جای پرسش بنیادی صدا (IV)

برای این که به راستی با یک رویداد، یا یک عطف مواجه شویم لازم است این پرسشها طرح شده باشد، نه فقط در نوشته ی منتقدان یا پچ پچ بدخواهان بلکه علاوه بر آن در کُنه فعالیت هنری نیز. اینجا هنرمند باید لحظه به لحظه از خودش و اثرش بپرسد که آیا صدای خودش را یافته است؟ صدا به هر دو معنایی که در چنین جایگاه ی ممکن است داشته باشد که اتفاقا در این زمینه سخت به هم مربوط هم هستند، یعنی صدا به مفهوم یک امر آکوستیکی (به عامترین شکلش) و استعاره ی بیان شاخص فردی/جریانی. این پرسش مداوم هر بازیگر این صحنه باید باشد؛ آیا این صدای ماست که شنیده می شود؟ بعضیها در مورد رویداد مشابه چنین فکر می کنند:

«[…] می ‌توانم این را بگویم که در این فستیوال و از سوی آهنگسازان ایرانی چیزهایی را شنیدیم که در اروپا نشنیده بودم. چون موسیقی جاری در ایران به این موزیسین‌ها به ارث رسیده و طبیعی است که در اروپا وجود نداشته باشد. در نتیجه بعضی از کارهایی که این‌جا شنیدم برایم جدید بود» (برت هلسن-نوازنده بلژیک درباره ی اولین فستیوال موسیقی معاصر تهران)

بعضیها هم از درون خود جریان (اگر جریانی بشماریم) چنین می اندیشند. و اما آنچه از پاسخ خود سوال برای ما مهمتر است و شاهینِ تراز سنجش هر رویداد و آفریدهای در این حوزه خواهد بود این است که چنین پرسشی ذهن و زبان فعالان/هنرمندان را تسخیر کرده؟ آیا موضوع اصلی یا دست کم یکی از موضوعات اصلی کارشان است؟ اگر پاسخ مثبت است حتا اگر امروز هم هنوز رویداد، رویدادی نباشد در آینده خواهد شد. اگر اکنون هم همه ی کار و بارمان چیزی از موقع گذشته است خیلی زود بهروز خواهد شد نه به این معنی که ما نیز همنوای فلان و فلان متروپل شویم بلکه به این معنی که خیلی زود خودِ کارمان «روز» و «بهروز» را تعیین خواهد کرد.

اما اگر جز این باشد تلقی دستاندرکاران از آنچه یک چرخش تاریخی می خوانند، دست پایین ذوقزدگی است و دست بالا چیزی مشابه تعارف. فراوانی برنامهها یا به قولی رویدادها به یک مد می گراید و سرانجام همه ی امکانات نکاویده ی صوتیای را که قرار است در جریان چنین تلاش هنریای کشف شود به روزمرگی و ساده انگاری تمام بدل می شود و راه را بر همه گونه ابتذال موذی می گشاید و سرانجام جنبشی اگر باشد به ضد خودش تبدیل می شود.

روشن است قصد این نیست که با چنین معیاری دست به تحلیل تک تک قطعات و اجراها بزنیم (نه اینجا و نه جای دیگر) بلکه کلیت یک مجموعه شرایط موسیقایی و فراموسیقایی را با کمک آنها به سطح خودآگاه می آوریم. به جای این که این پرسش را به یارآوا و حتا صدا، تهران موسیقی محدود کنیم شایسته است آن را پرسشی کلی از هر فعالیت این حوزه بدانیم. پس حالا وقت این است که (حتا شاید دیر هم شده باشد) در یک فرآیند جمعی به این مسایل بیاندیشیم و سهل شان نشماریم.

گزارش موسیقی شماره ی ۸۴

ارسال دیدگاه

رایانامهٔ شما نمایش داده نخواهد شد.

