راک اند رول در بریتانیا (II)

موسیقی مدرن و ترمینالوژی (مبانی علمی و هنری)
بسیاری از موفقیتهای بزرگ اخیر هنرمندان موسیقی راک و پاپ، در بریتانیای کبیر (انگلستان-ایرلند شمالی-اسکاتلند- والس) به وجود آمده است. ستارگان سالهای ۱۹۶۰ و ۷۰ همچون اریک کلاپتون (Eric Clapton) و پیتر گابریل (Peter Gabriel) از گروههای راک به تک اجرا کنندگان بسیار موفقی تبدیل شدند. در اوایل دهه ۸۰ سینتث پاپ (synth pop) از سبکهای نیو وییو، نمونه ای از موسیقی راک بریتانیا می باشد.

در اواسط دهه ۸۰ آلترنتیو راک بریتانیا (alternative rock British) در گروههای همچون اسمیتز (the Smiths) نمایانگر شد. آنان در مطرح شدن در مجله هایی همچون (New Musical Express -NME)- مجله موسیقی مشهور- رقابت می کردند، در حالی که سبکی همچون شوگازه (shoegaze) در اواخر دهه ۸۰ شکوفا شد (سبکی که تاکیدش بیشتر بر بافت و لایه بندی صدا بود). گروههای اصلی آلترنتیو راک بریتانیا: روزهای سنگی (Stone Roses)، دوشنبه های شاد (Happy Mondays-Inspiral Carpets) همه آنها از منچستر هستند و به نام مدچستر معروفند (“Madchester”) و گروههای اسکاتلندی شامل سوپ اژدها (Soup Dragons) و موسیقی آنان رقص داخلی (indie dance) نامیده می شود که شامل موسیقی خانگی، موسیقی پاپ الکتریکی و سایکدلیک راک می باشد.

رقص داخلی مکان اصلیش در واقع کلوپهای شبانه هایسندا (Hacienda) واقع در منچستر است و مدیریت آن توسط Factory Records – دارنده برچسبهای ضبط موسیقی- و اعضای گروه New Order (گروه راک) انجام می شود.

در اواخر ۱۹۸۰ و اوایل ۱۹۹۰ روزنامه ها نام “مکانی که خود را جشن می گیرد” به بریتانیای کبیر دادند و راک داخلی (indie-rock) در سالهای ۸۰ به وسیله گروههای همچون درمان (The Cure) و ایگو و بانی من (Echo and The Bunnymen) ادامه پیدا کرد. گروههای دیگر: The LA’s، Ride، هدیه عروسی (Wedding Present)، خانه عشق (House Of Love)، اعجاب آوران (Wonder Stuff)، کاترین وییل (Catherine Wheel)، شیرجه آهسته (Slow dive) و یکشنبه ها (Sundays). موسیقی آنان الهام گرفته از گروههای راک سالهای ۱۹۸۰ و سایکدلیک راک ۱۹۶۰ است، به خصوص: The Byrds (گروه راک اند رول آمریکایی)، ولوت زیرزمینی (The Velvet Underground)، خامه (Cream) و پینک فلوید. در اواسط دهه ۱۹۹۰ نوعی موسیقی لرزان (vibrant) پدیدار شده است که تاثیر گرفته از راک کلاسیک برتانیایی از سالهای ۱۹۶۰، پانک و نیو وییو میباشد.

این نوع سبک توسط روزنامه ها، پاپ بریتانیایی (Britpop) نامیده شده و توسط گروههایی ترویج یافته که از جمله آنها: سوپر گرس (Supergrass)، واعظان خیابان پرتردد (Manic Street Preachers)، محو(Blur)، اُآسیس و پالپ (Pulp)، در کنار دیگر گروههای کمتر مطرح شده مانند حیوانات بسیار پر مو (Super Furry Animals) هستند.

