هنر و انقباض ایدوئولوژیک (III)

می دانید هرگاه منبعی به وسیله تبدیل شود، به سرعت دچار استهلاک و افت کیفیّت شده و در فرجام خود ناچار می شود آخرین دقائق نزدیکی به مرگ خود را شماره کند. پس نتیجه می گیریم بازتاب های تمرکز دو قدرت سیاسی و اقتصادی در یک نهاد اجتماعی به نام دولت، انقباض بیش از حدِّ فضاهای آزاد اجتماعی را به همراه دارد و منابع زایای اجتماعی را به وسایل مصرفی لازم برای تمرکز بیش از حدِّ قدرت سیاسی تبدیل می کند.

یکی از تراژیک ترین بازتاب های این هجوم، افت شدید اخلاق در قلمرو هنر و میدان هایی از جامعه است که این منابع نامیرا را پاس می دارند.

با تبدیل شدن هنر از منبع به وسیله، رویدادهای مهمّی در جامعه رخ می دهند که اهمّ آن ها به شرح زیر است:
اوّل آن که آن بخش از هنر که توسط فرایند های هجومی و انقباضی سیاست به وسیله تبدیل شده است، از طریق همین نیرو و حمایت آن، نیرو های نقّاد و بالنده ی خود را سرکوب می کند و به سرعت دچار توهّم مطلق کردن ارزش های نسبی خود می شود.

این جریان موجب توقّف نیروهای زاینده در اطراف این هنر شده و آن ها را از محدوده ی فعّالیت خلّاق خود خارج می سازد.

چه بسیار از این نیرو ها که تن به هجرت داده و جامعه را از نعمت حضور خود، محروم می کنند. و چه بسیار دیگر که خانه نشین شده و در فرجام اسیر افسردگی می شوند. هرچه جریان توهم زای مطلق کردن این محصولات هنری تحت حمایت نیروی سیاسی شدّت بیشتری گیرد، بر سرعت میرایی و از دست رفتن وجوه معنوی و قدسی آثار هنری افزوده می شود. در چنین فضایی، یعنی در خلأ حضور هنرمندان واقعی، طبیعی خواهد بود اگر استعداد های کوچک، خود را میدان دار عرصه ی هنر نشان دهند و به قولی یک چشمانی باشند در شهر کوران.

در چنین فضایی، این پیوند هنرمند با قدرت سیاسی ست که ارزش هنرش را تعیین می کند، نه جریان نقد اثر. سیاست که خود ذاتا مقوله یی پراگماتیست است، روش سهل و ساده ای برای شناسایی آثار هنری ابداع می کند. تنها کافیست معیار هااز طریق نزدیکی و دوری با قدرت تعیین شوند تا سیاست بتواند ضعف خود را در زایش قدرت از طریق جذب آخرین قطرات خون این آثار جبران کند.

با این حال معیار دوری و نزدیکی به منبع قدرت، می تواند برای سیاست پارادوکس های غیر قابل پیش بینی ای مهیّا کند. چرا که در این میدان دیگر اصول عقلانی نقد هنری دیگر تأثیر گذار نیستند، بلکه صرفا دوری و نزدیکی به منابع قدرت است که نقش تعیین کننده بازی می کند. به سرعت زمانه ای فرا می رسد که هنر دوران قدرت و شکوه، به دوران دریوزگی و سرخوردگی بدل می شود. اگر روزگاری این سیاست بود که دست نیاز به سوی هنر دراز می کرد، اکنون این ظرفیّت ناچیز و گاه متوسط هنر است که نمایشی می شود از، دست نیاز خود به سوی سیاست.

دومین اثر حاصل از تغییر جهت دفاعی به تهاجمی در سیاست را می توانید به مخدوش شدن دو بخش کلاسیک و آوانگارد در هنر ملاحظه کنید. اصولا وظیفه ی بخش کلاسیک، صیانت از میراث های هنری ست. این بخش شامل دو نوع موزه است. موزه ی اول موزه ی ابزار ها و قواعد اولیه ی در هر هنر است که جوهره ی اثر هنری را آشکار می کند و به ایده ی ذهنی هنرمند شکل می بخشد.

