هنر و انقباض ایدوئولوژیک (V)

در مقابل این وضع، آن بخش از سیاست که به پلورالیسم متکّی ست، در وضع پیچیده یی قرار می گیرد. سیاست که در جریان جدال های درونی خود برای رادیکالیزه شدن قدرت در مقابل نیروهای مدرَسی موضع گرفت و نظامات مدرسی ـ آموزشی را به دلایل گرایش به غرب یا ضدّ دینی بودن از هم پاشاند، ناگهان می بیند که ظرفیّت های بازمانده ناتوان از تدارک قدرت برای اویند.

این بازماندگان تنها می توانند اطاعت کنند و از مهم ترین بخش فعّالیت خود، یعنی خلّاقیت، ناتوان شده اند. در خلأ فضاهای هنری، سیاست برای یافتن آن دسته از ظرفیت های هنری یی که برایش تولید قدرت می کنند، مجبور است سراغ همان جریان متوسط و ضعیف آوانگاردیسمی برود که جاذبیت هایش بسیار ناگهانی و مقطعی است.

این جاذبه های ناگهانی برای سیاست که همواره از چهره های پایدار موفق در هنر هراس دارد، می تواند مورد استفاده ی بسیار قرار گیرد.

یعنی سیاست که روزگاری خود تریبون ها را انباشته از مبارزه با نظام مدرسی وقت یا ضرورت حرکت به سوی گذشته کرده بود، تغییر موضع می دهد و به صورت حامی این گرایش های رادیکال در می آید.

گرایش هایی که استعداد بی نظیری دارند تا هر مقوله ی هنری را، به دلیل پشت کردن به ساختار عقلانی ( شیوه های نظری نقد) و معرفتی ( تاریخ فکری آثار) سنّت ها، از عمق به سطح بیاورند. مسیر انقباض ایدئولوژیک هنر از سوی نهاد متمرکز سیاست که نیروی اقتصاد را هم از آن خود کرده است را می توان یه صورت زیر خلاصه کرد:
۱) در ابتدا قدرت جدید سیاسی که ذاتی ایدئولوژیک دارد، به سرعت به ساختار های کلاسیک هنر حمله می کند و بسیاری از هنرمندان و اندیشندان را از این چرخه خارج می کند. بهانه یی که معمولا برای توجیه این سرکوب مطرح می شود، دورشدن و جدائی از فرهنگ ملی ست که در حقیقت جدایی از آن بخش در هنر است که ایدئولوژی سیاسی به آن مشروعیّت می دهد یا از آن تغذیه می کند.

۲) با اُفت شدید فضاهای هنری، محیط برای ظهور نوعی هنر رسمی آماده می شود. امّا به دلیل فقدان پشتوانه ی مدرَسی، محیط را آوانگاردهایی به دست می گیرند که فاقد دانایی و معرفت نسبت به عمل خود هستند.
۳) این جریان باعث می شود سیاست گرفتار پارادوکس شود. از یک سو با نوعی تبلیغ گرایش به گذشته، تنها آن دسته از آثاری را در میدان توزیع قرار می دهد که دارای جاذبه های اجتماعی نیستند. از سوی دیگر، نیاز به کسب قدرت از هنر او را وا می دارد به سراغ آن بخش از هنری رود که مانند قارچ، بدون پشتوانه ی نظام مدرسی و با ظاهری آوانگارد، رشد کرده است.

همان بخشی که روزگاری خود، آن را طَرد می کرده است. حاصل این پارادوکس کاملا روشن است. جامعه ناچار می شود بهای سنگینی برای بازسازی فضای هنری خود بپردازد.

از طرف دیگر با تبدیل شدن هنر از یک منبع زاینده به وسیله یی برای اکتساب قدرت، جریانی از تقدّس زدایی از منابع هنری به وجود می آید و چون سیاست اسیر پارادوی شده است، تمامی امکانات ایجاد ثبات در قوانین این حوزه از بین می روند. به طوری که روزی هنری ارزش، و روز دیگر همان هنر ضدّ ارزش به حساب می آید. در این میان، هنرمندان واقعی، عطای این حرفه را به لقایش می بخشند و دست به مهاجرت می زنند.
۴) با تخریب فضاهای فرهنگی از سوی نهاد سیاسی، هنر های بیگانه، با توجه به وجود میدان های ارتباطی گسترده امروز، به این محیط هجوم می آورند. برای نمونه، موسیقی که زمانی می توانست از طریق آثار جذّاب موسیقی، ترانه های فارسی را حتّی به حیطه های غیر زبان فارسی بکشاند و جوانان آن خطّه را وادار کند تا با زبان فارسی از طریق زمزمه ی آن ها رابطه بر قرار سازند، اکنون قابلیت خود را از دست داده و آن جوانان دیگر ترانه های دیگر زبان ها را زمزمه می کنند. این سخن به این معناست که نقش هنر در زایش امنیت ملی نیز کاملا از بین می رود.