در اواسط دهه های ۱۹۹۰، اُآسیس رهبر تمام گروههای راک بریتانیایی بود و این در حالی است که در سالهای بعد، این سبک را بیشتر به گونه ای احساسی مبدل کرد که از گروه اسمیتز نیز تاثیر گرفته بود. این نوع موسیقی در بریتانیای کبیر به عنوان “داخلی” (indie) شناخته شده، اگرچه اغلب آنها با برچسب اصلی EMI ظاهر شده اند و صدای آنها شباهتی اندک به راک مدرن داخلی آمریکایی (indie rock) دارد.

تعداد اندکی از گروههای راک بریتانیایی توانستند موفقیتی در قرن بعدی نیز کسب کنند. همانند Feeder (گروه راک از کشور والس) که جزو اندک گروههایی است که توانسته است جزو ۵ گروه موفق سال ۲۰۰۱ باشد (به همراه آهنگشان به نام “Buck Rogers”) و بعد از سالهای متمادی تلاش، سرانجام این گروه به عنوان گروه اصلی در سبک خود شناخته شد و از موسیقی آلترنیتیو توسط روزنامه ها قدردانی شد.

گروههای راک آمریکایی همچون ضربه (the Strokes) و راه راههای سفید (White Stripes) در بریتانیا مشهور شدند و گروه افسارگسیخته ( The Libertines) -گروه راک بریتانیایی لندن- به وجود آمده از آلترنیتیو راک بریتانیایی به همراه رد پایی از پانک و پست پانک، خوش درخشیدند.

در ۲ سال گذشته گروههای چون، میمونهای منطقه بسیار سرد (Arctic Monkeys)، رئیس (Kaiser Chiefs)، پارک ماکسیمو (Maxïmo Park)، مهمانی بلوک (Bloc Party) و فرانز فردیناند (Franz Ferdinand) به وسیله آثار ضبط شده خود، موفقیت کسب کردند. گروههای دیگر، مووز (Muse) و تاریکی (The Darkness) از پانک دوری کردند و به جای آن به سبکی احساسی (ملودراماتیک) و محبوب به نام آرنا راک بریتانیایی (British arena rock) سالهای ۱۹۷۰ گرویدند.

اگرچه در بسیاری از موارد “پاپ” به بعضی از سبکهای موسیقی بریتانیا اضافه شده (dreampop, Britpop) بسیاری از گروهها خود را راک معرفی می کنند تا پاپ! حتی سینتث پاپ (synth pop) در بیشتر موارد از گیتار برقی و گیتار باس، کیبورد و سینتیسایزر (synthesizers) استفاده می کنند. ABC محبوبترین گروه سینتث پاپ است که در اوایل سالهای ۱۹۸۰ تحت تاثیر پانک و راک به وجود آمد، تنها برای به دست آوردن تکنیکی بهتر و خلاقتر تا بتواند در رده سبک های شناخته شده به نام پاپ جدید (new pop) قرار گیرد.

در عین حال گروههای دیگر همانند اُآسیس نیز از سینتیسایزر استفاده کردند و به روش موسیقی بریتانیای سالهای ۱۹۶۰ و ۷۰ تکیه داشتند. در موسیقی امروزه بریتانیا، پاپ و راک همچنان ارتباط نزدیکی با یکدیگر دارند، بیشتر از آنچه در آمریکا دیده می شود، چرا که در آنجا به دلیل تعصب به تاریخ موسیقی، پاپ بیشتر به همراه هنرمندی تک نفره به همراه گیتار و معمولا خانم شناخته شده است.

بنابراین در بریتانیای کبیر هنرمندی همچون پالپ (Pulp) ممکن است به عنوان پاپ شناخته شود در حالی که در آمریکا امکان آن است که این نوع موسیقی را در دسته راک به حساب آوردند (به خصوص آلترنتیو راک، به دلیل اصیل بودن و گاه تاریک بودن تصنیفهای آن). به طور کل در بعضی موارد ترجیح داده می شود که به موسیقی راک داخلی (indie rock) گوش داد تا پاپ مصنوعی (superficial pop)!