مثل ساز و انواع آن و یا قواعد هارمونی یا تکنیک های نوازندگی در هنر موسیقی. موزه ی دوم موزه ی ایده ها، افکار و مضامین شناخته شده در متون و آثار هنری ست. موزه ی اول تاریخ اصول و روش ها و قواعد هنری است. مثل سازشناسی در موسیقی و اسلوب های مختلف نوازندگی در یک ساز یا علم هارمونی کلاسیک. این بخش بیشتر عقلانی است و دومی تاریخ ایده ها و مضامین و افکار است.

مانند آن دسته از کتب سبک شناسی در هنر ادیبات که بسامد مضامین یک دوره ی تاریخی را در متون شناسایی می کنند. این بخش معرفتی است. ضمن اینکه در این بخش ظرفیّت های مختلف هنر های ملّی، فولکلور و حتّی هنر هایی که خود حاصل فعّالیت های آوانگارد در گذشته بودند امروزه به صورت کلاسیک درآمده اند. مانند اشعار نیما که در دوره ی خود قطعا یکی از پیشتازان شعر فارسی به حساب می آمد اما اکنون به عنوان یک نمونه ی کلاسیک شعر معاصر در مجامع ادبی به حساب می آید.

این دو موزه همراه با علوم مختلف که پشتوانه ی آن هاست در نظام های آموزشی طبقه بندی شده و تدریس می شوند. این مجموعه ی مدرسیِ کلاسیک، قطعا شناسنامه ی هویّتی یک ملّت و همین طور بخش مهمّی از ظرفیّت نقد هنری به حساب می آید.

ارسال دیدگاه

رایانامهٔ شما نمایش داده نخواهد شد.

پوریا رمضانیان: تسکینِ ۷۵۰ نفر؟!

این زرنگ‌بازی است که من بگویم به‌خاطر تسکین مردم‌ام کنسرت می‌دهم. تسکینِ ۷۵۰ نفر فقط؟ تکلیف دست‌کم ۵۰ ملیون نفر آدم چیست؟ پس این حرف بدترین دروغ است. سوماً، باز حتی اگر حق با شما باشد و بهبودِ حالِ همان هفتصد نفر را هم غنیمتی بدانیم، چرا باید بلیط بفروشم؟ قطعاً در این شرایط بهتر است کنسرت را رایگان کنم که لااقل کمترین خیری رسانده باشم. و درنهایت این‌که، بماند که در جای دیگر می‌شود مفصل‌تر در این مورد سخن گفت که اصلاً رسالت «موسیقی جدی» تسکین نیست، بلکه تربیت است.

بیانیه گروه کر شانته درباره عدم حضور در جشنواره موسیقی فجر

هنر برای هنرمند اعتراض است. او این اعتراض را نثار هرچیزی می‌کند که مانع رشد است و سلامت. تراژدی یونانی با سرنوشت انسان دست‌وپنجه نرم می‌کند، موسیقی بتهوون بر روزمرگی می‌تازد، شعر حافظ از تزویر و ریا می‌نالد، و نقاشی‌های کاراواجو تا اعماق درون شخصیت‌هایش را به‌مبارزه می‌کشد.

از روزهای گذشته…

دو خبر

دو خبر

جامعه موسیقی در ماتم Darrell Abbott : تماشاگران مشتاق نمی توانستند آنچه را میبینند باور کنند! شب چهارشنبه گذشته در یک کنسرت گروه Damageplan در اوهایو مردی بر روی صحنه پرید و در اقدامی که به نظر تماشاگران بخشی از برنامه بود گلوله ای به سر دایم بگ دارل (Dimebag Darrell Abbott) شلیک کرد.
اشتوکهاوزن، عقل گرا و عارف (III)

اشتوکهاوزن، عقل گرا و عارف (III)

