‌شان رفتند شهرستان. چند ماهی که گذشت آقای پایور به من زنگ زدند که بیا منزل بنشینیم و ساز بزنیم و کار کنیم. رفتم و تمریناتی را شروع کردیم. بعد به ایشان گفتم این قطعات به هر حال تنبک هم لازم…
ادامهٔ مطلب »
بررسی برخی ویژگی های ساختاری آثار پرویز مشکاتیان (XII)

بررسی برخی ویژگی های ساختاری آثار پرویز مشکاتیان (XII)

حال از زاویۀ دیگری به بررسی آثار ساخته شدۀ پرویز مشکاتیان می پردازیم. همانطور که ذکر شد، یکی از ویژگی های قطعات پرویز مشکاتیان، تاثیرپذیری از ردیف موسیقی ملی ایران به خصوص ردیف میرزا عبدالله است به نحوی که برخی از آثار وی برخی از این قطعات را می توان برداشتی متفاوت و خلاقانه از گوشه های مورد نظر دانست. برای مثال به بخشی از گوشۀ یقولون در آواز ابوعطا از ردیف میرزا عبدالله توجه کنید.