راک بریتانیا می توان گفت تا حدی از سبک بعد از پاپ-پست پاپ دهه های ۱۹۶۰ به وجود آمده از جمله اسپایس گرلز (Spice Girls) و یا رابی ویلیامز (Robbie Williams)؛ پاپ اولیه که در کلوپها رواج داشت و سبک دیگری که توسط موسیقی سنتی سیاهان توسعه یافت کاملا سبکهایی جدا از راک هستند.

در حال حاضر موسیقی پاپ در مقایسه با هیپ هاپ و دیگر فرمهای محبوب موسیقی، بازار بیشتری در بریتانیا پیدا کرده است. موفقیت آمیز ترین آلبوم سال ۲۰۰۶ در بریتانیای کبیر، اثری است از گروه راک داخلی گروه فرانز فردینانلد (Franz Ferdinand) و آلبومهای چون Snow Patrol، Keane، Muse و Arctic Monkeys از آثار موفق سال ۲۰۰۶ بودند.

en.wikipedia.org

4 دیدگاه

  • ارسال شده در مرداد ۲۰, ۱۳۸۸ در ۱:۰۳ ق.ظ

    کاش اسم گروهها رو به فارسی ترجمه نمی کردین . خیلی ناجوره . ترجمه اسم گروهها هم کاملآ تحت اللفظی و مبتدیانه انجام شد . صحبتی از ریدیو هد ، آرکایو ، پورتیشد و پور کیوپاین تری نکردید . کاملآ در تعجبم که چطور تو این مقاله اسمی ازین اسطوره ها نبردید.مقالتون با کمال احترام ناقص بود

  • ارسال شده در مرداد ۲۰, ۱۳۸۸ در ۱:۱۶ ق.ظ

    دوست عزیز همانطور که در زیر مقاله میبینید این مطلب از سایت ویکی پدیا ترجمه شده و دخل و تصرفی هم صورت نگرفته است. در مورد نامها هم سعی میکنیم نامهای انگلیسی را هم در پرانتز بنویسیم تا بتوانید بهتر شناسایی کنید.

  • سعید
    ارسال شده در شهریور ۳۰, ۱۳۸۸ در ۱۰:۳۸ ب.ظ

    کاش در موردگروهcoldplay هم مینوشتید
    فکر کنم بعد از گرفتن جایزه گرمی ارزش
    مورد بررسی قرار گرفتن داشته باشند

  • زيگورات
    ارسال شده در اردیبهشت ۱۷, ۱۳۹۱ در ۱۲:۲۷ ب.ظ

    با سپاس خیلى عالى بود سالهاست که به این پیج سر نزده بودم. تعجب من از این که چرا حرفى از پینک فلوید نبود

ارسال دیدگاه

رایانامهٔ شما نمایش داده نخواهد شد.

تحقیقی درباره باربد؛ موسیقیدان دوره ساسانی (VII)

نخچیرگان به مجموع الحان سی گانه ی باربد شامل می شد. باربد آفریننده ترانه های نوروزی نیز به شمار می رود. از این ترانه ها می توان به فرخ روز، سروستان، ارغنون، لبینا اشاره کرد. آثار باربد را موسیقیدانان قرون بعدی چون شعبه، جنس، آوازه، و شاخه های مهم مقام ها توضیح و توصیف کرده اند، عبدالقادر مراغه ای در مقاصد الالحان ماهیت تاریخی و موسیقی لحن و آثار باربد را خاطرنشان نموده و آن را زمینه دوره اول تشکیل مقام ها شمرده است.

گزارشی از سخنرانی آروین صداقت کیش در سمینار «موسیقی و امر دراماتیک» (IV)

