سرگذشت ارکستر سمفونیک تهران (V)

مرتضی حنانه در کنار جمعی از نوازندگان ارکستر سمفونیک تهران
مرتضی حنانه در کنار جمعی از نوازندگان ارکستر سمفونیک تهران
در مهر ماه ۲۵۰۵ یعنی ۱۳۲۵، پرویز محمود به ریاست اداره موسیقی و هنرستان برگزیده شد و روبیک گریگوریان (به جای روح الله خالقی) معاونت او را عده دار شد؛ بله همینجا بود که با همت و تلاش جوانان چون حنانه و قریب (غریب) و شیروانی و… پایه های ارکستری گذارده می شد و با سومین رهبرش (نیروی سوم) توانست بر حسب تقدیر به زیر چتر وزارت فرهنگ و هنر (آن زمان) برود و این ارکستر خودش را تا به امروز حفظ نماید ولی متاسفانه باید گفت که در اداره ارکستر سمفونیک تهران، همگی به نوعی مقصر بوده اند، چه از زمان تشکیل آن و چه در دوران طلایی و چه در رکود آن…

دیگر حرفی نمی ماند، باشد تا ناگفته ها را کسان دیگری بگویند…

بر اساس دفترچه خاطرات مرتضی حنانه، اعتصاب هنرجویان هنرستان در سال ۱۳۲۰ با حضور یکی از هنرمندان مشهور ارکستر سمفونیک تهران بود؛ حشمت سنجری.

مرتضی حنانه می نویسد: حشمت سنجری جوانی است از شاگردان دوره عالی هنرستان موسیقی در رشته تخصصی ویولون و نزد آقای سروژ خوتسیف روسی الاصل به تمرینات خود ادامه می دهد؛ هدف او یاشا هایفتز شدن است. شاید این وضع درهم او در تمریناتش بخاطر خانواده اش باشد، زیرا که پدرش حسین سنجری، نوازنده تار و از پیروان علینقی خان وزیری است.

او به دلایل مالی با همراهی عده ای از هنرجویان که آنها نیز کماکان چنین سرنوشتی را داشته اند دست به ساختن ارکستر کوچکی زدند که شب ها در کافه ها و کاباره ها مشغول بشوند. شک نیست که نمی توان او را مورد سرزنش قرار دهیم، لاکن این سیستم کار ناچار، پی آمد هایی را موجب ساخت که می توانست مورد انتقاد جامعه هنری قرار بگیرد، زیرا هنرمندی که در جامعه ای عقب افتاده، نمی تواند از حرفه اصیل خود بهره مادی ببرد {ناچار است} در سطح پایین تری از هنر خود فقط استفاده مادی ببرد، همین سقوط کافیست که سرزنش شود تا چه رسد به…

او به شغل نوازندگی در کافه کاباره های تهران پس از سالهای اولیه، دلبستگی پیدا کرد و از پروپاگاندای حرفه اش (در واقع حرفه جدیدش) غافل نماند و این امر از اعلان هایی که جهت شنیدن ارکستر برادران سنجری در کافه شهرداری آن زمان تهران به دیوارهای شهر چسبانده شده بود به خوبی نمایان بود.

حشمت سنجری جهت تبدیل به احسن نمودن ارکسترش، خود و برادرش رنج آموختن ساز جدیدی را به خود هموار کردند؛ آموختن ترمپت.

حشمت سنجری پس از اخذ دیپلم سال ششم متوسطه بلافاصله به خدمت اداره موسیقی کشور درآمده بود و به سمت معلمی در خود هنرستان عالی. از جمله معلم تاریخ موسیقی کلاس ما نیز بود. البته پر واضح است که در آن زمان حقوق ماهیانه دریافت می کرده. (از فامیل های شاه) آری در نهایت حشمت سنجری، هوشنگ سنجری، عطا الله خادم میثاق و یوسف یوسف زاده، بطور کلی شاگردان دوره عالی هنرستان موسیقی از اعتصاب هنرجویان در سال ۱۳۲۰ خودداری کردند.

ارسال دیدگاه

رایانامهٔ شما نمایش داده نخواهد شد.