فراخوان جذب نوازنده تا سن ۲۵ سال برای ارکستر سازهای ملی نوجوانان و جوانان ایران

ارکستر سازهای ملی نوجوانان و جوانان ایران با همکاری کانون موسیقی کوشا فراخوان جذب نوازنده تا سن ۲۵ سال را اعلام می کند. از تمامی نوازندگان سازهای تار، سه‌تار، عود، سنتور، قانون، نی، کمانچه، قیچک آلتو و باس که واجد شرایط سنی شرکت در این آزمون هستند دعوت می‌شود جهت دریافت فرم ثبت‌نام اولیه‌ی شرکت در آزمون نام، نام خانوادگی و نام ساز خود را به شماره‌ی واتس‌اپ ۰۹۳۷۱۲۶۴۲۲۰ ارسال نمایند. پس از دریافت فرم ثبت‌نام، شرکت‌کنندگان تا دوازدهم مهرماه ۱۳۹۸ فرصت دارند تا فرم تکمیل شده را به شماره‌ی واتس‌اپ اعلام شده ارسال نمایند. زمان برگزاری آزمون متعاقباً اعلام می‌گردد. برای کسب اطلاعات بیشتر با شماره‌‌ی ۰۲۱۲۲۲۸۲۲۳۸ کانون موسیقی کوشا تماس بگیرید.

نگاهی گذرا به جریان بندی های موسیقی ایران؛ به بهانه سالروز درگذشت پرویز مشکاتیان (I)

شاید تنها یک جمله باشد؛ ولی نه تنها یک جمله نیست. نهان‌های بسیاری از کنار این جمله بر خواهند گذشت:«مشکاتیان دیگر از خواب بر نخواست.» اگر دنیای مردگان تشریفاتی همچون دنیای زندگان داشته باشد، بسیاری به پیشوازش خواهند آمد. تمام رفتگان موسیقی و بسیاری از مشاهیر ادبیات به احترامش از جا بلند می‌شوند و کلاه از سر بر می‌دارند که کارهای او جزو طلایی‌ترین آثار موسیقی ایران بود. از حافظ و آقا علی اکبر خان فراهانی بگیر تا روح الله خالقی و حتی نورعلی برومند…

از روزهای گذشته…

نگاهی به زندگی کورساکوف قبل از شروع به آهنگسازی

نگاهی به زندگی کورساکوف قبل از شروع به آهنگسازی

مارچ سال ۱۸۴۴، نیکلای ریمسکی – کورساکف در شهر کوچکی به نام تیخوین (Tikhvin) در ۲۰۰ کیلومتری سنت پترزبورگ متولد شد. خانواده او از نظر سن افراد کمی غیر طبیعی به نظر می رسید چرا که در بدو تولد پدرش ۶۰ ساله، مادرش ۴۲ ساله و برادرش یک افسر نیروی دریایی ۲۲ ساله بود.
نقدی بر مسترکلاس های گیتار در ایران (II)

نقدی بر مسترکلاس های گیتار در ایران (II)

در مستر کلاس ها هدف اول یادگیری ساز است و بعد راهنمایی هنرآموز به دالان های پیچیده و تو در توی حوزه هنر؛ پس در اینجا شاهد اهدافی وسیع تر هستیم.
گفتگو با یوگنی کیسین

گفتگو با یوگنی کیسین

در سال ۱۹۸۴ در روسیه نوازنده ای به جهان معرفی شد که در اجرای خود کنسرتو پیانوهای شوپن را به نحو احسن نواخت نکته مهم در این قضیه این بود که این اجرا توجه نوجوانی ۱۲ ساله به وقوع پیوست و تا به امروز توانسته است با مهارت خویش دنیای موسیقی را معطوف به خود نماید.
Elton John ، مروری بر فعالیت هنری – قسمت اول

Elton John ، مروری بر فعالیت هنری – قسمت اول

چه از دید محبوبیت، چه از دید فعالیت های هنری و چه از دید فروش آلبوم ها بخواهیم نگاه کنیم، Elton John یکی از بزرگترین ستاره های موسیقی مردمی در حال حاضر است. حسن شهرت او در ابتدا بخاطر آهنگسازی و خوانندگی در سبک classic pop بود اما خیلی زود نشان داد که میتواند در زمینه های Rock ، Soul ، Country ، … و حتی سبکهای نزدیک به Jazz بصورت کاملا” حرفه ای نمایان شود.
گذری بر صفحه گرامافون مرا ببوس (I)