صداقت‌کیش ادامه داد: در امر دراماتیک اما این گونه نیست و درون و بیرون با هم یکی می‌شوند. اگر اجازه دهید مثالی در مورد امر هنری بزنم. کسانی که تئاتر بازی می‌کنند رابطه‌شان با متن نمایشی درونی است. یعنی نمی‌توانیم این رابطه را به درونی و بیرونی تقسیم کنیم و بگوییم این شخصیت واقعا وجود دارد و آن شخصیت فقط روی صحنه وجود دارد، همه‌شان وجود دارند. بنابراین این نظام باید با یکدیگر یکی و ادغام شده باشد. اگر به موضوع دادن پول به فروشنده به عنوان یک کنش برگردم، نمی‌توانیم بگوییم الان بیرون این نظام ارتباطی هستیم و نظام داخلی آن با نظام بیرونی‌اش متفاوت است. اگر کسی هم از بیرون به این رویداد نگاه کند فقط در حال نگاه کردن به یک کنش است و مانند موضوع داستان نیست که نتواند داخل آن شود، او هم می‌تواند وارد این کنش شود و مرزی ندارد.

از روزهای گذشته…

پیرگلو: نسبت به گذشته افت داشتیم

پیرگلو: نسبت به گذشته افت داشتیم

در آن زمان من هم ماندم و به هر حال یک سری مسائل خانوادگی هم بود، برادرم فوت شده بود و دختراشان را باید نگه می داشتم، مادرم هم که سرطان گرفته بودند و فوت کردند، این شد که فعلا دیگر ماندگار شدم.
تاریخچه آموزش موسیقی به کودک در دنیا (III)

تاریخچه آموزش موسیقی به کودک در دنیا (III)

در بینابین سالهایی که دالکروز و ارف متد های خود را به جهان ارائه می کردند، زولتان کودای(Zoltán Kodály) اهل مجارستان بخاطر ضعف آموزش موسیقی در کشورش اقدام به تدریس روشی در جهت ارتقای سطح آموزش موسیقی نمود و در سال ۱۹۰۶ دست به کار تحقیق و انتشار آوازهای مجاری شده و معتقد بود برای اینکه بخواهیم موسیقیدانی را تربیت کنیم بهترین راه، انتقال میراث موسیقائی هر کشور به کودکانش می باشد؛ او فراگیری موسیقی را برای کودکان ضروری می دانست.
عدم اعتنا به بی اعتنایی! (III)

عدم اعتنا به بی اعتنایی! (III)

آیوز می نویسد: «علایق غریزی هنر در هر فرد، حرکتی پیش رونده دارد و این علایق، آمال و آرزوها را برآورده می سازد. غریزه هنر از هر فرد، انسانی نوین به بار آورده و افق های تازه ای پیش روی او می گشاید. به وضوح می بینم آن روز را که فردی عادی هنگام پوست کندن تکه ای سیب زمینی، موسیقی حماسی خویش را زمزمه کند یا سمفونی و اپرایی برای خود بنویسد؛ نیز میبینم که یکی از این خلایق، در غروبی بر صندلی حیاط پشتی خود نشسته و پیپی دود می کند و در همان حال که به کودکان سرخوش می نگرد، می شنود که آنان نیز تم های موسیقی خود را برای سونات های زندگی خویش زمزمه می کنند، پس به دوردست ها و کوه ساران خیره می شود و در می یابد که رؤیاهای او به واقعیت تبدیل گشته است و نغمه های متعالی سمفونی روزانه را که در گروه های کر متجلی گشته است می شنود؛ نغمه هایی زیبا که بر بادهای غرب و شرق سوارند و بر شاخسارها می وزند!»
گاه های گمشده (VI)

گاه های گمشده (VI)

در مورد افتادگی و سقوط تدریجی در درآمد ماهور (که به عنوان برداشت نیز شناخته می شود) باید گفت که این سقوط تدریجی که با یک الگوی تقریبا ثابت اجرا می شود، به شکل موثری شروع دستگاه ماهور را برای گوش تداعی می کند. مرتضی حنانه این سقوط را به عنوان «انگاره ماهور» معرفی کرده است. این انگاره به شکل زیر می باشد.
نصیحت کورساکوف به استراوینسکی

نصیحت کورساکوف به استراوینسکی

در کتاب داستان هنر موسیقی آمده است که ریمسکی کورساکوف به استراوینسکی نصیحت کرده بود که هرگز به موسیقی دبوسی گوش نده. او همواره هشدار میداده است که باید از این موسیقی پرهیز کرد (احتمالا” بخاطر نوآوری های او در موسیقی و سبک کاریش یعنی امپرسیونیسم ).
زنان و فضای موسیقی در ایران (II)

