نگاهی اجمالی به شیوه‌ی کار واروژان (II)

واروژ هاخباندیان (۱۳۱۵ – ۱۳۵۶)
واروژ هاخباندیان (۱۳۱۵ – ۱۳۵۶)
گویی نام او دچار همان «نسیانی» شده است که «خورخه لوئیس بورخس»، نویسنده‌ی بزرگ آرژانتینی در آرزویش بود؛ یعنی واروژان و آثارش به‌گونه‌ای واقعی وارد فرهنگ و زندگی روزمره‌ی ما شده که این ورود مثل هوایی که هر لحظه تنفس می‌کنیم، آن‌قدر طبیعی و واقعی بوده که برای بیشتر ما ملموس نیست. از طرف دیگر عوامل متعدد که از‌جمله‌ی آن بی‌تمایلی خود واروژان به عکس‌انداختن و مصاحبه‌کردن، باعث شده تا «نسیانِ افسانه‌ای» درباره‌اش اتفاق بیفتد.

دلیل دیگر افسانه‌ای‌بودن واروژان این است که وقتی درباره‌ی او صحبت می‌شود، کسانی که او و آثارش را می‌شناسند (که این شناخت لزوماً شناخت فیزیکی و چهره‌به‌چهره نیست) وقتی صحبت او به‌میان می‌آید، محزون می‌شوند؛ چراکه او زود از دنیا رفت و رفتنش هم، رفتنی عجیب بود. او افسانه‌ای است چون ترکیبی کمیاب است از یک قلب پر‌شور و ذهنی توانا و حسابگر. او ترکیب بی‌بدیلی از احساس و تفکر است.

اینکه بیشتر ما ایرانیان به‌عنوان مخاطب موسیقی تنها نام چند خواننده‌ی معاصر خودمان را می‌دانیم و از سوی دیگر، عادت به رفتارهایی ضد‌حمایتی مثل دانلود غیرقانونی یا تهیه‌ی نسخه‌های کپی داریم، بخشی از پدیده‌ی کاهلی نهادینه‌ی ماست. از طرف دیگر اهل مطالعه هم نیستیم و شاید همان چند‌صفحه‌ای هم که نشریات درباره‌ی اهالی موسیقی کشورمان بنویسند،‌ نخوانیم. رسانه‌های جریان اصلی کشورمان هم به‌دلایل خودشان کاری با موسیقی ندارند.

اتفاقاً آن‌ها خودشان یکی از دلایل پدیده‌ی خواننده‌محوری و کاهلی نهادینه در حوزه‌ی موسیقی و حتی حوزه‌های فراتر از موسیقی هستند. این کاهلی نهادینه تا جایی پیش می‌رود که عملاً درباره‌ی برخی از افراد سرشناس موسیقی ما، منبعی متنی یا صوتی و تصویری وجود ندارد و به‌جز معلوماتی که دوستان و افرادی که ارتباط واقعی و چهره‌به‌چهره با فرد مورد نظر داشته‌اند، کسی از آنان چیزی نمی‌داند. این کاهلی در کشورهای بسیاری در حوزه‌ی موسیقی وجود ندارد.

مثلاً اگر بخواهیم درباره‌ی موسیقی قرون وسطای اروپا مطالبی جمع‌آوری کنیم، با جست‌وجویی ساده به منابع انگلیسی، آلمانی، ایتالیایی و فرانسه می‌رسیم که غنی و قابل اتکا هستند و از سوی دیگر قابل دسترسی. چه بخواهیم کار را از کتابخانه‌ها شروع کنیم، چه اینترنت، می‌توانیم به این منابع برسیم. حتی در کشورمان منابع بسیار عالی از انواع موسیقی غیرایرانی در کتابخانه‌ها وجود دارد که ترجمه شده یا به زبان اصلی است. اگر بخواهیم درباره‌ی «بینگ کرازبی» (Bing Crosby)، نخستین نسل ستاره‌های پاپ جهان چیزی بخوانیم، جست‌وجوی ساده‌ای در اینترنت می‌تواند ما را به انواع مختلفی از محتوا هدایت کند: فیلم‌های مستند درباره‌ی او، آثار صوتی و تصویری از او، کتاب‌ها، مقاله‌ها و برنامه‌های رادیویی با حضور او یا درباره‌ی او. بیشتر این محتوا‌ها هم با استناد به منابع یا اسنادی تهیه شده است که باعث می‌شود تا این محتواها، قابل اتکا و قابل اعتماد باشد.

ارسال دیدگاه

رایانامهٔ شما نمایش داده نخواهد شد.