رویکرد اشتوکهاوزن مانند ستاره شناسی بطلیموسی، شدیدا با امور انتزاعیِ ایده آل پیوند خورده بود و در نتیجه، این رویکرد، نمی توانست بدون اینکه صدمه ببیند با دنیای واقعی درگیر شود. همچنین وقتی شنونده به موسیقی او گوش می دهد باید پیوسته از خود دفاع کند که این مسئله در نتیجه گیری حکایت شفر مجسم شده است: «او به چسباندن نوار ها مشغول شد و با خوشحالی نزد ما برگشت. ما هم گفتیم خب حالا بیایید به این اثر گوش دهیم و نوار را به عقب برگردادندیم و تنها چیزی که شنیدیم صدای سوووت بود. این بود مطالعه اشتوکهاوزن بر روی صدا: نوعی سووووت! البته او از نتیجه کار بسیار خرسند بود…»
تأثیر موسیقی ایران در موسیقی عهد اسلامی (III)

تأثیر موسیقی ایران در موسیقی عهد اسلامی (III)

صفوان جمحی از پدر خود نقل می‌کند: که چون معاویه ابن ابی سفیان کاخ خود را برپا کرد، بناها و هنرمندان ایرانی را به کار وادار کرد. آنها نیز قصر او را با گچ و آجر ساختند و هنگام کار نغمه پارسی و ایرانی ترنم می‌کردند. سعید ابن مسجح همه روزه برای آموختن نغمات ایرانی نزد ابن بنایان و کارگران رفته و لحن تازه‌ای‌می‌آموخت و هر آوازی را که می‌پسندید به عربی نقل کرده موافق آن شعر می‌سرود.
تکنیکِ دست چپ و بازو در ویولنسل، مورّب یا عمود؟ (II)

تکنیکِ دست چپ و بازو در ویولنسل، مورّب یا عمود؟ (II)

سخن از این است که اگر شما انگشت‌گذاری مورب را برگزینید، بسیاری از مشکلاتی که در انگشت‌گذاری عمود با آن مواجه بوده‌اید برطرف یا آسان‌تر خواهد شد. برای مثال:
نوازنده و تمرین (V)

نوازنده و تمرین (V)

از آنجا که بسیاری از نقاط قوت وضعف درهنگام تمرین و اجرا وجود دارد که نوازنده به دلایل مختلف از وجود آنها ناآگاه است، ضبط تمرین و شنیدن آن به دقت، می تواند بعنوان یک ابزار کنترل کننده نوازنده، کمک شایانی به شناسایی نقاط قوت وضعف موجود در کار او نماید. اما بهتر است به دو مورد دقت نماییم:
یادداشتی بر موسیقیِ متنِ فیلم «آشغال‌های دوست‌داشتنی»

یادداشتی بر موسیقیِ متنِ فیلم «آشغال‌های دوست‌داشتنی»

جدیتِ آغاز فیلم از جایی که گوینده‌ی شبکه‌ی ماهواره‌ای، خبری درباره‌ی «منیرخانوم» می‌گوید به یکباره رنگ عوض می‌کند و بیننده وارد خیالات او می‌شود. این اولین نمود موسیقی در فیلم است: یک هفت‌ضربیِ سرخوشانه‌، با پایه‌ای روی سه‌تار به‌صورتِ خفه (Mute) که به یاریِ تغییر فضایِ فیلم می‌آید. روی همین ملودی، طنز فیلم پررنگ‌تر می‌شود. منیر چندین بار با تغییر کانال‌های ماهواره، گیتارنوازی را می‌بیند که ترانه‌ای با کلیدواژه‌ی نام او می‌خواند. این ملودی چند بار دیگر در لحظاتی که بار کمدی فیلم بیشتر است حضور می‌یابد: صحنه‌ای که منیر دنبال بغلیِ شوهر می‌گردد یا آنجا که همه به توصیه‌ی شوهر، ظاهرِ خود را درست می‌کنند تا برای ورود مأمورین آماده باشند.
کشته از بس که فزون است کفن نتوان کرد (III)