سرانجام، سیاست به یک باره متوجّه می شود آن عروس زیبای هنر که روزگاری تنها وی را برای خود می خواست، به پیرزنی کریه و غیر قابل استفاده تبدیل شده است. این درست به مانند آن است که سیاست به دست خود، خود را از مهم ترین نیروی فرهنگی، یعنی هنر، محروم کند.

ارسال دیدگاه

رایانامهٔ شما نمایش داده نخواهد شد.

گزارش از نقد آلبوم عطاریه (II)

پورقناد در پایان گفت: به نظر من آلبوم عطاریه به جز در قطعه «سرچشمه» به صورت خودخواسته سعی کرده پا را فراتر از فرم های شناخته شده نگذارد. در این اثر قطعات «سرچشمه» و دو تصنیف در آواز بیات ترک که از قدرت ملودیک قابل قبولی برخوردار است، بهترین آثار این آلبوم محسوب می شوند. وی همچنین با انتقاد از اجرای بعضی از بخش های متر آزاد این اثر به صورت بداهه گفت: بخشی از آواز های این آلبوم خوشبختانه به صورت طراحی شده ارائه شده بود که کیفیت قابل قبولی داشت ولی ظاهرا در بخش هایی از آلبوم بداهه نوازی انجام شده که بهتر است امروز از این کار اجتناب شود چراکه به خاطر تکرار مکررات، دچار کلیشه و اشباع شده ایم.

مرور آلبوم «مثنوی صبا»

بازنویسی/تنظیم آثار برای سازهای دیگر در اولین سطح به کار گستراندن کارگان (رپرتوار) می‌آید، حال با هدف آموزش باشد یا دسترسی‌پذیری قطعات برای نوازندگان آموزش دیده. از این رو نفس حضور آلبوم «مثنوی صبا» (و بیش از آن کتاب نغمه‌نگاری‌‌اش) مغتنم است. آنچه در خود آلبوم شنیده می‌شود ۲۱ قطعه و نواخته از «ابوالحسن صبا» موسیقیدان افسانه‌ای و پرجاذبه‌ی تاریخ ماست که اگر از سطح نخست برگذریم ابعادی از مساله‌ی کارهای مشابه را بر ما هویدا می‌کند.

از روزهای گذشته…

از مجله موسیقی تا ماهنامه رودکی (IV)

از مجله موسیقی تا ماهنامه رودکی (IV)

مقاله‌ای با امضای‌ “ماهان‌” عنوان «اندیشه‌ها» را بر پیشانی دارد و حاوی حرف‌ها و نظراتی است پراکنده دربارهء مسائل روز مربوط به موسیقی و جامعهء موسیقی ایران. در نیمهء دوّم این شماره، دو مقاله نیز دربارهء موسیقی و فرهنگ جهانی آمده است: یکی با عنوان«توسعه و بسط رقص، »از فرخ شادان و دیگری با عنوان «گوته و موسیقیدان‌های عصر او»از دکتر محمود اعتماد. دو صفحه حاوی نقدهای سردستی طنزآمیز دربارهء رفتارها و گفتارهای‌ دست‌اندرکاران موسیقی، بخش مقالات مجله را به پایان می‌برد. در بخش‌ جداگانه‌ای از همین شماره با عنوان‌ “تصنیف‌های روز”، یک آهنگ روز غربی، گل کوچک (Le Petit fleur) آمده است و چهار ترانهء تازه از ویگن، دلکش، مرضیه‌ و پروین. آهنگ ترانه‌ها با خط زیبائی‌”نت‌”شده است تا استفاده از آن‌ها برای‌ هنرجویان و آشنایان با موسیقی، آسان‌تر باشد.
یک دختر کشاورز

یک دختر کشاورز

در سالهای اخیر پگی لی میگفت : “مردم در تعجبند که چطور میتوان در حرفه نمایش دوام آورد.” او اضافه میکرد : “قدرت من از تربیت کودکی من سرچشمه گرفته است، زمانی که در مزرعه یک نیروی کمکی به حساب می آمدم. من گندمها را باد میدادم، کاه ها را با چنگک جمع میکردم و ارابه آب را برای گروه خرمن کوبها میراندم.”
نشست تخصصی پایگاه های مجازی موسیقی کلاسیک ایران

نشست تخصصی پایگاه های مجازی موسیقی کلاسیک ایران

امرزه دغدغه تمام کسانی که در عصر حاضر زندگی میکنند یعنی دوره ای که ما آن را با نام دنیای ارتباطات و فناوری اطلاعات میشناسیم کسب خبر از اتفاقات رخ داده در سراسر جهان و آشنا شدن با خواستگاها و اندیشه مردمان دیگر سرزمین میباشد.
لری ادلر، هنرپیشه هارمونیکا (II)

لری ادلر، هنرپیشه هارمونیکا (II)

