ادوارد الگار، آهنگساز انگلیسی (XIII)

ادوارد الگار (۱۸۵۷-۱۹۳۴)
ادوارد الگار (۱۸۵۷-۱۹۳۴)
قسمت اول
جرونتیوس برای تنور، متسوسوپرانو، باس، گروه کر و ارکستر نوشته شده است. این اثر با یک ملودی ظریف در “ر مینور” آغاز می شود. این قسمت از اثر را دوست الگار و ناشر کارهای او، آگوست جاگر، “داستان قضاوت” نام نهاده است. قسمت پرلود این اثر به عنوان یک مقدمه با ارکستر شروع می شود و به معرفی تمام تم های اصلی داستان می پردازد.

این قسمت ها شامل برخی از بارورترین ملودی های الگار می شوند به گونه ای که شنونده را با ظرافتی مثال زدنی از یک ملودی به ملودی دیگر می غلتانند. وقتی که تم داستان به مناجات جرونتیوس در انتهای بخش اول می رسد، موسیقی به سرعت به اوج خود رسیده و صدای ارگ به همراه ضربات کوبنده ی تیمپانی شکوهی دلچسب به اثر می بخشد. یک تم مارش مانند، ما را به تم های قبلی بر میگرداند و موسیقی را به خوبی به سولوی تنور وصل می کند.

الگار سبکی مثال زدنی از ترکیب موسیقی و آواز را در جرونتیوس به نمایش می گذارد. سبکی که نه ساده و نه پر از صدای آواز است، بلکه به خوبی به موسیقی اجازه می دهد تا در کنار لغات شعر رشد کند. لغاتی که از ابتدای شعر اینگونه به گوش می رسند ” ای مریم مقدس! من در لحظه ی احتضار به سر می برم!”. . . این لغات به خوبی در کنار موسیقی آرام گرفته اند.

همانگونه که در خط بعد می آید : “و تو در حال صدا کردن منی!”… از طرح های اولیه و چرکنویس های الگار اینگونه به نظر می رسد که او قبل از رسیدن به این طرح منسجم بارها و بارها دست به تغییر و تلاش زده است تا اینکه قسمت های آوازی بتوانند تغییرات مداوم در جملات شعری را به خوبی منتقل نمایند. در همین هیجده خط آغازین اثر، جرونتیوس به عواطفی همچون ناامیدی، وحشت، خستگی و آرامش دست می یابد!

اکنون دوستان در محضر جرونتیوس حاضر شده و برای وی طلب آمرزش می کنند. دعایی که با “خدایا او را بیامرز” توسط گروه کر و بدون همراهی موسیقی خوانده می شود. در تمرینات، الگار به گروه کر اصرار می ورزیده است که این قسمت را به گونه ای نخوانند که انگار درون کلیسا به تمرین مشغول اند! او از آنها خواست که اشک های بیشتری در صدایشان نهفته باشد به گونه ای که انگار در محضر دوست تازه وفات یافته ی خود ایستاده اند. دعای دوستان جرونتیوس را به یک سولوی روحانی تر وادار کرده و پس از این سولو، بخش دوم گروه کر شروع به خواندن می کنند.

ارسال دیدگاه

رایانامهٔ شما نمایش داده نخواهد شد.

مروری بر کتاب «موسیقی ایرانی در شعر سایه»

«سایه» در دوره‌ای از موسیقی ایران تأثیرگذار بوده است. این تأثیرگذاری می‌تواند موضوع مقاله‌ای تحلیلی-انتقادی باشد. چنین پژوهش‌هایی نه تنها در مورد سایه بلکه در مورد دیگر هم‌دوره‌هایش نیز باید صورت گیرد (که به هر دلیل هنوز انجام نشده). سایه با موسیقی دستگاهی نیز در حد یک موسیقی‌دوستِ بسیار پیگیر که معاشرت‌هایی با اهالی این موسیقی داشته، آشنایی‌هایی دارد. از مجموع صحبت‌های او در منابع مختلف چنین برمی‌آید که این آشنایی، علمی و چندان عمیق نیست و بالطبع شامل داده‌هایی درست و غلط از دیده‌ها و شنیده‌هاست (مانند بیگجه‌خانی را شاگرد درویش‌خان دانستن! و موارد دیگر). واژگانِ موسیقایی نیز در شعرِ او فراوان‌اند.

نظر من، نظر شما، نظر او

خیلی پیش می‌آید که در واکنش به یک نقد بشنویم؛ «این نظر نویسنده است». آیا تا به‌حال دقیقاً فکر کرده‌ایم که چنین جمله‌ای یعنی چه؟ کسی که این جمله را می‌گوید درواقع دارد اعتبار حکم‌های درون نقد را زیر سؤال می‌برد. می‌گوید آنها از جنس «نظر شخصی» هستند. اولین مفهومی که از نظر شخصی به ذهنمان می‌آید چیزی است مثل این جمله «قورمه‌سبزی خیلی خوب است». این «نظر» گوینده است درباره‌ی یک غذا. آنجا «شخصی» بودنش معلوم می‌شود که یک نفر دیگر پیدا می‌شود و درست برعکسش را می‌گوید و ما هم راهی پیدا نمی‌کنیم که بگوییم کدام درست گفته. فقط می‌توانیم بگوییم با اولی موافقیم یا با دومی. یعنی وابسته به «شخص» گوینده یا شنونده است.

از روزهای گذشته…

گاهی لازم می‌شود نه های دردناکی بگوییم (II)

گاهی لازم می‌شود نه های دردناکی بگوییم (II)

یکسری کارها پله‌ای برای کارهای بعدی می‌شوند. شاید خود آن کار آنقدر اهمیت نداشته باشد. نمونه‌ی خیلی دورتر آن آلبوم «آئین‌ها»ست. آلبومی که هیچ چیز خارق‌العاده‌ای در این اثر نمی‌شنوید اما آن کار برای بهانه‌ی دیگری بود که در آلبوم نمی‌توانم بنویسم. می‌خواستم از یک مسیری به آقای گاسپاریان وصل شوم. آن کار مرا به ایده‌ای «به تماشا…» رساند. درواقع جرقه‌ی ارتباط من با آقای گاسپاریان آن آلبوم بود. اینها درواقع یکسری استراتژی است که در مقطعی تصمیم می‌گیرید حتی اگر آن کار قربانی شود انجام دهید ولی از نظر من آن کار به من کمک کرد که بتوانم آلبومی را که کاندید گرمی هم شد تهیه کنم. یا در پروژه‌ی «گاه و بیگاه» ایده‌های بکری وجود داشت ولی خودِ اثر لزوماً اثر قابل دفاعی نیست اما از درون آن چیز دیگری درآمد. آدم‌ها این طرف و آن طرف چیزی می‌کارند و امیدوارند که اتفاقی بیافتد. گاه نتیجه می‌دهد و گاه نه.
پورقناد: موسیقی داوودیان هویتی ایرانی و مردانه دارد

پورقناد: موسیقی داوودیان هویتی ایرانی و مردانه دارد

اینکه بگوییم با صفتهای مختلف این موسیقی زیبا است، یک گفته کلی است ولی اینکه بگوییم چرا این اثر زیباست و چرا با مخاطب ارتباط برقرار میکند و چرا ماندگار میشود، به دلیل وجود هویت است. بررسی مسائلی که به این اثر هویت میبخشد میتواند به این سئوال پاسخ دهد که چرا آثار کاظم داوودیان زیباست.
محمود ذوالفنون از زبان خودش

محمود ذوالفنون از زبان خودش

نخستین پایه علاقه من به موسیقی، شنیدن ساز پدرم (تار) هنگام تدریس به شاگردانش بود. بعدها من هم در سلک همان شاگردان درآمدم و به خوبی به خاطر دارم که نخستین درس با تار در دستگاه شور و با وزن کرشمه بود. همه دورس به شیوه معمول آن دوره، سینه به سینه بود. البته گذشتگان نیز اصولی را برای صحیح آموزش دادن دنبال می کردند که نباید ساده از آنها گذشت و استعداد هم که به نوبه خود لازمه یادگیری بود…
مردان حرفه ای آواز ایران (II)

مردان حرفه ای آواز ایران (II)

به همین دلیل ما سال هاست با روایت های متعدد و متکثر روبه رو شده ایم و هیچ راوی ای نتوانسته است ما را در برابر انسجام روایت ها متقاعد کند. برای همین است که هنوز هم تعداد اندکی از راویان آوازیِ قبل، به گونه ای باور نکردنی به اذهان نفوذ می کنند و صدای اقتدار و عامل وحدت و انسجام به حساب می آیند. ما اکنون به یک راویِ سنخیِ آواز نیازمندیم که همزمان به رنجی که از بیگانگیِ انسان ها و نابسامانی جامعه می برد، چاره ی خود را در پناه بردن به درونِ جهانِ خود بیابد.
“همه رشته های موسیقی می توانند در جشنواره شرکت کنند”

“همه رشته های موسیقی می توانند در جشنواره شرکت کنند”

شاید بیش از آنکه نام سجاد پورقناد به عنوان موسیقیدان برای اهالی موسیقی آشنا باشد، نام او به عنوان نویسنده مقالات انتقادی موسیقی در اینترنت و مطبوعات دیده میشود. او یکی از قدیمی ترین چهره های فعال موسیقی در اینترنت است و امروز دوازده سال از شروع فعالیت او در این فضا میگذرد. در سال ۱۳۸۶ نشستی با حضور فعالین وب سایتهای موسیقی فارسی زبان در شیراز برگزار شد و پس از آن این نشست با تغییراتی به یک جشنواره جدی تبدیل شد. دبیری این جشنواره سجاد پورقناد است که گفتگوی ما را با او میخوانیم:
نگاهی به وضعیت خواننده و خواننده سالاری در موسیقی معاصر ایران (I)

نگاهی به وضعیت خواننده و خواننده سالاری در موسیقی معاصر ایران (I)

شاید همۀ ما سالهاست که با این واژۀ نام آشنا مواجه هستیم و با معضلات و حواشی آن دست و پنجه نرم می کنیم. البته این پدیده (خواننده سالاری) جزئی از معضلات و مشکلات هنری در کلیۀ کشورها و فرهنگ ها است ولی این مساله در ایران به مانند بسیاری از مسائل دیگر بالاخص در ۳ دهۀ اخیر به مساله ای پیچیده و لاینحل تبدیل شده و بازتاب اجتماعی و فرهنگی آن بسیار ملموس تر از بسیاری فرهنگ های دیگر در سایر ملل می باشد.
حضور موسیقی سمفونیک در انقلاب ۱۹۷۹ (قسمت دوم)

حضور موسیقی سمفونیک در انقلاب ۱۹۷۹ (قسمت دوم)

غالب انقلابیون بدین نکته باور داشتند که هنر، خود غایت نیست، وسیله ای است برای تبلیغ و تهییج. گاه «برای حفظ جبهه خودی ها از گزند طعنه های بدخواهانی که جوانان انقلابی را فاقد هر گونه هنری می دانند.» با این همه، آثار انگشت شماری نیز در آن اتمسفر ضد ساختار گرا (anti-structuralism) پدیدار شدند که سوای پرسوناژ انقلابی، ارزش هنری و تکنیکی خود را نیز از کف ندادند.
گفتگو با فرهاد فخرالدینی (III)

گفتگو با فرهاد فخرالدینی (III)

محاسبات خیلی پیچیده‌ای داشت ولی از آنجا که ریاضیات می‌دانستم این کار را انجام دادم و مورد تشویق قرار گرفتم. آنچه به دست آمد تقریباً شبیه همین پرده‌های تار و سه‌تار امروز بود و تقریبا همه چیز را می‌شد روی آن نواخت. این نشان داد که صداهای موسیقی ما از زمان فارابی تفاوت چندانی نکرده است و در این خصوص دیگر یک سند معتبر در دست داشتیم. بعد از آن پروژه، دکتر برکشلی گفتند موضوع «ریتم در موسیقی قدیم ایران» را به عنوان رساله و پایان‌نامه‌ات انتخاب کن. من هم پذیرفتم و مشغول شدم. منابعی که آن زمان در دسترسم بود را پیدا کردم و مشغول نت‌نویسی شدم که متوجه خیلی موارد شدم و آن مسیر را ادامه دادم. چندی بعد کتاب‌های عبدالقادر مراغی چاپ شد. اول کتاب «مقاصد الالحان» و بعد «جامع الالحان» و دیدم که منابع خیلی خوبی است و مجدداً یافته‌هایم را مرور کردم.
اصول نوازندگی ویولن (XV)

اصول نوازندگی ویولن (XV)

همانطور که پیشتر درباره الگوی دست گیری آرشه اشاره شد، نرمچه شست راست بر کناره بالایی دهانه پاشنه و یا در حالت مطلوب تر در ناحیه لبه بالایی دهانه پاشنه و چوب آرشه قرار می گیرد و فرم کلی این انگشت به شکل صاف و بدون انحنا به سمت داخل و در حالت مطلوب تر به شکل هلالی به سمت خارج دست می باشد.
درگذشت پوریا حاجی زاده

درگذشت پوریا حاجی زاده

پوریا حاجی زاده نوازنده و نویسنده موسیقی، سوم آبان ماه ۹۲ پس از چند ماه مبارزه با بیماری از میان ما رفت. حاجی زاده با ورود به هنرستان موسیقی و سپس دانشکده ی هنر و معماری دانشگاه آزاد اسلامی تهران، رشته ی نوازندگی را ادامه داد و پا به عرصه ی هنر گذاشت. خانواده پدریش (محمد، حمید و فرخنده) از شاعران و نویسندگان مطرح هستند. پدر وی محمد حاجی زاده همچنین ساز سازی مطرح است و تارهای تیکه ای او که ترکیبی است از چوب های مختلف، میان نوازندگان برجسته ایرانی از جایگاهی خاص برخودار است.