گذری بر صفحه گرامافون مرا ببوس (I)

ترانه مرا ببوس که به دلیل شهرت و استقبال بی نظیر مردم گرفتار افسانه پردازیهای عامیانه و فرصت طلبی کاسب کارانه تا سوء استفاده سیاسی نیز شده است؛ اصل حقیقت ساخت آن در پرده ابهام مانده اما در سالهای اخیر بوسیله برخی نویسندگان مقالاتی به چاپ رسید که تا حد زیادی این پرده ابهام کنار رفت و حقایق روشنتر شد اما تاریخ ضبط صفحات گرامافون بهترین ماخذشناسی تاریخی برای ثبت وقایع موسیقی است.
نشانه های نبوغ در موتسارت

نشانه های نبوغ در موتسارت

هر چند او کودکی بیمار حال و شکننده بود، اما خوشبخت بنظر می آمد. موسیقی در مرکز فکر و دنیای او بود. در درسهای دیگر هم هوشیار و تند ذهن بود، در یادگیری زبان ایتالیایی و علم حساب استعداد درخشانی داشت.
روش سوزوکی (قسمت بیست و پنجم)

روش سوزوکی (قسمت بیست و پنجم)

بعد با آقای توکوگاوا (Tokugawa) آشنا شدم با نظریات عالی و فیلسوف مأبانه و شخصیت ممتاز و فوق العاده او. بیشتر از چهل سال است که من تحت تاثیر ایشان هستم و این بسیار سخت است که دقیقاً بتوانم تاثیر بزرگی را که در زندگی من داشته است به بیان در آورم.
لقمان علی، درامر مسلمان (III)

لقمان علی، درامر مسلمان (III)

لقمان دوباره در سال ۱۹۶۱/۱۹۶۰ نقل مکان کرد و این بار در شیکاگو مستقر شد. جورج هادسون که از دوستان دوره دبستان لقمان بود نیز از حدود یک سال پیش در شیکاگو زندگی می کرد و در یک مدرسه موسیقی به کار مشغول بود. جورج هم چنین همان اواخر همکاری با سان را و ارکسترش (The Arkestra) را آغاز کرده بود. بدین ترتیب بود که ادوارد اسکنیر (لقمان علی) برای نخستین بار با سان را آشنا شد.
پیرگلو: ۷ سال شب تا صبح کار می کردم

پیرگلو: ۷ سال شب تا صبح کار می کردم

بعد از آن در دانشگاه ملبورن که فوق لیسانسم را تمام کرده بودم، بلافاصله پرفسور مارگارت کارتومی با من صحبت کرد و گفت می توانی دکترایت را با من در دانشگاه موناش شهر ملبورن بگذرانی؛ این دانشگاه یکی از بهترین دانشگاه های استرالیا است و دانشگاه ملبورن و موناش جزو ۵۰ دانشگاه برتر جهان هستند. من با پروفسور کارتومی شروع کردم و مدرک دکترا ام را گرفتم که تقریبا ۷ سال این پروژه به طول انجامید؛ دلیل ۷ سال شدن دکترایم هم این بود که مجبور بودم برای گذراندن زندگی شب ها تا صبح در پمپ بنزین کار کنم و بعد بروم دانشگاه تا ۱ الی ۲ بعداز ظهر و دوباره بیایم ۳ تا ۴ ساعت بخوابم!
خوزه مونسراته فلیسیانو (II)

خوزه مونسراته فلیسیانو (II)

در ادامه مطلب قبل راجع به خوزه مونسراته فلیسیانو (Jose Feliciano) باید اضافه کرد که وی در مجموع توانسته است که تا کنون شش Grammy Award را نصیب خود کند، این جوایز را دو بار در سال ۱۹۶۸ و مابقی را در سالهای ۱۹۸۴، ۱۹۸۶، ۱۹۸۹ و ۱۹۹۰ بدست آورد.