کشته از بس که فزون است کفن نتوان کرد (III)

ترکیبات و افعال نامناسب در خصوص جنبه‌های مختلف موسیقایی. اگرچه نام شخصی به عنوان مصحح متن (سعید موغانلی) در شناسنامۀ کتاب آمده است و در مقدمۀ مترجم نیز از احمد پوری تشکر شده «که با توصیه‌هایی به روانی متن این اثر یاری رساندند» ولی ویرایش متن به شدت لازم و ضروری بوده است. برای نمونه در متن کتاب این نمونه‌ها را می‌خوانیم: «پس از مدتی زدن تار را آغاز کرد. او کمانچه را رها کرد و به زدن تار آغاز نمود.» (ص ۸۳، ۸۴)، «با حافظه‌ای کم‌نظیر مثالی جاندار است.» (ص ۱۶۲)، «کدر و اندوه افاده شده در صدای خوانندگان» (ص ۲۲۸)، «از تار قربان پریموف سهولت، بداهت، سربستی، غنا، تکنیک و لیریزم عمیق و نجیبانه به گوش می‌رسید.» (ص ۳۲۲)، «خمیرۀ این آدم با موسیقی‌ور آمده بود.» (ص ۳۴۹)، «او در پی نوآوری و ارتقاء به بالاترین قله‌های موسیقی علمی می‌زیست» (ص ۵۰۱).
عمر فاروق، موسیقیدان ترک (I)

عمر فاروق، موسیقیدان ترک (I)

نامش عمر فاروق است اما می توانید فاروق صدایش کنید؛ «همه او را فاروق صدا می کنند»، این حرف را برایان کین (Brian Keane) تهیه کننده و همکار عمر فاروق به زبان می آورد. داستان فاروق داستانی غیر عادی است؛ داستانی که در آن استودیوی کین در کانکتیکات نقش مهمی را بر عهده داشته است. اولین حضور فاروق در عرصه بین المللی به آلبوم سال ۱۹۸۸ کین یعنی Suleyman the Magnificent بر می گردد.
تأملی در آرای موسیقی خیام (IV)

تأملی در آرای موسیقی خیام (IV)

در بین سایر فواصل ذو الاربع‏های بیست و یک گانه‏ خیام، علاوه بر فاصله‏ دوم بزرگ که در قدیم آن را «طنینی» می‏نامیدند (۲۰۴ سنت) و فاصله نیم پرده (دوم کوچک) که در گذشته «بقیه» نامیده می‏شد (و حدود ۹۰ سنت بود) فواصل دیگری مانند یک پرده گام طبیعی (زارلن:۱۸۲ سنت) نیز در سومین، پنجمین، ششمین، هفتمین و گونه هفتم از سومین نوع ملون خیام آمده و فاصله‏ نت‏های کرن‏ (d-e) در سومین ذو الاربع وی به کار رفته است. با اینکه خیام می‏نویسد، فارابی کاربرد دو پرده از گام طبیعی و فاصله‏ اخیر را بیان داشته است، مع الوصف آن را مطبوع نمی‏شمارد و طبیعی است که امروز نیز این ذو الاربع به گوش خوش‏آهنگ نباشد.
لی لی افشار و فروغ کریمی در تالار رودکی

لی لی افشار و فروغ کریمی در تالار رودکی

فردا تالار رودکی شاهد کنسرت دو بانوی هنرمند برجسته ایرانی خواهد بود؛ فروغ کریمی نوازنده فلوت و لی لی افشار نوازنده گیتار در این برنامه به همنوازی خواهند پرداخت. این برنامه که سه شنبه و چهارشنبه در تالار رودکی به اجرا در می آید فرصتی است تا هنردوستان ایرانی توسط این دو هنرمند با کیفیت بین المللی اجرای موسیقی کلاسیک بیشتر آشنا شوند.