جایگاه علم و هنر در روند جهانی شدن (XIV)

استفاده سیاسی از هنر به مثابه یک وسیله در شوروی سابق باعث افت شدید ظهور آثار جاودان در این کشور شد و به همین نحو استفاده همچون یک وسیله از هنر در امریکا و غرب توسط اقتصاد، آن را به اندازه یک وسیله تبلیغی برای حضور یک کالا ساقط کرد و با گرایش به ابزارگرایی در هنر دیگر اثری جاندار چون آثار آلن پو و نظیر آن در امریکا خلق نمی شوند.

پیروزی قهرمان نامراد

هیچ مبالغه ای درکار نخواهد بود اگر بگوییم که تاریخ موسیقی کشورما، به قبل و بعد از علی نقی وزیری تقسیم می شود، تاریخی که عملا هنوز نوشته نشده است. تاریخی که از گسستگی های فراوان دوره های تاریک و خالی از هرگونه اطلاع و دوره های پربار و کم سند و کم استناد، انباشته شده است.

از روزهای گذشته…

راوی شانکار، اسطوره زنده موسیقی هند  (II)

راوی شانکار، اسطوره زنده موسیقی هند (II)

برای یافتن چگونگی وجود نت نگاری موسیقی هندی در نت نگاری غرب، شانکار، دیوید مورفی (رهبر ارکستری از کشور ولش) را متقاعد کرد تا به او برای تبدیل آثارش به قطعه ای برای ارکستر کمک کند. کنسرتوی شانکار همراه با مقدمه ای شورانگیز آغاز می شود، معرفی این موسیقی بیگانه (موسیقی هند برای غربیان) شامل چرخش ملودیها، تغییر وزنها و صدای پائین نتها، بر خلاف موسیقی غرب که حرکت و پیشرفتش بیشتر از طریق هارمونی است، موسیقی هندی شدیدا تحت تاثیر ملودی و ریتم است.
سرگشته در تودرتوی زمان (III)

سرگشته در تودرتوی زمان (III)

قطعه به جزیره‌هایی از نواخته‌های سه‌تار، که خطی منسجم و پیوسته از ملودی‌های ساخته شده بر اساس موسیقی دستگاهی ایرانی را سرسختانه پی ‌می‌گیرد، تقسیم شده است که هر لحظه به خصوص در ایست‌ها به شکل پدیده‌ای ریزغربالی فرومی‌پاشد. این فروپاشی تنها از منظر ماده‌ی خطی نیست بلکه در بعد طیفی نیز روی می‌دهد. یعنی طرح ملودی نواخته شده توسط نوازنده‌ی سه‌تار مصالحی را به دنبال می‌آورد که میان یک «ایمیتاسیون کانونیک» در هم شکسته و پاره‌هایی از طیف خط مرکزی سرگردان‌اند. از سوی دیگر به نظر می‌رسد مواد جدا شده از جزیره‌ی قبلی نوعی گسترش غربال تکاملی برای بعدی فراهم می‌کند، البته با همان مقیاس خُرد.
تونی روستیر، پدیده درام

تونی روستیر، پدیده درام

تونی روستیر (Tony Royster, Jr) تنها بیست و سه سال دارد اما با دیدن مهارت وی در درام نوازی، او را بسیار با تجربه تر از سن و سالش نشان میتوان مشاهده نمود. بدون تردید تونی روستیر یکی از نوازندگان بسیار برجسته در دنیای نوازندگی درام و جزو نوابغ این ساز است. او در سن ۳ سالگی شروع به نوازندگی درام نمود و تنها زمانی که ۱۱ ساله بود در مسابقات Drum-Off competition در هالیوود مقام نخست را از آن خود نمود!
روش سوزوکی (قسمت سیزدهم)

روش سوزوکی (قسمت سیزدهم)

سه سالی که کوجی می بایستی در شرابخانه به عمویش کمک می کرد مسیر تربیتی ای را که در توکیو طی کرده بود، به راه دیگری انداخت. به طور اساسی راه تربیتش را دگرگون شده بود. با تاسف ما متوجه شدیم که رفتارش با اطراف و محیط زیستش ناپسند است، به این دلیل ابتدا شروع کردیم به سرزنش و توبیخ، کار دیگری می توانستیم بکنیم؟ اما توبیخ و سرزنش کار خوبی نیست و باید از این رفتار خودداری می کردیم. یکی از روزها که کوجی در مدرسه بود، همگی ما به یک قول و قراری رسیدیم. در آن سه سال کوجی محیط زیست سخت و آداب و معاشرت ناشایست و بدی را تجربه کرده بود.
بیایید موسیقی بسازیم (III)

بیایید موسیقی بسازیم (III)