زنان و فضای موسیقی در ایران (II)

آن جوامعی که ناتوان از تولید مازادها اند، ناتوان از تولید فرهنگ نیز می باشند و چون در تصورشان فرهنگ به چیزی تکراری تبدیل می شود، به سرعت تحت تاثیر جوامعی قرار می گیرند که دارای توان زایش فرهنگی اند. بنابراین محرومیت گروه های اجتماعی از حضور در قلمرو کار به معنی وابستگی است. نمونه ی این نوع از وابستگی در جامعه ی خودمان آن گاه که فرهنگ زاینده ی غرب در مقابل فرهنگ ایستای ما قرار گرفت، به صورت آن چه که غرب زدگی می گویند تجربه کرده ایم.
خرید گیتار (III)

خرید گیتار (III)

در هر حال شما در هنگام خرید یک ساز خارجی با کیفیت و با استاندارد قسمتی از هزینه را بابت نشان تجاری آن نیز پرداخت میکنید و در خرید یک ساز ایرانی از یک سازنده بنام و معتبر حداقل این امیدواری را خواهید داشت که در صورت مشکلات ثانویه میتوانید گیتار را به دستان کسی بسپارید که توانایی تعمیر اساسی و مفید ساز را خواهد داشت و اکثرا این سازندگان، گیتارهایشان را با ضمانت چندین ساله ارائه میدهند و مسلما ضمانت این عده اعتبار آنان نیز میباشد.
نکاتی درباره امپراتوری جاذبه (II)

نکاتی درباره امپراتوری جاذبه (II)

چگونه منتقد محترم فراگیری مبانی اجرای موسیقی را عمل نمی دانند و از ارائه یک روش برای فراگیری مبانی اجرای موسیقی (هر نوعی از موسیقی) ایراد می گیرند؟ آیا فراگیری مبانی اجرا در موسیقی یک فعالیت بدنی (physical) و فکری (mentally) نیست؟ در هیچ کجای کتاب مورد نقد، اشاره­ای به این نکته شده که: «مثل…
ادامهٔ مطلب »
بازگشت ایرانی  (II)

بازگشت ایرانی (II)

رادیو و تلویزیون هم، که سال‌ها (به عدد سال‌های رنج فردوسی) است با موسیقی قهراند. برنامه‌ی کودک و نوجوان که یک لحظه‌اش بدون آهنگ نیست، چیزی بر شناخت بچه‌ها از موسیقی سرزمین مادری‌شان نمی‌افزاید (راستش را بخواهید از موسیقی سرزمین‌های دیگر هم در آن چیزی نیست) و تقریبا همان روش کودکستانی را دنبال می‌کند، با این تفاوت که در این جا گاهی علاوه بر «خاله»، «عمو» هم داریم و حرکات موزون هم اکیدا ممنوع است. آن یار دلنواز هم اگر هست در پس گلدانی یا شمایل زنبوری یا … رخ در نقاب کشیده.
رونمایی از آلبوم «ماندالای درون» (IV)

رونمایی از آلبوم «ماندالای درون» (IV)

اما نکته ی انتقادی من به این آلبوم مبحث نام گذاری بر روی آثار است. اساسا وقتی که ما روی یک اثر موسیقایی نام گذاری می کنیم، به مخاطب جهت می دهیم، یعنی می خواهیم مخاطب این اثر را با یک ذهنیت مشخص گوش کند. این مسئله می تواند جزء کارکرد اثر موسیقایی باشد، ممکن است که شما با موسیقی کلامی رو به رو باشید که کلمات قسمتی ازموسیقی هستند. اما وقتی که موسیقی، موسیقی محض است و آن را نامگذاری می کنیم، به اثر لطمه ای وارد نمی کند اما نظر شخصی من ممکن است ذهن مخاطب منحرف شود.