دنبال ساز دست دوم می‌گردید؟

گاه از زبانِ آنها که تصمیم گرفته‌اند به دنیای موسیقی گام بگذارند می‌شنویم که دنبال یک «ساز دست دوم» هستند؛ احتمالاً با این ذهنیت که قیمت‌اش ارزانتر باشد یا اینکه اگر از ادامه‌ی راه منصرف شدند، زیاد متضرر نشوند.

افق‌های مبهم گفت‌وگو (IV)

از چنین راستایی می‌توانیم گفت‌وگو با دیگری فرهنگی را در موسیقی شدنی‌تر بیابیم زیرا آغاز راهش سهل‌تر می‌نماید ( و تنها می‌نماید وگرنه دلیلی نداریم که حقیقتاً باشد). احساس اولیه از دریافت دیگریِ فرهنگ موسیقایی اگر به خودبزرگ‌بینی منجر نشود، همچون طعمه‌ای فریبنده پنجره‌ی گفت‌وگو را می‌گشاید. نخست به این معنا که بدانیم دیگری موسیقایی نیز وجود دارد. بر وجود او آگاه شویم. و سپس خواست فهمیدن او پدید آید. و این خواست مفاهمه چیزی افزون بر آن دارد که پیش‌تر میان دریافت‌کننده و دیگری مؤلف برشمرده شد. اینجا پای «خود» به مفهوم هویت جمعی نیز در میان است.

از روزهای گذشته…

شجریان؛ پدیده‌ی اجتماعی (III)

شجریان؛ پدیده‌ی اجتماعی (III)

در حقیقت آنچه اهمیت دارد در سیمای این پدیده ژرف‌کاوی کنیم نه فضیلت‌های اخلاقی یا منش‌های پسندیده‌ای است که یک خواننده/انسان برای برقرار نگه‌داشتن مسیر حرفه‌ای‌اش به کار بسته تا در دورانی پر فراز و نشیب آلوده‌ی بسیاری از چیزها نشود و متضاد اینها، یعنی سرمشق‌ها و منش‌های نکوهیده (گرچه همه‌ی اینها در جای خود شایسته‌ی توجه‌اند)، بلکه بیش از آنها وضعیت جامعه‌شناختی است که یک پدیده (ولو از جنس هنر و طبعاً درگیر مسائل درونی ارزش خودبسنده‌ی هنری و …) در تلاطم حوادث می‌پذیرد.
بیژن کامکار: مرکز حفظ و اشاعه  موسیقی را زندانی کرده بود

بیژن کامکار: مرکز حفظ و اشاعه موسیقی را زندانی کرده بود

من با آقای ناظری به یکی از بهترین استودیهای دنیا که در پاریس بود رفتیم. فضای استودیو چنان خلاءی بود که آدم وحشت می‌کرد. رفتیم و از صدای ایشان و صدای دف من نمونه‌هایی گرفتند که بر اساس آنها بروند میکروفون‌های مخصوص تولید کنند. یک میکروفون اختصاصی برای دف. من چهل سال است دف می‌زنم هیچ وقت نشده است که یک صدای درست از دف بشنوم. صدای دف خانقاه را در هیچ ضبطی نشنیده‌ام.
سلطانی: دولت مسئول حمایت از هنر پیشرو است

سلطانی: دولت مسئول حمایت از هنر پیشرو است

این جا موسیقی آوانگارد و پیشرو جایگاهِ چندانی ندارد؛ بیشتر موسیقی هایی اصطلاحاً ترگل وَرگل و رمانتیزمِ دِمُده و یا موسیقی هایی که آمیخته به شعارهای لوس باشند ( استفاده از شعار قطعاً در جایگاه خود زیبایی و صلابت خود را خواهد داشت) و الزاماً هم همراه خواننده مورد توجه قرار می گیرد. اگر این خواننده، تلویزیون و یا سینمای دست چندم را هم به قدوم خودش مزین کرده باشد، دیگر واویلاست.
جرج بنسون