لری ادلر در سال های ۱۹۳۸ و ۱۹۳۹ تورهای کنسرتی را، پیش از بازگشتن به آمریکا، در آفریقای جنوبی و استرالیا برگزار کرد (در واقع، در استرالیا بود که برای اولین بار به اجرای سولو در کنسرت کلاسیک با ارکستر سمفونیک سیدنی پرداخت). ادلر در دهه ۴۰ همراه با پاول دریپر (Paul Draper)، رقصنده، تورهایی را در ایالت های مختلف آمریکا برگزار کرد و آنها همچنین با برنامه های خود، اسباب سرگرمی سربازان آمریکایی را در آفریقا و خاور میانه فراهم آوردند.
یادداشتی بر موسیقی فیلم آرایش غلیظ (IV)

یادداشتی بر موسیقی فیلم آرایش غلیظ (IV)

باز هم یادآور می شوم سخن من دال بر کژتابی شعر مولانا نیست بلکه مقوله تلفیق شعر و موسیقی مد نظر است. برای چنین فضای جدیدی (جدید از جهت نوع سنخیت با آواز ایرانی) که در ارکستراسیون اثر جاری است، بدون شک شعر بسیار مناسبتری هم می شد یافت. می دانیم که موسیقی و کلام در دو فضای متقاوت سیر می کنند و همچنین می دانیم که وزن شعر “مستفعلتن مستفعلتن” است که با تاکیدهایی که روی واژه “دل” صورت گرفته است، وزن به شدت دچار دگرگونی شده و در واقع رشته کلام هم از وزن گسسته شده است.
استعداد سنجی در آموزش موسیقی (II)

استعداد سنجی در آموزش موسیقی (II)

این گروه، معلمان خود را در ابتدا به شدت شگفت زده و خوشحال می کنند. زیرا تمام درسهای ارائه شده توسط معلم را در جلسه بعد بی کم و کاست اجرا می کنند. یعنی نه چیزی به آن اضافه و نه از آن کم می کنند. این گروه از هنرجویان در عین حال که به تشویق و توجه زیادی نیازمندند، از سویی تحمل شنیدن انتقاد را ندارند. همچنین در نواختن خود بیشتر به اجرای قطعات سرعتی و نمایشی برای جلب نظر دیگران می پردازند و از اجرای قطعاتی که احتیاج به فکر دارد گریزانند. این دسته از هنرجویان معمولا خیلی زود از پیشرفت باز می ایستند و از گردونه خارج می شوند.
فراخوان یازدهمین دوره مسابقه گیتار کلاسیک تهران (مگتان ۱۰)

فراخوان یازدهمین دوره مسابقه گیتار کلاسیک تهران (مگتان ۱۰)

دهمین دوره این مسابقات به صورت غیر رقابتی در اواسط تابستان ۹۶ برگزارخواهد شد. محل و تعداد روزهای برگزاری متعاقبا اعلام خواهد شد.
موسیقی درمانی برای بیماران اسکیزوفرنی

موسیقی درمانی برای بیماران اسکیزوفرنی

بنابر تحقیقات جدید، موسیقی درمانی میتواند بعضی از علایم اسکیزوفرنی را تخفیف داده و بهبود دهد. این پژوهش که در مجله روانپزشکی British Journal of Psychiatry منتشر شده است، اولین موردی است که در آن موسیقی درمانی برای افرادی که دچار اسکیزوفرنی حاد هستند به کار گرفته شده است و توسط محققینی از کالج سلطنتی لندن و درمانگرانی از مرکز سلامت روانی North West London رهبری و اداره میشود.
ارکستر فیلارمونیک نیویورک (III)

ارکستر فیلارمونیک نیویورک (III)

در سال ۱۹۲۱ ارکستر فیلارمونیک با ارکستر سمفونی ملی نیویورک یکی شدند. با ترکیب این دو ارکستر، فیلارمونیک رهبری هلندی به نام ویلم منگل برخ (Willem Mengelberg) را منسوب کرد. برای فصلهای ۱۹۲۲ تا ۱۹۲۳ استرانسکی و منگل برخ رهبری ارکستر را به طور مشترک بر عهده داشتند، اما استرانسکی بعد از پایان یک فصل مشترک آنجا را ترک کرد و منگل برخ برای مدت نه سال رهبری اصلی ارکستر را در میان دیگر رهبران بر عهده داشت از جمله؛ برونو والتر (Bruno Walter)، ویلهم فورت وانگلر (Wilhelm Furtwängler)، ایگور استراوینسکی (Igor Stravinsky) و آرتور توسکانینی (Arturo Toscanini). در این دوره، فیلارمونیک اولین ارکستر آمریکا بود که سری سمفونیهایی را در کنسرتهای تابستانی با قیمت پائین در استادیوم لویسون، منتهتن، برگزار کرد.
نقد تئوری «دودانگی» در مقام شناسی موسیقی ایرانی (III)

نقد تئوری «دودانگی» در مقام شناسی موسیقی ایرانی (III)

اما در تابلو های عرضه شده از عوامل دیگر سازنده، فقط دو دانگی ها و نت شاهد، قابل شناسایی است. علاوه بر این دو دانگی های تابلو ها مانند یازده دو دانگی ها متصل نیستند بلکه با یک پرده طنینی جدا شده اند که در مجموع یک گام پدیدار می شود: