ادوارد الگار، آهنگساز انگلیسی (XIV)

ادوارد الگار (۱۸۵۷-۱۹۳۴)
ادوارد الگار (۱۸۵۷-۱۹۳۴)
موسیقی پس از این قسمت، به ضرب سه – چهار وارد میشود تا شنونده را برای شنیدن صحنه ی دراماتیک ایمان آوردن جرونتیوس آماده سازد. این ایمان آوردن، یک صحنه ی پر از اشتیاق است نه یک نیایش زاهدانه! “به نظرم جرونتیوس هم کسی مثل ما بوده، نه یک انسان مقدس و یا یک کشیش. او یک گناهکار بوده. به خاطر همین من این قسمت را از آواهای کلیسایی مملو نساختم بلکه از نت هایی بسیار زمینی و سراسر شور و اشتیاق استفاده کردم”. این ها قسمت هایی از گفته های الگار به دوست خود جاگر می باشد.

گروه کر ” او را نجات بده ای خدا” را می خوانند و پس از آن ما آخرین جملات زمینی جرونتیوس را می شنویم که می گوید: “این آخرین ساعت از زندگی من است!”. تنها با یک مکث کوتاه، کشیش با صدای باس، دعای عافیت جرونتیوس را می خواند: “ای روح مسیح، از این جهان رخت بربند!”. ملودی الگار در این قسمت، منادی ایمان است و غم و اندوه. تمامی این ملودی ها در یکی از قسمت های شاهکار این قطعه در هم تنیده می شوند.

قسمت دوم
یک ملودی جدید و ظریف در فا ماژور با ضرب سه – چهار، با نرمی و شیرینی تمام ظرافت و نورانیت روح جرونتیوس پس از مرگ را به نمایش می گذارد. وقتی که روح او فریاد می زند: “من به خواب رفتم و حالا تجدید قوا می کنم” حالت تب دار مرگ وی تبدیل به سکونی آرامش بخش می گردد.

روح جرونتیوس به زودی در می یابد که در جهان دیگر تنها نیست. او صدای فرشته ای را می شنود که با رقّت قلب یک ملودی زیبا می خواند. در شعر نیومن، این فرشته یک مرد است، با این حال الگار این نقش را به یک متزوسوپرانو داده است. اولین سولوی این خواننده جادویی است و با حداقل موسیقی، حداکثر تأثیر را ایجاد می نماید. بنگرید که چگونه پنج خط ابتدایی این سولو فضا را برای شنیدن “هاله لویا” آماده می کند.

اکنون نوبت به یکی از به یادماندنی ترین متون این قطعه می رسد. جایی که روح و فرشته به گفتگو می پردازند و آواهای موسیقایی با مهارت تمام لغات گفتگو شده را ترجمه می کنند. روح اگرچه کمی اکراه دارد اما برای دانستـن وضعیت جدید خود کنجکاوی می کند. جواب فرشته قابل فهم و پرشور و نشاط است: “تو اکنون نمی توانی چیزی بخواهی که اجازه ی خواستنش را نداری!”… دیالوگ میان آنها تبدیل به دوئتی دلنشین می شود که در آن فرشته، روح را درباره ی سرنوشتش آگاه می سازد و روح از لذت تازه یافته اش فریاد شوق سر می نهد.

اختلالات صدای خوانندگان (VII)

انسان برای اینکه بتواند حرف بزند، یاد گرفته است، با تداوم مرحله ی بازدم، صداسازی کند. صحبت کردن و آواز خواندن مستلزم تداوم جریان هوا به طریقی است که تارهای صوتی را به ارتعاش درآورد. گوینده ها یا خواننده ها، هنگام تمرین روی صدایشان، غالبأ به طور آگاهانه، روی کنترل سازوکار تنفس، تمرکز می کنند. ولی این کنترل آگاهانه نباید با نیازهای فیزیولوژیکی شخص به هوا در تضاد باشد.

مروری بر آلبوم «افرا»

«افرا» را اگر با فرهنگ غالبِ نوازندگیِ زمانه‌ی انتشارش بسنجیم باید با شنیدن همان چند مضراب اول در سه‌گاه، در آن کوکِ پایینِ این سازِ فروتن، روی چشم بگذاریم. در این روزگارِ فقیر و حقیرِ گیر کرده روی فواصلِ کوچک، یافتنِ نوازنده‌ای که ادبیات تحریر و آرایه بر سرانگشتانِ چالاک‌اش جاری باشد دشوار است.

از روزهای گذشته…

بیست سال تحول موسیقی در ایران (I)

بیست سال تحول موسیقی در ایران (I)

درآمد: پس از انتشار دو مقاله با عنوان حضور موسیقی سمفونیک در انقلاب ۱۹۷۹، با توجه به استقبال دوستان و نیز فقدان مراجع مقبول آکادمیک و قابل استناد، بر آن شدم تا این موضوع را بیشتر مورد توجه قرار داده و به صورت مجموعه مقالات مستقلی از سایر نویسندگان و صاحب نظران منتشر نمایم. از این رو، هنرمند گرامی، جناب آقای دکتر کامبیز روشن روان که خود آثار موسیقایی بسیاری را در دوره مورد بحث آفریده و پژوهش های بسیاری را پیرامون مسأله ی رشد و گسترش موسیقی در ایران به انجام رسانده است، دعوت ما را اجابت نموده و مقاله ی حاضر را به زبان انگلیسی و با عنوان (Twenty Years of Developments in Persian Music) که برای نخستین بار در کنفرانس IEEE ارائه گردید، برای ترجمه در اختیار راقم این سطور قرار دادند. با تشکر از ایشان، مقاله ی حاضر را در چندین بخش تقدیم خواهم نمود. کیوان یحیی
نقدی بر نقد کتاب «پیوند شعر و موسیقی» (II)

نقدی بر نقد کتاب «پیوند شعر و موسیقی» (II)

علینقی وزیری و شاگردش روح الله خالقی، در تئوری های خود از علامت های رایج موسیقی کلاسیک غرب استفاده کردند و هر کجا علامتهای موسیقی غربی کارایی مناسب را نداشت، بدون تعصب از علامت های ابداعی استفاده می کردند؛ اتفاقا این نکته نشاندهنده شعور بالا و دوری از تعصب ایرانی و غربی آنهاست؛ مسئله ای که بسیاری از موسیقیدانان (مانند منتقد مورد بحث ما) نتوانستند بر آن فائق آیند. هیچ دلیل منطقی وجود ندارد که یک موسیقیدان دست به تولید علامت جدیدی برای نت نگاری بزند وقتی چنین علامتی برای نت نگاری قبلا بوجود آمده و در اقصی نقاط جهان نیز شناخته شده است.
ویلنسل (XII)

ویلنسل (XII)

ویولنسل یکی از اعضای ترکیب سنتی کوارت های زهی و همچنین کوینتت ها، سکستت ها و تریوهای زهی و دیگر ترکیب های آنسامبل است. قطعاتی برای هم نوازی دو، سه، چهار یا شمار بیشتری ویولنسل نیز نوشته شده که به سبک از آنسامبل «کر ویولنسل» هم گفته می شود. صدای چنین آنسامبلی را می توان با مقدمه اوورتور اپرای ویلیام تل اثر روسینی و یا صحنه Zaccharias’ prayer از اپرای نابوکو اثر وردی همانند دانست.
از گربه ها گفتید از شیرها هم بگوئید (I)

از گربه ها گفتید از شیرها هم بگوئید (I)

در میان فیلم هایی که طی چند سال اخیر با نگاهی منتقدانه به وضعیت برخی از انواع موسیقی های رایج در کشور پرداخته اند، فیلم “کسی از گربه های ایرانی خبر ندارد” ساخته ی “بهمن قبادی” را به جرات می توان بهترین فیلم سینمایی ایرانی که نگاهی جدی به مشکلات موسیقی زیرزمینی در ایران دارد، قلمداد کرد. این فیلم که در مراسم افتتاحیه ی جشنواره شصت و دوم “کن” به نمایش در آمد، توانست جایزه ی ویژه ی بخش “نگاهی دیگر” و همینطور جایزه ی ” فرانسوا شاله ” ی جشنواره را به خود اختصاص دهد. فیلم، جدای از ساختار پر کشش فیلمنامه، کارگردانی تاثیر گذار و بازی های قابل قبول بازیگرانش که آن را به فیلمی خوب تبدیل کرده اند، بررسی جامعه شناسانه ای بر مشکلات عدیده موزیسین های زیرزمینی ایران دارد.
بررسی برخی ویژگی های ساختاری آثار پرویز مشکاتیان (VII)

بررسی برخی ویژگی های ساختاری آثار پرویز مشکاتیان (VII)

مضراب پرانی لنگ: این قطعۀ کوتاه در دستگاه شور ساخته شده است و نغمات آن تحت تاثیر موسیقی محلی و مقامی خراسان می باشد. ویژگی بارز این اثر وزن و میزان بندی لنگ و دور متفاوت آن است. دور اصلی این اثر سیزده تایی بوده و تقسیمات داخلی آن به صورت ۵+۴+۴ می باشد. در حین اجرا دور اصلی اثر با تغییرات جزئی مواجه می شود که عبارتند از دور یاز ده تایی با ترکیب ۳+۴+۴ و دور دوازده تایی با ترکیب منظم ۴+۴+۴٫
جایگاه «گوشه» در موسیقی کلاسیک ایرانی (II)

جایگاه «گوشه» در موسیقی کلاسیک ایرانی (II)

ردیف های مکتب خانواده ی فراهانی با روایت های گوناگون کمتر از ۴۰۰ گوشه دارند مانند ردیف سازی میرزا عبدلله (نزدیک به ۲۵۰ گوشه به روایت برومند و نزدیک به ۳۹۰ گوشه به روایت منتظم لحکما) و ردیف آوازی عبدلله دوامی ( ۱۸۸ گوشه) و محمود کریمی (نزدیک به ۲۲۳ گوشه). واژه ی ”نزدیک” برای آن است که در نام گذاری بعضی گوشه ها اختلاف نظرهایی وجود دارد مثلن گوشه ی رضوی دستگاه شور در ردیف محمود کریمی به روایت ارفع اطرائی دارای بخش های نغمه، تحریر جواد خوانی و فرود است (اطرائی، ،۱۳۶۹ ۸-۱۰) اما در روایت مسعودیه با دو نام و دو گوشه ی متفاوت مشخص شده اند:‌ یکی «رضوی» و دیگری «رضوی با تحریر جوادخانی» (مسعودیه،‌ ۶،۲۵۳۶-۸) یا اینکه در روایت ارفع اطرائی گوشه هایی وجود دارند (مانند درآمد نوع دیگر در ماهور صفحه ی ۱۵۸ ) که در کتاب محمد تقی مسعودیه وجود ندارند.
نباید نگران بود (III)

نباید نگران بود (III)

تا آنجا که شناخت من از نمونه‌های موجود اجازه‌ی اظهار نظر می‌دهد بیشتر تلاش‌های صورت گرفته در این زمینه به تغییر در عادت‌های مربوط به متن می‌پردازند و با پرسش‌های بنیادینی که گفتم مواجه نمی‌شوند، بلکه بیشتر با پرسش‌هایی از این قبیل سروکار دارند که: «آیا تغییر متن برای ایجاد تغییرات بنیادی در حالت عمومی موسیقی کافی است؟»، «آیا برای تغییر دادن متن لازم است تکنیک‌های موسیقایی دیگری به کار بگیریم؟»، و … از همین جا می‌توانیم ببینیم که اگر این روند در طول زمان گسترش پیدا کند مجموعه‌ای از این پاسخ‌ها و جمعی از آثار موسیقی زیربنای زیباشناختی و تکنیکی لازم را آهسته آهسته تکمیل خواهند کرد.
Yesterday چهل ساله می شود

Yesterday چهل ساله می شود

به جرات می توان گفت که ترانه Yesterday از گروه بیتلز از معدود ترانه های پاپ هست که از زمان اجرای آن تا به امروز هنوزهم به کرات از رادیوهای موسیقی سراسر دنیا پخش میشود.
روش سوزوکی (قسمت چهل و دوم)

روش سوزوکی (قسمت چهل و دوم)

قطعاتی را که کلینگر به من می‌داد می‌نواختم و او مرا تصحیح می‌کرد. زمان کلاس طبق معمول دو ساعت طول می‌کشید. او به این مسئله توجه داشت که به من قطعاتی از دوران‌های مختلف را برای نواختن بدهد. احتمالا با این روش می‌خواست که اشتباهات مرا پیدا و تصحیح کند. هرگز به زمانی که صرف آموختن به من می کرد، توجهی نداشت، اما در مقابل برای من که می توان گفت آدمی تنبل بودم و می بایست تمام این قطعات را یکسره اجرا می کردم، این زمان رنج و عذابی مضاعف محسوب می شد. من از ابتدا می‌دانستم که فکر سلیست شدن را باید از ذهنم دور کنم، البته در آن موقع نمی‌دانستم که این مسئله ارتباطی به استعداد ندارد و تنها به میزان تکرار و تمرین مربوط می شود.
گزارش جلسه ششم «کارگاه آشنایی با نقد موسیقی» (IV)

گزارش جلسه ششم «کارگاه آشنایی با نقد موسیقی» (IV)

نقد اثر موسیقایی» به معنای تمرکز بر یک قطعه‌ی (یا اثر موسیقایی) منفرد و برآمدن عناصر نقد از دل متن اثر و موضوعات مرتبط با آن، جنبه‌ی عملی دیگری است که نقدگران می‌توانند آن را در کانون توجه قرار دهند. موضوعات کلی‌ای پیرامون نقد یک اثر معمولا مورد بررسی قرار می‌گیرند؛ هدف غایی، نوآوری/تغییرات، تقلید/تاثیرپذیری است.