جرج بنسون

یکی از نوازندگان صاحب سبک دنیای گیتار جز جورج بنسون موزیسن امریکایی میباشد وی در سن ۲۲ سالگی با ضبط اولین آلبومش، خود را به دنیای موسیقی معرفی نمود. بنسون متولد ۲۲ مارس سال ۱۹۴۳ در پنسیلوانیای آمریکا میباشد. عمده شهرت وی به خاطر آثار محبوبش در میان مردم میباشد و بیشتر از اینکه او را به عنوان یک گیتاریست جز بشناسند از وی با عنوان خواننده پاپ نام میبرند!
شریفیان: بسیاری از آثار جشنواره ای سطحی اند

شریفیان: بسیاری از آثار جشنواره ای سطحی اند

راستش تا آنجا که به ذهنم می رسد، بسیاری از فعالیت ها مختص شده بود به فضای فیلمسازی. یادم هست در موسیقی اتفاقات به مراتب کمتری می افتاد و با اینکه سعی می کردیم کارهای مختلفی انجام بدهیم در نهایت کماکان همه جذب موسیقی فیلم می شدند به این دلیل که مسائل مختلف در سینما کار می شد و جریان اصلی هنرها را انسان در سینما یا انیمیشن می دید. بسیار بسیار سینمای فعالی بود و من این را به خوبی به خاطر دارم؛ سینمایی که انسان احساس می کرد خیلی امیدها را در خود دارد. نوع سوژه ها و کارها طیف بسیار وسیعی را دربرمی گرفت و این طور نبود که فقط در محدوده خاصی کار شود. الان انسان احساس می کند بعد از گذشت این همه سال سوژه ها اغلب در یکی دو مورد کلیشه ای محدود و کانالیزه شده اند.
شاید چنین باشد، شاید (III)

شاید چنین باشد، شاید (III)

سوگواری دیگر و این بار سوگ سرو، سمبل آزادگی. کمانچه‌ها روایتگر این مویه شده‌اند. قطعه با جمله‌ای دردآلود و کشیده آغاز می‌شود و فضایی مویه‌مانند را تداعی می‌کند؛ ملودی‌ای که با تکیه‌ها ساخته شده و از نیمه با صدایی که بخشی از ملودی بعدی را می‌نوازد همراهی می‌شود. ایده‌ی اول با بخشی از ایده‌ی دوم همراهی می‌گردد.
بهترین ویولنهای فولتن در معرض نمایش

بهترین ویولنهای فولتن در معرض نمایش

سنگ، تمر، کتاب کمیک یا هر کلکسیون دیگری، فرق ندارد، کلکسیونر دوست دارد به نمایش بگذارد مجموعه‌اش را. دیوید فولتن، ویولن‌نواز آماتوری که گنج‌بان بهترین کلکسیون ویولن هم هست، این کار را به خوبی انجام داده در پروژه تهیه یک سی‌دی و یک دی‌وی‌دی همراه، که بناست در نوامبر امسال منتشر شود.
پیوند نام اثر موسیقایی با محتوا و نقد آن (II)

پیوند نام اثر موسیقایی با محتوا و نقد آن (II)

با چنین انگیزه ای بوده است که گوستاو مالر نامِ “ترانه ای برای درد و رنج زمین” را که در ابتدا برای اثرِ معروف خود برگزیده بود، با این هدف که از بار اندوه اثر برای مخاطب بکاهد، به “ترانه ی زمین” تغییر می دهد که حقیقتن دو عنوان، با دو بارِ عاطفی متفاوت اند.
ادوارد الگار، آهنگساز انگلیسی (XIII)

ادوارد الگار، آهنگساز انگلیسی (XIII)

جرونتیوس برای تنور، متسوسوپرانو، باس، گروه کر و ارکستر نوشته شده است. این اثر با یک ملودی ظریف در “ر مینور” آغاز می شود. این قسمت از اثر را دوست الگار و ناشر کارهای او، آگوست جاگر، “داستان قضاوت” نام نهاده است. قسمت پرلود این اثر به عنوان یک مقدمه با ارکستر شروع می شود و به معرفی تمام تم های اصلی داستان می پردازد.
ژان میشل ژار

ژان میشل ژار

حتما” برای شما جالب خواهد بود اگر بدانید که ژان میشل ژار فرزند موریس ژار آهنگساز مشهور هالیوود می باشد. از جمله کارهای بزرگ موریس ژار می توان به موسیقی فیلم های موفقی چون لورنس عربستان، محمد رسول الله، روح و … اشاره کرد.