در دو نوشته قبل مشاهده کردیم که چگونه می توان با ارائه طرح هارمونی در قالب بلوک های چهارتایی قدمهایی برای آهنگسازی برداشت. همچنین دیدم که چگونه از همین روش می توان برای انجام مدولاسیون استفاده کرد. در این نوشته قصد داریم ۸ میزان دیگر روی گام جدید بنویسیم، سپس به گام اولیه – سل ماژور – بازگردیم.
The Pros and Cons of HitchHiking

The Pros and Cons of HitchHiking

یک توضیح: اصطلاح HitchHiking، معادل فارسی یک کلمه ای ندارد و هرچند اصطلاح اروپایی آن autostop، در اثر تبدیل و تحول در چند سال اخیر به “اتو زدن” تبدیل شده، اما باز هم با معنای واقعی این اصطلاح فاصله دارد.
جذابیت انکار شده

جذابیت انکار شده

کودکان عاشق داستانند. بیشتر آنها از آواز خواندن هم لذت می برند: پس می توان گفت اپرا رسانه طبیعی آنهاست. اما، مسلما، هیچ اپرایی برای آنها نوشته نشده است. هیچ یک از کودکانی که با داستان های «پری دریایی» و «دیو ودلبر» بزرگ می شوند، با پرنسس های آواز خوان مشکلی ندارند و اپرا بر پایه همین افسانه ها نوشته می شود. سالهاست که من راه های خارج کردن اپرا از زیر سلطه بزرگسالان را توضیح داده ام که این تجربه به خلق چند اپرا هم منتهی شد که مخاطبان آن تنها کودکان بودند. هر کدام از این اپراها یک تجربه بود و هر تجربه بیشتر به من و همکارم آلاسدر میدلتن می آموخت که شنوندگان خردسال ما چگونه به داستان هایی که با آواز بیان می شوند واکنش نشان می دهند.
مایکل برکر، نوازنده برجسته ساکسفون درگذشت

مایکل برکر، نوازنده برجسته ساکسفون درگذشت

مایکل برکر Michael Brecker نوازنده ساکسفون، برنده ۱۱ جایزه Grammy و از بزرگترین نوازندگان جز معاصر، روز ۱۳ ژانویه ۲۰۰۷ در سن ۵۷ سالگی در شهر نیویورک زندگی را بدرود گفت.
گفتگوی هارمونیک هشت ساله شد

گفتگوی هارمونیک هشت ساله شد

با همیاری و همراهی شما علاقمندان موسیقی، به هشتمین سالگرد تولد سایت «گفتگوی هارمونیک» رسیدیم. در مدت هشت سال فعالیت در زمینه موسیقی جز و بلوز ۲۲۷ شماره، در زمینه موسیقی راک ۱۴۹ شماره، در زمینه فیزیک و مهندسی موسیقی ۱۰۱ شماره، در زمینه موسیقی فیلم ۶۱ شماره، در زمینه موسیقی ملل ۸۳ شماره، در زمینه موسیقی معاصر ۲۱۲، در زمینه موسیقی کلاسیک غربی ۹۱۹ شماره، در زمینه موسیقی کلاسیک ایرانی ۹۶۹ شماره، در زمینه مبانی نظری موسیقی کلاسیک ۷۰ شماره، در زمینه مصاحبه و گفتگو ۱۱۵ شماره، در زمینه مطالب عمومی ۳۹۰ شماره، در زمینه نقد و بررسی ۳۵۱ شماره، در زمینه اخبار موسیقی ۱۹۳ شماره، در زمینه مبانی نظری موسیقی جز ۷۷ شماره، در زمینه دانستی های موسیقی ۲۵۶ شماره و در زمینه ساز و نوازندگی ۳۹۰ شماره مطلب و در کل ۲۹۵۱ مطلب تقدیم نمودیم.
ساز به ساز (III)

ساز به ساز (III)

هر قطعه ی موسیقی سازی علاوه بر ملودی و ریتم (و احتمالا بافت چند صدایی) هویت خود را از رنگ و ویژگی های تکنیکی سازی که برای آن ساخته شده (ساختار صوتی اش بر آن استوار شده) نیز کسب می کند. همرکلاویه بدون پیانو، ترکمن بدون سه تار و دریا بدون سنتور به سختی تصورپذیرند. بنابراین قطعه ی موسیقی (اغلب) همه ی عناصر نامبرده هست به علاوه ی رنگ-ویژگی سازی اش. با وجود این به نظر می رسد که درجه ی وابستگی به این عامل از قطعه ای به قطعه ی دیگر تفاوت می کند. این تفاوت آنقدر است که قطعاتی را می یابیم که انتقالشان از یک ساز به ساز دیگر هویتشان را به کل سلب نمی کند.